زن همسایه‌ی سکسی و حشری

سلام به همگی من مصطفی ام ۲۶ سالمه قدم ۱۷۴ وزنم ۷۰ کیلو و کیرم هم ۱۷ سانت و کلفته و تو یکی از محله های جنوب شرق تهران زندگی میکنیم از زن همسایه مون بگم اسمش افسانه هستش لاغره ممه هاش ۷۵ عه کون بزرگ و سفیدی داره قد و وزنش رو هم نپرسیدم ولی هم قد و وزن خودمه تقریبا قضیه مال سال ۱۴۰۰ هستش که ما تازه اومده بودیم تو این محل داستان از جایی شروع شد که ما اومدیم تو این کوچه و خونه رو بروییمون یه زن و شوهر زندگی میکردند بعد چند وقت دیدیم سر و صدا میاد و همسایه روبرویی ماست که درگیریشون بالا گرفت مامان من چون با همسایه روبرویی دوست شده بود خیلی باهم صمیمی شدن تو مدتی که ما اومدیم اونجا خلاصه رفت ببینه چی شده دیدیم با افسانه خانوم اومدند خونه ما و قرار شد افسانه شب رو پیش ما بمونه من از وقتی دیدمش خیلی خوشم اومد ازش از تیپ و لباسش مشخص بود خیلی هات و سکسیه خلاصه افسانه طلاق گرفت و خونه هم مال خودش شد یک سالی بود که تنها بود و تو این یک سال من تو کارها کمکش میکردم چون مامانم گفت افسانه تنهاست کمکش کن و هواش رو داشته باش با من هم صمیمی بود دست میداد گاهی هم بغلم میکرد و روبوسی میکردیم باهم یه روز مثل همه روز ها افسانه به مامانم زنگ زد که مصطفی رو بفرست خونمون باهاش کار دارم منم رفتم و خیلی اونروز به خودش رسیده بود ارایش و لباس سکسی پوشیده بود یه تاپ و شلوارک پوشیده بود که معلوم بود شورت و سوتین نداره چون قلمبگی کصش زده بود بیرون و پف کرده بود خلاصه مم رفتم تو و کلی تحویلم گرفت و گفت مصطفی جانم من یه موضوعی رو باید بهت بگم که حتما بین خودمون باید بمونه گفتم جانم افسانه گفت من زن خیلی هاتی ام و مثل همه نیاز دارم از وقتی هم طلاق گرفتم با هیچ مردی نبودم تو هم میدونم از من خوشت میاد هم تو نیاز داری هم من گفتم خب بعد دیدم یهو خودش رو انداخت رو من گفت میخوام مال تو باشم و تو مال من منم دیدم چی از این بهتر و قبول کردم راستش دلم هم سوخت براش خلاصه لب گرفتیم و کم کم لخت شدیم جفتمون رفتیم تو اتاق رو تخت حالت ۶۹ شدیم من کصش رو خوردم اون کیر منو وقتی دید کیرمو گفت واااای چقدر بزرگ و کلفته از مال شوهرم بزرگتره گفتم مال خودته همش کصش هم خیلی خوشگل و سفیده و پفکی یکم مال همدیگه رو خوردیم بعد گفت دیگه طاقت ندارم بکن منو مصطفی جونم به پشت خوابید منم پاهاش رو دادم بالا انداختم رو شونه هام کیرمو یواش یواش کردم تو کصش خیلی تنگ بود معلوم بود کیر شوهرش کوچیکه داغ داغ هم بود بهش گفتم افسانه سوختم چقدر داغه کصت یکم که گذشت هم داشتم کصش رو میکردم ممه هاش رو هم میخوردم یکم هم لب گرفتیم حدود ۱۵ دقیقه کردمش اسپری زده بودم تو اون مدت دوبار ارضا شد آبم داشت میومد گفتم کجا بریزم گفت بریز داخل کصم قرص میخورم منم با شدت کل آبمو خالی کردم تو کصش که جیغ زد گفت چقدر داغه سوختم بعدش گفت امشب پیش من بمون با مامانت هم هماهنگ کردم رفتیم حموم اونجا هم لب بازی کردیم و همو شستیم و شام خوردیم شب دوباره سکس کردیم و بازم ابم رو تو کصش خالی کردم و تا صبح لخت بغل هم خوابیدیم و کیرم هم تو کصش بود نمیذاشت دربیارمش جمعه هم صبحش لخت بودیم تو خونه و من باید میرفتم خونه خداحافظی کردم ازش و یه لب طولانی گرفتم ازش و رفتم از اون روز هم هر دو روز یه بار بهم زنگ میزنه که بیا خونم و منو بکن خیلی حشریه میگه تو باید مال من باشی نمیذارم ازدواج کنی
پایان

نوشته: مصطفی

بازدید 2,003

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “زن همسایه‌ی سکسی و حشری”

  1. مصطفی جان ، میخام یه چیز بهت بگم ، بعد یهو خودشو انداخت رو من و من کردمش اسپری هم زده بودم، ،،، موشک سجیل تو کونت

  2. کلش همچنان اینترنت قطع بشه تا این کسشعرا رو نتونم بخونمدلم برای چشم و مغزم میسوزه

  3. مصطفی تو واقعا کونت میخاره و فحش لازمیمن تو رو به اعضا و موشک ها میسپارمجق لازمی

  4. مصطفی جان،ریدم دهنت عزیزم زمانی که جق یک دستی میزنی،با اون دست دیگت برای ما ننویس

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید