سکس با خواهرم فاطمه

سلام من محمدم 23سالمه خواهرم هم 28سالشه من چهار سال پیش که خدمت بودم سربازی اومده بودم مرخصی و اینم بگم خواهرم متاهله و یدونم بچه داره. شوهر خواهرم رفته بود تهران برا کاری کارش خریدو فروشه دقیق یادم نیس برا چی رفته بود ولی یع هغته ای نبود مامانم گفت آبجیت میگه نمیام خونه شما بمونم به محمد بگو بیاد خونه ما بمونه منم اینحا راحت ترم خونه خودم گفتم باشه رفتم آقا این حای خاب منو دو متر اونورتر انداخت خوابیدیم بعد ساعت 3شب بود که من شق کردم عجیب دیگه از خود بیخود شدم حشرم زده بود بالا رفتم سمتش اولش خودمو چسبوندم بهش چیزی نگفت بعد خودمو سع چهار بار مالیدم بهش که تکون خورد منم رقتم عقب و گفت محمد چیکار میکنی منم مثلا خابیدم گغتم هاا هاا چیشده گغت هیچی برو سر جات رفتم خابیدم جام از این داستان 4سالی میگذره الان و من تو کفش بودم چون واقعا کونش بزرگه و سفید سفید من رفتم با یه پیج فیک که یه پسر خوشتیپ بود بهش درخواس دادم یه ده روزی باز نکرد ولی بعد ده روز باز کرد و استوریاشو اینقد ریپلای کردم که جواب داد شما منم الکی گفتم فلان من روت کراشمو فلان اولش اصن گرذن نمیگرفت میگفت نه متاهلم ولی یه هفته اینقد رفتم بهش پیام دادم آخر سر پا داد و حرف زدیم من 10روزی باهاش حرف زدمو هر عکسی بگی ازش گرفتم و منتظر بودم که بعش بگم شب ساعت 2اینا بود دیدم آنلاینه با پیج خودم رفتم پیویش بدون هیچ پیامی عکساو اسکرینارو انداختم بهش پنج دیقه ای چیزی نگفت بعد گفت محمد اینا چیه گفتم نمیدونم تو باید بدونی گفت من نمیدونم گفتم اینا مگه تو نیستی گفت نه گغتم باشه فردا مامانمو میارم با شوهرت تو ثابت کن تو نیستی منم ثابت میکنم تویی افتاد التماس کردنو گفت بخدا وسوسه شدم فلان گفت فردا بیا خونمون حرف بزنیم منم آماده شدمو نیم دونه ترامادول انداختم و رفتم خونشون ظهر بود ساعت 1اینا کسی خونشون نبود رفتم دیدم با یدونه شلوار راحتی نشسته گفت محمد چرا اینارو از کجا اوردی گغتم رفیقمه این پسره گفت مخ یه نفرو زده نشونم داد دیدم تویی گریه کردو گفت تروخدا یکاریش کن کسی نفهمه زندگیم نابود میشه فلان گفتم باشه ولی بع من چی میرسه گغت هر چی بخای میدم گفتم هر چی گفت اره منم درجا گفتم به من بدی حلش میکنم اولش اومد طرفم یه سیلی زد و گفت برو از خونه بیرون رفتم بیرونو رفتم تو پارک داشتم سیگار میکشیدم که دیدم یه پیامی اومد دیدم اونه نوشته بود بیا قبوله انگار تو کونم عروسی بود رفتم زود خونشون و دیدم نشستع رو مبل گغت متمعنی محمد من آبجیتما گفتم خودت کردی بع من چه مخای برم گفت نه بمون رفتم طرفش گفتم شروع نمیکنی زانو زد و گفت در بیار درش آوردم با گریه داشت برام ساک میزد یه پنج دقیقه ای ساک زد و گفتم در بیار گفت میشه بس کنی گفتم نه برش گردوندمو شلوارشو کشیدم پایین دیدم واییی چه کصی کص اندازه سرمه عاطفه که میگن اینجاست سر کیرمو تف زدم گزاشتم دم کصش فشار دادم رفت تا ته داخل یه آهی کشید و دیگه حرفی نزد منم چون ترا انداخته بودم کم کمش 30 دقیقه کردمش و همه پوزیشن کردم و آبمو ریختم رو شکمشو اومدم بیرون از خونه از اون موقع دیگه سکس نکردیم یا دو ماهی میشه ولی رفتارشم کلا عوض نشده با من تو سرمه بازم بکنمش ولی فعلا موقعیتش پیش نیومده که برم خونشون
این داستان واقعی بود نمیدونم حالا باور کنین یا نه به تخمم نیس باور کنین یا نکنین فقط نوشتم که خودمو خالی کنم همین قسمت دو اینا نداره همش همین بود

نوشته: محمد

بازدید 11,719

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

24 پاسخ به “سکس با خواهرم فاطمه”

  1. اگر زنی خودش پا بده و راضی باشه میشه گفت قابل قبوله اما به نامردی و زور مجبور به رابطش کنی کثیف ترین کار ممکن و اینکه عذاب وجدانش از قتل هم بیشتره

  2. متمئنم تو کوسخلی و گرنه آدم با خواهرش حتی فکرشم نمیکنه چه برسه بخواد عمل کنه ، الدنگ بی سواد

  3. حالا کار ندارم واقعیه یانه ولی چرا اینقدر تخمی نوشتی و انگار گذاشتن دنبالت ک زودی تمومش کنی

  4. آخه چی باید تو سر یه نفر بگذرهکه همچین اراجیفی رو سر هم کنهحتی در حد فانتزی ام ریدی برادر

  5. بابا این تفکرات توی بوخستان هم قفلهتو کارت از جق و کافور و … گذشتهتو خیلی تو توهمیشیشه ای چیزی میزنیمطمعنی خواهر داریمطمعن خخخشماره ساقیت و بده کارش دارم

  6. طرف پارتن ش رو‌صدبار کرده،یه باز ک‌حالش خوب نیس و میگه نع،قبول میکنه بعد تو‌خواهرتو به زور کردی؟؟؟؟؟

  7. تجاوز خودش چندش آوره ولی دیگه تجاوز به خواهر نهایت پلشتی و روح شیطانی یک یک آدمهتو دیگه آخر جاکشای عالمی چون اگه یه ذره شرف تو وجودت باقی مونده بود، بعد تجاوز به خواهرت باید عذاب وجدان میگرفتی که اونم سراغت نیومد.به نظر میرفتی حوزه آخوند کاملی از تو میساختن

  8. نوش جونت باز گیرش آوردی دوباره خفتش کن ی غریبه میخاد ترتیبشو بده خودت بده مگه چی میشه 😁

  9. این جفنگیات ازاثرات تراست ولی ازکمرشلت بترس با این کمرت زنت یا زن ایندت ده نفری رو مشغول به کار می کنه به عنوان کارافرین نمونه تقدیر میشه ولی مواظب اون تقدیر کننده باش دیوث ازحالا چشم داره به زنت

  10. ریدم تو دهن مادرت که تورو ریده کاملا مشخصه همش دروغه . کمتر جق بزنم تا تو توهم نیفتی

  11. یه بار سکس کردید،مطمئن باش بهش حال داده و دوست داره بازم سکس کنید،اما اینبار دیگه زور و تهدید در کار نباشه، با محبت و عشق باهاش سکس کن…حالا دفه اول مجبور بودی ولی اگه حتی بهت نداد هم، دیگه به زور کاری نکن…دلت میاد خواهرتو به زور بکنی؟؟؟منم یه آبجی متاهل دارم که آرزومه فقط یکبار باهاش سکس کنم،خیلی از شبا دومادمون نیست و میرم پیشش،نقشه هم نمیخاد،تو یه اتاق میخوابیم،دختر ظریفه،میتونم دستاشو بگیرم و خیلی راحت آبجیمو بکنم و صددرصد مطمئنم برا آبروش هیچی نمیگه و بعدش هرشبی تنها باشه زن و شوهری میگذرونیم.ولی با اینکه اینقد دوست دارم بکنمش و با زورگیر کردنش رسما مثه زنم میشه،ولی چون خودش فعلا نمیخاد،منم هیچوقت ایینکارو نمیکنم تا روزی که با عشق و محبت راضی بشه و با خواسته خودش لنگاشو واسه داداشس بده بالا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید