سوراخ کون الهام

من از کودکی عاشق پسر خالم بودم. رابطه ما نه پسرخاله دخترخاله بود و نه خواهر و برادری … از وقتی حسای جنسیم روشن شد، داغ بودم و آتیشی و خوب تنها کسی که فانتزیه دنیای کوس خیس من بود همیشه پسر خالم بود … با هم راحت بودیم و چون توی یه شهر ساکن بودیم رفت و اومد و رابطه عادی بود. اما دم دمای طلوع حسای جنسی این فانتزی و احساسم به اون منو به دنیای دیگه ای از سکس و رابطه کشوند … میون بازی و شوخی ها تمام نگاه و حسش نه به پستونام و نه رونام و ورم کوسم بود … اون فقط شیفته کون تاپ و خاص من بود … گاهی با داستانا و حرفای دوستام میدونستم که مردا عاشق کونن اما حس اون و نگاهش چیزی فراتر از کون من و یه حس عادی بود. کم کم که رابطمون با حسای جنسی و داغی سوراخای من و کیر شق اون بیشتر میشد، وقتایی جور میشد که خودمو بیشتر بهش نزدیک کنم و در واقع بذارم پستونام یا کوس و کونمو لمس کنه. اما تنها جاییم که لمس می شد کونم بود. جالبه خودمم کم کم حسام داشت توی کونم جمع میشد و تا به خودم اومدم بیشتر از اینکه پستونامو براش نمایش بدم یا پف کوسمو، دنبال نمایش کون و قمبلم بودم. روز به روز کونی و‌ کونی تر میشدم و لمس دستای اون روی کونم بیشتر و بیشتر … تا میون این لمس و رابطه و شهوت و لذت، یه روز رک و روراست حرفشو زد … نه پستونام … نه کوسم … نه رونام … نه بدن لختم … نه حتی کونمو داغ و وحشی میخواست … اون فقط دیوونه و عاشق سوراخ کونم بود … اولش برام باور این حس و رابطه عجیب و کمی سخت بود. اما با دیدن حسای قشنگ و نوع حرفای عاشقونش درباره سوراخ کونم، منم قبول کردم که سوراخ کون یه دختر گاهی در حد خداست … در حد یه معبده … در حد یه عبادتگاهه‌ … سوراخ کونمو برای جر دادن و تجاوز و گاییدن نمیخواست … فقط بوسه و لیسیدن بی انتها … معاشقه میکرد با سوراخ کونم و اونقدر لیس میزد که بی حال می افتادم … دیگه ارضای من با کس و بدن لخت و یا حتی کونم نبود … فقط سوراخ کون … اونم لیسیدن محض … الان چند ساله که من کونی که هیچ … کونی ترین شدم و لیسیدن سوراخ کونم برام از همه لذتهای سکسی بیشتر و بیشتر ارزش داره … جلوی سوراخ کونم سجده میکنه … معاشقه میکنه … میبوسه … میلیسه و زبونش تا تنها میشیم روی چروکای سوراخ کونم میلغزه … مدتیه دیگه حسای من فقط در سوراخ کونم جمع شده و همونطور که دنیای اون سوراخ کون منه، دنیای منم و لذتم از سکس در وابستگی و پرستش سوراخ کونمه … بلیس عزیزم …

نوشته: الهام

بازدید 10,911

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “سوراخ کون الهام”

  1. اولش برام سخت بود رو ک نوشتی دلم میخواست بگیرم از کلت انقد بکوبمت دیوار تا عکس برگردون شی، توله سگ برداشتی هرجور جنده بازیو دراوردی بعد اول برات سخت بوده

  2. شبانه روز نشسته جلو سوراخ کونت و راز و نیاز میکنه و میبوسه و میلیسه ؟😂👉

  3. الهام‌جون زبونم تو سوراخ کونت که هی با گفتن سوراخ کون دهنمو اب انداختی

  4. مطمئنی تو الهامی ما ی بچه محل پسر داشتیم کونی بود حساش مثل تو بود ولی همه میزدن توش میرفتن

  5. یعنی لُپ کونت هم نه فقط سوراخ کونت ؟یعنی تا قُم رفته ی سر جمکران نمیره ؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید