سکس امیر با همکلاسی

سلام من امیر هستم ۱۷ سالمه این داستان مال دوسال پیشه یعنی زمانی ک من کلاس هستم بودم یه هم کلاسی داشتیم خیلی بچه خوشگل بود و لوس بود و همه تو کفش بودن از هیکلش بخوام بگم قدش حدود ۱۷۵ و وزن حدود ۷۵ داشت با کون توپل پوست سفید اسمش هم اهوارا بود خلاصه ما یه مدت با این خیلی شوخی میکردیم اینا یه شب ساعت حدود ۲ یا سه شب بود من یادم نی دقیق استوری گذاشته بود تو واتساپ منم جواب دادم دقیق یادم نمیاد چی گفتم یا چی شد ولی بحث سمت سکس رفت اینا بعد گفتم بیا عکس کیر هامون رو بهم بریم اونم فرستاد اونا بعدش گفتم بیا تماس تصویری بگیرم تو دست شویی رفتیم خلاصه از کون هم گرفتیم اینا جفتمون جق زدیم قرار شد کامل شیو کنیم شنبه ک رفتیم مدرسه سکس کنیم اینا تو دست شویی خلاصه رفتیم میز من آخر بود گوشه شانس خوب اون روز بغلیم هم نیموده زنگ هنر هم بود معلم هنرمون خیلی خوب کاری نداشت به بچه ولی آنقدر خوب بود کسی از سر کلاسش نمی‌رفت خلاصه اول زنگ دستم کردم تو شرتش کیرش رو ماساژ میدادم اونم کی می‌کرد آنقدر ماساژ دادم گفت بسه دیگه الان آبم میاد اجازه گرفتیم رفتیم بیرون باهم رفتیم تو دست شویی گفت نفر اول من منم گفتم اوکی چون میدونستم آبش زود میاد چون خودش هم حشری کشیدم پایین دیدم یکم انگشتم کرد با اینکه دردم می آمد ولی از قبل قرار بود هر چقدر درد کنه چیزی نگیم تو مدرسه و همچین تلمبه هم نزنیم یکم انگشت کرد کیرش هم سانت زدیم اون ۱۵ سانت من ۱۶ سانت آمد سرش رو بکن تو کونم یکم کرد آبش ریخت گفتم حالا نوبت منه گفت ن بزار زنگ بعد گفت حرف نزن حشریم چسبوندمش به دیوار شلوارش رو داد پایین یکم در کونش رو خوردم کیرم در اود تف زدم رو کیرم با کون خوب بازش کردم اول با دست کیرم یواش می‌مالیدم در کونش خلاصه یواش یواش سرشو کردم توش اونم هی میگفت در بیار الان داد میزنم و اینا گفتم ساکت گفت دستت رو بزار تو دهنم زور بزنم گفتم اوکی دستم کردم تو دهنش یهو فشار دادم هی اممم و زور میاد آنقدر تنگ بود داشت بخدا هم فشار می آمد و داغی ک تو دست شویی جمع شود چون اردیبهشت بود و هوا گرم داشتیم می مردیم خلاصه سر حدود ۱۰ یا ۸ دقیقه آبم ریختم رو زمین رفتیم کلاس خلاصه غروبی پیام داد گفتم نکنه میخواد بگه پشیمون هستم دیدم ن گفته فردا ساعت ۶ بیا خونمون خالیه منم کیف کردم گفت بعد مدرسه میرم قرص تاخیری میخرم و میام گفتم عالیه خلاصه رفتیم خونشون اولش خواهرش هم بود تو ذهنم گفتم میخواد یعنی خواهرش هم بهم بده چون آدم بی غیرتی بود واقعا و اینا بعد گفتم جریان چیه گفت الان میره نترس تو اون مدت رفتیم تو اتاقش گفت من حشریم نمیتونم بیا بریم گوشه گفتم صبر کن خواهرت بره گفت ن گفتم باشه گفتم چی کنم گفت من فتیش دارم یکی کیرم با گردن و همه بدنم رو بخوره گفتم باشه ولی برو کیرت رو بشور و آمد گفتم بزار یکم دیگه گفت ن دیدم کیر در آورد گفت از تخم هام بخور منم قبول کردم رفتیم گوشه اتاق زانو زدم براش در کمد هم باز کرد جلمون ک معلوم نباشه کیرش رو کردم تو حلقم خودم دلم میخواست به یه بچه خوشگل بدم یا بخورم براش ساک میزدم براش بعد گفت ن تخم بخور و اینا منم گفتم اوکی براش میخوردم و اینا اونم کیف می‌کرد گفت بیا بالا گردنمون بخور گفتم باشه کیرش هم کرد لا پاهام بعد دیدم خواهرش صدا زد رفتم من ک اون لحظه تخم کردم ولی دیگه رفته گفت بریم سر تختم گفتم باشه بریم دیدم چراغ ها رو هم خاموش کرد به کمر خوابید گفت بشین رو کیرم منم گفتم باشه چاک کونم رو خود باز کردم یواش یواش سرشو کردم تو کونم حس خوبی اونم هی میگفت جون این حرف ها خیلی درد داشتم ولی باید تحمل میکردم بعد چند دقیقه کامل نشستم درد بسیار بدی اصلا طاقت نداشتم با این دوست داشتم هم به یه بچه خوشگل کون ولی نمیتونستم تحمل کنم بعد دیدم بعد دو دقیقه گفت پاشو پاشو فکر کردم آبش میاد آمد گفتم ها چیه آبت آمده گفت ن بابا قرص خوردم آب چی ها پس چیه گفت هیچ بهم فشار آمده میخوام یکم صبر کن گفتم اوکی یکم ک گذشت گفت به پهلو بخواب گفتم اوکی خودش هم به پهلو خوابید یکم کصشر گفت ک میکنمت جنده منم گفتم کصشر نگو نوبت منم میشه خلاصه کیر کرد لایه کونم هی تو کون میداد میگفت بکنم توت و اینا یهو شروع کرد گردنمو خوردن منم حرفی نداشتم بگم چون شرط گذاشتی موقع هر کس هست کسی چیزی نگه یکم تف زد به دستش کیر نصف کرد هی تکون میداد گردنمو می‌خورد منم هم بدم می آمد هم خوشم خلاصه یکم گذاشت دوباره میخواست یه حالت دیگه بریم گفت این دفعه داگی منم گفتم اوکی قمبل کردم اول یواش یواش انگشتم می کرد میزد در کونم هی میگفت کونی میدونم خوشت آمده گفتم حرف نزن نوبت منم میرسه خندید رفت بیرون گقتم خدایا چشه دیدم روغن آورد هی در می آورد میزد در کونم حسابی روغنیش کرد هی ماساژ میداد یهو دیدم در عرض یه ثانیه از کارش دست کشید یهو فرو کرد توم آمدم برم دردم گرفتم گفت کجا یکم صبر کنم گفت ولم کن کصکش گفت یکم تحمل کن منم گفت ولش الان لج میکنه موقع دورم نمی زاره خوب بکنم منم همون طور موندم تا یکم جا باز کرد گفت شروع کنم گفتم شروع کن شروع کرد تند تند تلمبه زدن بهم گفت آه آه کن و طوری رفتار کن انگار داری جر میخوریی منم طبق شرطمون گفتم اوکیه باشه آه آه میکردم و به قول خودش زمینو گاز میگرفتم حدود ده دقیقه این طوری بود کشید بیرون گفتم دیگه آبش دیدم ن تازه یه فکر جدید زده به سرش دیدم رفت تو یخچال سس کچاب آورد گفت جریان چیه گفت میزنم رو کیرم میخوردم اول مخالف کردم چون من از کچاب بدم میاد ولی گفت شرط گذاشتیم اینا گفت اوکیه گفت میخوام فیلم بگیرم گفتم ن گفت با گوشی خودت توهم فیلم بگیر با گوشی خودم از منم گفتم باشه گوشی دستش منم شروع کردم براش خوردن یه چند دقیقه خوردم گفت ن حال نمیده دوباره داگی شو و کردش توم بعد ده دقیقه آبش آمد ریخت رو کمرم نشست و گوشیمو بهم داد گفت بیا گوشیت یکم بریم رو تخت استراحت کنیم بعد تو شروع کن رفتیم رو تخت خوابیدم دیدم پتو کشید هی مث صحنه ها عاشقانه دست میکشه رو صورتم دیدم گفت ببین اگه بخوای میتونم دوباره بکنمت گفتم ن ممنون گفت میدونم خوشت آمده منم حقیقت خوشم میاد یکی کونم بزاره و اینا یکم در موردش حرف زدیم جفتمون اعتراف کردیم ک دوست دارم گاهی کون بدیم و حرف های عاشقانه و گفت بیا شروع کنیم منم گفت باشه داگی شو داگی کرد دست کردم لا چاک کونش دیدم خیلی گرمه و خیسه و عرق کرده هست و گرمای عجیبی هم داشت نتونستم جلو خودمو بگیرم و شروع کردم سوراخشو خوردن یکم خوردم کیرمو می‌برد لاشو می آوردم هی و یواش یواش سرشو کردم توش و اون شروع کرد به آه آه کردن قشنگ معلوم بود خوشش میاد و منم یهو تا ته کردم توش یه آه بلند کرد گفت کصکش این طوری گفتم ببین چقدر من درد داشتم شروع کردم به تلمبه زدن یکم دیدم حال نمیده تازه فهمیدم چرا هی زود زود حالت عوض می‌کرد گفت بیا من یه حالت دوست دارم ولی تو حال میخوام فیلم هم بگیرم از اون حالت مثل فیلم گفت چی گفتم برو روی بلندی مبل بخواب طوری یه چیزی مثل داگی هم بشه گفت اوکی ولی با گوشی خودم بگیر بعد بهش گفتم خودت هم بزن به لباس هم بپوش خلاصه رفت تو این حالت منم گوشی دستم دیدمش رفتم اون مثلا خواب بود لباس رو در آوردم یکم کونشو خوردم بعد کردم توش قبلش هم بهش گفته بودم میخوایم مثل فیلم سوپر ها بازی کنیم و مثلا نقش داریم و اینا وقتی اشاره دادم بلند میشی میری تو نقشت گقت اوکی خلاصه ما در حال تلمبه زدن بودیم خیلی تو این حالت خوبه قشنگ نرمی کون طرف چند برار میشه خلاصه علامت دادم بلند شد نقشش ک مثلا بیدار شد و بدش میاد بازی کرد و بعد من راضیش کردم تو فیلم یکم کردمش دوباره بعد فبلم بستمش گفت خب الان چی گفتم میخوام پاهات ها رو بزاری رو شونم منم تو اون حالت بکمنت گفت حیف چرا به ذهن خودم نرسید خلاصه داد بالا منم کردم توش یکم تلمبه زدم کصکش ادا خود فیلم سوپر ها رو در می آورد قشنگ معلوم بود بلده انگار یکم تلمبه زدم دیگه نفسم مونده گفت یکم استراحت و خوابیدم رو تخت دیدم خودش آمد بالا تخت و شروع کرد به کیرمو خوردن خیلی قشنگ می‌خورد انگار عمریه کارشه یکم گذشت گفت مثل خودت به پهلو بخواب چراغ ها رو خاموش کردم به پهلو کردم توش بیست دقیقه حدود تو اون حالت بودیم آبم ریختم بین پاهاش یکم موندیم نگاه هم کردیم لب ها همو خوردیم حتی من خوابم کرد واسه چند دقیقه بعد بیدار شدم گفت یه راند دیگه گفت ن خلاصه یکم موندم خونشون بعد آمدم خونه بعد اونم تا یه سال سکس مرتب باهم ولی کم کم شد تا الان ک دیگه هیچ
ممنون از اینکه به داستان منو خوندین اگر دوست داشتین و نظر ها خوب بود ایشالا یه خاطره جالب دیگه هم دارم براتون مینویسم ممنون

نوشته: امیر

بازدید 16,624

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “سکس امیر با همکلاسی”

  1. منو یاد تجربه کون کردن تو دبیرستان انداختیکاری ندارم راست بود یا دروغ داستانت

  2. اینا و ایناو ایناو اینا 😁باز هم امیری دیگرو حماسه ای دیگر از بیسوادی و بیشعوری یک امیر کونی 😂👉

  3. خدا نکنه که کسی توهم زده باشد امیر تو کفش بودیم یا تو جوراب 🤣ولی خوب توهمات خودت را نوشتی و انداختی گردن آدمی سایت کسی که یادش رفته چی استوری گذاشته یا موضوع چی بوده چی شده وحی بهت شده که عکس کیر بهم بدینسعد طوسی نبوده همکلاسی🤣حال بهم زنی ننویسید

  4. روی داستانت بزغاله چریده انگار بعضی کلمات خورده شده از بس تو دبیرستان کون میدی و کون میکنی درس و مشق هیچی یاد نگرفتی لااقل فارسی رو خوب بخون نوشتاریت بهنر بشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید