با سلام
دوستان خاطره ای از عشقم را براتون میگم:سالها پیش با پسر دانشجویی دوست شدم،…عاشق هم شدیم و بلاخره ما با هم عاشقانه سکس کردیم ،…متاسفانه تحت فشار خانواده مجبور به ازدواج اجباری شدم …و مادر عشقم مخالف ازدواج من با پسرش بود !به ناچار برای فرار از عشق نا فرجام ازدواج کردم و بدترین قسمت این که شب زفاف اسم عشقمو صدا زدم ،همسرم فهمید من قبلا سکس داشتم من هم گفتم من به تو گفته بودم من عشقی داشتم و خواهم داشت!و اون شب بدترین شب زندگیم شد …ما بچه دار شدیم ولی من لحظه های شیرین عشق اولم را هیچگاه فراموش نکردم …سالها گذشت من با همسرم به شدت اختلاف داشتم چندین بار تصمیم به جدایی گرفتم اما هر بار به خاطر بچه …میگذشتم !!!تابستان گذشته یک شب تو فیس بوک بودم دیدم آقایی پیشنهاد دوستی داده ،توی صندوق غیره هم از طرف همون شخص پیام داشتم !(سریال همسان همون موقع پخش می شد و همون داستان برای من اتفاق افتاد)…متن پیام:سلام عشقم منم(دکتر… )میدونی بعد از چند سال پیدات کردم قربونت برم این شماره ی من با من تماس بگیر منتظر شنیدن صداتم …شما باشین چه حالی میشین؟
با هزاران شک و تردید اول پیام دادم ،پیام داد …
و تا صبح به عشق کهنه خودم فکر کردم
تماس گرفتم با هم حرف زدیم اشک ریختیم و قول و قرار دیدار بعد از سالها را گذاشتیم !چند ساعتی با هم تو خیابان گشتیم !عازم سفر بودم… وقتی برگشتم برای دیدن عشقم لحظه شماری میکردم، ساعت 7 صبح سر کوجه شون بودم تا زنش بره سر کار!ساعت 7:15 رسیدم دم خونش ضربان قلبم 1000!وقتی در را برام باز کرد نمی تونم بگم چه حالی بودم همدیگرو بغل کردیم ومی بوسیدیمو بو می کردیم و اشک می ریختیم !تا چند ساعت شوک دیدار بودیم بعد از سالها …عشقم منو به اتاق خوابش دعوت کرد من گفتم نه!حریم زنت هست نمیام!تو اتاق بچه اش برام جا انداخت هر دو خوابیدیم وای که چه هیجانی داشت شور وحال جوانی !عشق و شهوت !کم کم لباس هام در آورد و مشغول لیسیدن بدن من شد من هم تنش را غرق بوسه کردم !شاید یک ساعت منو می بوسید می لیسید و اشک می ریخت که چرا منو ترک کردی !؟من هم شوک بودم هم حشری فقط میخواستم اون لحظه مال اون باشم نمی خواستم فکر کنم دارم به شوهرم خیانت می کنم!سکس مون به اوج داشت می رسید شروع کردم به خوردن کیرش!وای خوشمزه ترین چیز دنیا! یاد اولین سکس ضربدری افتادیم برگشتم تا من کیرش را بخورم اون کس منو !کاش اون روز تموم نمیشد
دیگه هر دومون حسابی شهوتی شده بودیم کیرش را بااحتیاط کرد تو کسم!
انگار دختر18سالم!
وقتی میکرد توش میگفت جون چه کسی داری مگه تا حالا ندادی این قدر تنگه!منم گفتم نه گذاشته بودم تو بازش کنی!بهترین لحظه عمرم بود اونقدر با ملاحظه منو کرد بهش گفتم :قربون کیر کلفت پنبه ایت بشم ،شاید دو ساعت با هم عشق کردیم آبش و کنترل میکرد تا این که تموم تنم با آبش داغ شد وای که تنم چه بوی عطری گرفته بود !نیم ساعتی بغل هم خوابیدیم بهترین سکس زندگیمو تجربه کرده بودم قبلا با عشقم لاپایی سکس میکردیم!تا ساعت 3 چند بار دیگه هم سکس داشتیم !خیلی بهم چسبید و البته که عشقم هم احساس رضایت داشت چون با زنش خیلی حال نمی کرد!دفعات بعدی به اصرار اون تو تخت خوابش سکس داشتیم حتی چند باری هم جاهای دیگه …از اون تاریخ تا 19آذر ما با هم چندین بار سکس داشتیم و خیلی بهمون خوش میگذشت الان چند ماه گذشته رابطه مون یه خورده سرد شده هر از گاهی تلفنی در ارتباطیم!و حتی چند بار تلفنی آبشو آوردم!دارم میمیرم واسه سکس با عشقم با اون کیر پنبه ایش خیلی دوسش دارم بیشتر از هر کس تو دنیا!الان بیش از حد حشری شدم فقط دلم کیر عشقمو میخواد تن داغشو !
آرزو میکنم تو همین چند روز آینده تو بغلش باشم یه سکس خوب بکنیم و براتون بنویسم
همیشه خندان باشین
دوستان خاطره ای از عشقم را براتون میگم:سالها پیش با پسر دانشجویی دوست شدم،…عاشق هم شدیم و بلاخره ما با هم عاشقانه سکس کردیم ،…متاسفانه تحت فشار خانواده مجبور به ازدواج اجباری شدم …و مادر عشقم مخالف ازدواج من با پسرش بود !به ناچار برای فرار از عشق نا فرجام ازدواج کردم و بدترین قسمت این که شب زفاف اسم عشقمو صدا زدم ،همسرم فهمید من قبلا سکس داشتم من هم گفتم من به تو گفته بودم من عشقی داشتم و خواهم داشت!و اون شب بدترین شب زندگیم شد …ما بچه دار شدیم ولی من لحظه های شیرین عشق اولم را هیچگاه فراموش نکردم …سالها گذشت من با همسرم به شدت اختلاف داشتم چندین بار تصمیم به جدایی گرفتم اما هر بار به خاطر بچه …میگذشتم !!!تابستان گذشته یک شب تو فیس بوک بودم دیدم آقایی پیشنهاد دوستی داده ،توی صندوق غیره هم از طرف همون شخص پیام داشتم !(سریال همسان همون موقع پخش می شد و همون داستان برای من اتفاق افتاد)…متن پیام:سلام عشقم منم(دکتر… )میدونی بعد از چند سال پیدات کردم قربونت برم این شماره ی من با من تماس بگیر منتظر شنیدن صداتم …شما باشین چه حالی میشین؟
با هزاران شک و تردید اول پیام دادم ،پیام داد …
و تا صبح به عشق کهنه خودم فکر کردم
تماس گرفتم با هم حرف زدیم اشک ریختیم و قول و قرار دیدار بعد از سالها را گذاشتیم !چند ساعتی با هم تو خیابان گشتیم !عازم سفر بودم… وقتی برگشتم برای دیدن عشقم لحظه شماری میکردم، ساعت 7 صبح سر کوجه شون بودم تا زنش بره سر کار!ساعت 7:15 رسیدم دم خونش ضربان قلبم 1000!وقتی در را برام باز کرد نمی تونم بگم چه حالی بودم همدیگرو بغل کردیم ومی بوسیدیمو بو می کردیم و اشک می ریختیم !تا چند ساعت شوک دیدار بودیم بعد از سالها …عشقم منو به اتاق خوابش دعوت کرد من گفتم نه!حریم زنت هست نمیام!تو اتاق بچه اش برام جا انداخت هر دو خوابیدیم وای که چه هیجانی داشت شور وحال جوانی !عشق و شهوت !کم کم لباس هام در آورد و مشغول لیسیدن بدن من شد من هم تنش را غرق بوسه کردم !شاید یک ساعت منو می بوسید می لیسید و اشک می ریخت که چرا منو ترک کردی !؟من هم شوک بودم هم حشری فقط میخواستم اون لحظه مال اون باشم نمی خواستم فکر کنم دارم به شوهرم خیانت می کنم!سکس مون به اوج داشت می رسید شروع کردم به خوردن کیرش!وای خوشمزه ترین چیز دنیا! یاد اولین سکس ضربدری افتادیم برگشتم تا من کیرش را بخورم اون کس منو !کاش اون روز تموم نمیشد
دیگه هر دومون حسابی شهوتی شده بودیم کیرش را بااحتیاط کرد تو کسم!
انگار دختر18سالم!
وقتی میکرد توش میگفت جون چه کسی داری مگه تا حالا ندادی این قدر تنگه!منم گفتم نه گذاشته بودم تو بازش کنی!بهترین لحظه عمرم بود اونقدر با ملاحظه منو کرد بهش گفتم :قربون کیر کلفت پنبه ایت بشم ،شاید دو ساعت با هم عشق کردیم آبش و کنترل میکرد تا این که تموم تنم با آبش داغ شد وای که تنم چه بوی عطری گرفته بود !نیم ساعتی بغل هم خوابیدیم بهترین سکس زندگیمو تجربه کرده بودم قبلا با عشقم لاپایی سکس میکردیم!تا ساعت 3 چند بار دیگه هم سکس داشتیم !خیلی بهم چسبید و البته که عشقم هم احساس رضایت داشت چون با زنش خیلی حال نمی کرد!دفعات بعدی به اصرار اون تو تخت خوابش سکس داشتیم حتی چند باری هم جاهای دیگه …از اون تاریخ تا 19آذر ما با هم چندین بار سکس داشتیم و خیلی بهمون خوش میگذشت الان چند ماه گذشته رابطه مون یه خورده سرد شده هر از گاهی تلفنی در ارتباطیم!و حتی چند بار تلفنی آبشو آوردم!دارم میمیرم واسه سکس با عشقم با اون کیر پنبه ایش خیلی دوسش دارم بیشتر از هر کس تو دنیا!الان بیش از حد حشری شدم فقط دلم کیر عشقمو میخواد تن داغشو !
آرزو میکنم تو همین چند روز آینده تو بغلش باشم یه سکس خوب بکنیم و براتون بنویسم
همیشه خندان باشین
نوشته: آتش
19 پاسخ به “سکس با اولین عشقم بعد از ازدواج”
ننویس کس کش آشغالتو هنوز فرق بین سکس ضربدری و حالت 69 رو نمیدونی اونوقت میای اینجا کس شعر میبافی که چی بشه؟هان؟با اون نگارش تخمی تخیلیتحالا مثلا میخواستی عشق رو قاطی داستان مزخرفت کنی که چی بشه؟که مردم برات کف بزنن؟اونوقت سریال همسان چه ربطی به خیانت تو داشت؟فکر کردم میخوای بگی با داداش دوقولوی عشقت سکس کردییه مشت مزخرف بیشتر نبود که همش زاییده ی ذهن معیوبت بودمن خودم مینویسم اما واقعیت رو با تخیل قاطی میکنم تا جذابتر بشه اما تو دیگه ترکوندیهمش توهمهمش کس شعر…اینقدر الکی خیانت رو توی این سایت تبلیغ نکنید.
Jaghi!Kesafat!Past fetrat!Zemnan Aval shodam?!
نمیدونم این داستان چطور اینقدر امتیاز گرفته. چون شاید داستانش واقعی باشه و سرهم بندیش افتضاحه…
ریدی با این عشق بازیت .ضمنا جنده خانوم راهی چند باهاش حساب کردی ؟اگه اینم تو داستانت میاوردی بد نبود حداقل تازه کارها قیمت دستشون میومد .
مگه توی عهد عتیق زندگی میکنی که مادرت مجبورت کرد ازدواج کنی؟این کس شعراتو ببر جای دیگه هوا خواه ندارهمردشورتو ببرن که خیانتتو اینجوری توجیه میکنی خاک بر سرت که فرق 69 و ضربدری رو نمیدونی بعد از بچه اوردن مثه دختر 18 ساله تنگی؟اینارو برای یه بچه هم تعریف کنی بهت میخنده چه برسه به بچه های بکن تو که خودشون اوستای این کارناگر داستانت واقعی باشه زیاد به این رابطه دل نبد مردا اصولن تنوع طلبن مطمئن باش بعداز یه مدت ازت خسته میشه یا میره سراغ یکی دیگه یا دوباره برمیگرده سروقت زنشهرچقدر هم که عاشق باشی بعد از سکس دیگه رابطه ی عشقیت مثه قبل نمیشه یه مدت خیلی داغتر و اتشین تر از روزای اول میشه اما مثه یه شعله ی سرکش میمونه که اروم اروم خاموش میشهاز من گفتن بود
جنده خانم دیگه ننویس . . . . . . . . . . . .مگه نگفتی که مادرش نذاشت به هم برسید؟ پس چرا وقتی بعد از سالها همدیگه رو دیدید بهت گفت چرا ترکم کردی؟ کلا ریدی با این داستان کیریت. یک جورایی هم مشکوک به پسر بودن میزنی. تو کلا میفهمی عشق چیه؟ عشق رو با جنده گری اشتباه گرفتی همونطور که حالت 69 رو با سکس ضربدری. کیرم تو داستانت دیگه ننویس. به خاطر بچه ات طلاق نمیگیری؟ پس چرا به خاطر بچه نجیب نمیمونی؟ فکر کردی فردا بچه بزرگ بشه و ببینه مامانش جنده بوده چه حالی بهش دست میده؟ برو خجالت بکش زنیکه (احتمالا مردیکه یا مرتیکه) فاحشه. دیگه ننویس.
حالا این همسان اصلا چیه؟ من اصلا نمی دونم این چی هست که بخام رابطشو با داستانت کشف کنم. ولی کلا از خیانت خوشم نمیاد. خوب دوستش نداری طلاق بگیر
کلا از خیانت خوشم نمیاد.
کثافت عوضی حرومزاده،ابنه ای،محتاج کیر،هم حرص منو در آوردی هم اعصاب بچه هارو خورد کردی،همون اسمی که روی خودت گذاشتی تو کونت
خو کس کش چوني من اين داستانو به پسر خاله 12 سالم نشون دادم گفت اين يارو بابا کس شعرو در اورده بعد يه بار بچه اوردي هنوز تنگي بعد ميگي بش دست نزدم خو کس خل کيرم تو حلقت برو داستان ام.جي رو بخون يکم داستان نوشتن ياد بگير اون داستانه نه اين خانم يا اغاي گشادد ننووويس
fuck uasshole
حرومزاده ای والاااااااااااااااااا
کودک نخستین ! بهش می گن 69 نه ضربدرینوشتارت افتضاااااااااااح بود . بیشتر مظالعه کن و کمتر بنویس
شماها چرا اینقدر بد دهن هستید؟ تو خونوادتون هم اینجوری هستید ؟؟ کمی با احترام کم بچه بازی در بیارید
معلومه خودت پسره رو ول کردی و یه لقمه ی خوبی پیدا کردی باهاش ازدواج کردی بعد پشیمون شدی اگه دوسش نداری طلاق بگیر چون یه روزی طلاقت میده خائن
توهم چیز خوبیه ولی شما شورشو در آوردی.یکم خودتو کنترل کن عزیز
کس کش اینا رو ببر لب کست آبشو با پسرت به عنوان ناشتایی بخور!!!
سلام نمیدونم چرا ولی تمام کدهایی که در داستان شما هست یک جورایی با داستان زندگی من مطابقت داره حالا… اگه شما اونی که من گم کردم باشی تلفنم را میذارم 8213095 درفیس بوک هم اکه اسم منو سرچ کنی پیدام میکنی منتظر تماستون میمونم
واقعأ جای تاسفهآخر چرا فحش میدیدنمیشه بدون فحش نظرتون بدید و داستانش نقد بکنید!!!؟