خب سلام مجدد به دوستان حشری بکن تو یه خاطره ای ماه پیش نوشتم گویا دوستش داشتید
امروز میخوام یکی از خاطره هام با داییم رو براتون بنویسم
من صدرام یه پسر تپل ۱۷ ساله با کون و ممه گنده علاقه خاصی به ساک زدن دارم برای افراد لاغر چون اکثرا کیرشون بزرگ و خوشگله ، بگذریم ، من یه دایی دارم به اسم سجاد که نزدیک ۱ ساله طلاق گرفته من چند سال پیش وقتی که هنوز داییم طلاق نگرفته بود و ما خونشون بودیم روکیر داییم کراش زدم حالا چجوریشو الان میگم
دابیم دستشویی بود و دستشویی شون تو حیاط در دستشویی شون خراب بود و کامل بسته نمیشد باید کیپ میکردی قفل نمیشد من تو حیاط بودم داشتم قدم میزدم بین گل و گیاها که داییم رفت دسشویی یهو زد به سرم که هرجور شده کیر داییم رو ببینم یه فکری زد به سرم مثلا وقتی دارم راه میرم پام گیر کرده بهم و با شدت رفتم به سمت در دسشویی که یهو در باز شد و چشمم افتاد به کیر بزرگ دایی جونم خیلی خوشگل بود پشمای کوتاه کیر صورتی صاف بدون خط و خش و شخ بود یهو چشم تو چشم شدم با داییم و گفتم ببخشید دایی داشتم میخوردم زمین گفت اشکال نداره و یه خنده ریزی کرد گذشت من خیلی سعی کردم شب خونه داییم اینا بمونم و یجوری مخشو بزنم اما اون زن داشت اصلا به من نگاه نمیکرد بعد از چند وقت داییم جدا شد و اومد پیش مادر بزرگم اینا زندگی کرد اینجوری خیلی موقعیت بیشتر پیش میومد چون ما در هفته ۲ ۳ روز میرفتیم خونه مادربزرگم و بعضی وقتا من شب میموندم اونجا یه شب که اونجا مونده بودم داییم قبل خواب گفت دایی جان یه چایی میریزی بیاری منم چایی ریختم و بردم تو اتاقش ساعت تقریبا نزدیک ۱۲ بود رفتم دیدم داییم آخ و اوخ میکنه و میگه چقدر پام درد میکنه یهو حشرم زد بالا و به فکر چیزی افتادم گفتم دایی میخوای برات پاتو لگد کنم گفت نه خسته میشی و اینا اما با اصرار زیاد شروع کردم از کف پا تا زانو رو لگد میکردم بعد گذشت چند دقیقه گفتم رون پارو که نمیشه لگد کرد بزار با دست ماساژ بدم شروع کردم ماساژ دادن روناش کم کم رفتم بالا پشت دستم خوایه هاش و کیر خوابش رو لمس کرد چون به پهلو خوابیده بود کیر خوابش به سمت پایین آویزون بود و یهو دستم رفت رو کیرش دیدم هیچ واکنشی نشون نمیده منم ادامه دادم آروم آروم کیرش زیر دستم بلند میشد شلوار کوردی پاش بود آروم دستم رو کردم زیر شلوار دیدم شورت پاش نیست حال کردم اون لحظه کیرشو گرفتم تو دستم و بالا پایین میکردم حالا کامل شخ شده بود هر از گاهی تو اون اتاق تاریک سرشو میکردم دهنم اولش گفتم شاید خوابش برده و متوجه نیست نه یهو آروم گفت مواظب باش کسی نیاد تو منم خیالم راحت شد و یخم آب شد کنارش دراز کشیدم و کیرشو میخوردم و میمالیدم بعد اونم دستشو گرفت به کیر کوچولوی من که شخ شده بود نزدیک ۲۰ دقیقه براش خوردم اما آبش نیومد رو هوا بودم اونم با دستش دودولمو میمالید که یهو آبم اومد و کف دست داییم و پر کرد از اونجایی که حموم تو اتاقش بود گفت وایسا برم دستمو بشورم بیام که من چون آبم اومده بود حسم رفته بود و بلند شدم رفتم اتاق دیگه که بخوابم چند وقت گذشت اما هیچی بینما رد و بدل نشد و هیچ حرفی گفته نشد یه شب داییم گوشیش شارژ نداشت اومد دید من سرم تو گوشیه داشتم اینستا گردی میکردم اومد کنارم لم داد و گوشیو ازم گرفت که باهم ببینیم من باط حشری شدم و تصمیم گرفتم دستمو به کیر بزرگش برسونم اما انگار از اون دفعه ناراحت بود ازم و نمیزاشت حتی با عصبانیت بهم گقت نکن و اون دفعه ام اشتباه کردم من ناراحت شدم اونم از اتاق رفت بیرون و گذشت تا چند شب پیش که دوباره براش میوه بردم برقا خاموش بود دوباره گفتم میخوای ماساژ بدم هیچینگفت نشستم مثل همون دفعه به اسم ماساژ رفتم سراغ کیرش انگار خودشم میخواست خلاصه درش اوردم و براش با جون و دل میخوردم انقدر براش خوردم که به اوج رسید داشت با دستش من و می مالوند و ناز میکرد من دوست ندارم کون بدم اما سوراخ کونمو میمالوند بدون اینکه انگشتشو بکنه توم خیلی عالی بود و حال میکردم ، من وقتی میخوردم تو حلقی میزدم و صدا میداد که دعوام میکرد میگفت یواش میشنون من بی صدا تا ته میخوردم که یهو دیدم به خوردم من کفایت نمیکنه و داره خودش با سرعت تو دهنم تلمبه میزنه چشمام پر اشک بود و سرخ شده بودم که یهو تو دهنم جهش آب داغش رو حس میکردم نزدیک ۷ یا ۸ تا نبض محکم زد و کم کم شل شد تو دهنم بوسم کرد و آروم در گوشم گفت آخر کار خودتو کردی دهنت سرویس منم کیف میکردم که به یکی حال دادم اونم کی داییم
بعدش رفتم تو اتاقم و به یادش جق زدم که حس خیلی عالی بود
یکم طولانی شد ببخشید که زیاد شد زیاد تجریه داستان نویسی ندارم این دومین خاطره ایه که مینویسم و همش واقعیته امیدوارم خوشتون بیاد
امروز میخوام یکی از خاطره هام با داییم رو براتون بنویسم
من صدرام یه پسر تپل ۱۷ ساله با کون و ممه گنده علاقه خاصی به ساک زدن دارم برای افراد لاغر چون اکثرا کیرشون بزرگ و خوشگله ، بگذریم ، من یه دایی دارم به اسم سجاد که نزدیک ۱ ساله طلاق گرفته من چند سال پیش وقتی که هنوز داییم طلاق نگرفته بود و ما خونشون بودیم روکیر داییم کراش زدم حالا چجوریشو الان میگم
دابیم دستشویی بود و دستشویی شون تو حیاط در دستشویی شون خراب بود و کامل بسته نمیشد باید کیپ میکردی قفل نمیشد من تو حیاط بودم داشتم قدم میزدم بین گل و گیاها که داییم رفت دسشویی یهو زد به سرم که هرجور شده کیر داییم رو ببینم یه فکری زد به سرم مثلا وقتی دارم راه میرم پام گیر کرده بهم و با شدت رفتم به سمت در دسشویی که یهو در باز شد و چشمم افتاد به کیر بزرگ دایی جونم خیلی خوشگل بود پشمای کوتاه کیر صورتی صاف بدون خط و خش و شخ بود یهو چشم تو چشم شدم با داییم و گفتم ببخشید دایی داشتم میخوردم زمین گفت اشکال نداره و یه خنده ریزی کرد گذشت من خیلی سعی کردم شب خونه داییم اینا بمونم و یجوری مخشو بزنم اما اون زن داشت اصلا به من نگاه نمیکرد بعد از چند وقت داییم جدا شد و اومد پیش مادر بزرگم اینا زندگی کرد اینجوری خیلی موقعیت بیشتر پیش میومد چون ما در هفته ۲ ۳ روز میرفتیم خونه مادربزرگم و بعضی وقتا من شب میموندم اونجا یه شب که اونجا مونده بودم داییم قبل خواب گفت دایی جان یه چایی میریزی بیاری منم چایی ریختم و بردم تو اتاقش ساعت تقریبا نزدیک ۱۲ بود رفتم دیدم داییم آخ و اوخ میکنه و میگه چقدر پام درد میکنه یهو حشرم زد بالا و به فکر چیزی افتادم گفتم دایی میخوای برات پاتو لگد کنم گفت نه خسته میشی و اینا اما با اصرار زیاد شروع کردم از کف پا تا زانو رو لگد میکردم بعد گذشت چند دقیقه گفتم رون پارو که نمیشه لگد کرد بزار با دست ماساژ بدم شروع کردم ماساژ دادن روناش کم کم رفتم بالا پشت دستم خوایه هاش و کیر خوابش رو لمس کرد چون به پهلو خوابیده بود کیر خوابش به سمت پایین آویزون بود و یهو دستم رفت رو کیرش دیدم هیچ واکنشی نشون نمیده منم ادامه دادم آروم آروم کیرش زیر دستم بلند میشد شلوار کوردی پاش بود آروم دستم رو کردم زیر شلوار دیدم شورت پاش نیست حال کردم اون لحظه کیرشو گرفتم تو دستم و بالا پایین میکردم حالا کامل شخ شده بود هر از گاهی تو اون اتاق تاریک سرشو میکردم دهنم اولش گفتم شاید خوابش برده و متوجه نیست نه یهو آروم گفت مواظب باش کسی نیاد تو منم خیالم راحت شد و یخم آب شد کنارش دراز کشیدم و کیرشو میخوردم و میمالیدم بعد اونم دستشو گرفت به کیر کوچولوی من که شخ شده بود نزدیک ۲۰ دقیقه براش خوردم اما آبش نیومد رو هوا بودم اونم با دستش دودولمو میمالید که یهو آبم اومد و کف دست داییم و پر کرد از اونجایی که حموم تو اتاقش بود گفت وایسا برم دستمو بشورم بیام که من چون آبم اومده بود حسم رفته بود و بلند شدم رفتم اتاق دیگه که بخوابم چند وقت گذشت اما هیچی بینما رد و بدل نشد و هیچ حرفی گفته نشد یه شب داییم گوشیش شارژ نداشت اومد دید من سرم تو گوشیه داشتم اینستا گردی میکردم اومد کنارم لم داد و گوشیو ازم گرفت که باهم ببینیم من باط حشری شدم و تصمیم گرفتم دستمو به کیر بزرگش برسونم اما انگار از اون دفعه ناراحت بود ازم و نمیزاشت حتی با عصبانیت بهم گقت نکن و اون دفعه ام اشتباه کردم من ناراحت شدم اونم از اتاق رفت بیرون و گذشت تا چند شب پیش که دوباره براش میوه بردم برقا خاموش بود دوباره گفتم میخوای ماساژ بدم هیچینگفت نشستم مثل همون دفعه به اسم ماساژ رفتم سراغ کیرش انگار خودشم میخواست خلاصه درش اوردم و براش با جون و دل میخوردم انقدر براش خوردم که به اوج رسید داشت با دستش من و می مالوند و ناز میکرد من دوست ندارم کون بدم اما سوراخ کونمو میمالوند بدون اینکه انگشتشو بکنه توم خیلی عالی بود و حال میکردم ، من وقتی میخوردم تو حلقی میزدم و صدا میداد که دعوام میکرد میگفت یواش میشنون من بی صدا تا ته میخوردم که یهو دیدم به خوردم من کفایت نمیکنه و داره خودش با سرعت تو دهنم تلمبه میزنه چشمام پر اشک بود و سرخ شده بودم که یهو تو دهنم جهش آب داغش رو حس میکردم نزدیک ۷ یا ۸ تا نبض محکم زد و کم کم شل شد تو دهنم بوسم کرد و آروم در گوشم گفت آخر کار خودتو کردی دهنت سرویس منم کیف میکردم که به یکی حال دادم اونم کی داییم
بعدش رفتم تو اتاقم و به یادش جق زدم که حس خیلی عالی بود
یکم طولانی شد ببخشید که زیاد شد زیاد تجریه داستان نویسی ندارم این دومین خاطره ایه که مینویسم و همش واقعیته امیدوارم خوشتون بیاد
نوشته:صدرا
6 پاسخ به “ساک زدن برای دایی جونم”
لایک دادم
تو که تودهنت مهمونش کردی یه سوراخم بده جای دوری نمیره
من ۴تا دایی دارم که ازیکیشون کلا خیلی خوشم میاد و اخرشم بهش گفتم که ترنسم و دارم کارامو میکنم و اونم گفت هروقت خواستی باهات اوکیم و رفتم چندروز پیشش و تو اون چندروز هرشب زیرش بودم مثل زنش حتی از زنش بهتر خدمت کردم براش.حس خوبیه داییت بکنت باشه🥰🥰☺️
آهای مدیر سایت بکن تو، سگ بی شرف چه گهی میخوری؟
خب لامصب واسه ما خار داره
دایی خیلی حال میده