سکس با لیلا زن دوستم

سلام این داستانی که میگم حدود ۲ ماه پیش اتفاق افتاد .اسم من مسیح هستش (اسم مستعار ) که متاهل هستم و یک چهره معمولی و مردونه دارم با قد ۱۷۹ و وزن ۸۰ و یک کیر ۱۶ سانتی . بریم سر اصل داستان
حدود دو ماه پیش خوابم نمیبرد ساعت ۲ نصف شب بود گفتم برم تو اینستا یک چرخی بزنمم تا خوابم ببره . بعد دیدیم تو دایرکت پیام اومد دیدم لیلا زن دوستمه . بعد سلام احوال پرسی و کلی صحبت فهمیدم با رضا دوستم دارن طلاق میگیرن ( اینم بگم قدیم میدونستم مشکل دارن چون هم رضا گفته بود هم لیلا ) . دیگه منم شروع کردم به صحبت کردن که چرا دارین طلاق میگیرین فهمیدم رضا خیلی وقته با دختر عموش دوست شده و لیلام این موضوع فهمیده. خلاصه بگم چون لیلام تو فروشگاه افق کار میکرد فقط شبا میتونست بیاد صحبت کنیم . نردیک ۲ تا ۳ ماه کار ما شده بود صحبت کردن و دردل کردن لیلا و منم سعی میکردم با لیلا هم دردی کنم و همش میگفت تو چقدر خوبی درکت بالاست خوش بحال کسی که باهات ازدواج کنه منم هی خودمو لوس میکردم که کی الان ازدواج میکنه با این شرایط جامعه . گفت دوست دختر چی گفتم اونو که همه دارن . خلاصه اینقدر صحبت کردیم تا اینکه یک شب حسابی حشری بودم شروع کردم عکس سکس فرستادن که اون هی میگفت نفرست من حالم خراب میشه و تا اینکه تونستم راضیش کنم از خودش عکس بده دیدم ۲ دقیقه ای جواب ندادم گفتم حتما ناراحت شده داشتم تایپ میکردم ناراحت شدی دیدم عکسش اومد وااای چی میدیدم یک بدن سفید لخت با سینه های گرد سایز ۷۰ و یک کس بدون مو . دیگه قشنگ داشت کیرم منفجر میشد بعد شروع کردم قربون صدقه رفتن که اونم گفت برام عکس بفرست منم سریع عکس فرستادم که شروع کردیم به سکس چت کردن و عکس فرستادن تا آبم اومد و خوابیدیم و چند وقت کار ما شده بود هر شب سکس چت کردن تا اینکه بهش گفتم تورو واقعی میخوام اوایل خیلی مقاومت میکرد تا اینکه راضی شد . یک روز عصر که کارو تعطیل کردم رفتم دنبالش دیدم یک تیپ خوب زده و معلوم بود تازه از حموم اومده آخه موهاش خیس بود و یک عطر خوشبو زده . تا نشست تو ماشین یک بوس از لپش کردم خجالت کشید معلوم بود استرس داره منم تو راه تا خونه دستشو گرفته بودم و باهاش صحبت میکردم گاهی دستمو میذاشتم لای پاش و کیرم بلند شده بود و حشری شده بودم معلوم بود اونم حالش خرابه تو راه فقط میگفت خجالت میکشم . دیگه رسیدیم جلو خونه . رفتیم بالا . من رفتم تو اتاق لباس عوض کنم برگشتم دیدیم هنوز با لباس نشسته . رفتم کنارش رو مبل نشستم و دست انداختم دور گردنش شروع کردم حرف های عاشقانه زدن . دیدم کم کم استرسش خوابید و دستشو گذاشت روی دستم . منم آروم شروع کردم گوششو خوردن و نفس کشیدن توی گوشش و اروم نوازش کردن بدنش. دیدم چشاشو بسته منم شروع کردم به خوردن گردنو لباش . دیدم داره باهام همکاری میکنه . دستم گذاشتم رو سینهای و مالوندن سینه های . یک دستمم لای پاش بود داغه داغ بود . براش لباشو گردنشو میخوردم و کسشو میمالوندم . دیگه خوب حشری شده بود و دستشو گذاشته بود رو کیرم . منم لباسشو و سوتینشو در اوردم و وقتی بدن لختشو دیدم عین آدم های از جنگ برگشته شروع کردم سینه هاشو خوردن . با زبون میومدم تا روی شکمشو میخوردم . بعد از کلی خوردن سینه های قشنگش و لیس زدن شکمو و نافش شروع کردن آروم دکمه های شلوارشو باز کردن . شلوارشو تا کشیدم پایین بوی بهشت میدادم یک کس خوشگل بدون و وسفید که تازه شیو کرده بود. شروع کردم به خوردن کسش داشت لذت میبرد با دستش سرمو فشار میداد و آب کسکش ۲ برابر شده بود بعد دیدم خودش گفت بریم روی تخت. رفتیم تو اتاق نشست لبه تخت شورتمو در اورد با شلوار تا کیرمو دید گرفت دستش یکم باهاش بازی کرد و کرد تو دهنش و خیلی خوشگل برام ساک میزد رو آسمون ها بود و داشتم لذت میبردم بعد چند دقیقه بهش گفت دراز بکش میخوام بیام روت ( اخه تو سکس چت گفت این پوزیشونو دوست داره ) . دراز کشید رفتم روش و با کیرم کسشو نوازش میکردم . داشت با چشاش التماس میکرد که بکنم توش منم نمیکردم تا دیدم خودش کیرم گرفت گذاشت جلو کسش و اروم کردم توش .تنگ بود . یواش کردم توش و نگه داشتم تا یکم کسش به کیرم عادت کنه . بعد از چند ثانیه شروع کردم تلمبه زد اول با سرعت و بعد سرعتمو بیشتر کردم دیگه جوری شده بود صدای تلمبه های و ناله های لیلا تو اتاق پیچیده بود داشتیم لذت میبردیم و دیدم لیلا ارضا شد و منم دیگه تلمبه نزنم تا خالی بشه . یک بالشت گذاشتم زیر کمرش پاهاشو گذاشتم روی شونه ها و جوری از کس میکردمش که لیلا رو آسمون ها بود تا خسته شدم به لیلا گفتم من میخوابم تو بشین روش . خوابیدم اومد روم و رفت پایین یک ساک زد و حسابی کیرمو خیس کرد و با اون کس تنگش نشست روش و بالا پایین میکرد و جوری تقه میزد که من دیگه نتونستم خودمو نگه دارم و آبم اومد و ریختم توش و بیحال افتادیم . یک ساعت تو بغل هم خوابیدیم و وقتی بیدار شد دید ساعت ۱۰ شبه بردمش گذاشتمش خونشون . و کلی تشکر کرد. بعد از اون شب ۲ بار دیگه سکس داشتیم . اگه دوست داشتین بگین سکس با خالمم بگم براتون ممنون

نوشته: مسیح

بازدید 16,175

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

19 پاسخ به “سکس با لیلا زن دوستم”

  1. تو متاهل بودی اولش بعد یهو گفت خوش بحال کسی که با تو ازدواج کنه دیگه حرفی ندارم

  2. داستان پراز تناقض وپراز غلط بود متاهل بودی واز زن رفیق وخاله خودت هم نگذشتی بعد معلوم نیست همسرتون کجا تشریف دارند واهان شما شغل شریفتم گفتی که کسکشی آخه هرجا میخواستی بگی کیش نوشبی کسکش وبنا به تجربه می‌دونم هرکی زیاد بدیگران ازاین لقب استفاده می‌کنه همین میشه شغل شریفش خوب توهم که ماشاالله پرکاری واین همه جنده ساری که پشت سرت راه انداختی خوب باید هم کارآفرین باشی وهم کسب درآمد کنی دیگه خیلی هم ناراحت نباش جدیدا کس کشها می‌کند برکت این درآمد از بنگاه ماشینمدبیشتره وله هرحال دل آدمها رو شاد وگرنه از کار جماعت باز می‌کنی این قدیما بود که بر بود الان خوب شده

  3. تو دیگه اصلا ننویس چون همین یه داستان تخیلی هم نتونستی کامل بنویسی ریدم هم دهن خودت و هم اون کسی که نفر اول گفت قشنگ بود بازم بنویس اونم مثل خودت کصخلکونی تو متاهل هستی بعد نگفتی زنت اون شب کدوم گوری رفته بود نگفتی موقعی که سکس چت میکردی کجا بود بعد نگفتی چند وقته از این اتفاق میگذره آخرش نگفتی اینو گرفتی که میگی متاهلم ریدم دهنت که فقط کصشعر نوشتی

  4. کس و شعرهایی که تفت میدین رو یه بار خودتون بخونین یا اصلاح می‌کنین این همه تناقض و اشتباه رویا اگه وجدان کاری داشته باشین از ارسالش منصرف میشین

  5. این اتفاق برای ۲ ماه پیشهحدود دو ماه پیش شب خوابم نبردو شبها تا ۲-۳ ماه چت کردیم😁بهتر نیست قبل از انتشار یه باز بینی بکنید

  6. ی پیشنهاد دارم براتقبل از ارسال داستان خودت یک بار بخون ببین چی نوشتیکسی اجبارت نکرده

  7. اول داستان نتاهل بودیلیلا زن دوستت نمیدونست یا اونجا‌مجرد شدیبعد ساعت دو‌نصف شب دایرکت چرا بهت دادیهو عکس سکس فرستادی نگفتی به شوهرش میگه؟درکل دستتو ازتو شورتت در بیار انقد غلط ننویسی

  8. خدا در بهشت تو را همنشین مسیح علی نژاد قرار بده و مجبورت کنه هر روز کوس استخوانی او را بکنی

  9. امام موسی صادق می‌فرمایند در زدن جق زیاده روی نکنید که مختان میگوزدقال موسی الصادق لا تسرفو الجق کان یگوز العقل

  10. جوووون بابا اولش که گفتی متاهل هستی تا اونجا اومدم که یارو گفت دوست دختر نداری چاقال جقی کم بزن تو مستراح پارک هم جنس موتوری نزن

  11. متاهل بودی و بعد برای گاییدن زن دوستت مجرد شدی کیرم تو حافظه ات که ننشستی دو بار داستان تخمیت رو بخونی

  12. اسم من مسیح هستش (اسم مستعار ) که متاهل هستمهمش میگفت تو چقدر خوبی درکت بالاست خوش بحال کسی که باهات ازدواج کنه منم هی خودمو لوس میکردم که کی الان ازدواج میکنه .جرقی کی به تو زن میده .جالبه همه جرقی هایی که داستان های تخیلی خودشونو مینویسن همه قداشون حدود 180 یا بالاتره و کیرشون روی 16 سانته

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید