داستان برمیگرده به پارسال یه مدت بود دیگه شهوتم رو شوهرم جواب نمیداد ولی چون طبقه سووم خانواده همسرم بودیم روزا میرفتم پایین یه برادر داشت چهار سال بزرگ ترم بود اوایل شوخی لفظی داشتیم ولی وقتی کسی نبود فیزیکی میشد که با خنده و شوخی کارمون به به کشتی رسید منم که خیس خیس افتاده بودم رو زمین کیرش و دقیق لمس میکردم انقدر طول کشید که نفسمون بالا نمیوم اخرش متوقف شدیم وای طوری روش دارز کشیده بودم که کبرش وسط شیار کسم بود داشتیم نفس نفس میزدیم احساس کردم بنیامین از عمد طوری نفس میکشه که کیرش جلو عقب کنه منم سرم بغل صورتش بود چند بار خواستم بلند شم دبد محکم گرفتم دیگه طوری شد منم کسم محکم میشدم رویه کیرش که بی اختیار طوری اه کشیدم که بنیامین تو یه لححظه دیدم انداختم زمیمن سریع شلوارو پیرنمو کشید پایین مثل وحشیا داشت سینه هامو میخور بعدم رفت سراغ کسم طوری میخورش که دستمو جلو دهنم گرفته بودم و جیغ میزدم خودم میکوبوندم زمین که یه ان چنگ انداختم رو سرش دادزدم محکم تر طوری بعد یک سال ابم پاشید که که بنیامین همه رو خورد سرم داشت گیج میرفت دیدم لخت شده اومد کیرشو خوب ملید روکسم فرو کرد داخل انقدر کلفت بود که رگایه کرشو حس کردم از شهوت داشتم گریه میکردم و میگفتم تندتر بلندم کرد رو هوا بغلم کرد میبردم بالا تا ته فرو میکرد توم دوبار ارضا شدم تا در اورد که دیدم برعکسم کرد گذاشت عقب هرچی التماس کردم نه ولی با یه یظربه فرو کرد تو باسنم جلو دهنم وگرفت یکدقیقیه بی حرکت موند بعد شروع کرد که تازهفهمیدم که حالی داره از عقب بدی دقیق تمام کیرش رو تجسم کردم حدود نیم ساعت تو دو شکل دیگه در اورد و انقدر سریع میکرد که سینه هامو بادست گرفتنم نخوره جایی قرمز شه تا دیدم یه دفعه اخلاقش فرق کرد مثل وحشیا طوری تندش کرد که که از شهوت چشام خیس شد داشتم برای ششمین بارضا میشدم که دید میخوام جیغ بزنم جلو دهنمو گرفت خودش مثل حیونایه وحشی شروع کرد طوری کوبندن اه کشیدن که یکدفعه احساس کردم باب داغ تما باسنم و پر کرد که گفتم وای سوختم بنیامین گفت ابمو ریختم تو باسنت وقتی بلند شد فشارم افتاده بود تا اب زد دست وروم بلند شدم از اون موقع فقط یه بار دبگه داشیم که سریع گفتم ار عقب ولی همون یه بار تو چند شکل مختلف حدود دو ساعت از عقب زدم چون طوری بیحسی زده بود که بازور خودمو ازش کندم این هیچ وقت گرمایه اب داغش یادم نمیره
نوشته: زهره
6 پاسخ به “سکس خشن با برادر شوهر”
اخیش جونم فکر کن منم برده میشدم
چه بید؟
کسکش دنبالت کردن مگه
مغزم درد گرفت. عمو جون تو مدرسه انشا چند میگرفتی؟ این چه طرز نوشتنه؟
دادن که دادی نوش جونت اما ریدی تو زبان فارسی و داستان نویسی!!
اخه تخم سگ رو زن داداشت کراش داری چرا از زبون اون می نویسی همون مچ پای زن داداشت تو کونت