بچه خوابش برده بود تازه … از پشت خودش رو بهم چسبوند . کیرش سفت سفت شده بود .
-دیوونه! بیدار میشه بچه
-نمیشه……
از اتاق اومدیم بیرون … لبش رو سفت چسیونده بود به لبم . داشت میمکید لبم رو دیوانه وار و سینه هام رو میمالید . من بالا بودم . بند بند وجودم از اینکه در آغوشش بودم غرق در لذت بود . لباسامو داشت به سرعت در میاورد از تنم روی کاناپه هال منو انداخت . ساپورتمو میکند … دونه دونه انگشتای پامو داشت میخورد . انگار روی اسمون بودم . سرم هم گرم بود . سر شب دو سه تا پیک مشروب خورده بودم تو بغلش . نمیذاشتم ازم لب بگیره جلوی بچه . رسید به لای پام و مرحله در اوردن شرتم . از روی شرت داشت کص ام رو میخورد . داشتم دیوونه میشدم … میدونست راه دیوونه کردنم رو بعد از این همه سال …
وقتی شرتشو در اوردم و اون کیر تپل و دوست داشتنی اش رو دیدم … اون آب نبات چوبی گنده و خوشمزه … برای خوردنش له له میزدم . تا ته تو حلقم کرده بودش.
-اااااااااااااه
-روانی آروم تر … بچه بیدار میشه .
-عیبی نداره … بزار بیدار شه کیر من رو تو دهن مامان خوشگلش ببینه .
صدای ناله هاش فضا رو پر کرده بود .
هر دو غرق در لذت بودیم . اون داشت از این که کیر گنده اش تو دهنم بود لذت میبرد و من از خوردن کیر مرد ام و اینکه لذت داشتم براش و سکس مون هنوز تازگی اون روزا رو داره داشتم لذت میبردم .
اومدم روش … داشتم کیرش رو به سوراخم میمالیدم . دیگه دیوونه شده بودم از لمس کیر بزرگش روی لبه های کص کوچولو و تنگم .
-خانمی ؟
-جونم عشقم ؟
-قول دادیاااا
-حمییییییید ! نه … گفتم نه
-قول دادی
-گفتم به روز … نگفتم امروز
نذاشتم جواب بده … نشستم روی کیر گنده اش . انگار خون تازه ای جاری بشه تو وجودم … خیس خیس بودم . از همون سر شب خیس بودم. از لحظه ای که از در وارد شدم .
کمر سفتش … کیر کلفتش و نوع عشقبازی ش همه و همه برام دوست داشتنی بود. روش نشسته بودم در حالی که بالا و پایین میرفتم لبامون تو هم گره خورده بود .
منو برگردوند … اومد روم …پاهام روی شونه هاش بود و از لذت صدای تلمبه زدنش توی کص خیسم روی اسمون بودم . طبق معمول داشتم زودتر تر از حمید ارضا میشدم . یه جیغ اروم همیشه آخر کار من بود … من شده بودم و پاهام رو دورش حلقه زده بودم که نتونه کیرش رو بکشه بیرون …بالا رفتن صدای ناله هاش و سفت تر شدن کیری که کص ام رو پاره کرده بود خبر از این میداد که …
پاهامو از هم باز کرد و اومد روم … تمام آبش با فشار روی سینه هام خالی شد … یه بخشی هم روی صورتم … هر دو به اوج رسیدیم… من تو بغلش بودم…
-مگه قول نداده بود؟
با عشوه گفتم بهش
-مگه تو سر قولت موندی ؟
با خنده جواب داد …
-من قول داده بودم ولی نه امشب …
-۵ ساله هنوز نذاشتی اون کون خوشگل رو فتح کنم … انتظار نداشته باش منم ریسک کنم آبمو بریزم توت … اگه بچه دار شدی و قرص اثر نکرد چی؟
نمیدونست همین بچه هم حاصل بی احتیاطی خودش بود.
و از همه مهمتر نمیدونست که ازدواج من با اون رفیق دیوثش – که الان هم شوهرم بود – عشقم به اون کیر گنده دوست داشتنیش بود .
قضاوت ممنوع !
-دیوونه! بیدار میشه بچه
-نمیشه……
از اتاق اومدیم بیرون … لبش رو سفت چسیونده بود به لبم . داشت میمکید لبم رو دیوانه وار و سینه هام رو میمالید . من بالا بودم . بند بند وجودم از اینکه در آغوشش بودم غرق در لذت بود . لباسامو داشت به سرعت در میاورد از تنم روی کاناپه هال منو انداخت . ساپورتمو میکند … دونه دونه انگشتای پامو داشت میخورد . انگار روی اسمون بودم . سرم هم گرم بود . سر شب دو سه تا پیک مشروب خورده بودم تو بغلش . نمیذاشتم ازم لب بگیره جلوی بچه . رسید به لای پام و مرحله در اوردن شرتم . از روی شرت داشت کص ام رو میخورد . داشتم دیوونه میشدم … میدونست راه دیوونه کردنم رو بعد از این همه سال …
وقتی شرتشو در اوردم و اون کیر تپل و دوست داشتنی اش رو دیدم … اون آب نبات چوبی گنده و خوشمزه … برای خوردنش له له میزدم . تا ته تو حلقم کرده بودش.
-اااااااااااااه
-روانی آروم تر … بچه بیدار میشه .
-عیبی نداره … بزار بیدار شه کیر من رو تو دهن مامان خوشگلش ببینه .
صدای ناله هاش فضا رو پر کرده بود .
هر دو غرق در لذت بودیم . اون داشت از این که کیر گنده اش تو دهنم بود لذت میبرد و من از خوردن کیر مرد ام و اینکه لذت داشتم براش و سکس مون هنوز تازگی اون روزا رو داره داشتم لذت میبردم .
اومدم روش … داشتم کیرش رو به سوراخم میمالیدم . دیگه دیوونه شده بودم از لمس کیر بزرگش روی لبه های کص کوچولو و تنگم .
-خانمی ؟
-جونم عشقم ؟
-قول دادیاااا
-حمییییییید ! نه … گفتم نه
-قول دادی
-گفتم به روز … نگفتم امروز
نذاشتم جواب بده … نشستم روی کیر گنده اش . انگار خون تازه ای جاری بشه تو وجودم … خیس خیس بودم . از همون سر شب خیس بودم. از لحظه ای که از در وارد شدم .
کمر سفتش … کیر کلفتش و نوع عشقبازی ش همه و همه برام دوست داشتنی بود. روش نشسته بودم در حالی که بالا و پایین میرفتم لبامون تو هم گره خورده بود .
منو برگردوند … اومد روم …پاهام روی شونه هاش بود و از لذت صدای تلمبه زدنش توی کص خیسم روی اسمون بودم . طبق معمول داشتم زودتر تر از حمید ارضا میشدم . یه جیغ اروم همیشه آخر کار من بود … من شده بودم و پاهام رو دورش حلقه زده بودم که نتونه کیرش رو بکشه بیرون …بالا رفتن صدای ناله هاش و سفت تر شدن کیری که کص ام رو پاره کرده بود خبر از این میداد که …
پاهامو از هم باز کرد و اومد روم … تمام آبش با فشار روی سینه هام خالی شد … یه بخشی هم روی صورتم … هر دو به اوج رسیدیم… من تو بغلش بودم…
-مگه قول نداده بود؟
با عشوه گفتم بهش
-مگه تو سر قولت موندی ؟
با خنده جواب داد …
-من قول داده بودم ولی نه امشب …
-۵ ساله هنوز نذاشتی اون کون خوشگل رو فتح کنم … انتظار نداشته باش منم ریسک کنم آبمو بریزم توت … اگه بچه دار شدی و قرص اثر نکرد چی؟
نمیدونست همین بچه هم حاصل بی احتیاطی خودش بود.
و از همه مهمتر نمیدونست که ازدواج من با اون رفیق دیوثش – که الان هم شوهرم بود – عشقم به اون کیر گنده دوست داشتنیش بود .
قضاوت ممنوع !
ادامه دارد …
نوشته: نسرسن
7 پاسخ به “شب شراب (۱)”
عالیه مرسی ادامه بده
چی شد؟؟پشمام ریخت
عالی بودکاشکی منم همچین زنی داشته باشم
نوش جونتون خوش باشینهیچی مثه سکس یواشکی حال نمیده
قلم خوبی داری ،، تعلیق پایانی این قسمت هم عالی بود ، یه جورایی خواننده دچار گیجی میشه که انتظار برای قسمت بعدی رو جذاب تر میکنه
داستان عجیبی
داستان عجیبی