سکس با زهرا زن همسایه

سلام من حمید هستم 29 سالمه ، ماجرای سکسی برام اتفاق افتاد که دوست دارم به اشتراک بزارم حال اینکه کسی باور میکنه یا نه دیگه با خودشه . خب ما تو یه ساختمان چند واحدی ساکن هستیم و ادمهای مختلفی کنار هم زندگی میکنیم یکی از همسایه ها یه خانم تقریبا 47 -48 ساله هست که بچه هاش ازدواج کردن و با شوهرش تنها زندگی میکنه اسمش زهرا هست . زهرا خانم تا قبل از اینکه من باهاش وارد رابطه بشم همیشه پوشیده و زنی با وقار و محترمی به نظرم میومد هر وقت میدیدمش فقط در حد یه سلام با هم هم کلام میشدیم راستش الان که دارم ماجرای سکسم با زهرا را مینویسم هنوزم باورم نمیشه که من با چنین زنی همبستر شدم بگذریم، اره من و زهرا همیشه همیشه وقتی همدیگرو میدیدیم فقط یه سلام به هم میدادیم و رد میشدیم یه روز دست بر قضا وقتی هوا داشت سردتر میشد پکیج خونه را روشن کردم تا خونه هوائی بگیره و رفتم بیرون خرید داشتم وقتی برگشتم زهرا خانم را دیدم و بهش سلام کردم اونم جواب سلام داد و میخاستم برم که زهرا خانم بهم گفت شما پکیجتون را روشن کردین ؟گفتم بله چطور مگه اونم گفت راستش هوا سرد شده ولی ما نتونستیم پکیج را روشنش کنیم میشه خواهش کنم یه نگاهی بهش بندازی روشنش کنی گفتم چشم این وسایل را بزارم خونه میام خدمتتون اونم گفت دستت درد کنه مزاحمت شدم گفتم نه این چه حرفیه میام خدمتتون بعدم مسایل را بردم گذاشتم تو خونه به مادرم هم نگفتم میرم خونه زهرا خانم اگر میگفتم اونم میخاست بیاد گفتم میرم بیرون پیش دوستم . رفتم خونه زهرا خانم و در زدم در را باز کرد بازم با یه چادر دیدمش سلام کردم اونم با لبخندی جوابمو داد تعارفم کرد رفتم داخل و رفتم سراغ پکیج و یکمی باهاش ور رفتم هوا گیریش کردم و روشن شد اونم خیلی خوشحال شد بهش گفتم یکمی طول میکشه تا رادیاتها گرم بشه زهرا خانم گفت دستت درد نکنه این شوهر من که به درد هیچ کاری نمیخوره بعد میخواستم برگردم که زهرا خانم گفت بشین یه چائی برات بریزم گفتم نه مرسی زهرا با یه لحن مهربان و صمیمی گفت بشین تعارف میکنی ؟منم راستش از اینکه بعد از سه چهار سال دارم با زهرا تو خونه اش تنها هستم کیف میکردم رفتم نشستم رو مبل و زهرا رفت چائی با شیرینی اورد نشست روبروم نمیدونستم باید چی بگم و چکار کنم هم خجالت میکشیدم ازش هم اضطراب داشتم و هم خیلی از اینکه باهاش تنها شده بودم با هم چائی میخوردیم لذت میبردم بعد کم کم زهرا سر حرف را خودش باز کرد و چکار میکنی از این حرفها منم جوابشو میدادم همینطوری که داشت حرف میزد کم کم چادرش داشت شل میشد و از سرش میافتاد انگار خودشم یا حواسش نبود یا اینکه از قصد چادرشو درست نمیکرد دیگه چائیم را خوردم میخواستم بلند بشم برم خونمون که زهرا گفت میشه صبر کنی ببینی رادیات گرم میشه یا نه گفتم باشه و موندم دیگه چادر زهرا افتاده بود روی شونه هاش سر باز جلوم نشسته بود وقتی میدیدمش خیلی حال میکردم موهای رنگ شده خرمائی و صورت صاف و جذاب حال ادمو جا میاورد زهرا گفت برم یه چائی دیگه برات بیارم وقتی میخواست بلند شه بره طرف اشپزخونه دیگه چادرش افتاد رو مبل اونجا بود که تونستم بدنشو برای اولین بار بدون حجاب ببینم کون نسبتا بزرگ و رونهای تو پر که یه ساپورت تنگ پاش کرده بود و قشنگ میشد رونهای زیباشو حس کرد یه تی شرت استین کوتاه هم تنش بود که دستهای خوشگل و سفیدش خیلی هیجان انگیز بود برام داشتم خل میشدم پیش خودم میگفتم چرا زهرا خانم چادرشو جمع نکرد سرش کنه همینطوری داشتم از پشت که میرفت نگاهش میکردم وای هیکلش به نظرم فوق العاده میومد مخصوصا برجستگی کونش تو ساپورتش کیرم داشت سیخ میشد مجبور شدم کیرمو جابجا کنم زهرا دوباره اومد و نشست روبرم یه پاشو انداحت رو اون یکی پاش اینطوری رونهای گوشتیش خیلی بیشتر تحریک کنند میشد ساق پاش خیلی خوش تراش بود قسمتی از ساق و و مچ پاش هم تو چشم بود نمیدونستم به کجاش نگاه کنم بیش از اندازه تحریک شده بود کیرم دیگه کامل سیخ شده بود میخواستم کیرمو با دستم پنهان کنم دستمو گذاشتم جلوی کیرم تا زهرا متوجه حال خرابم نشه روم نمیشد تو چشمش نگاه کنم با اینکه داشتم کیف میکردم ولی میخواستم زودتر در برم نمیدونم چرا میخواستم فرار کنم یه حس دوگانگی درونم بود هم بینهایت داشتم کیف میکردم هم ترس تو وجودم موج میزد کیرمم که داشت ابرومو میبرد بدجور از دیدن پاهای زهرا شق کرده بودم تو همین حال و هوای بودم که زهرا تیر خلاص رو بهم زد . بهم گفت حمید چیرو داری قایم میکنی گفتم هیچی دیگه ترس همه وجودمو گرفته بود زهرا فهمیده بود شق کردم براش زهرا گفت دروغ نگو پس چرا دستتو گرفتی جلوت ؟بعد یهوئی زهرا اومد نشست جلوم داشتم سکته میکردم خشکم زده بود زهرا دستمو گرفت از جلوی کیرم برداشت وای قلبم داشت میایستاد نمیتونستم چیزی بگم ، زهرا نگاهی با محبت و لبخند بهم کرد و گفت نترس حمید جون بعد دستشو کشید رو کیرم و گفت وای جون چه شق شده چقدر سفته مونده بودم چکار کنم ف زهرا همش با لبخند بهم نگاه میکرد بعد شروع کرد باز کردن دکمه و زیپ شلوارم دیگه هیچکاری ازم بر نمیومد فکرشم نمیکردم زهرا خانم چنین کاری بکنه زهرا داشت کیرمو توی شورتم میمالید و وای جون وای جون میگفت منم دیگه راستش وا داده بودم وقتی میدیدم زهرا خودش داره با کیرم حال میکنه منم دیگه به هیچی فکر نکردم زهرا کیرمو به زور از تو شورتم کشید بیرون وقتی کیرمو دید یه اخ جون وای بلندی گفت که حال کردم زهرا داشت کیرمو میبوسید و سر کیرمو مک میزد و لیس میزد دیگه منم داشتم بینهایت حال میکردم زهرا هوم هوم میکرد و وقتی کیرمو از دهنش درمیاورد میگفت وای قربون کیرت بشم و میکرد تو دهنش مک و لیس میزد کیرمم داشت از لذت میترکید . زهرا خانم تقریبا همه کیرمو میکرد تو دهنش و هی بوسش میکرد و قربون صدقه کیرم میشد بعد منم جرات کردم دستمو بردم توی سوتینش و سینه هاشو میمالیدم وای که خیلی حال میداد سینه هاش سف نبود نرم با حال بود سعی میکردم نوک سینه هاشو بین انگشتم بگیرم دلم میخواست نوک سینه هاشو بین انگشتام فشار بدم بلاخره موفق شدم تا نوک سینه هاشو فشار بدم که زهرا اخ و ناله میکرد دیگه دیگه تی شرتشو از تنش دراوردم بدن سفیدشو دیدم نمیتونم بگم اندامش فوق العاده است ولی من از بدنش خیلی خوشم میاد زهرا دیگه حرفی نمیزد و با سوتین جلوی کیرم نشسته بود کیرم تو دستش بود و باهاش بازی میکرد منم سوتینشو بازش کردم دوتا پستونای سفیدش تقریبا اویزیون بودن و گرفتموشون تو دستم میمالیدمشون زهرا گفت دوست داری حمید جون؟گفتم اره خیلی دوست دارم بلند شد وایساد جلوم منم سریع ساپورتشو با شورتش از پاش کشیدم پائین وای کسش و رونهای خوشگلش جلوی چشم نمایان شد ، تا اون موقع کس از نزدیک ندیده بودم داشتم دیونه میشدم کسش پف کرده و خوشگل بود و کمی هم مو داشت عکس کس و فیلم کس کردن زیاد دیده بودم و باهاش جغ میزدم ولی یه کس واقعی ندیده بودم تا کس خوشگل زهرا که جلوم داشت بهم چشمک میزد و میگفت منو بلیس منو بخور منو بکن این کلمات تو ذهنم همش تکرار میشد زهرا گرفتمش با دستام اوردمش جلوتر و دهنمو چسبوندم به کسش همش بوسش میکردم میخواستم زبونمو بکنم لای کسش بلیسمش زهرا هم سرمو به کسش فشار میداد و اخ جون اخ جون میگفت دیگه زهرا رو خوابدندمش رو مبل نشستم جلوی کسش وای هر چی کسشو میدیدم انگار از دیدنش سیر که نمیشدم بیشتر حریصتر و دیونه ترم میکرد دیگه مثل توی فیلمها که مرده کس زنه را میخوره دهنمو چسبوندم لای چاک کسش و زبونمو کردم تو کسش اون مزه شوری اب کسش و چشیدم با اینکه اولین بارم بود مزه کس رو میچشیدم ولی اصلا ازش بدم نیومد بلکه منو بیشتر و بیشتر تحریکم کرده بود تا کسشو بیشتر بخورم دیگه عین تو فیلمها هرچی دیده بودم رو روی کس ناز زهرا انجام دادم زهرا هم داشت بینهیات کیف میکرد و هی با اه و ناله میگفت وای حمید دیونم میکنی اخ وای کسمو بخور کسمو بخور همش ناله میکرد و میگفت کسمو بخور بلیسش کسم مال توه اخ ای جون منم دیگه انگار حرفه ای بودم تو کس لیسی تصمیم گرفتم مثل تو فبلمها سوراخ کونشم بلیسم زبونمو بردم روی سوراخ کونش وای که چه کونی چه کونی دیونه کننده بود برام دیگه واقعا داشتم خودکشی میکردم کس و کونشو باهم میلیسیدم زهرا دیگه داشت جیغ میزد از خوشی هی سرمو روی کسش فشار میداد و ناله میزد که یهوئی به ارگاسم رسید و پندتا جیغ کوتاه و خفیف کشیدو سرمو بین پاهاش فشار میداد بدنشو هی منقبض میشد که فهمیدم یه ارگاسم فوق العاده رو تجربه کرده یه چند ثانیه ای سرم بین پاهاش بود منم کیف میکردم از رونهای تپل و گوشتیش کسشو میبوسیدم و زهرا با هر بوسم به کسش ناله میکرد البته بوسه هام روی چوچوله اش بود تمام صورتم خیس شده بود از اب کس زهرا زهرا یکمی بیحال شده بود که پاهاشو گرفتم از هم باز کردم کیرمو گذاشتم دم کسش و گفتم دوست دارم بکنمت زهرا خانم و کیرمو کردم تو کسش زهرا یه اخخخخخخ گفت و منم دیگه حالیم نبود کیرم برای اولین بار داشت مزه کس کردنو میچشید داشتم محکم میکردمش زهرا هی اخ و اوخ میکرد و میگفت تورو خدا یواشتر یواشتر هی میگفت اخ کسم اخ کسم وای کسم جر خوردم یواشتر یواشتر ولی من حالیم نبود و داشتم وحشیانه میکردمش نمیدونم چند دقیقه شد که منم داشتم ارضا میشدم که دیگه تندتر کسشو کردم لحظه اخری که نزدیک بود ابم بیاد و کشیدم بیرون و یه اه بلندی کشیدم و همزمان ابم پاچید رو شکم و سینه های زهرا و افتادم روش نفس نفس میزدم وای که عجب لذت فوق العاده ای رو تجربه کرده بودم واقعا بینظیر بود اولین تجربه کس کردنم روی بدن نرم لطیف زهرا ولو شده بودم و جون نداشتم بلند بشم و نفس نفس میزدم که یهوئی انگار مغزم به کار افتاد چکار کردم زودی از روی بدن زهرا بلند شدم زهرا هم که اونم داشت نفس نفس میزد و تو حال لذت گائیده شدنش بود وقتی دید من مثل جن زده ها از روش بلند شدم و شوکه هستم فهمید چمه زودی منو گرفت دوباره خوابوند رو خودش گفت هیچی نیست حمید جون هیچی نیست نترس عزیزم ما با هم انجامش دادیم نترس نترس سرمو تو بغلش گرفته بود و نوازشم میکرد و دلداریم میداد نمیدونستم چم شده بود نزدیک بود بزنم زیر گریه . حالم بعد از کردن کس زهرا دگرگون شده بود نمیدونستم باید چکار کنم گیج و در مونده شده بودم همیشه وقتی فیلم سکسی میدیدم فکر میکردم وقتی با یه زن بخوابم سر حال میشم ولی الان یه بغضی توی گلوم گیر کرده بود نمیدونستم چرا ولی زهرا همش نوازشم میکرد و میبوسیدم و قربون صدقم میرفت تا اینکه یکمی حالم بهتر شد و فکر کردم اگر خب زهرا نمیخواست هرگز چنین چیزی رخ نمیداد و این ارومم میکرد زهرا گفت حمید جون نترس عزیزم من باعث شدم تا این اتفاق بیافته تو مقصر نبودی ولی حالا که تونستیم با هم این همه لذت ببریم ازت یه خواهشی دارم گفتم چه خواهشی زهرا بهم گفت اول اینکه این ماجرا باید فقط بین من و تو مخفی بمونه با هیچ کسی درمیون نزاری گفتم چشم بعد گفت من ازت یه خواهش دیگه ای هم دارم گفتم چی گفت دلم میخواد هر وقت بازم هوس کردیم با هم باشیم و از همدیگه لذت ببریم گفتم اخه همسرتون چی اون اگر بفهمه منو و شمارو میکشه زهرا خندید و گفت قرار نیست کسی بفهمه مگه نه ؟گفتم باشه . بعد از اولین سکسم با زهرا که اخرش حالم گرفته شده بود سکسهای بعدیمون دیگه احساس پشیمونی عذاب نداشتم و الان که 29 سالمه حساب گائیدن کس و کون زهرا را دیگه از دستم در رفته اینقدر که باهاش سکس کردم و اون کون خوشگلشو اینقدر گائیدم که نگو . این بود ماجرای اولین سکسم با یه خانم جذاب .

نوشته: حمید

بازدید 5,814

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

42 پاسخ به “سکس با زهرا زن همسایه”

  1. اونم گفت دستت درد کنهجان؟ دعا کرد یا نفرین؟من که دیگه نخوندم ولی احتمالاً همین حرفش باعث کینه میشه و میری بکنی‌ش، کون درد هم به دست دردت اضافه میشه!پکیج تمام آپارتمان‌ها حواله‌ت بادا ابله!

  2. داستانتو به نسبت خودت خوب نوشته بودی لایک تقدیم شد.ولی حمیدخان، اولین بار کس میکردی، بدون تاخیری، جقی هم بودی، زیادی طول کشیدا :)))زهرا هم خیلی راحت داد :)فکر میکنم یه زهرای میلف تو ساختمونتونه که دوس داشتی این جریان باهاش برات اتفاق بیفته ولی خب…بگذریم، اگر واقعا این قضیه برات رخ داده بهت توصیه میکنم تو خونه‌ی زهرا اونو نکنی دیگه، یه وقت دیدی شوهرش بیخبر سر رسید و بگای عظمی رفتی…

  3. بابا اینا فیلمشونه تو این سن و سال،مامان تو هم اول پوشیده بود،بعد یه دفعه وا داد،کونده خوار خیلی کاره قشنگی کرده پیره زن شوهردار کرده امده اینجا تعریف هم می کنه،خوب من داستان سکسی خودم و مامانت صغرا خانم رو تعریف کنم.

  4. ازاینکه به قولی ک زهرا دادی و به جز خودتون فقط به تمام بکن تو اعلام کردی نهایت سپاسگزاری رو دارمهیشکی هم نفهمید

  5. اینقد گفتی زهرا فکر کردم کتاب دینی پنجم ابتدایی البته از نوع سکسی و تخماتیک

  6. اینقدر عن نجو ! بیا اینو بجو به جای آدامس!اون خرمایی که تو خوردی من صد دفعه کوس ننه‌ی خرما‌خورش گذاشتم!چرا اولا اسم زهرا ؟! بعدم چرا اینقدر زهرا زهرا می‌کنی مادر به خطا ؟ چون فقط می‌خوای قبح این اسم رو بشکنی!حرومی صد پدر !

  7. اخه چرا اینقدر همه فحش میدین به نویسندهواقعا به نظر همه‌تون پیش اومدن یه همچین اتفاقی خیلی بعید و غیرمنتظره‌ست؟نویسنده خیلی خوب و کم غلط و روان یه خاطره سکسی رو با بقیه به اشتراک گذاشته، برخلاف اکثر خاطرات هیچ اصراری به توصیف دقیق آلتش و سایز و اندازش نداشت، و نقاط قوت دیگه،…

  8. دوست عزیز نادیده من، برادر من، آخه مگه مجبوری چیزی بنویسی که دروغ از سرتاپاش می بارهاگه نوشتن بهت روحیه و اعتماد به نفس میده لااقل در شروع داستانت بنویس داستان غیر واقعی،

  9. قرمساق جقیه دروغگو تا چایی خوندم هرچند که تیتر داستانت داد میزد که توهم خودته

  10. من هیچ داستانی نظر ندادم ولی از همین تریبون اعلام میکنم ک کیر نداشته م تو دهنت… چقد زهرا زهرا کردیییییی😑

  11. یکی از ایرادهای داستان نبودن شوهر زهرا تو داستان هستش ،اون ترس طبیعی از اومدن و حضور شوهر طرف،اونم این آقا پسر که اولین بارش هم بود ،

  12. جق چه کرده ؟ملت پاک به فاک رفتند؟به حق اعلاعلیین یک زن که برای نزدیک شدن شوهربه تمام معنی شرعی اگربخواهدبگایدبایدکلی باج بدهد.حالااین رفت مفت غیرشرعی گایید.مگرکه بله انجا چیزدیگری با…

  13. لطفاً داستان مینویسد اینقدر به واقعی بودنش تأکید نکنینیه خانم چادری یه پسر میبره خونه سریع بهش میده!!! نمیدونم شاید ایران زندگی نمیکنی ،البته فکرنکنم هیچ جای دنیا هم اینطور یکی خیانت بکنهبعد هم این فیلمهایی که میبینی کون لیس میزنن قبلش کلی خودشون خالی میکنن و میشورن نه اینکه وسط روز بعد خرید با کلی عرقاه حالم بد شد ولی انگار تو دوست داشتی پس نوش جونت

  14. حمید جون چرا کامل نگفتی وقتی داشتی کوس میخوردی ی کیر ازپشت داشت جرت میداد بعد که فهمیدی ترسیدی ولی زهرا میگفت چیزی نیست عزیزم شوهرم هستش کسی نمیفهمه منبعد باید بیای کوس منو بخوری کونت هم کیر شوهرم را

  15. تو ی جمله ده تا زهرا نوشتی دادا میخت گیر کرده روش یکم بهتر بنویس تمرین کن آخه این چه وضعشه آنقدر زهرا زهرا کردی زهرمارمون شد

  16. دوست عزیزی ک در مورد قبح زهرا صحبت کرد باید بگم کیرم تو کص ننه تو و قبح و قمبل زهرا ک ذهنتون مثل جلبک شدهبنده خدا یه داستانی اومدن نوشته و ما ایرانی ها یاد گرفتیم هرکی هرچی میگه اول برینیم بهش بعد ک ثابت کرد قبول‌ کنیم درست میگهیه بار تو زندگیم ندیدم یکی یه چیزی بگه اول نرینن بهش بعد قبول کننقانون ما همینهیارو میاد اینجا از سکسش صحبت میکنه یه عده بدبخت چون دارن حصرتشو مبخورن میان کسشعر میگن و فوش میدنچون وقتی یه نفر بنز داره یه بنز‌ دیگه رو ببینه نمیگه کسکش عجب ماشینی داره نمیگه کص ننت دزد لاشی براش بی اهمیتهولی وقتی یه نفر پراید سوار میشه به بنز‌ رد میشه همچین حرفایی میزنه !!یاد بگیریم یکم فرهنگ داشته باشیم لطفا

  17. این داستان رو من تو پورن هاب دیده بودم فقط به جای حمید دنی دی بود و بجای زهرا بلا استار بود

  18. داستانت نسبتا خوب بود برای اولین بار و بنظرم واقعی هم میتونه باشه،این جماعت جقی بعضیاشون حسودن کونشون میسوزه همش خودشون گول میزنن ک همه مث خودشون بی عرضه ان و کم شانسن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید