با سلام دوستان ، من آرمين (تمام اسم ها الكي و مستعاره) داستان سكسم با رفيقم رضا رو براتون مينويسم . مطمئن باشين كه دروغ نيست . من واسه دروغ نوشتن وقت نمي ذارم . داستان از انگشت كردن هاي من و رضا شروع شد . ما تو يه مدرسه نمونه تو اصفهان هستيم . ما همديگرو از رو شلوار انگشت ميكرديم . عشق و علاقه ما به هم زباد شد . ولي خب با هم سازش تداشتيم . من كون اونو ميخواستم اونم كون منو . بايد يكي عقب ميكشيد . اون كس رضا بود . چون هم از لحاظ قد و هم صفات مردونه (ريش و سيبيل و …) من بهتر بودم . به هم قول داديم كه زن و شوهر بشيم . اون قبول كرد كه زنم بشه . با هم رفتيم بازار واسش مانتو خريدم . سوتين و شورت و ساپورتم از اصليات بود . شب قبل از سيزده بدر ٩٦ بود كه با ديدن مهموناي سكسي مون ، حشري شدم . ساعت ٩:٤٠ دقيقه بود . بهش پيام دادم . گفتم : ليلا جونم (بعد از اينكه به هم قول داديم من بهش ميگفتم ” ليلا ” ) ميخوامت . گفت : آرمين ديگه نمي تونم ادامه بدم . گفتم چرا ؟؟ اون گفت ميخواد كه خودش با يه دختر رابطه داشته باشه . بهش گفتم قبول ولي بايد امشب اخرين بار بايد بهم بدي . قبول كرد و من رفتم خونشون . مامان باباش مهموني بودن . وقتي درو باز كرد ، رفتم ازش لب گرفتم . وحشيانه لبشو مبخوردم . وقتي داشتم لبشو از جا ميكندم با دستاي سكسي و سفيد ونرمش با لاك صورتی كه بوي تازگي لاك داشت مستم ميكرد كيرمو ماساژ ميداد و خوبيش اين بود كه قرص تاخيري خورده بودم . كاملا خودشو آماده كرده بود . مانتو ، ساپورت ، شورت ، موي بلوند مصنوعي ، روسري و … گفت ميخوام برات سنگ تموم بذارم . رفتم رو مبل نشستم و شروع كرد به ساك زدن . مثل قحطي زده ها كيرمو ميخورد . ده دقيقه خورد و يكم كرم زدم در كونش و نوك كير ١٧ سانتي كلفتمو گذاشتم دم كون تنگ و زنونه اون . حالت داگ استايل . دستمو قفل كردم دور گردنش و محكم كردم تو . جيغ بلندي كشيد و خون از كونش اومد . گريه ميكرد و ناله ميكشيد . قديما برام مهم بود ولي اينبار چون ميدونستم آخرين باره برام مهم نبود . تلمبه هامو خيلي محكم ميزدم . معلوم بود اصلا حواسش نبود و من وحشيانه تلمبه ميزدم . بعد ١٠ دقيقه آبم اومد و همشو خالي كردم تو كونش . يه نيگا به ساعت كردم هنوز ١٠:٣٠ بود و من فرصت داشتم . بيهوش شده بود . ازش كلي عكس گرفتم واسه آتو گرفتن . ١١ دقيق از خونه شون زدم بيرون . فردا پيام داد چرا اون كارو كردي و اين حرفا . منم بهش گفتم كه كلي عكس ازش گرفتم و به ازاي هر بار سكس يه عكس حذف ميكنم . ٤٨ عكس گرفتم والان كه دارم مينويسم ٤ عكس مونده و ٤ تا سكس ديگه . مطمئنن روز آخر بازم يه بلايي سرش ميارم . زن خودمه ، حق خودمه ، بايد تا آخر عمر مال من باشه . اگه بزنه به سرش كه منو ول كنه خودم ميكشمش و پارش ميكنم ولي نميذارم كسي دستش بهش برسه .
نوشته: آرمين
9 پاسخ به “سكس با رفیقم”
جقله منم 48 تا عکس از مامانت گرفتم تا الانم 44 مرتبه زدم ،اما قول میدم این 4دفعه آخرو جوری بزنم که مامانت هرشب برات عربی برقصه،کونی
در نوشتن خیلی حواست پرته انجا که نوشتی از کونش خون اومد فهمیدم که اصلا از نزدیک کون ندیدی چه برسه که کرده باشی
اوق 🤮
کون پاره این محدودیت سنی برای کونیایی مثل توی دیوثه قرمساقه ببین این جق با جوونا داره چیکار میکنه که ی پسرو رفیقشو تو هیبته ی کس میبینه شاشیدم تو اون مغزت که تو افکارت براش مانتو و سوتینو شرتو روسری هم خریدی ذهنییتو گاییدم تو افکارش ۱بار گاییده ۴۸تا عکسه اتو گرفته که برای هرعکس ۱بار بکنتتش که ۴۴بارم بازم گاییده
کسمغزای قبل از. تو. همه سو. تفاهم بود!!!
دیووووووووووث
ساقيت كيه ؟! قرص اشتباهى خوردى كون بچه
کسکش تو خو ت کون تشیف داری که اون بدبخت که مفعول بوده هم روت شق کرده اما چاره نداشته همچین نگو زنم ه بد تر شق میکنیم تو خودت زن مردمی کسکش (clap)
اخه دیووووث تو اولش گفتی همو انگشت میکردیم ،اخرش شدی بزن بهادر کجاااا ،بیا بخواب بابا ،کیونی، لات کیونی هم ندیدیم دیدیم