زن کونی من

سلام فرهادم ۳۵ ساله حدود ۱۰ ساله ازدواج کردم زنم ساناز ۵ سال کوجیکتر از منه سبزه رو خیلی خوش اندام وخیلی حشری سینهای ۷۵ کون گرد طاقچه قولمبه اش ادمو دیونه میکنه خیلی دوست داره موقعه سکس اول با کونش بازی کنم شهوتش ده برار میشه همیشه میگه بذار لای کونم با سوراخم بازی کن ولی نمیذاره از کوون بکنممش خلاصه که تو این چند سال فهمیدم که میریم بیرون همیشه ی مدلی راه میره که کون قشنگش بیشتر به چشم بیاد تو اماکن شلوغ بازا یا مترو یا اتوبوس و مینوبوس مخصوصا خیلی وقتها دیدم میمالنش ولی صداش در نمیاد اصلأ خودشو جابجا هم نمیکنه مگر اینکه ببینه من دارم نگاه میکنه یکم فاصله میگیره تازگیها فهمیدم شورتم پاش نمیکنه میره بیرون همیشه هم دامن یا ی شلوار نازک گشاد میپوشه که کونش وقتی لمس بشه خاج کون قشنگ معلومه که چقد بازه ی سری رفتیم بیرون موقعه رفتن دیدم رفت تو اطاق از لای در دیدم شورتشو در اورد اول فکر کردم داره عوض میکنه اونجا نفهمیدم دیگه نپوشید میخواستیم بریم تجریش رفتیم تازه چادر هم سرش کرد زیرشم دامن ی تیشرت قرمز دکمه دار که تا خاج سینه دکمه هاش باز بود تابستون بود موقعه راه رفتن چادر شو میچسبوند به کونش چه بالا پایینی میشد این کون خلاصه تو ایستگاه بودیم دیدم هی بر میگرده پشن سرش و نیم نگاهی میکنه چادر شو جمه میکنه زیر کون دیدم ی مرد ۴۰ ۴۵ ساله معلوم بود کارگر ساختمانیه نگاش کردم یهو خودشو یکم جابجا کرد با لهجه شدید ترکی معلوم بود میخواد وا نمود کنه که من کلید نبودم رو کون زنت مثلا پرسید ماشین تجربش از اینجا میاد ساناز سریع برگشت جادرشو باز کرد گفت اره الان مینیبوس میاد همینجا وایستا ما هم منتظریم خیلی هم الان شلوغه جا سوزن اند اختن نیست وایستا با ما سوار بشید منم گفتم اره دیدم از دور. ماشین داره میاد گفتم اومد بیا اینجا وایستا اونم اومد یکم عقبتر از من کنار من ایستاد ساناز ی نگاهی بهش کرد من دیدم یارو دستش تو جیبشه ولی از اون تو کیرشو گرفته راست کرده بود از اون اول نگو ساناز فهمیده چه خبره ساناز همون موقعه اومد کنار. من جلو یارو گفت پشت سر ما سوار شو سریع وگرنه جا میمونی ماشین که رسید دیدم تا تو رکاب ایستادند اصلا جا نیست ماشین ایستاد ساناز گفت سریع اول سوار شو تا منم پشت سرت بیام ماشین ایستاد چند نفری پیاده شدن ساناز . سوار شو برو بالا سریع من که داشتم سوار میشدم برگشت به یارو گفت داداش بیا همشهری
یارو هم پشت سر ساناز بعدشم چند نفر دیگه یارو قشنگ آمد کنار ساناز ساناز یکم رفت جلوتر یارو ایستاد یارو هم پشت سرش بود از اون طرف هی سوار میشدند حول می دادند که سوار بشند ترکه یه لپ کون ساناز قشنگ جلوش بود با چند سانت فاصله تو فشارهای که می دادند چند سری یارو چسبید به کون ساناز و خودشو کشید عقب حواسش هم به من بود که نگاه میکنم یا نه منم یه مدلی خوشم اومد خواستم ببینم ساناز چه واکنشی داره. خودم زدم به بیخیالی که حواسم نیست خلاصه ماشین راه افتاد زیر. چشمی دیدم یارو داره کیرشو میزون میکنه یکم که رفتیم ی لحظه دیدم کله کیر یارو چه گنده است از زیر اون شلوار گشاد گندگیش معلوم بود سر کیر یارو یه سانت فاصله داشت با لپ کون ساناز یارو یکم جابجا شد کله کیرشو چسبوند زیر لپ کون ساناز یکم ایستاد یکم خودشو بیشتر داد سمت پشت سر ساناز دید منم بی خیالم سانازم هیچی نمیگه یکم بیشتر چسبوند خودشو سانازم بی خیال تازه تو تکون ماشین خودشو مینداخت سمت یارو یا بر میگشت سمت من که کون بیشتر سمت یارو باشه یا دولا میشد از پنجره بیرونو نگاه کنه یکم گذشت ۲ نفر پیاده شدند ۵ نفر سوار شدند ترکه دیگه خیالش راحت بود قشنگ پشت سر ساناز بود یکم گذشت دیدم یه لحظه که کیر یارو از شهوت داره میپره و هر دفعه قشنگ فشار میده به زیر لپ کون ساناز تازه اون موقعه خودشم میداد سمت جلو بعد چند لحظه دیدم دست کرد تو جیبش کیرشو گرفت بادست صاف کرد روی لپ کون با زانو هم چسبونده به پشت رون ساناز سانازم داشت حال میکرد با کیر کلفت و گنده ترکه هیچی نمیگفت همون موقعه خودشو جابجا کرد کیر یارو افتاد لای کون ساناز ترکه کیرشو میگرفت میمالد لای کون ساناز میزون میکرد سرشو از پاین میذاشت لاش بعد فشار میاورد به سمت بالا تا بالا لای کون میامد بعد یواش زانو شو خم میکرد میامد پاین باز یواش دوباره صاف میستاد ساناز قشنگ معلوم بود حشری شده خلاصه تا تجربش این داستان بود تو بازارم یارو پشت سرمون بود ول کن نبود یادم رفت بگم ی پسره ۱۷ ۱۸ ساله که کنار ترکه بود میدید چه خبره هی به ترکه میگفت برو عقب برو عقب ترکه که اومد کامل پشت سر ساناز اونم از بغل چسبیده به ساناز که چند ایستگاه بعد فهمدم خودشو خراب کرده ولی ترکه نه خلاصه موقعه برگشتن هم اومد با ما حتی با یکی دیگه که میخواست بیاد اونم سانازو بماله هی همدیگرو حول میدادند که ساناز به ترکه گفت شما بیاید یکم عقب بذارید سواربشند ترکه اومد قشنگ کنار من یارو هم رسید به ساناز ترکه ی هو منو نگاه کرد گفت سلام باز هم سفر شدیم منم بله قسمته دیگه خلاصه ساناز وسط این دونفر بود اون یارو هم پیاده شد ولی ترکه اومد با ما ی لحظه احساس کردم ترکه ی چیزی به ساناز گفت بعد فکر کردم اشتباه فهمیدم موقعه برگشتن هوا هم تاریک بود ترکه دیگه ژقشنگ ساناز تو بغلش بود دیگه با دستشم کون سانازو میمالید خلاصه شب ساناز خیلی حشری بود داشت میمرد تو سکس حرف انداختم که چقدر شلوغ بود مردها تو شلوغی حال میکنند میمالند به خانوما مگه نه ساناز هم تو اون شهوت با ی حشریتی گفت اره بی شرفها دیگه میخواند ادمو بکنند اونجا بعضی هاشون انگار کیرشونو در اوردند چه کیر گنده و کلفتی هم دارند لامصب ها منم هی میگفتم جون چه حالی میده بگو تو رو هم مالیدند اول هی میگفت نه با اصرار من گفت اره دو سه نفر هی مالیدن به من کیرشونو منم میگفتم جون دیونه این کون قشنگت شده بودند ابشونو اوردی میگفت اره کشتمشون منم شهوتم بیشتر میشد خلاصه گذشت فردا دم ساعت ۵ بود دیدم ساناز حاضر شد گفت با دوستش قرار داره برن خرید حاضر شد بره دیدم بدون شورت و کرست با یه پیراهن دکمه داره نازک با دامن استرج با چادر زد بیرون منم بعد از چند دقیقه رفتم از دور دیدم رفت تنها تو ایستگاه مینی بوس تجریش دیدم ترکه هم اونجاست

نوشته: فرهاد

بازدید 5,868

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

20 پاسخ به “زن کونی من”

  1. نخوندم کسشعر محض نویسنده جقی بدبخت که آرزوی کون داره ننویس جون مادرت ننویس ازگل

  2. من هر چی اتوبوس سوار شدم ندیدم زنونه و مردونه یه قسمت باشه و بهم بچسبند.این تفکرات از کجاست دراوردی

  3. اگه دوست داری کون بدی، بدهزن نداشته‌ت رو کونی نکن!انقدر غلط داری که نمیشه مزخرفاتت رو خوند.تمام فرهنگ‌های لغت ایرانی و خارجی حواله‌ت بادا ابله بی‌سواد الدنگ گشاد کونی کون‌خور کون‌لیس کون‌پاره‌ی کون جرواجر کون‌تلق‌تلوق کون ترکیده‌!!

  4. لااقل دادنشو تعریف می کردی با انشای درست نه خرکی مثل خودت.بعدشم ترکا مگه هرچی زنه از طایفت گاییدن که می نویسی ترکه یا ترکا.هرچیه مثل تو بی ناموس و بی رگ نیستند

  5. جنده شدن زنت مبارک باشه بزودی پولدار خواهید شد. خودت فکر کن، یک زن داری خیلی حشری، دوست داره با سوراخ کونش بازی کنی تا حسابی حشری بشه ولی بهت کون نمیده. ولی به هرکی تو اتوبوس برمیخوره فورا آدرس میگیره که فرداش بره کون بده. حالا خودت این تراوشات کیریت رو منطقی و باورپذیر میدونی؟ بگذریم، شاشیدم تو خاج کون زنت. بعلاوه‌ی کتابهایی که لاکغلتگیر حواله‌ات کرد، ۲۱ جلد کتاب الغدیر هم از جانب من حواله‌ات بادا

  6. معلوم نیست خیال پردازیت برای کی هست توی تهران هنوز مینی بوس تردد میکرده بعدشم داری میگی جای سوزن انداختن هم نبود بعد تو چطوری همه ماجراهای لای کون زنتو میدیدی نکنه بارباپاپا هستی؟

  7. داستان بهتر نبود بخوای ازش اسکی بری؟از یکی از کسشترین داستانای تاریخ بکن تو کپی کردی ، آبتم اومد دیگه ادامش ندادیالدنگ

  8. کم کم باید فحشارو از سمت نویسنده ببریم سمت ادمینی که اینارو تایید میکنه تا یه عده جقی عقده ای دیده شن

  9. جوری داستان رو با جزئیات تخیلی تعریف میکنی انگار ۳-۴ تا دوربین اطراف زنت داشتن فیلمبرداری میکردنراستی حواست به خاج سینه و کون زنت باشه، اخه خاج ؟

  10. آخه الدنگ . توی اون شلوغی اتوبوس تو داشتی زیر پای مردم با خط کش فاصله ی کون زنتو با کیر ترکه اندازه میگرفتی !!!

  11. جالبه به تو کون نمی‌داد ولی برا غریبه‌ها قمبل می‌کرد 😂 خیر سرت داستان نوشتی؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید