شهوت و عشق با مرجان

سلام اسم. من امیر هستش.داستانی که میخوام براتون بگم. در مورد. زیدم که . اسمش. مرجان. هستش
منو مرجان الان. نزدیک هفت سالی. هستش که باهم دوست هستیم.و همه جور و همه مدل با هم برنامه داشتم
از فیس اندام های مرجان براتون بگم. که یه زن. 42 ساله با بدنی پر و سینه های 85 نه سفت نه شل. چون ورز ش می‌کنه و پوست سفید. و خیلی خیلی هم تمیز هستش.
با کس خیلی خیلی. صورت. و سایز نه زیاد گشاد نه زیاد تنگ
ولی با شهوت بالا و پایه برای هر مدل سکسی.
وتشنه سکس طولانی
منم هم. 39سالم هستش بدن توپری دارم. قد هم. 173
تقریبن هیکلی و سایر کیر هم شق شده 19سانت. هستش
و تو سکس. طولانی خیلی. حرفه ای هستم
داستانی از رو اول. آشنای مون هستش که به طور اتفاقی. از طریق یک دوست مشترک باهم قرار گذاشتیم
ساعت نزدیک ساعت. 9 شب بود.
زنگ زدم بهش گفتم من. امیر هستم. از طرف فلانی. شما کجا هستین. گفت. من. سر چهار راه ایستادم.
گفتم صبر کن. الان. میرسم. چند دقیقه طول نکشیده بود. که دیدم که یک خانم خوشگل. ناز نازی. پخته و خوش هیکل. سوار ماشین شد
کمی باهم حرف زدیم و تو همان تایم کم مخشوزدم
که قرار شد هم رو بیشتر ببینم
خلاصه چند باری هم رو دیدیم با هم. خودمونی شدیم
یک شب که رفتم دنبالش.و سوارش کردم. راهی شدم سمت جاده کوهی. که یک جاده تفریحگاهی هست کمی راه رفتیم
که دستم رو گذاشتم وسط پاش و هی از روی شلوار با کسش ور میرفتم. و هی بهش میگفتم. این ماشین های کنار جاده رو میبینی اینا. دارن باهم عشقو حال میکنن. منم بزنم بغل
اونم میگفت نه بابا مامور میاد بهمون گیر میده گفتم. نه بابا مامور کجا بود
خلاصه راضیش کردم و زدم بغل
دستم رو بردم داخل شلوارش. با کمی تکان دادن. دستم رسید به کس مرجان این برای اولین. بار بود که داشتم کس مرجان رو لمس میکردم یه کس نرم. و خیس خیس.
دیگه طاقت نیاوردم و شروع کردم با انگشت داخل کس مرجان.
مرجان چشم هایش بسته شده بود و داشت آه و ناله میکرد
فکرشو میکرد که من بیشتر از این پیش برم. که یک دفع دید دارم به زور شلوارشو پایان تر میکشم
خلاصه. با کمی زور زدن شلوارشو تا نزدیکای زانوس اوردم.
بعد دیگه دستم به راحتی روی کس مرجان. می‌چرخید
دستم رو با سرعت. داخل کسش میکردم مرجان دیگه از خود بی خود شده بود که. یکدفعه دیدم. سینه هاشو از زیر لباسش در آورد. بهم گفت برام خور.
من کمی اطراف رو نگاه کرد دیم خبری نیست شروع. به خوردن سینه هاش کردم.
سینه های بزرگ مرجان منو دیوانه کرده و آنقدر میک میزدم با دستم هم سوراخ کسش رو. تحریک میکردم. که به یک بار
دیدم مرجان با صدا. اه اه اه. آه بلند. و با تکان های زیاد ارضا شد
و تو دستم احساس خیسی زیادی. کردم.
بله مرجان از اون زن ها هستش که آب منی زیاد داره
با دست مال کاغذ دست هامو پاک کردم. بهش گفتم خوبی.
گفت آره عشقم خوبم
بهش گفتم من. چی پس
گفتم. میخوای برات بخورم ؟
گفتم آره. گفت باشه.
بعد من. کشیدم پایین. کیر راست شده من رو دیدی. با شهوت گفت جان عجب کیری. بعد شروع کرد به خوردن. کمی خورد و لیس زد. که بهش. گفتم من ابم اینجوری نمیاد برو رو صندلی عقب
اونم بدون هیچ مقاومتی رفت صندلی. عقب. من هم. رفتم
بیرون از ماشین در ماشین رو باز کردم. چراغ سقفی ماشین رو هم خاموش کردم. مرجان رو به سمت کیرم هدایت کردم وان هم شلوارش کشید. پایین. به صورت داگی.
کص شو رسوند به کیر من. من کمی تفت زدم
بعد.با کمی فشار کیرو کردم داخل. شروع به تلمبه زدن
زمانی که کیر رو کردم داخل کس مرجان. احساس کردم.
یه کی داره کیر رو میک میزنه. که فهمیدم. خودش داره با کصش این کارو می‌کنه
دیگه طاقت نیاوردم و ارضا شدم
بعد از. تمام شدن نشستم پشت فرمان. که دیدم. مرجان.
تو حال خودش نیست. گفتم. چی شده
گفت. من از اینکه تو اینجا با من سکس کردی. ناراحتم. من که زن جنده نیستم.
گفتم. بهش این اتفاقی شد
دوست داشتم. که این برنامه سکس رو باهم داشته باشم
ولی از این به بعد با هم میرم خونه.
که اون. داستان ها رو هم براتون. میزارم
امیدوارم. که از این داستان خوشتون اومده باشه ********

نوشته: امیر

بازدید 3,604

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “شهوت و عشق با مرجان”

  1. خب بالاخره معنی جنده را هم فهمیدیم والا در نادانی خویش ابدالدهر میماندیم

  2. مگه نمیگی کسش خیلی پر آب بود ، پس چرا «تفت»! 😁 زدی؟دوست ندارم ایراد بگیرم ولی خیلی بی سر و ته بود، با این وجود چون زحمت کشیدی لایک می‌کنم ، از تابو نویسی و بیغیرتی خیلی بهترهادمین ببین به چه روزی افتادیم؟! البته می‌دونم که اینا سیاست شماست که تابو و بیغیرتی را ترویج بدین! امیدوارم جووون‌ترها هم اینو بدونن

  3. باز یه امیر دیگه ، باز یه چَرَند دیگه .خواهر مادر هر چی نقطه بود به فاک داد این مشنگ !

  4. 39سالته و نمیدونی سایز آلت تناسلی را از زیر تخمها نمیگیرناز بالا میگیرن تقریبا هشت انگشت بسته زیر ناف

  5. وای نگومرجان منم ازین بدتربوداگرسنشونمیگفتی میگفتم خودخودشه فقط مرجان عشقه خیلی دوستش داشتم بعدش هیچ‌دختری بهم حال نمیده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید