اول بگم داستان درباره خودمه ترنس هستم پس، اگه دوست نداری ،وقت شما رو نگیرم ،داستان خوندم اینجا ،خیلی ها از فانتزی هاشون میگن جای خاطره ،خیلی ها واقعا داستان های شبه واقعی خلق میکنن، داستانی که میخوام بگم ،جز به جز اش حقیقت داره ، با من همراه باشید و تصویر ذهنی بگیرید ، اول بگم .من با مادربزرگم زندگی میکنم ، پدر و مادرم خیلی وقت پیش از هم جدا شدن ساکن غرب تهران هستم ، دوستاندر سن ۱۵ سالگی متوجه شدم سینه دردهای شدیدی دارم و سینه هام شروع کرد به بزرگ شدن، تا ۱۷ سالگی طوری بزرگ و سربالا شده بود، اگه تابستون تی شرت تنم میکردم ، مثلا بقالی میرفتم یه نیشگون میگرفت، و بیشتر شب ها خواب میدیدم دارم میدم ، و اندازه الت من همون طور کوچک مونده بود، مثلا زنگ میزدم خونه دوستم ،مادرش بر می داشت ،می گفت شما دختری …بچه ها تو سن ۱۷ سالگی اوج شهوت ، اول بار معلم خصوصی فیزیک اومده بود درس بده ،وقتی دست کشید روی رون پام ،وای نمیدونید چه لذتی میبردم ،فقط رون پاهامو میمالید ، یا میچسبوند بهم مثلا بلند میشدم کتاب کمک درسی بیارم ، بچه ها ،چند باری از رو بند لباس همسایه ها رو شورت و سوتین ها که زیر رخت ها استتار می کنند و بر می داشتم، تا اینکه قرار شد ،خونه ما رو سم پاشی کنن، مادربزرگم گفت ،با اتوبوس بریم جمکران …برگشتیم هم میریم یه شب خونه دوستم ، شبش که همسایه بالای ما معرفی کرده بود ،تو حیاط درس میخوندم ، دیدم اقا رضا نگاه ام میکنه ، و لبخند میزد ، چرا ، بعد فهمیدم ،از مجله هایی تبلیغاتی المانی ،که زیاد داشتیم چون عمه من تو المان زندگی میکرد و برا مادر بزرگم میاورد ، و تبلیغ همه چی هست ،تو قسمت تبلیغ لباس زیر نصف صفحه تبلیغ مایو بود و برجستگی کیر قشنگ مشخص بود ،من صفحه رو جدا کرده بودم ، و یبار که روی پله ها بودم, بند کتونی هامو عوض کنم ،عکس کیر رو نگاه میکردم از بالا نرده ها دیده بوده ، چند باری نگاه کردم بعد چشماشو باریک کرد اروم گفت جوون ، شبش گفتم من نمیام جمکران، بعد میترا خانوم …اومده بود، هماهنگ کنه سم پاش کی بیاد ،چون خونه اونا هم سوسک زده بود،گفت سهیل بیاد خونه ما ، تعارف نه، گفت ، دوست اقا رضا قراره بیاد ،برامون قفسه نصب کنه ، سهیل حوصله اش سر نمیره، بزنم جلو …چون طولانی میشه، بچه ها شبش ، سوتین و مایو که دیدم بهم میاد تنم کردم ،یه تی شرت با شلوارک برداشتم ،مادربزرگم رفت و سم پاش اومد ،تا ساعت ۷شد، زن آقا رضا گفت …خونه ای چرا ،گفتم بالکن ام.گفت برو بالا ، رضا هم با دوستش دارن .قفسه نصب میکنن .نگاه کن ،رفتم بالا ،کار ندارم شب ،جا انداختن،دوست رضا هم ، مثل خودش ،مرد جا افتاده ،یه پسر داشتن که خارج بود من سوتین و مایو تنم کردم ، شلوارک و دیدم سوتینم دیده نمیشه .پیراهن آستین کوتاه زرد رنگ تنم کردم، شام خوردیم جا انداخت ، گفت لامپ خاموش کنم ، بعد فهمیدم به زنش گفته بود برو خونه مادرت ،مثلا سه تا مردیم ، ،اینجا وای شهوت داشت پاره ام میکرد، و میگفتم رضا چرا جای من و خودش و جدا نمیکنه ، جوری دکمه لباس دو تا بالا ،دو تا پایین باز کردم ، مثلا خوابیدم ، دوست رضاا هم فقط با شرت بود، رضا عرق گیر و شلوارک .خودمو زدم به خواب، صدای اروم خور ،خور هم در اوردم ، دیدم دوست رضا میگه چی شد، پس ، دیدم رضا میگه ، یه موقع داستان میشه ، گفت بیا ، مگه نمیگی ، بهت آمار داده ، گفت بیا بخوابیم ، اروم حرف میزدن ، دراز کشیدن ،بعد مثلا کمرم میخاره تو خواب دستم نمیرسه ،دیدم رضا میگه پشه کمرشو زده حتما اومد بخارونه دستش به بند سوتینم گرفت ، دیدم آروم میگه ،علی سوتینمو اشاره میکرد،گفت لباستو درار بخارونم ،گفتم .مثلا خوابم ،اه …دست برد بخارونه خورد به بند سوتین ،لباسمو دراورد پشتم به رضا روبروم به علی سینه هام هم قشنگ چاک افتاده بود ، از اون اول هم حشری میشدم نوک میزد …گفت ،شلوارک تو سهیل دربیار تنگه راحت بخواب همه مردیم خجالت چی میکشی،علی هم گفت ،بابا خوابه ها ،شلوارکمو کشید پایین ،اهی کشیدن ، خوابیدیم ، وای ،بچه ها، ترنس ، اگه شناخت داشته باشید ،عاشق اینه خودشو تو موقعیت ،مخصوصا سکس ،شبیه زن ها کنه ، اول رضا چسبوند بهم شروع کرد از پشت مالیدن کونم ، اروم دستشو میکرد تو مایو ،علی اول سینه هامو بو میکرد …یه لحظه قشنگ متوجه داغی کیر رضا شدم …اروم سوتینمو دراورد ، مایو منو هم دراورد مثلا خوابم ، دست میکشید لای رون پام بعد دست چپش مثل بالش کرد سرمو گذاشتم که قشنگ از پشت بچسبم بهش ،علی هم اومد از جلو ،اروم سینه هامو میخورد ، رضا لای کونمو باز میکرد ،کیرشو میذاشت لای کونم .باالای رونمو .پایین کونمو ،میمالید ، لای پامو …اروم فشار میداد …انگار کس دارم ، بعد بر گشتم رو به سقف، دست رضا رو یه رون پام علی هم روی اون یکی پام ، اینجا بلند شدم ، قمبل کردم برا رضا شروع کردم ،ساک زدن برا علی، یه ان دیدم دمه سوراخم چرب شد ، وای ، یادم میوفته ها، ۱ساعت با سوراخم بازی میکرد، اینجا دندونم ،کیر علی رو خراش داد، اول بار بود ساک میزدم ، گفت اخ ، دندونت گرفت ، رضا یه پامو داده بود باالا …سر کیرشو گذاشته بود دمه سوراخم ، علی گفت صبر کن …منو داگی کرد, گفت با لبات ، بخور دندونت نگیره، رضا از پشت کرده بود داخل ، ولی بیرون نمی آورد ، آروم لای کونمو باز میکرد یه تکون میخورد ، بعد اومدم سمت علی ، رضا چون با کاندوم کرده بود ،در اورد گفت حالا بیا این ور ، علی گفت ،سوتین و مایوت تنت کن ، از لای مایو کیر کرد تو وای چه حالی میداد ،
و رضا هم میگفت ، چه جنده ای بودی تو ، علی تا کرد تو ، بلد بودم شل میکردم بکنه تو ،میخواست بکشه بیرون ،سوراخمو جمع میکردم ، دوتا تلمبه زد دیدم چسبیده بهم ، تو کرده ،ولی فشار میده انگار جلو تر میره…ابش اومد ،کشید بیرون ، اینجا ، رضا دراز کشید ، گفت بشین رو کیرم پشت به صورتش نشستم گفت بخواب ، ،رو بدنش خوابیدم ، پاها مو جمع کرد با دستش، وای چه تند ، تلمبه میزد ، گردنمم دشت میخورد …تلمبه میزد .ابم اومد …سوراخم جوری جمع شد، انگار قفل کرد ،رضا خوب تلمبه نمیتونست بزنه،اخر های ارضا شدنم بود اب اونم اومد …ولی دوست داشتم باز ادامه داشته باشه ، خوابیدیم .اون دوتا خوابیدن من وسطشون…کیر رضا گوشتی بود،از این کیرها که شق میشه باز نرمه, خواب بود قشنگ ، شروع کردم کیرشو خوردن ،کیرش تو دهنم بزرگ شد ، گفت ، کیر دلت میخواد ، بخور ، ساک میزدم اروم ولی نه جوری که ابش بیاد ، خیلی دوست دااشتم مثل زن ها پاهامو بندازم رو شونه هاش بدم ، قشنگ پاهامو باز کرده بود ، وقت صدای تلمبه میامد ، و وازلین زده بود ، فقط یکبار اینجوری دادم ، علی بیدار شد ، سینه هامو میخورد ، دوتا سر مرد روی بدنم .یکی این سینمو میخورد ،رون پامو میمالید ، یکی اون سینه مو ، دست اینا رو پا و بدنم بود ، زن بودن احساس میکردم ،علی نشست ، روبروش ،نشستم رو کیرش بالا و پایین که میرفتم، سینه هامو میخورد، علی ،یه عشوه میریختم ابش میومد, چون با کیر رضا دوست داشتم ارضا بشم ، لبامو گاز میگرفتم ، تندتر میکرد، ابش میومد ، سینه هامو ،جوری زبون میزد.ضعف میکردم ، رفتم خودمو شستم ، دیدم رضا ، اب میوه میخوره ، علی هم دراز کشیده بود، دمه دیوار اشپز خونه دولا شدم ، اخ چه حالی میداد ، بعد ، گفت صبر کن …یه اینه داشتن تو دیوار بود ، یه اینه هم اورد ، وقتی میکنه خودمم ببینم ، شاید ،اون موقع سکس اول بود انقدر بهم لذت داد یا ، دوتا مرد بودن ، انقدر لذت بخش بود، این سکس من با رضا و علی بود ، و چون سن بالا بودن …عادت کردم همیشه با مرد سن بالا باشم ، دوست دارم وقتی لخت میشم ، میگن دختری یا پسر…بعضی دوستان ، مفعول ،گی با ترنس اشتباه میگیرن…پیام میدن…کون ات میخاره …کیر میخوای…نمیفهمن ترنس…یه زن .تو بدنی که .هم زنونه است هم مردونه… ممنونم گوش دادید …ولی کیر گوشتی خیلی خوبه

گفتم عکس سوراخمو هم بذارم تصویر ذهنی بگیرید
نوشته: سهیل
12 پاسخ به “سکس محشر با دو فاعل”
ادمین بکن تو کیرش اندازه هسته خرما است مدتیست وراجی و توهم را جایگزین داستان سکسی کرده شاید هم ملت بدلیل نوسانات ارزی پریشان شده اند و از سکس گروهی و ترنس و تجاوز و… مینویسندر واقعیت یک کس عادی گیر ملت شهوت پرست نمیاد بکنن
عجب کونی اووووف
کاشکی یه شیمیل منو میکرد🤤
ریدی با نوشتنت
جووووونچه دخملیپروفایلو تاپیک منو ببینبیا تلگراممنم غربمAr200002002@
ایشالا نصیب خودم شی،یه پیام بده
دیوث اینقد از داستانای بقیه ایراد گرفتی و گه خوری کردیخودت بلد نبودی یه خطش رومثل انسان بنویسی ریدم تو دهنت کص خل از خود راضی کاش خداقل یه چی حالیت بود
سکسی هستش و کردنیییی دوست داشتی پیام بده
راست کردم برات
نامو.سن.ان.قد.ر نقطه.،و،ویرگول.استفاده.نک،ن
اول داستان جوری گفتی :داستانها همش الکی و بدردنخور و فانتزی و خالی بندی و … هستندگفتم الان یه شاهکار میخونم🤔
اووووووف جوووووون عجب کون خوشگل وسفید ونازی جون میده واسه خوردن ولیسیدن ومکیدن وکردن وجردادن دلم خواست تادسته بکنم توش تلمبه بزنم وجرش بدم بهت 😍😍😍😍♥♥♥😘😘😘😋😋😋😋