من آدم دختر بازیم کلا زندگیم با کس میچرخه شغلم تریده و بازار های مالی یه ماکسیما دارم
داستان جایی شروع شد که مهرماه دعوت شدیم تولد رفیقمون منو امیر پسر عموم رفتیم ویلا تولد تموم شد شبش بدون اینکه امیر خبر بده به خانواده با اومد ویلامون خوابید گوشیشم خاموش کرد خوابید یهو زن عموم فاطمه پیام داد گفت سلام محمد جان خوبی گفتم سلام فداتشم جانم گفت امیر پیشته جواب نمیده استرس گرفتم ساعت ۳ صبحه گفتم اره حالش خوبه استرس چرا گرفتی گفت اخه خبر نذاد کجا میره گفتم بیشعوره دیگه من فک کردم خبر داده شرمندم من گفت باشه پس خودت خوبی گفتم فدات شم منم خوبم گفت خداروشکر بازم مرسی عزیزم دورت بگردم گفتم قربونت برم وظیفه بود بعد گفت شبت بخیر عزیزم گفتم شب شماهم بخیر زنعمو بعد قلب و اینا فرستاد خوابیدم
صبح شد ناهار رفتم خونه امیرینا خواستم برسونمش فاطمه اومد سلام دورت بگردم بغلم کرد روبوسی کرد محکم یه جوری بود بعد امیر رفت دوش بگیره من اتاش رو تخت بودم فاطمه اومد الکی خم شد مثلا وسیله برداره قمبل کرد جلو صورتم منم زل زده بودم به کونش که دیدم داره زیر چشمی نگام میکنه با لبخند بعد وسیله بر نداشت رفت امیر اومد ناهار زدیم فاطمه رفت ظرف بشوره رفت به بهونه لیوان از پشت چسبوندم بهش کیرمو اونم کونشو فشار داد به کیرم رفتم اتاق امیر پیش امیر یهو پیام داد عمومم نبود خونه گفت بیا اتاق من یه لحظه منم رفتم گفتم امیر میرم دستشویی
رفتم اتاقش دیدم زن عمو فاطمه دراز کشیده با شلوار سفید اسلش و تیشرت سفید به رو خوابیده کون تپلش داشت روانیم میکرد اون لحظه
گفتم جونم زن عمو گفت یکم پاهامو با کمرمو ماساژ میدی بی زحمت گفتم باشه منم جاگر تنم بود رفتم از کف پاش شروع کردم اروم مالیدم رسیدم به رونش وای نرم خوب بود گوشتی وای ماساژ دادم زبر طاقچه کونشو ماساژ میدادم هعی ای اه میکرد منم دستمو لا پاهاش مینداختم بعد اومدم رو کمرش از قشنگ مرز کون و کمر مالیدم تا بالا بعد نشستم رو زانو هم کیرمم شق شده بود هعی مالیده میشد به کونش خم میشدم بعد زن عموم کلا ۳۵ سالشه بروز بروز مو مشکی خوشگل ۱۶۸ قد ۶۰ کیلو وزن کون تپل کمر باریک سینه ۸۰ خوش فرم وای هیچی دیگه یجا محکم مالیدم خودش قشنگ میدونست چرا گفته ماساژ بدم بعد نشستم بغلش تموم شد بالش گذاشتم رو پام گفتش دستت درد نکنه دورت بگردم دستشو گذاشت رو رونم بغل کیرم قشنگ گفت تو میخوای من ماساژت بدم گفتم نه زحمت نکش فداتشم گفت خدا نکنه بعد گفت قلنج میتونی بگیری گفتم بلند شو بلند شد از پشت بغل کردمش اوردمش بالا فشار داد قشنگ کیرم شق شق نوکش قشنگ چسبید لای کونش اخ نرم خوب تپل وای بعد رفتم پیش امیر کیرمم لا شرتم انداختم کج معلوم نشه نشسته بودیم امیر گفت من میرم پیش بچه ها گیم نت گفتم بریم رفتیم با ماشین من زن عمو زنگ زد بهم گفت عزیزم امیرو بزار برگرد بیا اینجا کارت دارم گفتم باشه
امیر گفت چی شده گفتم هیچی زن عمو خرید داره برم بگیرم بزارم بیام تو برو امیرو گذاشتم گازیدم خونشون رفتم بالا زن عمو درو باز کرد دیدم با کراپ تیشرت رو در اورده کراپ پوشیده بدون سوتین نوک سینه هاش زده بود بیرون حشری شده بود گفتم زن عمو کارم داشتی چیزی شده گفت نه عزیزم کفتم بیای تنها باشیم صحبت کنیم منم شق درد هیچی گفتم یا علی یه میشه یا نمیشه خیلی شق درد داشتم کیرم مثل سنگ بود رفت اشپز خونه رفتم از پشت چسبیدم بهش گفتم زن عمو کمرت خوب شد کمرشو گرفتم گفتم درد نداره یهو خم شد قمبل کرد کونشو قشنگ مالید و چسبوند گفت یکم بمال همونجارو منم مالیدم ولی کیرم همونطوری چسبیده بوده به کونش بعد دستمو اوردم رو کونش کیرمو مالیدم رو کونش لپ کونشو گرفتم دستم فشار دادم با خنده کفت چیکار میکنی گفتم همونکاری که میخوایو دارم انجام میدم عشقم گفت هووم انجام بده ببینم برگردوندمش سینه هاشو مالیدم ازش لب گرفتم رفتیم اتاق لخت شدم ۱۸ سانت کیر افتاد بیرون لباشو گاز گرفت کراپو در اورد بلندش کردم خم شد شلوارشو در اوردم شرت بیکینی سفید تنش بود وای چه کونی تمیز و خوبی داره وای بعد لخت شدیم رفتیم رو تخت دراز کشیدم شروع کرد ساک زدن وای خیلی خوب میخورد تا ته میکرد دهنش هی پر تف کیرمو خورد خیس خیس بود کیرمو بعد بلندش کردم دستاشو گذاشت رو دیوار سرپا گذاشتم تو کصش تلبمه زدم وای هی اه اه میکرد میگفت جون بکن منو منم هی اسپنک میزدم تلمبه میزدم بعد داگی شد رو تخت تلمبه زدم بعد خسته شدم دراز کشیدم نشست رو کیرم سواری گرفت وای خسته نمیشد بعد دمر خوابوندمش بالش گذاشت زیر شکمش منم کیرو گذاشتم توش مثل خر تلمبه میزدم ابم اومد در اوردم کل کمرشو لپ کونش اب کیری کردم بعد کیرمو گرفت تمیزش کرد با دهن رفتیم حموم دوس گرفتیم منم ابم کلا اومده بود رفتم گیم نت بعد حموم برگشتیم با اصرار امیر ولی بخاطر فاطمه رفتم فقط امیر اتاق بود داشت انلاین بازی میکرد کالاف من رفتم اشپز خونه دنبال کردن بودم شلوارم اسلش کیرمو در اوردم گفتم بمال برام یه دستی داشت جق میزد بعد میمالیدم هی به کونش کیرمو بعد عموم اومد خونه سریع مشیدم بالا سلام و اینا شب شد بعد شام قلیون گذاشتن امیرو عموم رفتیم بالکن زن عمومم اومد یهو پیام داد بیا اتاق رفت پا شدم رفتم چند دقیقه بعد دیدم سریع درو بست نشست شروع کرد خوردن کیرم وای تند تند میخورد میک میزد بعد نشست رو تخت لا سینه هاش گذاشتم بعد بلند شد گذاشنک تو کصش باز تلمبه زدم یکم نشست فقط خورد برام تند تند میخورد برام ابم تو یه ربع اومد انقدر خوب میک میزد میخورد بعد ابم اومد کل ابمو میک زد خورد رفتیم بالکن تموم شد
رسیدیم ابان رفته بودیم ویلاشون من شب موندم خلاصه گفتم اینجاشو منو امیر با زن عمو ساعت ۱ تو آلاچیق حیاط بودیم ۱۰۰۰ متره ویلا دید نداره زیاد به آلاچیق بعد داشتیم سیگار میکشیدیم و بگو بخند و خوردن اینا امیر رفت تو دستشویی منم دلتنگ فاطمه لبو گرفتم کیرمو دادم مالید برام یکم ساک زد برام امیر دیدیم داره میاد جمع کردیم خلاصه یه ربع بعد زن عموم رفت تو گفت میرم بخوابم یه امار داد به من منم رفتم باهاش گفتم میرم دستشویی رفتم تو عموم اتاق خواب بود یکم کیرمو برام خورد تو اشپزخونه بعد گفت حال نمیده امیر خوابید بریم تو آلاچیق یا از در بیرون بریم تو استخر گفتم باشه بیدارت میکنم تو حال خوابید رو مبل
ساعت ۳ اینا دیگه امیر کفت بریم بخوابیم رفتیم ۳:۳۰ اینا امیر خوابید رفتم تو حال بیدار کردم گفتم عشقم همه خوابن بریم بیرون رفتیم حیاط دو راند میخواستیم داستان کنیم بهترین سکسم بود تو الاچیق لباسارو در اوردیم چراغارو خاموش کردیم رو تخت الاچیق دراز کشیدم شروع کرد خوردن پر تف کرد خیس شد داگی شد رو دسته تخت شروع کردم تلمبه زدن مثل سگ داشتم میکردمش اه و ناله میکرد هی بعد منم کمر پر وای بعد نشست رو کیرم سواری کرد خسته نمیشد بعد نشست دیگه گذاشتم لا سینه هاش مالید سکن بعد دیگه خورد دیگه فقط ساک زد ابم اومد ریختم رو صورتش رفتیم از در پشتی تو استخر تو جکوزی نشستیم بعد شروع کرد کیرمو مالیدن بعد نشست رو پام کیرمو گذاشت لای لپ کونش میمالید هی بعد بلند شدم تو جکوزی دادم دهنش بعد نشستم تو اب نشست رو کیرم سواری کرد چقدر خوب بود بعد بلند شدیم قمبل کرد تو استخر مول خر کردمش تو استخر حدود یه ربع تلمبه زدم بعد رفتیم لب استخر شروع کرد ساک زدن ابمو برا بار دوم اومد ریختم رو سینه هاش دوس کرفتیم رفتیم لباسارو برداشتیم خشک کردیم خودمونو خوابیدیم فرداش زن عموم میخواست بره خرید عموم نبود ساعت ۱۱ ظهر منم باید میرفتم خونه گفتم من می برمت خرید از ویلا اومدیم بیرون رفتم جا خلوت روستاست دیگه تو خاکی کشیدم پایین گفتم بخور مول چی داشت میخورد بعد رفتیم یجا سگ نبود جاده نبود پیاده شدم پشت ماشین دمر خوابید قمبل کرد تلمبه میزدم اه و ناله میکرد داد میزد بعد بلند شد رو صندوق کردمش ابم اومد ریختم رو لپ کونش با دستمال تمیز کرد و رفتیم ویلا منم رفتم خونه تموم شد
حالا امروز رفتم پسر عموم رو بردارم بریم مهمونی دوتایی زود رفتم ۵:۳۰ میخواستیم بریم ۴ رفتم خونشون نشستیم منم سینگلم الان کسی نبود مهمونی با من خلاصه خونشون نشستم عموم نبود امیر رفت دوش بگیره زن عموم اشپزخونه بود دوییدم تو اشپزخونه کشیدم پایین شلوارشو کیرمو تف زد کردم تو کصش اخ تلمبه زدم یکم بعد نشست خورد برام میک میزد دوباره رو میز قمبل کرد تلمبه زدم بعد نشست خورد برام ابم اومد میک زد همشو قورت داد یدونه زدم دم کونش رفتم نشستم امیر اومد الانم منو امیر خونشونیم عموم اتاق من تو حالم امیرم اتاقشه زن عموم کنارمه الانم کیرم تو دستاشه داره میخوره برام و کنار خودش دارم مینویسم کیر همتون دهنش این جنده منه الان💦💦💦💦💦💦💦💦
نوشته: محمد
21 پاسخ به “زن عموی کون تپل”
کمک چپ جلو ماکسیما تو اول تا اخرت
جاکر تنت بود؟!یعنی چی اونوقت؟…بااین جمله بندی ها واقعا تر زدی
دوخط اولش خوندمبیبی ماکسیما خیلی سال از مد افتاده😁😁😁😁
قد ۱۹۰ و کیر ۱۸ سانتی نشونه کصشر گفتنه. با ترید هم تکمیل کردی گنده گوزی رو.چرخ همون ماکسیما تخمی تو کونت
چهپسرعمویی ؟نیم ساعت رفتی سراغ مادرش به جای دسشویی برگشتی به شوخی هم نگفته ابن همه وقت به کی کون میدادی تو دسشویی ؟بقیه بماند به عهده دوستان
ماکسیماش کجا بود؟با ماکسیما میری گیم نت🤔😂
داش واسه شروع زیاد بد نیود دفعه بعد خواستی چیزی بنویسی دستتو از تو شورتت در بیار
اگر هنوز داری مینویسی و زن همون هم هنوز داره واست میخوره 👅صدای دزدگیر میاد تو کوچهپاشو بدووووما کُسیما رو دزد نبره 😂
برف پاکن روشن ماکسیما تو کون ادم دروغگو
برو کون بده به پسر عموت بچه بیست ساله باترید ماکیسما داری خخخخ
گفتی تریدری تو ریدی پس به سیگنالها
کونی 2سال با طرف بودن 4دفعه کردمش شب تو ویلا شوهرش هست پسرش هست یه دور تو آلاچیق کردی یه دور تو جکوزی کردی یه دور تو استخر کردی 1درصد هم احتمال بگایی ندادین آدم زنشو تو خونش نمیتونه از دست بچه ها هفته ای یه بار بکنه
توی داستانت هی گفتی وای، خواستم بگم وای خوارتوگایدم تاحالا کون بز نزاشتی چه برسه به کص
کوس ننه دروغگو
کونی خالی بند شرط میبندم تا حالا کس از نزدیک ندیدی
آنقدر دوستان حالتو جا آوردن که دیگه چیزی واسه گفتن من باقی نموند . از موتوری جنس نگیرید این صد بار !
خب با کپی کردن چند سطر اول و سرچ تو گوگل میبینید که داستان رو دو سال پیش تو گروه های تلگرامی فرستادن و یه از خدا بی خبر هم زحمت کشیده کپی کرده واسه ادمین فرستاده 😁
این چرا این بعد فلان بعد بهمان بعد… بعد… بعد… بعد…داشت
تو ۲۰ سالته ، پسر عموت هم سن تویهزن عموت ۳۵ سالشهبا این حساب باید توی ۱۴ سالگی حامله شده باشهیکم واسه خالی بندی های خودتون احترام قائل بشین لامصب ها
شايد راست بگى ولى در صورتى كه تو همه ى اين لوكيشينا پسر عموت تو رو كرده باشه
محمد کیر تو کوس عمت کونی چرا راست نمیگی امیر هر روز تو رو میبرد ویلاشون کونت میذاشت بعد تو به عشق مامانش جق میزدی چاقال گلابی