چند سالی هست با این سایت آشنا شدم یه بار هم این داستان رو نوشتم ولی مشکل نت باعث شد ارسال نشه و بیخیال شدم. شایان هستم و خاطره ی که تعریف میکنم واسه 5 سال پیشه و خیلی به یادش هنوز هم تو سکسام حال میکنم بخونید و حالشو ببرید البته حوصله ی تایپ ندارم خیلی خلاصه مینویسم ببخشید به کیر و کوس خودتون ببخشید کون گشادمو.
ده ساله ازدواج کردم همسرم از شهرستان بود که باهاش دوست شده بودم و بعد کلی داستان رفتم خواستگاری دیدم چه خانواده پر جمعیتی دارن،خلاصه بعد دو سال نامزدی ازدواج کردم الانم همه چی خوبه. و اما خواهر کوچیکیه زنم که اون موقع من 25 سالم بود و اون 16 سالش قدش از 4 تا خواهر دیگش بلند تر و واقعا از همشون زیباتر قد فکر کنم 180 باسن درشت سینه تقریبا 80 سبزه لبو و صورت که نگو محشر از همون اول این از من خیلی خوشش اومده بود مثل همه ولی یه فاز بالاتر اینو همیشه از رفتار و حرکاتش متوجه میشدم بعد از ازدواجم یه چند سالی گذش و یه روز این خواهر کوچیکه با مادر زنم اومدن تهران عیادت یکی از بستگان و زنگ زد به من که اومدیم تهران و دو روز دیگه میاییم پیشتون شبش من و همسرم رفتیم ملاقات و اینا رو هم اونجا دیدیم وای چه خوشگل تر شده بود و یه تیپ باهال زده بود و منم که از روز اول تو کفش بودم و به هر روشی که بگی تلاش میکردم دیدش بزنم. خلاصه شماره موبایلشم حالا داشتم فرداش اس دادم که شیطون چه خوشگل تر شدی و فلان و اینا حسابی ذوق کرد و من رفتم تو مخ زنی بهش گفتم خیلی خوبه که اومدی تو این چند سال چرا نیومده بودید و از این حرفا شب قبل از این که بیان خونه ی ما براش اس دادم که من از روز اول که اومدم و تو رو دیدم واقعا ازت خوشم اومد و میخام یه چیزی بهت بگم زد چی !! گفتم من دوست دارم عاشقتم و خیلی محشری از همه خواهرات باهال تری و … اول شوکه شده بود و موند تا فرداش که اومدن با هم ناهار رفتیم بیرون و گشت تو تهران دم غروب رسیدیم خونه زمستون بود من رفتم تو بهار خواب شومینه رو روشن کردم و ذغال گذاشتم و قلیون رو ردیف کردم و نشستم کشیدن همسرم که آشپزی میکرد مادرشم تلویزیون میدید به نازیلا گفتم بیا قلیون مادرش یه کم ناز کرد گفتم ولش کن بیاد بکشه چیکارش داری اونم تندی اومد. جلو شومینه و قلیون و هوای سرد و حسابی گرم نگاهش شدم و مخ زنی شرو شد لامصب یه شلوار تغریبا جذب پوشیده بود کون و رون مثل هلو تو چش بود یه تی شرت هم تنش بود و حسابی پستونش خود نمایی میکرد معلوم بود سفت و سر بالاست بعد از کلی صحبت که من دوست دارم و میخامت و از اون انکار که نه نمیشه با هم دوست باشیم من به خواهرم خیانت نمیکنم و من گفتم ه خیانتی من دوست دارم میخایی خواهرتو طلاق بدم بیام تو رو بگیرم خلاصه مخشو زدم میدونستم عاشقمه از همه کارام خوشش میومد هر کاری میکردم کلی حال میکرد و تعریف میکرد دیدم شرایط ردیفه دستشو گرفتم و آروم میمالیدم یه کم ترس این که کسی نیاد مزاحممون بود ولی من خیلی حشرم بالاست حسابی هاتم که نگو قبل ازدواج روزی چند بار جق میزدم بعد ازدواج روزی شش بار یا بشتر سکس داشتم تو خونه بازم سیر نبودم، خلاصه من دیگه هیچی حالیم نبود سرمو بردم نزدیک و بوسش کردم کلی حال کرد ولی گفت دیوونه میان میبینن گفتم از شیشه تراس معلوم میشه بیان جم میکنیم و هیچ چی نگفت لبو گرفتم و شرو کردم عاشقانه خوردن جاتون خالی چه لبایی بود کیرم شده بود مثل سنگ یه کم لی گرفتم و اروم سینش رو براش مالیدم وای چه سینه یی وای صفت سایز 80 نوکش محشر به اسرار دستمو کردم از یقش تو سینشو گرفتم به مالیدن محشر بود قاطی کرده بودم بد جور دیدم بد جوری حالش بد شده یه کم ور رفتم باهاش و ارئم از رو شلوار کسشم دست گرفتم جوووووووووون چه کسی توپول و توپ دیگه همسرم برامون چایی آورد و یه جوری جمش کردیم که نفهمید بعد چایی رفت و من به نازیلا گفتم شب گوشیتو بزار رو ویبره زنگ زدم بیا پیشم اول گفت نه ولی بعدش ساکت شد میدونستم حر چی بگم نه نمیگه. من بعد شام زود رفتم تو اتاق خوابیدم و مادر و دو تا دختر تو هال خابیدن ساعتای 3 بود بیدار شدم تا بهش اس دادم زودی جواب داد گفتم بیا و هی میگفت میترسم گفتم بدو لوس نشو و درو باز کردم و اونم زودی اومد تو و در رو بستم جان کیرم داشت میترکید از بس حشرم بالا بود بقلش کردم و بردمش زیر پتو و خوابیدم روش و شرو کردم به لب گرفتن خیلی لبش باهاله واقعا یه چیز دیگست من زیاد کس کردم تو عمرم ولی این یه چیز دیگست سریع شلوارمو در اوردم و تیشرتش رو دادم بالا و دامنشو دادام بالا کیرمو گذاشتم لای پاش و خوابیدم روش و شرو کردم به خوردن لب و پستوناش و کیرمو از رو شرت رو کسش بالا پایین میکردم ،کسش همین خیس بود که شرتش حسابی خیس شده بود و حسابی کیرم داشت صفا میکرد وای نمیدونید چی بود خواهر زن خوشگلم تو اتاقم بود و زیرم همیشه به عشق همچین روزی جق میزدم ابم دو برابر میپاشید<حیف فرصت نبود با ارامش ردیفش کنم و اونم بد میترسید همش میگفت بسه، یه اشتباهی کردم که بعدها باعث شد از سکس با من بترسه با عجله برش گردوندم و تف زدم سر کیرم و یه کمم به کونش و اروم سر کیرمو فشار دادم رو سوراخ کونش و گفتم شل کن اونم حشری و ولو زیرم بود اروم سرش که رفت تو یه کم خودشو جم کرد دستمو کردم زیرش و کوسشو مالیدم خیس خیس بود دستم پر آبش شده بود و حسابی ایز بود و داغ کسشم تپل بود و حسابی هم تمیز کاش میشد و وقت بود میخوردمش براش،یه کم مالیدم کوسشو کردم کیرمو تو کونش و چند تا تلمبه که زدم ابمو با فشار پاشید تو کونش و اروم روش خوابیدم و یه کم کوسشو مالیدم اونم که همون اول ابش اومده بود واقعا اونم حشری بود از سر شب که مالیده بودمش نخابیده بود و خودشو میمالیده تا بیاد پیشم تو ای فرصت کم حسابی ابش ریخته بود بیرون تشکم خیس شده بود فخلاصه از روش پاشدم و برگشت و خابیدم روش و یه کم بوسش کردم و گفتم خوب بود ؟گفت اره ولی درد داشت اذیت شدم معذرت خواهی کردم و بوسش کردم و از ترس این که کسی بیدار نشه فرستادمش رفت و اس بازی میکردیم و ازش معذرت خواهی کردم و اونم گفت عیبی نداره ولی حال داد یه کم اس سکی دادم و از کس و کون وپستونش تعریف کردم و گفتم هنوز کیرم نخابیده و دلم میخاد بخابم پیشت که از خدا خاسته باز پاشد اومد و جاتون خالی دوباره کردم تو کونش و ابم و باز خالی کردم تو کونش وای که بهترین شب زندگیم بود و فراش رفتن شهرستان و تلفنی در اتباط بودیم و بعد از مدتی رفتیم خونشون یه هفته بمونیم که بعضی شبا میومد تو انباری و میکردمش که اونارم شاید تعریف کنم . الان دو ساله ازدواج کرده و من در حسرت کس تپلشم همدیگه رو میبینیم حس و نگاهمون هموز خاصه دنبال فرصتم کسشو بکنم و حسابی بخورمشون.
نوشته: شایان
33 پاسخ به “سکس با خواهر کوچیک زنم”
خاک تو سرت بی غیرت وقتی خودت زن داری دیگه چیکارخواهرش داری؟حیف زنت که باتو هست.مردایی مثه تورو باید حلق آویز کرد.حتی اگه خواهر زنت میخواست تو نباید قبول میکردی.درضمن تکراری بودجقی بدبخت
((لبته حوصله ی تایپ ندارم خیلی خلاصه مینویسم ببخشید به کیر و کوس خودتون ببخشید کون گشادمو))»»»» گشاد خان!!! اونقدر ک…نت گذاشتن که دیگه نای تایپ نداری! پس غلط مفتی میکنی بیایی جفنگیاتتو بلغور کنی!!!
اگه این داستان واقعی باش خااااک بر سر بی غیرت کونیت…امیدوارم زنتم شبا با داداشت بخوابه تا حالیت شه
خار مادرتو سگه ارمنيه ي دست بگادکس کشپفيوزننه کير دزدخارکسهزنتو داداشت بگادبازم بگم؟؟؟؟؟؟
عجب!!! کاری به داستان ندارم همین که منو یاده خواهرزنم که واقعا عشقمه انداخت برام کافی بود .و اما این صدف جنده دو روزه اومدی تو سایت هی میگی تکراری بود تکراری بود در ضمن خواهرزنو باس کرد میفهمی باس کرد باس گایید باس ترکوند باس خورد باس لیسش زد ایشالا منم به آرزوم که کردنه خواهرزنمه برسم بگید آمین
بذارید بدبخت تو عالم خودش باشه چرا اینقده بی حرمتی میکنید اصلا بلفرض هم دروغ باشه ولش کنید بزارید حالشو کنه مگه داریم خخخخخخ
بی ادب جلقوک
خوبه خودت چندبارنوشتی جقی هستی.مطمنم دروغ گفتی درعرض چندساعت ازاولين پيشنهادت کونشم گذاشتی يکبارهم نه دوبار.برو جقتوبزن.حلقه
باز هم یه جقی 15/16 ساله اومد کش شعر تلاوت کرد
روزی شش بار یا بیشتر. سکس داشتم ولی سیر نبودماخه کونی جقی پشت مخی کوس خول منظورت برعکس بوده نه روزی شش یا بیشتر کونت میزاشتن جنده جقی کس مغز کونی برو یجا دیگه جق بزن
جمشید کجایی یه 4 تا فحش آبدار بدی حالکنیم داداش حالا ما مجبوریم جورتا بکشیم.کیر خرزو خان تو کون تو و توهماتت .شیشه عسل بامزی از ته تو کونت و . . . .اونوقت شب تا صبح کردی زنت هم بیدار نشد بگه چه خبره؟؟؟؟؟کیر گوریل انگوری تو کس زنت + خواهر زنت
بچه ها باور کنید این در خال جلق زدن تصورت و تخیلات فانتزی خودشو داشته تایپ میکرده. از نوع نگارش میشه به شخصیت ادما پی برد. خدا ج مخلوقاتی داره. بعضیا چقد حقیرن.
بخدا دیگه از این داستان ها خسته شدم کاش یکی مرد یا زن واقعی پیدابشه و داستان واقعی و بدون غلط بنویسه.کیرم تو این مخ گوزیده ات،کون ده لاشیgood
داستانت روخوب ننوشته بودي اما كلا هركي ميده بايد كردش فرقي نميكنه مادرزن باشه ياخواهرزن.غيرازخواهرومادرخودت هركي بهت داد بكن حالش روببرmusic2
merlin MTمتاسفم برات با طرز فکرتهمچین مردایی باید تف انداخت تو صورتشون که وقتی زن دارن حتی به خواهر زنشونم رحم نمیکنن.اهل فحش دادن نیستم ولی جنده هفت جدو آبادته بی ادب
بعد از خوندنه داستانه مضخرفت فهمیدم که داماده خودمونو باید بزارم رو سرم حلوا حلواش کنم…بی شعووووووره بدبخت من 3شب با دامادمون تنها تو خونه بودم رفتارمون مثل 2تا خواهر برادره واقعی بودمتاسفم واست بی غیرت خواهر زنت باید مثل خواهره خودت باشهاه اه خااااااااک بر سرت واقعا
همش دروغ بود؟؟؟
خانوما مطمئن باشید قبل از جق زدن این داستان و تو مغز پریودیش نوشته . زنم تو اشپزخونه و مادرش پای تلویزیون وخودش در حال سکس همش کس شعره .
کس شعر گفته جدی نگیر خانمی.
حالا وسط نظرهای بچه ها اون مشهدی چی میگه .؟؟؟؟
عزیزمپسره گلمپسر خوشگلمپسر نازمآخه، آخه چرا کس میگی؟هان؟نه فقط میخام بدونمچرا رفتی زیر کرسی ، هی شر میگی؟آخه کونی جان مطمئنی ازدواج کردی؟مهمون میاد خونتون زنت میره جای دیگه می خوابه؟که خواهرش بیاد پیشه تو؟ چرا تلاوت میکنی ( دارم تلاش میکنم دهنمو باز نکنم)اگه ایشالا تجربه سکس نصیبت بشه، عزیزم سکس صدا دارهکردی تو کونش؟؟؟؟ تلمبه زدی؟؟؟؟؟ بی صدااااا؟؟؟؟؟ اون اول آبش اوومد؟؟؟؟؟؟بعد رفت بیرون؟؟؟؟؟ دوووووووووباره اوووووومدددد؟؟؟؟؟؟؟؟خواهرتو طلاق میدم میام تورو میگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حیف که جلوم نیستی وگنه کونت میزاشتم کونیچرا کس شر میگی ؟؟؟ هان؟؟؟؟؟؟بیام بکنمت؟هان؟؟؟؟؟؟؟مامانش تلویزیون میدید؟؟؟؟؟زنت تو آشپزخونه؟؟؟؟برات جایی آووردد؟؟؟؟؟؟؟از ادمین تقاضا دارم این بچه کونی خالی بندو بکنن ، نمیکنن من میکنمش که دیگه کس شر تلاوت نکنهبه قول یکی از بچه ها کیر ترانازوروس تو کونتجقی
سلام
حالا هرکی سکس خارج از ازدواج بکنه بی غیرته؟؟؟؟حلالش باشه
این داستان تخماتیک تو بدرد گوزیدن هم نمیخوره مرتیکه کس مغز.سنگ قبر تو رو من گاییدم
کیر پدر احمدی نژاد تو کونت با این داستانت…
بسیار تخمی تخیلی بود…ملجوقه متوهم…good
کس کش خیلی تابلوی اینقد و کردمش وعاشقت شدم و و و و نگو چکار کردم دگه معلومه همه کس شعرارو خودت مینویسی دوستات متوجه هستید؟ همه داستانارو بخونی و و و جلو هر جمله داره
دوست داری شوهرت خواهرتو یواشکی کنه
2 تا مطلب…
بد نبود دمت گرم
هر چند مشخص بود اغراق کردی.طرز بیانت هم بد بود. باید کاملتر میگفتی بیشتر جزیی میگفتیاما کار درستی نیست. اون مثل خواهرته. متاسفم.ممنون نوشتی.
ناراحت نشو همش دروغ بوده .طرف مشکل روانی داره
کونی کس نگو هیچ وقت هیچ خواهری به شوهر خواهرش نمیده مردم از راه بدر نکن