زینب زن شوهردار فامیل (۱)

سلام به رفقای دست به کیر

خاطره من از 13 بدر امسال شروع شد. من متاهل هستم و امسال با 3 تا خانواده از فامیلامون رفتیم چیتگر. بساط عرق و جوجه و عشق حال. تا ظهر ساعت 2 یا 3 بیشتر یادم نیست انقد مست بودم. عصرم که بیهوش بودم و تا صب اتفاق خاصی نیفتاد. صب دیدم زنم اخلاقش کیریه گفتم چیشده گفت خودت بهتر میدونی انقد اصرار کردم که گفت دیروز خوش گذشت؟ گفتم آره خوب مسته مست بودم گفت یادت نیست چیکار کردی گفتم نه والله که شروع کرد تعریف کردن که همش تو بغل زینب بودی. منو میگه تشتکام پرید. زینب 32 سالشه و فامیلمونه شوهرم داره. خدایی خیلی کسه. گفتم خالی نبند گفت یعقوب شوهرش کلی شاکی شده بود. منم خیلی ناراحت شدم که ضایع بازی درآوردم. چند روز گذشت دیدم زینب زنگ زد و گفت مریم زنت چش شده با من سر سنگینه
داستانو براش گفتم اونم کلی خجالت کشید آخه اونم خیلی مست بود.
شروع کردیم حرف زدن ویه دفه زد زیر گریه
گفتم ناراحت نباش تو عالم مستی بوده ما که به خودمون مطمئنیم. گفتم شب بیا بریم بیرون صحبت کنیم گفت یعقوب تا 10 میاد خونه تا قبلش برگردیم.
ساعت 7 به بهانه کار زدم بیرون و هماهنگ کردم رفتم سر کوچشون دنبالش.
اومد نشست تو ماشین کلی ناراحت بود و بغض داشت، منم شروع کردم خالی بستن که من به تو نظر ندارم واز این حرفا، گفت بارها مچ یعقوب موقع خیانت گرفتم ولی اصلا تا حالا خودم به خیانت فکر نکردم. منم دلداریش دادم گفت تو تا حالا خیانت کردی گفتم راستشو بخای نه ولی بدم نمیاد با کسی باشم
گفت زنت بفهمه چی؟ گفتم حواسم جمه
یکم رام شد و تو ماشین دیگه هوا تاریک شده بود ومنم شیشه هام دودیه😁خیلی شدیده،
شروع کردم مخ زنی خودش گفت میترسم بعدش عذاب وجدان بگیرم خلاصه یادم نیست چیگفتم ولی کم کم نرم شد دستمو گذاشتم رو پاش دیدم مقاومت نکرد.
کم کم شروع کردم ماساژ دادن دیدم نفساش ریتمش عوض شد
گفتم زینت اگه راضی نیستی کاری نکنیم گفت مگه تو ماشین میشه کاری کرد گفتم آره خوراکه درارو قفل کردم و شروع کردم با سینه هاش ور رفتن. هی میگفت نکن یکی میبینه زشته منم هی پیشروی میکردم. صندلیش خوابوندم و لباسو دادم بالا به به دوتا ممه خوش فرم سفید پرید بیرون، حالا نخور کی بخور
دیدم سرم کشید بالا و شروع کرد لب گرفتم خدایی حرفه ای بود کلی لب بازی کردیم که مجدد رفتم سراغ سینه ها
تا اینجا به کسش کاری نداشتم، همونجوری که داشتم سینه هاشو میچلوندم و میخوردم یه دستو بردم پایین از رو شلوار کسشو مالیدم دیدم خودش همکاری میکنه و پاهاشو باز کرد برام منم دیگه پررو شدم دستم کردم تو شلوارشو دستم رسید به کسش. به‌به داغ و لیز شده بود کلی مالیدم و انگشت توش میکردم که دیگه نفساش به ناله تبدیل شده بود.
خلاصه که بوی شهوت کل ماشین گرفته بود
هی میخوردم ومیمالیدم کیرم داشت میترکی تو شلوار
دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم اولش روش نمیشد دستش ثابت بود کم کم شروع کرد ماساز دادن داشتم میمردم از شق درد
زیپمو باز کردم و بزور کیرمو درآوردم مثله آهن سفت شده بود
دستشو دور کیرم گرفت و شروع کرد بازی کردن
یهو گفت یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم الان میخاد چس کنه بگه بسه. دیدم گفت میتونم برات بخورم آخه عاشق ساک زدنم ولی تو ماشین تجربه ندارم منم برق شادی زد چشام گفتم مال خودته تعارف نکن
جابجا شد سینه هاشو کرد تو لباس دور وبر نگاه کرد دید تاریکه شروع کرد، لیس میزد می‌کرد دهنش انگار از قحطی در رفته بود خیلی خوب می‌خورد منم که رو ابرا بودم
گفت خاست آبت بیاد بگو که نریزه دهنم بدم میاد گفتم به چشم
خورد و مالیدو لیس زد تا آبم اومد ریختم رو دستمال
گفتم نوبت توعه
گفت نه تو ماشین استرس دارم ارضا نمیشم سر درد میگیرم
خودمونو مرتب کردیم و کیرمو دید خندید گفتم چیه چرا میخندی؟
گفت این چرا هنوز راسته
گفتم دلش میخاد خوب زدیم زیر خنده
ساعتو نگاه کرد وگفت زود بریم الان یعقوب میاد خونه من نباشم بد میشه
یزره لب بازی کردیم و راه افتادیم
تو راه کلی خندیدیم و منم تو ابرا بودم
سر کوچه بالایی پیادش کردمو رفت
شب ساعت 12 دیدم تو واتساپ پیام داد، بیداری
گفتم آره عشقم بیدارم
گفت یه اعتراف بکنم گفتم بگو، گفت اومدم خونه فک کردم عذاب وجدان بگیرم ولی برعکس نه ناراحتم نه چیزی تازه کلی حالم خوبه ازت ممنونم برای امروز

منم کلی قربون صدقش رفتم و گفت کی ببینمت میخام یه جوری بهت بدم که دیگه به هیچ زنی نگاه نکنی
منم کلی ذوق مرگ شدم و برای چند روز بعد قرار گذاشتیم خونه خودم
اگه دوست داشتین اعلام کنید ماجرای سکس تو خونه خودمو براتون بگم

امیدوارم حال کرده باشین

نوشته: جوون قدیم

بازدید 7,755

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

17 پاسخ به “زینب زن شوهردار فامیل (۱)”

  1. هیچوقت هیچ کس اونقدر مست نمیشه که یادش نیاد حالا بدمست شدی یعقوب کونت گذاشته دیگه این حرفارو نداره که عمو جان

  2. همگى يك صدا ، بلند و گوش نواز بگيدحوسس ننه خالى بند ، جقله بچه از شير گرفتنش اومده كسعشر ميگه

  3. اینایی که تعریف کردی مال زمان شاه بود دیگه نه؟؟؟؟؟؟؟ رفتین چینگر نشستین عرق شرق خوردین هیچ کسکشیم نبود که بکنه تو پاچتون آره؟؟؟؟؟بقیه کسشعراتم حواله کون مبارکت معلومه یعقوب خاطره تلخی برات به یادگار گذاشته

  4. انصافا این مراحل تو فیلم سوپر قفله تو قرار اول هردو متاهل تو ماشین مخ زدی کارتون به سکسم رسید؟ لابد برای ما خار داره همه ادا تنگارو در میارن

  5. این جمعتی که تو بکن تو هستن اگر صد در صد نباشه حداقل اکثرا مشورب میخورن( خودم هم مشروب خور هستم) تا الان ندیدم کسی اینقدر مشروب بخوره که متوجه نشه و یادش نیاد چکار میکنه و یا چکار کرده، نهایت نهایتش خیلی بخوره که پیمانه اش از حد بگذره تگری میزنه و در ضمن بعدش هم نمیتونه پشت فرمون ماشین بشینه و بیاد خونه خودش و یادش نیاد که چکار کرده،( منظورم اینه که یادش نباشه چکار کرده و یا چکار میکنه ولی ادرس خونشو یادش بمونه)

  6. مزخرف محض بود. داستان واقعی اینجوری بود که یعقوب مستت کرده و برده خشک خشک کرده توی کونت.

  7. من تجربه ماشین دارم برای بار اول فقط ساک میزنن ولی چرا برای ادامه داستان شرط میزارید خب نزار میریم داستان بعدی مگه شیوا شرط میزاره میگه .بقیه هم مشتاق بعدین

  8. منم یه زینب تو فامیل هست بهش نظر دارم فک کنم اونم همین حسو داره ولی تابحال نشد کاری کنم

  9. سیزده بدر رفتیم بایک توپ،ندیدیتوی ماه رمضون مامور و یک چوب ندیدیمن مست و زنم مست و همه مستمنو زنم را گایید اق یعقوب ندیدی

  10. فکر کنم فانتزی زنته یعقوب داره می گادش .برات گفته تو هم نوشتی بچه ها فحشت بدن تو هم خوشت بیاد

  11. شما رو به ناموستون یه خانم از تهران این Amirmohsenkhan رو گردن بگیره دهن مارو گایید ته هر داستان این دنبال شوگره احمد ۹۱۳ نوشته توهمات واقعی یک ملجوق🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️جمع کنین ناموسن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید