وقتی یونس اومد چشمام چهارتا شد ، اولین بار بود که دختر به این زیبایی از نزدیک می دیدم با اینکه دانشگاه خوشگل زیاد داشت ولی انگشت کوچیکه اون نمی شدن یه چیزی می گم یه چیز می شنوید.اسمش سارا بود و از شهر دیگه (نمی گم که به کسی بر نخوره)واقعا” خداوند با دقت تمام و حوصله صبر و به قول بچه در نئشگی کامل این دختر رو افریده بود.من کپ کرده بودم و خود یونس هم قبلا” از شکوک خارج شده بود هی پشت صحنه ازش تعریف میکرد. به جرات می تونم بگم یه چیزی در سطح ایشواریای هندی… قد ، مو ،چشماش ، و از همه مهتر استیل بدن که هر مردی را گوز پیچ میکرد. سارا بی نهایت زیبا بود و جذبه شهوتی نداشت و تنها چیزی که بعد از عادی شدن حالت می گفتی این بود که حیف از این ختر که خراب شده… یونس طبق معمول واسه سکس هاش بساط منقل و وافور و بعضی موقعه ها حشیش هم می اورد که این مورد اخر رو سارا ازش خواسته بود جور کنه . ما سه نفر ی تو اتاق خودم نشسته بودیم که سارا هم دیگه احساس امنیت کرده بود و یه ذره راحتر و بیشتر حرف میزد. و باعث شده بود لباس هاش رو هم عوض کنه که یه شلوار راحتی و یه تاپ حلقه ای تنش کرده بودکه اصلا حالت سکسی نداشتند. و بعد از کشیدن سه سیگاری با هم و گوز شدن همانا به چرت و پرت گفتن مشغول شدیم.یونس یه طورایی از بابت موندن سارا پیش ما خیالش راحت شده بود و گفت که باید بره خونه و باباش یه ذره حالش خوب نیست و مادرش دائما، زنگ میزند و گیر میداد که حتما” باید خونه باشی و با اینکه بچه چشم ودل پری بود حیفش می اومد سارا رو تنها بزاره و من هم اصراری به موندنش نکردم چون می دونستم بعدش چه افتخاری میخواد نصیبم بشه. بعد از رفتن یونس من موندم و سارا خانم از خودش گفت و اینکه چه جوریی فرار کرده و چند روز تو این شهره و میخواد چیکار بکنه .و این خوشگلی هم دردسر بزرگشه .اینایی که بنگ کشیدین و حالش رو بردم می دونن برعکس تریاک و مواد دیگه ادم رو حشری و یه طورایی جذاب میکنه البته تو گفتار و حرکات، و این زمینه فراهم شده بود. من یواش یواش نقشه سارا رو می کشیدیم و ساعت از نیمه شب گذشته بود. و می دونستم این سارا نهایتا” تو شلوغی فردا واسم من دیگه حسی نداره چون یه مشت لاشخور می خوان بزنن(یونس و دوستش و هم خونه من) .یه طورایی بهش گفتم که دوست دارم خودشو در اختیارم بزاره و اون شب با احساس باشه . البته بعدا” به گفته خودش از نوع رفتار و برخورد من خوشش اومده بود.وقتی به سینه های سارا دست زدم انگار ممه های حوری های بهشتی رو میگرفتم و چشم و ابرو سارا را شهوت گرفته بود و کاملا معلوم بود بدش نمیاد و حاضره منو همراهی کنه و من مسرور از فتح این شاه کس … من بعداز خوردن سینه ها و لیس زدن کس سارا نمی دونستم که سارا واقعا” دختره یا زنه که مونده بودم چیکار کنم …و خودش اینو فهمیده بود که بهش گفتم کدوم وری میخوابی البته واسه زدن که دیدیم سارا با اشاره کس خوشگل اش رو اشاره کرد. سارا قبلا خودش تمیز و خوش بو بود و نیازی به حمام رفتن نداشت ،من هم با کیر نسبتا” بزرگم این افتخار رو نصیب شاه کسمون کردم . تا حالا که کس هایی خوبی رو کردم چه پولی و چه دوستم بودن ولی هیچکدوم به پای سارا نمی رسن این بهترین ها همیشه تو ذهن همه ما هستن چه برا پسر و چه دخترا .اولا به قدری کس این دختر خوش فرم بود که فقط دوست داشتی نگاهش کنی در ثانی ، تنگ و به اندازه بود بعد وقتی موهای پریشون و چشمای عسلی و خمار و پوست بدن سبزه گون سارا را موقعه زدن میدیدی شهوت داشت منفجرم میکرد بعد از کلی حال کردن و اومدن حال سارا بنده یه کاندونم گذاشتم سر کیرمو و خودم رو تخلیه کردم .حالی که با سارا بیشتر از هر کسی دیگه ای بهم چشبید علاوه بر قافیه و زیبایی اون همراهی در کشیدن حشیش و سیگار بود که کسایی که این تجربه رو دارن میدونن واقعا” با زیدوشون خلاف کردن یه طورایی شهوت انگیزه و حال میده . خلاصه این نزدیکی خیلی بهمون چشبید و سارا نیز گفت ازم راضی بوده . واز من یه طورایی خوشش اومده و کاشکی بتونه شرایط موندنش رو چند روز اونجا جور کنم . سارا چند روز دیگه پیش ما موندکه ، اتفاقات جالبی افتاد که در وقت مناسب بازگو می کنم.به امید اینکه سایت بکن تو پر از داستانهای واقعی و اتفاقات خوب باشه و بتونبم همدیگه رو سر حال بیاریم.قربون محبت همه
نوشته: سیامک
2 پاسخ به “سکس بیاد موندنی”
ببین کیرم تو داستانت،البته من یه چیزی میگم تو یه چیز میشنوی!
مشنگ یه ساعت صغری کبری کردی و از فواید حشیش گفتی که آخرش اتفاقات جالبو تو یه وقت مناسب بگی ؟! پس اینجا اومدی چه غلطی بکنی اومدی بدی ؟