باسلام سریع میرم سر اصل مطلب من سینا ۳۴ساله ۱۷۲ قد سبزه با کیری۲۰سانتی خیلی داغ و حشری کارمند بیمه هستم یه روز یه خانوم اومد ماشین اش بیمه کنه خیلی باکلاس به محض ورودش داخل دفتر گفتم عجب کیسی است برا سکس از شانس ام اومد جلو میز منو گفت میخوام ماشین بیمه کنم که من شرایط گفتم و مدارکم گفتم که مدارکش داد یکی از مدارکش ناقص بود و شماره تلفن ام گرفت که تو تلگرام یا وات عکس اش برام بفرسته که فرستاد و من کارش انجام دادم ماشین اش بیمه کردم گفتم بیا بیمه رو ببر و اومد کلی تشکر کرد و گفت میدونم همه جا انجام نمیدن شما لطف کردین کار منو راه انداختین باید براتون جبران کنم و ازاین حرفا که اینجا بود که گفت کون که بخارد چاره اش خیارد😂خلاصه براعصر منو دعوت کرد کافه دوست برادرش و منم قبول کردم عصر قبل اینکه برم کافه رفتم دوش گرفتم و رفتم آرایشگاه و ماشین دوستم النترا بود قرض گرفتم و با اون رفتم دم کافه خواستم ماشین ببینه زنگ زدم گفتم من این آدرسی که دادی هستم و کافه رو پیدا نمیکنم که گفت الان میام کنار خیابون اومد وماشین دید و یه حسی بهم گفت دیگه خوشش اومد و رفتیم بالا ونشستیم و سفارش داد و گفت دادشم اینجاست خیلی دوس داره شمارو ببینه و اونم میخواد دفتر کارش بیمه کنه و منم گفتم حتما و داداش اومد و منو معرفی کرد اسم داداش ام عرفان بود و اسم خودشم نگفتم بهتون ساناز بود خلاصه سر میز نشستیم و یه کپی زدیم و قهوه خوردیم و قرار شد عرفان فردا بیاد دفتر خلاصه فردا شد و و مشغول کار بودم و سرم پایین که دیدم یکی خیلی گرم بالا سرم وایساد گفت سلام سرم بلند کردم دیدم ساناز جون و این اینقد بدن خوش فرم و سکسی داشت که هوش ازسر آدم میرفت که گفتم قرار بود داداش بیا شماکه ناراحت شد گفت مزاحمم یا دوس نداری ماروببینی که گفتم نخیر شما مراحمی کی دوس نداره شماروببینه که خندید یه چشمکی زد و گفت الان ماشین پارک میکنه میاد که عرفان اومد خلاصه اش کنم کارشون انجام دادم موقع رفتن عرفان گفت تو دیگ دوست ما شدی امشب تولد منه و دوستام دعوتن شما هم بیاین خوشحال میشم که گفتم ای بچشم و خلاصه کلی به خودم رسیدم و النترا رفیقم گرفتم رفتم مهمونی رسیدم عرفان و خواهرش اومدن جلو در واحد استقبال گرمی ازم کردن و رفتیم تو و دیدم بله مهمونی دختر پسر و همه چی ام هست که عرفان گفت چرا تنها اومدی دوست دختر ام میاوردی که گفتم من دوست دختر ندارم و قند تو دل ساناز آب شد خلاصه گفت شام از بیرون سفارش دادم ساعت ۱۰ میارن و ساعت۸ تا اون موقع میخوایم عرق بخوریم و بزنیم برقص ایم خلاصه میز گذاشت وسط و منم رفتم ساناز گفت مگه شما هم میخوری که گفتم زیاد ن من کم میخورم که شروع کردیم ریختن خوردیم پیک اول و ساناز گفت من عرق نمیخورم فقط شراب میخورم و که پیک دوم گفت بخاطر ورود دوست جدیدامون همه عرق میخوریم آقا منو میگی جو گرفت و پا به پا اونا نشتیم عرق خوردیم و سیگار کشیدم و زدیم و رقصیدم ساناز زیاد خورد و رو فضا بود و رفت افتاد رومبل شام آوردن و خوردیم و موقع رفتن شد عرفان دوست دخترش اومده بود که شب پیش اش بمونه باهم حال کنن و همه رفتن و منو ساناز و عرفان و دوست دخترش موندیم که من گفتم خب من برم و عرفانم گفت من ساناز ببرم برسونم و برگردم که گفتم میخوای من ببرمش که گفت اینکارو کنی ممنون ات میشم این حالش خب نیست و پشت فرمون نشینه منم خدا خواسته گفتم ای به چشم خلاص من ساناز سوار ماشین کردم و با این که میدونستم مطلقه است توراه ازش پرسیدم پس همسرت و چرا تنهایی و این حرفا که گفت من مطلقه ام و تنها زندگی میکنم رفتیم رسیدم به آدرس خونش طبقه سوم یه آپارتمان بود که آسانسور نداشت گفت میشه کمک کنی من برم بالا که گفتم حتما چرا که نه رفتیم بالا و من درواحد باز کردم و رفتیم تو تا رسیدیم این رفت تو دست شویی و صداش می اومد که داره بالا میاره اومد بیرون گفتم ساناز ببرمت دکتر که گفت نه و گفتم خب پس زنگ بزنم داداشت بیاد پیش ات که گفت نه و مزاحم اش نشو امشب میخواد دوست دخترش و بکنه و از این حرفا و من همیشه تنهام و منم گفتم پس من نمیرم تاحالت بهتر بشه بعد برم و گفتم قهوه داری و درست کنم بخوری بهتر میشی و آدرس گرفتم و رفتم تو آشپزخونه قهوه درست کردم آوردم برگشتم تو پذیرای دیدم لباساش درآورده و یه تاپ بالا نافی که سینه هاش زده بود بیرون یه شورتک لی تنش رومبل نشته و میگه ببخشید من خیلی داغم و خلاصه قهوه رو خوردیم این بلند شد بره اتاق خواست بیافته که بعدا گفت فیلم بازی کرده که من ببرمش اتاق من زیر بغلش گرفتم و بردش اتاق و خوابوندم رو تخت و گفت برام آب میاری که رفتن آب بیارم برگشتم دیدم وای بایه شورت فقط روتخت و اینجا دگ گفتم این دگ خود چراغ سبز که بیا بکن آب دادم خورد لیوان ازش گرفتم گذاشتم رو پاتختی و سرش گرفتم و لب ازش گرفتم که خودش همکاری کرد گفت تو چقدر داغ و هاتی نشون نمیدی که دگ شروع کردم سینه ها ش میمالیدم و لباش میخوردم اونم دستش رد کرد زیر پیرهن ام و از پشت ناخن میکشید به بدنم و گردنش خوردم و رفتم سراغ سینه هاش میخوردن و گاز میگرفتم نوک اشون و اونم آه وناله اش دراومد و آی آی میکرد که بلند شدم پیرهنم خودم درآوردم ولی کمربندم اون باز کرد و کیرم از تو شلوار و شورت درآورد با دیدنش گفت اوه فلفل نبین چه ریزه است که شروع کردمثل آدم گرسنه های که بعد یه مدت گرسنگی غذا میخورن چنان باولع کیرم اندخت دهنش که تا حالا کسی برام اینطوری ساک نزده بود که حشرم رفته بود بالا که گفتن میخوام کص ات بخورم گفت من کیر میخوام که حالت 69شدیم من کص اون انداختم دهنم و لیس میزدم و زبون میکردم کص اش و سوراخ کونش اونن کیر منو تا خایه کرده بود دهنش و خایه هام لیس میزد و و بادست باهاشون بازی میکردکه تو اون حالت من انگشت شصت ام میکردم توکونش و بازی میدادم و اینکارو ادامه دادم تا ارضا شد و پاهاش لرزید و سوراخ کونش باز بسته میشد و جیغ میزد میگفت جان سینا جونم چه قشنگ بلدی چه چسبید پاشو کیرتو بکن تو کص ام که منم بلند شدم و پاهاش باز کردم و کیرم گذاشتم دم کص اش و سرش کردم تو کص اش خودش کیرم بلعید و کشید تو منم تاخایه کردم تو و اوووف کرد و گفت جررر خوردم بکن کیر میخوام بکن که من شروع کردم تلمبه زدن و پاهاش حلقه کرد دورکمرم و سفت خودش چسبوند بهم و منم سفت بغلش کردم و ازش لب میگرفتم و تلمبه میزد که خودش میاورد بالا و بادستاش کمرم سفت گرفته بود و چسبونده بود خودش و همش میگفت جان سینا جونم کجابودی تاحالا بکن کیرت میخوام بکن جرررم بده که تو این حالتم ارضا شد و به پشت خوابوندمش و کیرم گذاشتم در کص اش زدم رفت تا ته و تا خایه جا کردم گفت اوووف کصافت جررر خوردم یوواش که گفتم حالا کجاش دیدی شروع کردن تلمبه زدن و انگشت شصتم کردم سوراخ کونش و بازی میدادم و این خیس و لیز شده بود که یکی یکی انگشت اضافه میکردم و کار رسید به جای که کیرم تا خایه تو کص اش بود و چهار تا انگشتم توکونش و میگفت جون محکم تر که رو ابرا دارم سیر میکنم که تو این پوزیشن ام ارضا شد گفت پدرسگ تو نمیخوای ارضا بشی که گفتم چرا باکونت میخوام ارضا بشم که اولش گفت نه گفتم زود آبم میارم و اونم گفت باشه که کیرم گذاشتم دم سوراخ کونش بازی دادم کله کیرم که رفت تو گفت آخ خخخخ غلط کردم بکش بیرون که گفتم دگ فایده نداره و تموم و تا نصفه بازی دادم کیرم تو کونش و جا که واکرد تاخایه فشار داد رفت تو و گفت جانم به این کیر تا الان جررر نخورده بود الان جررر خوردم و معنی جررر خوردن فهمیدم که پاهاش از پشت بلند کرده بود و منو فشار میداد به خودش و چسبوند بود به خودش و منم کمرش سفت گرفتم و تلمبه زدم تا آبم بیاد که گفتم میخوام بریزم تو کونت و گفت بریز و منم آبم آوردم و همونطوری که از عقب چسبیده بود بهش و کمرش گرفته بودم از پشت گردنش میخوردم و هر دومون ارضا شدیم و آبم تا ته خالی کردم تو کونش و افتادم روش و بعد چند دقیقه پاشد رفت خودش شست و اومد با شورت سرش گذاشت رو سینه ام تا صبح بیهوش شدیم بغل هم و داستان منو و ساناز شروع شد این اولین سکس امون بود و شروع رابطه ما خوشتون اومد بگید تا از بقیه سکس امون براتون بذارم و کاملا واقعی بود.
نوشته: سینا
15 پاسخ به “ساناز، زن مطلقهی دست نیافتنی”
سینا جان، داستانتو بخون، اگه خودت خوشت اومد یه درصد بدون ما هم خوشمون اومد.
واقعا کامنت شاه احمد رو میطلبه.
گلم ریدی اب هم قطعهخودت دوباره بخونگفت تو دوست مایی بیا تولد ؟گفت هرکسی این کار رو برامنمیکنه بیا کافه ؟واقعا ریدمتو گیرایی مغزت 😂
ببخشید برای بیمهی ماشین چه مدارکی لازمه که ساناز جونت با خودش نیاورده بود؟ بگذریم خدایی این همه عرق خورده بودی و بازهم چه راحت رانندگی کردی. دمت گرم جیمزباند. یک سوال دیگه: کله کیرت رو کردی تو کونش و گفت غلط کردم ولی ادامه دادی راحت تا آخرش کردی تو کونش و مشکلی نداشت؟ ای سیمکش
کارت ماشینو بیمه نامه قبلیناقصه عنه؟هنوزم کسی نتونسته جواب سوال منو بدهچرا همه کیرا اینجا بالای ۱۷ ۱۸ سانته؟
الدنگ
@mdrommelاینا توریستن زود از ایران میرن سایزای واقعی میمونن
خو کونی تویی ک میگی چهارتا انگشتت توکونش بود دیگه برا دادن کون چرا بگه نه یا توکونی چرا سرش کردی توش گفت اخ کس گفتی ای کس گفتی
این دست نیافتنیش کجا بود؟ اینکه بقول خودت زود کس و کون یافتنی شد
عالیییی بودنشون جونت
اخه مگه مجبوری دروغ بنویسی که فحش بخوری، ننویس قربونت، ننویس
کمر نتانیاهو بود لامصب 😂😅🤣
دوست من این جنده بوده کجاش دست نیافتنی بود… مورد بعد از پشت چطور پاهاشو بلند کردی … اوسکول چی میزنی کون گلابی
تخیلت خوب بود ولی خیلی سریع با هم اوکی شدین که باید یک کم بیشتر زمان مبیرد تا واقعی بنظر برسه آخه اینجا اروپا نیست که ایرانه
۴۴هزار نفر خوندندهیچکس لایکنکردهمیدونی چرا 🐐