طعم گس هوس

روی کاناپه ی سه نفره ی کنار دیوار دراز کشیده بودم . سکوت مطلق سالن پذیرایی با صدای خفه ی شر شر بارون تندی که بیرون ویلا میومد شکسته میشد . نمی تونستم ذهنمو متمرکز کنم ، حواسم مثل یه بچه ی بازیگوش گاهی دست در دست بارون میشد و با ریتم بارون می‌رقصید ، گاهی هم خودش رو می سپرد به صدای تیک تاک ساعت که خشن و بی وقفه آواز می خوند . تو همین سرخوشی و دیوانگی غرق بودم که یه مرتبه نگاهم با نگاه سرد و بی روح و وسوسه انگیزش برخورد کرد . خودش بود … شیطان !!! بی مقدمه شروع کرد به سوال کردن ؛
_برای چی مثل ابله ها اینجا نشستی و نمیری بالا ببینی داره چیکار میکنه ؟ 👿
+زهرمار تو باز بی هوا ظاهر شدی ؟ چیکار کنم قلبم داره از جاش کنده میشه ! تا حالا موقعیتش پیش نیومده بود که با هم تنها باشیم زیر یه سقف اونم کجا ؟ شمال ! تو یه همچین ویلای دنج و قشنگی .
-کار من بوده احمق !!! داری هرچی که من رشته کردم رو پنبه میکنی . بلند شو برو بالا ببین داره چیکار میکنه ! زود باش !!!
+خجالت میکشم … بذار از حموم بیاد بعد .
-می دونی اگر بزنمت زنده نخواهی ماند ؟؟؟ بلند شو
اینو با اخم و جذبه ی خاصش گفت ، دیگه جرات نکردم روی حرفش حرف بزنم . آروم از روی کاناپه لشم رو جمع کردم و سمت پله ها رفتم تا برم طبقه ی بالا . ضربان قلبم با هر پله ای که طی میکردم تند و تندتر میشد . صدای شرشر دوش حموم برام مثل یه آهنگ شده بود . آهنگی که نوید لحظات پر از حس و هوس آینده رو میداد . در حموم باز بود و نگار پشت به در حموم توی این محفظه شیشه ای با کلاسا داشت حموم میکرد و آهنگ کویر گوگوش رو زمزمه می‌کرد . شیشه رو بخار گرفته بود ولی از پشت همون شیشه ی بخار گرفته هم میشد هیکل جذاب و سکسی و عضلانیش رو دید زد . از استرس و شهوت آب دهنمو به زور قورت دادم . دوباره شیطان کنارم ظاهر شد ، دستشو روی شونه م گذاشت و با من شروع کرد به دید زدن نگار…
-واقعا زیباست . حوری بهشتی دروغه بهشت تو همینجا و همین الانه…نمی خوای برای بچه ها این حوری بهشتی که داره روبروت حموم میکنه رو توصیف کنی ؟
+چرا … چرا
نگار دختریه با قد تقریبا 175 سانتی متر ، کمر باریک و باسن گرد و ورزشکاری رونای عضلانی ظریف و دخترونه ، ممه های سایز 80 سربالا و شق و رق ، صورت گرد و ظریف ، لبای خوش فرم و گوشتی که من همیشه عاشق خط وسط لب پایینش بودم که لبای گوشتیشو به مراتب هوس انگیزتر می‌کرد. بینی خوش فرم و قلمی بود که یه پیرسینگ نگینی خوشگل هم روش بود ، چشمایی که من بی اندازه دیوانه ش بودم ، زیبا و درشت . دوتا تیله ی قهوه ای روشن که حرارت و شرر توشون موج میزد . ابروهای زیبای کمونی که اون چشمای شیطون و زیبا زیر سایه شون بیشتر خودنمایی میکردن و بهشون زیبایی دو چندان میدادن . و در آخر موها … موهای بلند تا روی باسن که همیشه لخت لخت بودن و مشکی به رنگ شب . من عاشق این بودم و هستم که دستام لای این موهای لخت و مشکی گم بشن و با نوازش این موها آرامش بگیرم .
توی این توصیفات غرق بودم که یه مرتبه دوش حموم بسته شد و نگار برگشت و در شیشه ای حموم رو باز کرد و با یه لبخند شیطنت آمیز به من گفت :
×آهای آقا پسر ! چند دقیقه ست داری منو دید میزنی ؟؟؟
+تقصیر خودته ! میخواستی انقدر خوشگل و جذاب نباشی . آدم نمیتونه ازت چشم برداره !
×خودتو آماده کن برای بهترین لحظات زندگیت که قراره من بهت هدیه کنم .
من رو خیلی غلیظ و کشدار گفت . توی این من پر از حس غرور بود . همین مغرور بودن و خودشیفتگی خواستنی ترش می‌کرد.
+بی صبرانه منتظرم نفسم
×پایین نرو . برو تو اتاق شومینه منتظر باش تا من آماده بشم بیام .
+جون چششششششم
سریع رفتم تو اتاق شومینه که کنار حموم بود . صدای شرشر بارون که به سقف و شیشه می‌خورد با صدای تق و تقی که گاهی بر اثر سوختن چوبهای توی شومینه میومد هارمونی قشنگی بوجود آورده بود . زیر پنجره ی اتاق یه تخت دو نفره ی شیک و زیبا که بالای تاجش یه چراغ هایلایت با نور ملو داشت به اتاق بوی شهوت و سکس داده بود . نمی خواستم لباسامو دربیارم ، تمام فکر و ذکرم این بود که حین عشقبازی نگار لباسامو از تنم در بیاره . عمدا لفت میداد تا منو از اینی که هستم مشتاق تر و دیوونه تر بکنه ‌. توی اتاق کناری داشت لباس عوض می کرد . از سر و صداهایی که میومد فهمیدم . داشتم لحظات آینده رو تو ذهنم مجسم میکردم و براشون برنامه ریزی میکردم که یهو با صداش بند دلم پاره شد .
×میخوام بیام تو اتاق . چشماتو ببند . جون منم قسم بخور که تقلب نمیکنی و دزدکی نگاه نمیکنی .
+قول میدم به جون خودم نگاه نمی‌کنم .
×قبول نیست . گفتم جون منو قسم بخور !
+آخه من کی جون تورو قسم خوردم . دلم نمیاد که . باشه به جون تو نگاه نمی‌کنم .
هم چشمامو بستم هم دستمو سفت روی چشمام گذاشتم . بالاخره انتظار داشت سر میومد . صدای تق تق کفشاش تو فضا پیچید و منو بیشتر شهوتی کرد . اومده بود توی اتاق . حضورشو توی اتاق حس میکردم بوی عطر تنش تمام اتاقو پر کرده بود .
×خب شیطون کوچولوی شهوتی . حالا بهت اجازه میدم چشماتو باز کنی .
نمیتونستم چشمامو باز کنم . استرس و شهوت توأمان به جونم افتاده بودن . بالاخره به خودم جرات دادم و چشمامو باز کردم . خدای من !!! از پاهاش شروع کردم . یه کفش خوشگل مشکی پاشنه 20 سانتی پوشیده بود ، یه جوراب توری مشکی که رنگ ملیح پوستش و ظرافت ساق و روناش توش نمایان بود و خیلی خیلی هوس انگیز جلوه می‌کرد . یه دامن لاتکس براق سکسی مشکی که کوتاه بود و میشد با یه کم دقت کون خوش فرمش رو از زیرش دید . یه سوتین سکسی که اونم لاتکس براق و مشکی بود که فقط دور تا دور ممه رو پوشش میداد و ممه های گرد و خوش فرمش لخت در مقابل چشمام بود که روی نوک ممه هاش دوتا برچسب ضربدر سکسی زده بود . موهاشو از بالای سرش دم اسبی بسته بود ، جوری که چهره ش رو وحشی تر و سکسی تر کرده بود . با یه شیطنت خاصی در حالی که یه لبخند موزیانه به لب داشت گفت :
×خب ؟ نظر مساعدتو اعلام کن !!!
ناخودآگاه گفتم :
+وای دختر تو بی نظیر شدی !!! فوق العاده ای سکسی من …
از این کلام آخرم خودم هنگ کردم .
×خب وقتو تلف نکن . بلند شو بیا دیگه …
این کلماتو با یه شهوت خیلی خاصی ادا کرد . باورم نمیشد که این حوری بهشتی قراره تا چند ثانیه ی دیگه مال من بشه . بلند شدم از روی تخت و رفتم به سمتش انگشتای کشیده و زیباش رو به سمت من گرفت ، دستشو گرفتم و بی اختیار بوسیدم . جلوش زانو زدم و آروم و با حوصله کفشاشو از پاش درآوردم و باز بلند شدم و تو چشمای پر از شیطنتش زل زدم
+حوری بهشتی دروغه! تو حوری بهشتی منی .
خندید و گفت :
×دیوونه !
بینمون سکوت برقرار شد و همچنان بارون در حال باریدن بود . ما نگاهمون به هم گره خورده بود و داشتیم همدیگه رو با نگاه می‌خوردیم ‌. هیچکدوم از ما روش نمیشد شروع کننده باشه تا اینکه من دست بردم پشتش و گذاشتم وسط گودی خوش فرم کمرش و به خودم نزدیکش کردم . آروم لبمو نزدیک لباش بردم و یه بوسه ی کوچولو نثارشون کردم . دوباره یه نگاه تو چشمای هم کردیم و باز یه بوسه . بوسه هامون یواش یواش ممتد شد . یواش یواش زبونم وارد عمل شد و بوسه هامون به آرومی تبدیل شدن به لب بازی ، اما هنوز آتیش شهوتمون شعله نکشیده بود . داغی نفس نگار و گرمای لباش دیوونه م می‌کرد. لب بازی آروم ما تبدیل شد به بوسه های شهوتی و وحشیانه صدای چلپ چلوپ میک هایی که از لبای هم میزدیم تمام فضای اتاق رو پر کرده بود آروم دستاشو برد زیر تی شرتم و شروع کرد از زیر تیشرت سینه های منو دست کشیدن . منم آروم دست بردم از روی دامنش کونشو فشار دادن و دستمالی کردن نرم ترین و در عین حال خوش تراش ترین کونی بود که می دیدم . تو یه لحظه تی شرتمو از تنم درآورد و باز لبامون قفل شد تو هم . حالا من داشتم کون نگار رو با دستام ماساژ میدادم و اونم از روی شلوار کیرمو که داشت از جاش کنده میشد رو می مالید . لبام از لبای نگار جدا شد و آروم رفت سمت گردنش . شروع کردم گردنشو لیسیدن و مکیدن یه ناله ی ریز از سر شهوت زد
×آآآآآهههههههههه سعییییییییددددد
+جووووونم عزیزم
×خوب بلدی دیوونه م کنییییی
با این حرفش تشویق شدم که با ولع بیشتری برم سراغ جاهای دیگه ی بدنش که هنوز کشف نکرده بودم . تو همون حالت ایستاده اول ممه های گردشو که تو دستام جا نمیشدن مالیدم و ماساژ دادم نوک فسقلی ممه هاش سیخ سیخ شده بودن با انگشتام بازیشون دادم و یه فشار ریز دادم که باز یه آه بلند کشید و بعد خندید . با تمام حرص و ولع شروع کردم به لیسیدن و مکیدن نوک ممه هاش دیگه کاملا با من همراه شد و آه و اوهش تو اتاق پیچیده بود
با زبونم نوک ممه هاشو بازی میدادم که یه مرتبه وحشی شد و هولم داد روی تخت .
×دیگه طاقت ندارم!!!
دست انداخت اسلشمو از پام کشید بیرون منم نشستم و دامنی که پاش بود رو از پاش در آوردم یه شورت لامبادای توری قرمز پاش بود که با تیپ مشکیش جالب شده بود . تو حالت نشسته بودم که پاشو گذاشت روی رون من شروع کردم به بوسیدن و لیسیدن ساق پاش تا رسیدم به رون پاش جووووون خییییلی سکسی بود کلی روناشو لیسیدم و میک زدم اونم خم شده بود و از روی شورت کیرمو تو دستش گرفته بود و می‌مالید . با یه هول منو خوابوند روی تخت ، شورتشو درآورد و خودش اومد برعکس روی صورتم نشست . حالا نوبت خوردن و لذت بردن از بهشت این هلو پوست کنده بود . خدایا باورم نمیشد چی میبینم . یه کس خوشگل و صورتی رنگ که انگار هیچوقت تو عمرش مو در نیاورده . جلوم ظاهر شد ‌. لبای کسش نه خیلی پهن و آویزون بود نه خیلی کوچولو و به قول معروف کس موشی . یه کس نرمال و گوشتی که خیلی تمیز آماده ی خوردن بود زبونمو بردم لای چاک کسش و چوچول خوشگلشو که از شدت شهوت باد کرده بود و لیسیدم و بعد چند بار لیسیدن میک رو هم چاشنیش میکردم . زبونم با تمام کنجکاویش مدام و بی اختیار روی اون کس کشیده میشد . طعم ترش آب کسش خوشمزه ترین طعمی بود که چشیدم . نگار از فرط لذت جمله هایی رو سر هم می کرد که تو خوابم نمیدیدم یه روزی ازش بشنوم

×آره عشقم بخور که داری خوب می خوری ! بخور کسمو همش مال توئه ! آخ چه کسی ازم میخوری دیوونه شدم ! بذار ببینم تو شورتت چی قایم کردی ؟! میخوام برات ساک بزنم !

با گفتن این جمله ی آخر قند تو دلم آب شد . شورتمو از پام درآورد . اول گفت :
×جووووووون چه نانازه . دوست دارم کل قد و قامتشو بلیسم
شروع کرد به لیسیدن از نوک کیرم تا دم خایه هام . آخ چه لذتی داشت . یه تف گنده انداخت رو کیرم و به آرومی لباشو باز کرد و کیرمو تا ته تو دهنش جا داد جوری که حلقه ی لبای گوشتی دیوانه کننده شو انتهای کیرم حس میکردم . خیلی لذت بخش بود منم بیکار نبودم و کس نگار رو با تمام عشق میخوردم اونم وقتایی که خیلی خوشش میومد با ولع بیشتری کیرمو ساک میزد . یه لحظه فاصله دادم بین بدنم و بدنش که روم بود . وقتی کیرمو غرق تف نگار دیدم به خودم و کیرم افتخار کردم . نگار داد زد
×دیگه طاقتم تموم شد بیا روم … بیا روم منو بکن لعنتی
همین که از روم بلند شد نشستم و سرمو بین دستاش گرفت و زبونشو با تمام قدرت فرستاد تو دهنم منم زبونشو با عشق میک میزدم . خوابوندمش و اومدم روش . کسش هیچ نیازی به تف و روغن نداشت با آبی که ازش سرازیر بود آماده شده بود برای سکس . کیرمو توی دستم گرفتم و با بی رحمی تمام فرستادمش توی کس نگار آخ که چقدر تنگ بود . نگار آه بلندی کشید و منو به خودش چسبوند و با ولع تمام افتاد به جون لبام در حین لب گرفتن و تلمبه زدن منم صحبت می کرد
×آخ جون چه کیر کلفتی تومه! بکن منو عشقم ! لباتو بده عشقم ! آه دارم دیوونه میشم سعید … بکن لعنتی … بکن منو
منم با این جملات بیشتر تحریک میشدم و بیشتر تلمبه میزدم . هر وقت که نزدیک ارضا شدنم بود بی حرکت میموندم تا کیرم آروم بگیره دوباره شروع میکردم . کس نگار خیلی تنگ و آبدار بود . مدامم عضلات داخلش کیرمو فشار میدادن . داد زدم
+نگار … نگار خیلی کست تنگه آبم داره میاد آبم داره میاد
×بیار عشقم بریز روی ممه هام… بریزشون رو ممه های گردم
بلند شدم روی تخت و با دو تا جق آبم پاشید روی ممه های نگار ، اونم با دستاش مثل پماد میمالیدشون روی ممه هاش .
+آخ عشقم عالی بود … تو بی نظیری . فوق العاده ترین لحظات زندگیم بود .
×برای منم خیلی عالی بود عزیزم . خیلی دوست داشتم .
اومدم به سمت صورتش و لبامو گذاشتم رو لباش و شروع کردیم به لب بازی . شیطان گوشه ی اتاق کنار شومینه ایستاده بود . نگاهمون که به هم برخورد کرد لبخند ریزی زد و شروع کرد به کف زدن برای من . سیگار برگی از جیبش درآورد و گوشه ی لبش گذاشت و با فندک طلایی زیپوش آتیشش زد . یه نگاه به ساعت الماسی که دستش بود انداخت و گفت :
-خب دیگه کار من اینجا تموم شد . باید برم سراغ نفر بعدی …
بعدم بی خداحافظی از اتاق رفت بیرون .
نگار منو تکون داد به خودم اومدم .
×کجایی تو ؟؟؟!!! بریم حموم . راند دوم تو حمومه… اوکی ؟
+جووووون … اوکی عشقم .

پایان

نوشته: مطرود

بازدید 13,716

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “طعم گس هوس”

  1. از کلمه شرشر چندین بار استفاده کردی که زیاد جالب نبود …بلاخره شرشر باران و گوش میدادی یا شرشر آب توی حمام…زیاد تخیلاتی کرده بودی ازحمام که اومد توی اتاق صدای تق تق کفشهاش…آخه کی باکفش تق تقی میره حمام احتمالا کفشهای پاشنه بلند باید صدای تق تقی بدن …اول داستان هم روی کاناپه۳نفره دراز کشیده بودی و طرف اومد بهت گفت چرااینجانشستی … زیاد پس وپیش کرده بودی داستانت را … خب برم ادامش بخونم تاجایی خوندم که ازحمام باصدای تق تق اومدتواتاقی که چشماتوبسته بودی …

  2. خب بقیش قشنگ بود …بزرگترین ایراد نداشتن کاندم …هرچند که از کاندم خوشم نمیاد ولی خطریه مراقب باشید بچه ناخواسته بیخ ریشتون گیرنکنه

  3. ابتداجوری وصف کردی که فکرکردم کسی رودوست داری ولی هنوز ابرازعلاقه نکردی وتازه میخوای پیشنهادشروع رابطه عاطفی وعاشقانه یاهرچی بدی بهش.وقتی رفتی دیدزدی فکرکردم قراره طرف یه جیغ بکشه سرت وبگه بروبیرون.اماروندمتن کلاتغییرکرد ودختره اتفاقاانگارازقبل اماده بوده ونشانی از باراول بودن اتفاق نداشت.گویی که انگارهمسرته وبرای اماده شدن واسه سکس رفته حمام.حین نزدیکی هم یه بارجوری بیان میکردی انگارباراوله داری باهاش رابطه برقرارمیکنی،یه جاهایی هم انگارسالهاست دارین باهم سکس میکنین.وکلا متن هرچندقشنگ وادبی نوشته شده بوداما ناقص بود نسبتشون چی بود اونجاچکارمیکردن ازکجااومدن خود راوی که مردقصه بود کی بودو…خلاصه گنگ بود وخیلی سوالات توی ذهن خواننده ایجادمیکرد حداقل برای منی که صرفا مطالعه میکنم قابل درک نبود.کاش به جز فن بیان روی نوع بیان وتوضیح روشن وشفاف سازی همه عناصرهم کارمیکردی.این متن بیان عاشقانه داشت اما شباهتی به یک داستان کامل که عشق روبشه حس کرد نداشت.این نظرشخصی بنده بودوشاید برداشت من اینطوربوده نمیدونم.بهرحال خسته نباشی.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید