شیطنت دوست دخترم با والدینش

سلام دوستان این خاطره واقعی مال دوست دخترمه و سکسی هم نیست فقط واستون تعریف میکنم تا برای چند ثانیه هم شده خنده بر لباتون بیاد.خواهشن ابراز محبتتون با فحش نباشه!!من یک دوست دختر دارم که تک فرزند خونه هست و 19سالشه و خیلی شیطونه و اونقد سوتی های پدر و مادرشو تو سکس گرفته که بیجاره ها نمیتونن پیشش کاری بکنن .البته خودش واسم تعریف میکنه.یکی از این شیطونیاش رو میگم.(من راویی هستم فقط)از زبون خودش تعریف میکنم.

نصف شب بود از تشنگی زیاد از خواب بیدار شدم میخواستم برم اشپزخانه اب بخورم دیدم چراغ اتاق پدر و مادرم روشنه اروم رفتم از لای در نگاه کردم دیدم هچ کی تو اتاق نیست !!نزدیک حموم شدم صدای اب شنیدم بله مامان و بابام رفتن خوشگذرونی.باز شیطنت زد سرم اروم رفتم از پشت در حموم رو قفل کردم و رفتم اب خوردم رفتم خوابیدم .نیم ساعت نگذشته بود که صدای تق تق در حموم اومد.با صدای بلند منو صدا میکردن مهشید مهشید .منم الکی خودمو به خواب الودگی زدم در حالی که با دستم چشامو میمالوندم به طرف حموم رفتم با صدای خواب الوده گفتم چیه ؟مامانم گفت در حموم رو باز کن دخترم.منم گفتم وا مامان نصف شبی حموم چیکار میکنید روز رو مگه ازتون گرفتن!!در رو باز کردم بیجاره مامان و بابام از خجالت سرخ شده بودن!!هه.بهم گفتن از حموم برو بیرون .منم چندتا تیکه بهشون انداختم رفتم اتاقم.از اون به بعد دیگه پیشم زیاد سوتی نمیدن.

نوشته: ؟

بازدید 3,410

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

25 پاسخ به “شیطنت دوست دخترم با والدینش”

  1. سرِ تو سلامت.الان با این خاطره ی کیری باید کس گیر بیاریم بذاریم درِ اون؟!!!همینو برو واسه دوستات تعریف کن تا حسابی کیرت کنن دیگه حس با نمک بودن بهت دست نده…

  2. بابا بچه یه چیزی گفت تو ذوقش نزنید دیگهآفرین پسرم حالا برو لالا کن دیگه هم اینورا پیدات نشه بدو برو

  3. واي واي چقد با نمكي تو بچهاون خاطره تخمي دوست دخترت رو براي دوستاي كنين تعريف كن كه بهت بگن خيلي كيري بود والسلام نامه تمام

  4. دمت گرم ,حسابی خندیدم,تو به نیت شاد کردن نوشتی ,عالی بود,از اینجور دخترا خوشم میاد,

  5. افرین بر تو و متاسفم برای یه مشت ادم بی جنبه لاشی که میان فحش میدن.جمشید مانکن تو کلا پای همه داستانا فحش میدی نخونده.هه متاسفم.ادامه بده به کوری چشم لاشی ها.

  6. واقعا خنده دار بود خیلی خندیدم خدا خیرت بده.خندم واسه داستان نبودااااااااواسه کامنتای دوستان بود.خخخخخخخدر ضمن چند سال دارین تو و دوست دخترت عمووووو؟؟؟؟؟

  7. به نظرم از دوست دخترت فاصله بگیراین دختر نیست هیولاستبه پدر مادرش رحم نکرده وای به حال توbiggrin

  8. خیلی خندیدم منم یبار مچ بابام با مامانمو تو حموم گرفتم ولی بعدش بابام با کمر بند افتاد به جونم دیگه جرات نمیکردم طرف بابام برمbiggrin

  9. دوستان عزیز… منکه از پیامهای gow kraytos و hossein.salehi تو محیط نظر دهی خسته شدم… شماهارو نمیدونم… بیاید یه فکر اساسی برانا بکنیم… به بهترین پیشنهاد هم یه جایزه ای چیزی بدیم… واقعاً میخوارن که دهن همه دوستانو با این پیامهای تکراری و بدون محتوا سرویس کردن… خواهشاً دوستان کمک کنن… هم اکنون به یاری سبزتون نیازمندیم… بنیاد کمک به مجلوقات خارشی

  10. در خصوص داستان بگم که … یعنی بابا ماماانه اصلاً شک مکردن که در حمام هویجوری قفل نمیشه و کار کاره دخترشونه… یعنی دخترشونم دلش میخواد بیاد تو بازی… تازه نمیتونستن شیشه حمامو یواش بشکنن و بیان بیرون تا کسی نفهمه؟ چون اکثر حمامای تو اتاق خواب شیشه دارن… کار دختره جالب بود ولی اگه من جای باباهه بودم میدونستم با همچین دختری چه باید کرد…biggrin

  11. خدا وکیلی یکی بگه الان من چیکار کنم؟؟؟؟نویسنده محترم،ایندفه فحشت نمیدم.فقط دیگه ننویس.اما شما لاشیا که با یه داستان کیری به به و چه چه راه میندازین.اخه شما که بلد نیستین گه بخورین،گه میخورین گه میخورین کونیا.خوب کیریا،از چیه این داستان کیری تعریف میکنین کیرم دهنتون.((واج آرایی ک حال کردین!!))

  12. دوس دخترت چقد با نمکه شبا لای خیار شورا می خوابه ‌حالا اون یه کسشعری گفته تو چرا باورت شده

  13. دخترت رو من گاییدمش از کوس و کوس.الان توی کوس و کون دوست دخترت پر از اب کیر منه.خخخخخخخخ

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید