بعد سه روز زنگ زدو شروع شد ارتباط ما. سی دی ها رو دادم بهش و رفتیم پارک من هم چادر برداشته بودم که چادر زدیم و رفتیم توش کمی باهم حرف زدیم بعد ناخواسته همو بغل کردیم و لب و آغوش بعد خواستم شلوار شو در بیارم که گفت اگه میشه با لباس که من قبول نکردم و در اوردم شورتش هم در اوردم و گذاشتم تو کوسش. بعد از کمی تلمبه زدن گفتم ابم داره میاد چی کار کنم گفت هر جور دوست داری میتونی تو بریزی که من هم ریختم توش. میخواستم بلند شم که گفت در نیار اگه میشه یه دست دیگه هم بکن خیلی چسبید. ای وای انگار دنیارو بهم داد چون سیر نشده بودم. خلاصه یه نیم ساعتی طول کشید تا من دوباره ارضا شم وقتی میدیدم داره ابم میاد درش میاوردم و پوزیشن رو عوض میکردم. انروز تموم شد تا قرار شد بخاطر ترس و استرس برم خونشون و فرداش رفتم خونشون چه پذیرایی از من کرد بعد هم 3 دست با هم سکس کردیم و هر چی من میکردمش سیر نمیشد التماس میکرد که یه بار دیگه خلاصه رفتیم حموم که اونجا با کیرم ور رفت و تا اون موقع نخورده بود که برام ساک زد بعدش هم من یه دست دیگه تو حموم گذاشتم تو کسش و ابمو ریختم. بعد از چندین جلسه راضی کردم که از عقب هم بکنم. خیلی به سختی وارد کونش کردم وقتی وارد میشد واقعا دردش میومد و دیونه میشد اما حیف که قدرشو ندونستم بعد از اینکه حامله شد دیگه رفت دو بار پیداش کردم و اوردم خونه اما دیدم اون محبت قبلی رو بهم نداره و اعتراف کرد که با یه مرد دوست شده و باهاش سکس میکنه. همیشه از شوهرش ناله میکرد که اصلا توسکس بهش توجه نمیکنه و فقط خودش ارضا میشه اونهم تو 5 دقیقه نه نوازشی نه توجه به احساسات و ارگاسم زنش. ابش که میومد میخوابید. اهل پول و گدایی نبود فقط دنبال سکس با جنس مخالف بود دنبال یکی که سیرش کنه.
نوشته: یاشار
17 پاسخ به “سکس با زنی که چند سالی بود که میشناختم”
این چیه نوشتی خیلی چاخان بود
دو دست اینجا کردی! سه دست اونجا! پنج دست خونشون! 7 دست خونتون! 10 دست …!!!مردتیکه مگه تخته نرد میزنی؟؟!!!گزارش کردن بود یا داستان سکسی مسخره ی کله پوک مریض جقی؟؟!!هرررررری ننویس حالمون به هم خورد اه اه اه
گمونم مغزت بجای اینکه تو سرت باشه تو کونتهمعلومه این داستان حاصل یه گوز خیلی قویه که ازت زده بیرون
ائده یبار دیگه یالان بگیا میام کونت میزارمدرضمن من 20 و اندی ساله تبریزم تا حالا کلاس رقص پسرونه ندیدم ملجوق
کسشری بود به معنای واقعی کلمهعجب زن جنده ای بوده اول به تو میدادهبعد یه مدت دلشو زدی رفت با یکی دیگهجالب اینکه شوهر دارم بودبابا والا بلا زنی که شوهرشم ارضاش نکنه انقده جنده نمیشهاین شمایین که توهم میزنینبابا کیر خر اوبنه ای تو کونتون بره بس کنین دیگهدس وردارین ازین کونی بازیاکیر موش صحرایی تو فرق سرت برهبابا نوئل بکنتت تا آدم شیدیوووووووووووووووووووثدیوووووووووووووووووووووووووثددددددیییییییییییییییییوثگوه زدین به اعصابم
تو پارک؟ چادر زدی؟ کردی؟
یه مشت کسشر بیش نبود.مردم از خندهlol
کدوم پارک؟ تبریز ؟ پارک؟ لخت شدن؟ سکس؟ یا من بچه تبریز نیستم یا تو گورومساخی بیش نیستی!!!
بنده خدا،اىن کمره که تو دارى با تىرآهن 18؟ىه جورى بنوىسىن که بشه باور کرد بابا
دروغ گو دشمن خداستbiggrin
ننویس جقی, خیلی کسشعر گفتی
دوستان،کسی از ناییریکا خبر داره عایا؟؟
حیف که اسلام دسو بالوم بسه وگرنه میگفتمتتتتتت
اگه حوصله نوشتن نداری همشو یه جا ننویس. تا نحوه آشنایی خوب بود. ولی بقیه شو انگار داری واسه دوستت تعریف می کنی نه اینکه داری خاطره می نویسی!
جقوره کیری
کس شعر از این بهتر بلد نبودی بگی
آگر گرتیمه داله خیز و ای داستان کیریت