سلام به همه این داستان دربارهی اولین سکس من تو ۱۴ سالگی با پسر داییم هست. اول بگم که لطفا کاراگاه بازی در نیارید و مو رو از ماست نکشید بیرون که ایراد منطقی از داستان بگیرید چون داستان عیناً اتفاق افتاده و سعی کردم بدون اغراق فقط جذابتر و قابل خوندنتر بنویسمش پس ممنون میشم تا آخر بخونید🙏
اواسط اسفند بود و سرمای هوا قابل تحمل تر شده بود و داییماینا واسه چند روز از شهرستان اومده بودن خونمون. چهارده سالم بود و تو اوج حشر و شهوت و حسابی سر و گوشم میجنبید و کنجکاو بودم که سکس رو امتحان کنم.
از پسرداییم “متین” بگم براتون که همسنمِ و چند ماه کوچیکتر، قدش ۳، ۴ سانت از من بلندتر بود هیکلش تو پر بود و یه مقداری سینه و شکم برجسته و یه کون درشت مثل دو تا طالبی داشت؛ عوضش بر خلاف من رنگ پوست سبزه رو به سیاه داشت و از بچگی بهخاطر این کاکائویی بودنش مسخرش میکردن بیچاره رو و هر وقت کنار هم میموندیم عین صفحه شطرنج بودیم😂
رو تخت من نشسته بودیم و سرمون تو گوشی بود و حسابی از شکارم مطمئن بودم که چه کسی امنتر از کسی که از بچگی باهم بزرگ شدیم واسه این کار؟ هرزگاهی دستمالیش میکردم و میمالوندمش اون واکنشی نداشت و عین سنگ مونده بود بعضی وقتام یه “نکن!” کوتاه و ممانعتآمیز میگفت تا دست بکشم ولی من مطمئن بودم که بیگدار به آب نزده بودم چون یه چیزایی شنیده بودم در مورد کون کونک بازیای بچه های فامیل که محورش این آقا بوده😉 دیگه جدیتر شدم و کیرمو از رو شلوار برجسته میکردم و نشونش میدادم در آخر دیگه قطعی بهش گفتم : متین بم میدی؟ اونم خیلی قاطع میگفت نه و اصلا وا نمیداد منم تو دلم میگفتم تو که هیچکس رو تو فامیل بینصیب نذاشتی حالا که به ما رسیدی آدم شدی؟ اونم منی که تقریبا صمیمیت زیادی داشتیم نسبت به بقیه به هر حال ذره ای منصرف نشدم و همچنان سیریش بازی در میآوردم که یاد یه فانتزی سکسی که چندین سال پیش تو یکی از تبلیغهای گوگل پلی دیدم افتادم! دختر پسرِ داشتن سنگ کاغذ قیچی بازی میکردن و هر کس که یه دور رو میباخت یه تیکه از لباسش به ترتیب بلوز، شلوارک و شورتش رو در میاورد! چون خیلی برام جالب بود بعد این همه سال تو ذهنم مونده بود. براش روششو مطرح کردم و گفتم که سه تایی سنگ کاغذ قیچی بازی میکنیم هر دورش از سه دورش هم هر کی باخت یه تیکه از لباسشو یعنی اول لباس بعد شلوار آخرشم شورت رو در میاریم؛ هر کی زودتر لخت شد و باخت باید به اون یکی بده. یکم فکر کرد که دید اینطوری دیگه همش من نمیکنم و ممکنه چیزی هم به خودش بماسه پس بالاخره قبول کرد. لباس گرم هامونو پوشیدیم و رفتیم حوصلمون از گوشیا سر رفت و میریم از انباری چند تا از بورد گیم های منو بیاریم.
رفتیم توی انباری و شروع کردیم به سنگ کاغذ قیچی بازی کردن سر سکس! دست اول رو من ۳:۰ باختم و با خودم گفتم به درک نوبت منم میشه و اون لحظه به چیزی جز کون متین فکر نمیکردم و احتمالا اگه بهم تفنگ میدادن میگفتن خودتو بکش ولی اون دنیا کون متین هست میکردم آنقدر که حشر جلوی چشمام رو گرفته بود انگار که بعد از کلی تشنگی رسیده بودم سر چشمه و هر کاری برای رسیدن به آب میکردم. من کامل لخت شده بودم ولی چون نتونستم یه دور هم ببازونمش اون کامل لباس تنش بود ولی دیدم قدم از قدم بر نمیداره و فقط به کیر نیم خیز ۱۵، ۱۶ سانتی من که شبیه خرطوم فیل آویزون مونده بود نگاه میکرد که بعدا دیدم خودش ۴، ۵ سانت بیشتر نداره و حسابی کُب کرده بود و سر جاش وایستاده بود فهمیدم که بللله بالاخره وا داده پس سریع عین بازی های بچگونه دبه در آوردم و گفتم بیا از اول اونم که انگار منتظر بود بالاخره ببازه چیزی نگفت و با وجود اینکه دیگه هیچ مانعی وجود نداشت برای اینکه هیجان کار از بین نره دوباره شروع کردیم یه دست دیگه بازی کردن، این سری من دوباره ۳:۱ باختم😶 میدونستیم کار تمومِ و اون میخواد بهم بده ولی دوباره دبه در آوردم دیگه شورتمو در نیاوردم و بدون هیچ حرکت اضافه ای سریع لباسامو پوشیدم و شروع کردیم به یه دست دیگه بازی کردن، ۲:۲ شده بود و جفتمون کامل به جز شورت لخت شده بودیم و نتیجه این دور دیگه نتیجه نهایی بود که بالاخره بردمش. به قدری سرشار از شهوت جنونآمیز بودم که فقط چسبوندمش به دیوار ولی اون با همون خونسردی گفت که میشمارم و فقط ۳۰ ثانیه! بلد نبودم و همونجوری بدون تف گذاشتم توش و آهش بلند شد و بم گفت: تف بزن حداقل! تازه دوزاریم افتاد و این دفعه با تف یکم یواشتر گذاشتم توش و شروع کردم به تلمبه زدن. تا ۲۵ اینا شمرده بود و منم زودانزال بودم و آبم نزدیک بود برای همین تلمبه هامو سریعتر کردم اونم که دید آخراشِ از قصد سریعتر میشمرد تا زودتر تموم شه ولی منو مثل بمب ساعتی رو تایمر متین تنظیم کرده بودن و سر سی ثانیه آبمو کامل خالی کردم تو کونش و کیرمو در آوردم بیرون که یکمش هم ریخت رو زمین. با یه حالت عصبانیطور به کون خودش و زمین نگاه میکرد که خیس شده بودن ولی من انگار نه انگار که همین الان ارضا شده بودم و ذره ای از شهوتم کم نشده بود انگار بازم میخواستم ولی اون به سرعت لباساشو پوشید و گفت که بریم دیگه خیلی موندیم این پایین با اینکه اصلا دلم نمیخواست تمومش کنیم ولی خب خودمم باهاش همنظر بودم که آره دیر شده پس چند تا از بورد گیم هارو برداشتیم، زمین رو تمیز کردیم و رفتیم بالا. چون واس چند روز اومده بودن و لباس داشتن وقتی رفتیم بالا گفت میخوام برم حموم قبلش هم رفت دستشویی و شورتشو عوض کرد. وقتی از دستشویی اومد بیرون و داشت میرفت سمت حموم منم پشت سرش داشتم میرفتم سمت اتاقم که یهو اون شورتی که قبلش پاش بود رو نشونم داد که آب کیر من روش بود و از پشت کتفش آروم با یه حالت “ببین چیکار کردی😄” نگاهم کرد منم با یه لبخند رضایت نگاهش کردم تا رفت حموم.
اواسط اسفند بود و سرمای هوا قابل تحمل تر شده بود و داییماینا واسه چند روز از شهرستان اومده بودن خونمون. چهارده سالم بود و تو اوج حشر و شهوت و حسابی سر و گوشم میجنبید و کنجکاو بودم که سکس رو امتحان کنم.
از پسرداییم “متین” بگم براتون که همسنمِ و چند ماه کوچیکتر، قدش ۳، ۴ سانت از من بلندتر بود هیکلش تو پر بود و یه مقداری سینه و شکم برجسته و یه کون درشت مثل دو تا طالبی داشت؛ عوضش بر خلاف من رنگ پوست سبزه رو به سیاه داشت و از بچگی بهخاطر این کاکائویی بودنش مسخرش میکردن بیچاره رو و هر وقت کنار هم میموندیم عین صفحه شطرنج بودیم😂
رو تخت من نشسته بودیم و سرمون تو گوشی بود و حسابی از شکارم مطمئن بودم که چه کسی امنتر از کسی که از بچگی باهم بزرگ شدیم واسه این کار؟ هرزگاهی دستمالیش میکردم و میمالوندمش اون واکنشی نداشت و عین سنگ مونده بود بعضی وقتام یه “نکن!” کوتاه و ممانعتآمیز میگفت تا دست بکشم ولی من مطمئن بودم که بیگدار به آب نزده بودم چون یه چیزایی شنیده بودم در مورد کون کونک بازیای بچه های فامیل که محورش این آقا بوده😉 دیگه جدیتر شدم و کیرمو از رو شلوار برجسته میکردم و نشونش میدادم در آخر دیگه قطعی بهش گفتم : متین بم میدی؟ اونم خیلی قاطع میگفت نه و اصلا وا نمیداد منم تو دلم میگفتم تو که هیچکس رو تو فامیل بینصیب نذاشتی حالا که به ما رسیدی آدم شدی؟ اونم منی که تقریبا صمیمیت زیادی داشتیم نسبت به بقیه به هر حال ذره ای منصرف نشدم و همچنان سیریش بازی در میآوردم که یاد یه فانتزی سکسی که چندین سال پیش تو یکی از تبلیغهای گوگل پلی دیدم افتادم! دختر پسرِ داشتن سنگ کاغذ قیچی بازی میکردن و هر کس که یه دور رو میباخت یه تیکه از لباسش به ترتیب بلوز، شلوارک و شورتش رو در میاورد! چون خیلی برام جالب بود بعد این همه سال تو ذهنم مونده بود. براش روششو مطرح کردم و گفتم که سه تایی سنگ کاغذ قیچی بازی میکنیم هر دورش از سه دورش هم هر کی باخت یه تیکه از لباسشو یعنی اول لباس بعد شلوار آخرشم شورت رو در میاریم؛ هر کی زودتر لخت شد و باخت باید به اون یکی بده. یکم فکر کرد که دید اینطوری دیگه همش من نمیکنم و ممکنه چیزی هم به خودش بماسه پس بالاخره قبول کرد. لباس گرم هامونو پوشیدیم و رفتیم حوصلمون از گوشیا سر رفت و میریم از انباری چند تا از بورد گیم های منو بیاریم.
رفتیم توی انباری و شروع کردیم به سنگ کاغذ قیچی بازی کردن سر سکس! دست اول رو من ۳:۰ باختم و با خودم گفتم به درک نوبت منم میشه و اون لحظه به چیزی جز کون متین فکر نمیکردم و احتمالا اگه بهم تفنگ میدادن میگفتن خودتو بکش ولی اون دنیا کون متین هست میکردم آنقدر که حشر جلوی چشمام رو گرفته بود انگار که بعد از کلی تشنگی رسیده بودم سر چشمه و هر کاری برای رسیدن به آب میکردم. من کامل لخت شده بودم ولی چون نتونستم یه دور هم ببازونمش اون کامل لباس تنش بود ولی دیدم قدم از قدم بر نمیداره و فقط به کیر نیم خیز ۱۵، ۱۶ سانتی من که شبیه خرطوم فیل آویزون مونده بود نگاه میکرد که بعدا دیدم خودش ۴، ۵ سانت بیشتر نداره و حسابی کُب کرده بود و سر جاش وایستاده بود فهمیدم که بللله بالاخره وا داده پس سریع عین بازی های بچگونه دبه در آوردم و گفتم بیا از اول اونم که انگار منتظر بود بالاخره ببازه چیزی نگفت و با وجود اینکه دیگه هیچ مانعی وجود نداشت برای اینکه هیجان کار از بین نره دوباره شروع کردیم یه دست دیگه بازی کردن، این سری من دوباره ۳:۱ باختم😶 میدونستیم کار تمومِ و اون میخواد بهم بده ولی دوباره دبه در آوردم دیگه شورتمو در نیاوردم و بدون هیچ حرکت اضافه ای سریع لباسامو پوشیدم و شروع کردیم به یه دست دیگه بازی کردن، ۲:۲ شده بود و جفتمون کامل به جز شورت لخت شده بودیم و نتیجه این دور دیگه نتیجه نهایی بود که بالاخره بردمش. به قدری سرشار از شهوت جنونآمیز بودم که فقط چسبوندمش به دیوار ولی اون با همون خونسردی گفت که میشمارم و فقط ۳۰ ثانیه! بلد نبودم و همونجوری بدون تف گذاشتم توش و آهش بلند شد و بم گفت: تف بزن حداقل! تازه دوزاریم افتاد و این دفعه با تف یکم یواشتر گذاشتم توش و شروع کردم به تلمبه زدن. تا ۲۵ اینا شمرده بود و منم زودانزال بودم و آبم نزدیک بود برای همین تلمبه هامو سریعتر کردم اونم که دید آخراشِ از قصد سریعتر میشمرد تا زودتر تموم شه ولی منو مثل بمب ساعتی رو تایمر متین تنظیم کرده بودن و سر سی ثانیه آبمو کامل خالی کردم تو کونش و کیرمو در آوردم بیرون که یکمش هم ریخت رو زمین. با یه حالت عصبانیطور به کون خودش و زمین نگاه میکرد که خیس شده بودن ولی من انگار نه انگار که همین الان ارضا شده بودم و ذره ای از شهوتم کم نشده بود انگار بازم میخواستم ولی اون به سرعت لباساشو پوشید و گفت که بریم دیگه خیلی موندیم این پایین با اینکه اصلا دلم نمیخواست تمومش کنیم ولی خب خودمم باهاش همنظر بودم که آره دیر شده پس چند تا از بورد گیم هارو برداشتیم، زمین رو تمیز کردیم و رفتیم بالا. چون واس چند روز اومده بودن و لباس داشتن وقتی رفتیم بالا گفت میخوام برم حموم قبلش هم رفت دستشویی و شورتشو عوض کرد. وقتی از دستشویی اومد بیرون و داشت میرفت سمت حموم منم پشت سرش داشتم میرفتم سمت اتاقم که یهو اون شورتی که قبلش پاش بود رو نشونم داد که آب کیر من روش بود و از پشت کتفش آروم با یه حالت “ببین چیکار کردی😄” نگاهم کرد منم با یه لبخند رضایت نگاهش کردم تا رفت حموم.
نوشته: I_Casius1
2 پاسخ به “سنگ کاغذ قیچی!”
ادامه بده
بامزه بود