سکس در خانه ی مادربزرگ

متن خاطره: سلام من am هستم می خواستم داستان سکس با دختر خالم تو خونه ی مادر بزرگم روبراتون تعریف کنم اولین بارمه که مینویسم پس اگه مشکلی داشت ببخشید . یه دختر خاله دارم که اسمشو نمیگم یه کون خوش فرم باپستون های متوسط صورتشم خوشگله ۲۲سالشم هست .بریم سر داستان یه روز مامان بزرگم پسرخالم که تازه عروسی کرده بود رو دعوت کرده خونش که بعدشم شب بمونن اونجا اینم بگم خونه ی ما دو طبقه هستش مادر بزرگم طبقه ی پایینه و ما بالا زندگی میکنیم خلاصه اونا اومدنو بر خلاف چیزی که فکر میکردم دختر خاله ام هم اومده بود خلاصه من رفتم پایین وباهاشون شام خوردم وجون خونه ی ما بالا بود و فیلم زیاد داشتم بهم گفتن که براشون فیلم ترسناک بیارم منم رفتم فیلمی که تازه گرفته بودم رو براشون اوردم نشستیم پای فیلم حدود ساعت دو شب فیلم تموم شد و رفتیم که بخوابیم چون پسر خالم تازه عروسی کرده بودم توی پذیرایی خوابیدن ومنو دختر خالم و مادر بزرگم تو حال خوابیدیم مادر بزر گم زود می خابه وخیلی وقت بود خوابش برده بود منو دختر خالم بعد از کمی حرف زدن رفتیم که بخوابیم بعد به من گفت نمی تونه با این شلوار بخوابه می یه شلوار راحتی بپوشه وقتی برگشت چیزی دیدم که تو خوابم فکرشو نمی کردم بایه شلوار صورتی چسبون که اون کون خشکلشو نمایان کرده داشت منو روانی می کرد اون گرفت تخت خوابید جوری که اگه توپ هم کنارگوشش شلیک کنی بیدار نمی شد منم بافکر کردن به داستان هایی که بچه ها نوشته بودن افکار شیطانی به مغزم رخنه کردن بعد که مطمعن شدم که خوابش برده دستمو یواش بردم رو کونش دیدم تکون نخورد بعد دستمو یواش کردم تو شلوارش شرت نپوشیده بود یعد شروع کردم به اروم مالیدن کونش بعد رفتم سراغ اون کس تر تازش یکم مالوندمش بعد شروع کردم به انگشت کردن توش که دیدم یه صدای نفس نفس زدن میاد نگاس کردم دیدم بیداره ولی چشماشو بسته و داره نفس نفس می زنه من که خیلی وقت بود تو کفش بودم نمی تونستم دست بردارم شهوت سراسر وجودم رو گرفنه بود بعدش دلو زدم به دریا وشروع کردم به مالوندن کسش می دونستم که مامان بزرگم خوابه پسرخالم که تو پذیرایی خوابیده بود و چون صدا یه کولر بلند بو کسی چیزی نمیشنید بعد کسشو ول کردم و کیرمو در اوردم کیرم اندازش متوسطه یه۱۵یا۱۷سانتی هست بعد گذاشتمش در سوراخ کونش وشروع کردم به مالوندن سر کیرم به سوراخ کونش که دیگه مطمعن شدم بیداره چون صدای نفساش بلند تر شده بود و معلوم بود داشت حال می کردم ولی حرف نمی زد چشماشم بسته بود بعد دستم کردم تو تاپش از رو سوتین شروع کردم یه مالوندن سینه هاش مثل ابریشم نرم بود درهومن حال کیرم با تف خیس کردمو یوا یوش کردم توکونش سوراخش تنگ بود تو نمیرفت بهد یه چند بار انگشت کردم توش تا جاباز کنه بعدش کیرمو‌یواش کردم تو کونش سرش رفت تو دراوردمش و بیشتر تف زدم ودوباره کردم تو بعد تانصفه رفت تو یه خورده موندم تا جا واز کرد در همون حال صدا یه نفساش به ناله های خفیف تبدیل شده بود چون صدای دخترونهی نازکی داشت ناله هاش منو بیشترحشری میکرد کونش جاواز کرد بود منم یواش شروع کردم به تلمبه زدن ازدشدت درد داشت بالشتو گاز می گرفت بعد از ۵دقیقه زدن احاس کردم ابم داره می یاد تا خواستم درش بیارم ابم ریختم کونش یعد از اومدن ابم اصلا نای تکون خوردن نداشتم برش گردوندم یه بوس توپ ازلباش گرفتم و خوابیدم صبح که بیدار شدم دیدم ساعت ۱۲ورفتن منم که واسه کردن دختر خالم تو کونم عروسی بود خوش حال سر حال اومدم بالا خونمون ونشستم به صبحونه خوردن یعدش اینو بهتون بگم واسه ی این. مشخصات کامل ندادم چون یکی دیگه از پسر خاله هام تو این کاراست و نخواستم کسی بویی ببره و بعد از این جرایان چند بار دیگه هم کردمش و اگه استقبال شد اونا براتون می نویسم.

نوشته: am

بازدید 2,692

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “سکس در خانه ی مادربزرگ”

  1. پسر خالت تو کدوم کاراست؟ یعنی الان اگه بیشتر توضیح میدادی پسر خالت از بین 70 میلیون ادم داخل ایران و چندین میلیون ادم خارج از ایران یک راست میومد یقه تو رو می گرفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایااااااااا ما چراا زنده ایم؟ ~X(

  2. الان بقیه شخصیت های داستان چی شدن…مادرت پدرت و …تو چرا با دختر خالت کنار هم خوابیدین…آقای am کیر توی حلقومت 😐

  3. چقد حفاظت گفتار داره بنده خدا !نترس اطلاعاتیا داستان سکس نمیخونن !پسرخالت هم تازه دوماده سایت نمیاد!ننه جونتم که خوابه !پس در نتیجه اگه اسمو فامیل و شماره شناسنامه اتم میگفتی کسی به کیرش نبود!!! 😀

  4. بنده هم pm هستم و عاجزانه تقاضا دارم دیگه همین یه بار و امتحان کردی بس هست . دم شما گرم

  5. جلقکی بود، ننویس . . . . . . . . . . . . . . .خونه‌ی مادر بزرگتون اتاق خواب نداره؟ فقط یک هال و یک پذیرایی؟ معمولا هال و پذیرایی که به هم چسبیده هستن و همه همدیگه رو میبینن. توی اون وضعیت از کون کردیش؟ نفس نفس هم می‌زدید؟ قبول داری که باید شاشید تو مسلک و مرامت؟ کله کیری، هرکسی که جلق میزنه که مجبور نیست داستان بگه. بگیر بتمرگ. دیگه هم ننویس. بدبختِ جلقو، دیگه ننویس.

  6. دکتر Gloria Brame که متخصص سکسولوژی است می گوید:« خودارضایی بخش سالمی از زندگی جنسی افراد است.» به نظر او، عمل خودارضایی، سالمتر از مسواک زدن و نظافت دهان است.

  7. ای ول خانم دکتر . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .تمام رشته‌های ما رو پنبه کردی. تقریباً دو سال شده که زور زدیم جلقوها رو فراری بدیم. از فردا دیگه از ازدحام این جماعت جلقو دیگه نمیشه اینجا نفس کشید.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید