زنم رو اینقدر با طناب کتک زده بودیم که التماس میکرد بیشتر بیشتر زخمیم کنین. هیکل تپلی داشت ولی چاق نبود. کونش روی ران پاش خوب می نشست و وقتی حرکت می کرد مثل دو حجم بزرگ چربی روی هم فشار داده می شد. صورت زیبا که دل مردها رو می برد. لب های قلوه ایش با اب کیر حسابی خیس می شد توی ادامه ی شب و وقتی آرایش سیاه اربابی می کرد حسابی دلبری می کرد ولی همیشه با فیش نت به تن و موهای تا وسط کمر حسابی مشغول دادن می شد و باید نصفه شب کنار استخر مشغول سیگار کشیدن پیداش می کردی. داد می زد:
. هنوز هنوز. خونم بیارین. رفتم صورتمو گذاشتم در کونش و مزه ی گه تازه ی در کونش رو لیسیدم با زبونم. اوف. دلم اب شد. یکی گذاشت در کونم و گفت ” کون توئه ولی کون زنت بهتره”. بعد کرد. تا ته توی کونم وول میخورد کیر درشت سیاه. دستشو اور روی شونه ام و تا ته کونم فشار داد. داد زدم. زنم با صدای داد زدن من کمی بیشتر رید و روی صورتم و دهنم اومد. زرد و بوی تازه ای داشت. چنگ زدم کونش رو. کسش خیس و لرزید پاهاش. از دستم درش اوردنش و با جیغ و داد بردنش بیرون. زن مح اومد تو و با خنده گفت” نوبت منه”. بعد شرت سیاهش رو دراورد و گفت” عن دارم. تازه ست”.
اومد و روی صورتم خالیش کرد. بعد بلند شد و رفت. روی کیر یه سیاهیش دست کشید و گفت بریم. کیر رگ رگی و حسابی کلفت که سر بزرگی داشت. خایه های مرد تکون میخوردند و بعد رفتند. خاله ام رو که هیکل ریزه میزه ی دخترونه ای داشت و کوچولو بود آوردن. ” کسم تیر میکشه برای کیرت “. مج رو گذاشتیم روش. حسابی باهاش حال کرد. مثل بازیگرهای سوپر تلمبه زد بهش و بعد افتاد گوشه ای و زن ها بهش ممه مالوندن. صدای جیغ های زنم میومد که داشت شلاق میخورد و میگفت بیشتر. بعد صدای خفه شدنش اومد. بله، داشتن ته گلوش رو کیر میدادن.
خاله رو قلاده بستم و با خودم بردم منطقه رو نگاه کنیم. از توی سالن صدای سکس میومد. صدای تلمبه زدن ها و تف کردن ها و بیشترین درخواست ” کیر میخوام” بود. زنم از در اتاق بیرون پرید و گفت ” اوف عشقم نمیدونی چقدر خوب بود. توروخدا تف کن تو صورتم. میخوام برم کس مهشید رو بخورم “. از ته گلوم تف غلیظی توی صورتش انداختم و خاله ام زیر پام مثل سگ آپارتمانی کوچولویی دست کشید به پام. از بالا روی صورت اونم انداختم. خیلی سال پیش یکی گفته بود اینا عاشق فرم لب هاتن و چشم هات و مخصوصا دستت. زنم ملکه ی مجلس بود. همه باهاش هماهنگ بودن به محضی که چشم میچرخوند ولش میکردن و میرفت جای دیگه ای کیف میکرد. کون درشتش رو دیدم که می لغزید روی رون پاش و از کنار پاش خون تف می اومد پایین. بوی آب کیر میداد. هوا بوی ترش کس رو میداد. از کنار دری رد شدیم و خالم چهار دست و پا دنبالم میومد. یکهو زیر گریه زد و گفت ” چقدر تو کف این روزها موندم. بهشت اینه”. بعد ادامه داد” کاش اینجوری مثل سگت دنبال خودت منو می بردی بیرون. سر کارم. تو خیابون. لباس سگارو می پوشم و توله ت میشم جلو همه جا. منو ببند بیرون رستوران . با زنت برین تو غذا بخورین و اضافه شو بدین به من. دم در منتظرت وایمیسم. کسمم تا ابد مال خودته”. از کنار در اتاقی رد شدیم. یکی داد زد” مامان بگو بابا بیاد جفتی برینین روی صورتم”. اتاق بعدی صدای لز کردن می اومد. یکی فامیلی من رو می گفت و از این تعریف میکرد که چطور وسط جلسه های مشاوره ی ازدواج مجبورش کرده بودم تف و شاشم رو بخوره و بقیه صدای جون گفتنشون می اومد. روان شناسی بود که از روز اول میدونستم عاشق تحقیر شدنه. از لای در دیدمش که از دور تف میندازن توی صورتش و اون میماله روی صورتش و میخوره. عینکش رو روی صورت استخونیش جابه جا می کرد و می گفت برای همه ی مریض هاش یه دهن ساک زده تا الان به دلایلی اونا هم ساکت می شن و چیزی نمیگن. میگفت عاشق دیوانه هاست. اونا خوب میکنن. لب های کوچکش که برجسته بودن توی صورتش رو از تف پاک کرد با زبون و بعد قورت داد و آه کشید. بعد گفت:” تف کنین تو صورتم. میخوام این دفعه روی صورتم بمونه”. یکی داشت کسش رو میخورد و زن مسنی که مامان یکی بود داشت پاهاشو از کفش در میاورد و بو میکرد. رد شدیم رفتیم و خالم نزدیک پام چهار دست و پا می اومد. زن دوستم توی اتاقی گروهی از مردها رو ردیف کرده بود و بهشون میگفت که باید هرچی گفت اونا بگن چشم. به یکی داشت میگفت ” کتک بزن و وقتی میزنی سعی کن ازم متنفر باشی. “. مرد رو زودی بیرون کردن. خیلی رمانتیک بود. بردنش که از کون بهش حال بدن. یکی رو انداختیم بیرون و جریمه شده بود تا فردا باید توی جایی بشینه و تلویزیون ببینه. چون خواسته بود یکی رو تکی ببره بکنه. زنم رو دیدم که وسط پسرهای کم سن و سال نشسته و داره با کیرهای کوچیکشون ور میره. بعد خم شد و وقتی برای یکی ساک میزد به یکی دیگه اشاره کرد گفت از کون. لباس های سیاه. سوتین های آب کیری. صدای موسیقی توی جایی. زنی با لباس زیر زرد می رقصید و یکی با باندانا روی کس یکی دیگه میمالید و بعد میچپوند توی دهن اون یکی. روی بدن همه ی زن ها خطر قرمز کتک خوردن و شلاق افتاده بود.
توی سالن روبه روم مردهای سیاه داشتند خار مادر همه رو میگاییدن. یکی هم زمان به چهار نفر کس و کون میداد و صورتش رو اب کیری کرده بودن و هی میگفت بازم بدین. دست هاشو تکون میداد و میگفت آب کیر. روی گونه هاش و روی صورتش بود. الهه رو وسط کیر های زیادی دیدم. خوابیده بود با تن نحیف و لاغر و لب های گوشتی و چشم های درشت. یواش یواش برای کسی ساک می زد. مردی بود که لب های درشتی داشت و صورت سبزه. خاله ی دوستم داشت سوار کیر پسر کم سن و سالی می شد.سینه های درشتی داشت و سرحال. میدونستم روانکاو هست و وقتی لباس های فرمش رو در میاورد کون قلمبه ش بیرون افتاد. لب های نازکی داشت ولی چشم های درشت و کمی زرد و سرخ بود. چشماشو بست و دیدم که صورتش از لذت عوض شد.
دختر خاله ی کوچیکم واو داشت برای کیر خیلی بزرگی که براش خیلی بزرگ بود ساک می زد. چند نفر مادرش رو که توله سگ من بود نشونش دادن. مادرش براش واق واق کرد و اونم جوابش رو داد و باز کیر خورد. بردنش جایی که کسش رو گشاد کنن.با صورت گرد و گونه های سرخ شده و لب های درشت و کیر راست کن بردنش. چشم های ریزش از اشک و شهوت خیس بودن. نیم ساعت بعد داشت از ته دلش مثل توله شیری غرش میکرد و ناله میکرد و میگفت ” میخوام. میخوام “.
. هنوز هنوز. خونم بیارین. رفتم صورتمو گذاشتم در کونش و مزه ی گه تازه ی در کونش رو لیسیدم با زبونم. اوف. دلم اب شد. یکی گذاشت در کونم و گفت ” کون توئه ولی کون زنت بهتره”. بعد کرد. تا ته توی کونم وول میخورد کیر درشت سیاه. دستشو اور روی شونه ام و تا ته کونم فشار داد. داد زدم. زنم با صدای داد زدن من کمی بیشتر رید و روی صورتم و دهنم اومد. زرد و بوی تازه ای داشت. چنگ زدم کونش رو. کسش خیس و لرزید پاهاش. از دستم درش اوردنش و با جیغ و داد بردنش بیرون. زن مح اومد تو و با خنده گفت” نوبت منه”. بعد شرت سیاهش رو دراورد و گفت” عن دارم. تازه ست”.
اومد و روی صورتم خالیش کرد. بعد بلند شد و رفت. روی کیر یه سیاهیش دست کشید و گفت بریم. کیر رگ رگی و حسابی کلفت که سر بزرگی داشت. خایه های مرد تکون میخوردند و بعد رفتند. خاله ام رو که هیکل ریزه میزه ی دخترونه ای داشت و کوچولو بود آوردن. ” کسم تیر میکشه برای کیرت “. مج رو گذاشتیم روش. حسابی باهاش حال کرد. مثل بازیگرهای سوپر تلمبه زد بهش و بعد افتاد گوشه ای و زن ها بهش ممه مالوندن. صدای جیغ های زنم میومد که داشت شلاق میخورد و میگفت بیشتر. بعد صدای خفه شدنش اومد. بله، داشتن ته گلوش رو کیر میدادن.
خاله رو قلاده بستم و با خودم بردم منطقه رو نگاه کنیم. از توی سالن صدای سکس میومد. صدای تلمبه زدن ها و تف کردن ها و بیشترین درخواست ” کیر میخوام” بود. زنم از در اتاق بیرون پرید و گفت ” اوف عشقم نمیدونی چقدر خوب بود. توروخدا تف کن تو صورتم. میخوام برم کس مهشید رو بخورم “. از ته گلوم تف غلیظی توی صورتش انداختم و خاله ام زیر پام مثل سگ آپارتمانی کوچولویی دست کشید به پام. از بالا روی صورت اونم انداختم. خیلی سال پیش یکی گفته بود اینا عاشق فرم لب هاتن و چشم هات و مخصوصا دستت. زنم ملکه ی مجلس بود. همه باهاش هماهنگ بودن به محضی که چشم میچرخوند ولش میکردن و میرفت جای دیگه ای کیف میکرد. کون درشتش رو دیدم که می لغزید روی رون پاش و از کنار پاش خون تف می اومد پایین. بوی آب کیر میداد. هوا بوی ترش کس رو میداد. از کنار دری رد شدیم و خالم چهار دست و پا دنبالم میومد. یکهو زیر گریه زد و گفت ” چقدر تو کف این روزها موندم. بهشت اینه”. بعد ادامه داد” کاش اینجوری مثل سگت دنبال خودت منو می بردی بیرون. سر کارم. تو خیابون. لباس سگارو می پوشم و توله ت میشم جلو همه جا. منو ببند بیرون رستوران . با زنت برین تو غذا بخورین و اضافه شو بدین به من. دم در منتظرت وایمیسم. کسمم تا ابد مال خودته”. از کنار در اتاقی رد شدیم. یکی داد زد” مامان بگو بابا بیاد جفتی برینین روی صورتم”. اتاق بعدی صدای لز کردن می اومد. یکی فامیلی من رو می گفت و از این تعریف میکرد که چطور وسط جلسه های مشاوره ی ازدواج مجبورش کرده بودم تف و شاشم رو بخوره و بقیه صدای جون گفتنشون می اومد. روان شناسی بود که از روز اول میدونستم عاشق تحقیر شدنه. از لای در دیدمش که از دور تف میندازن توی صورتش و اون میماله روی صورتش و میخوره. عینکش رو روی صورت استخونیش جابه جا می کرد و می گفت برای همه ی مریض هاش یه دهن ساک زده تا الان به دلایلی اونا هم ساکت می شن و چیزی نمیگن. میگفت عاشق دیوانه هاست. اونا خوب میکنن. لب های کوچکش که برجسته بودن توی صورتش رو از تف پاک کرد با زبون و بعد قورت داد و آه کشید. بعد گفت:” تف کنین تو صورتم. میخوام این دفعه روی صورتم بمونه”. یکی داشت کسش رو میخورد و زن مسنی که مامان یکی بود داشت پاهاشو از کفش در میاورد و بو میکرد. رد شدیم رفتیم و خالم نزدیک پام چهار دست و پا می اومد. زن دوستم توی اتاقی گروهی از مردها رو ردیف کرده بود و بهشون میگفت که باید هرچی گفت اونا بگن چشم. به یکی داشت میگفت ” کتک بزن و وقتی میزنی سعی کن ازم متنفر باشی. “. مرد رو زودی بیرون کردن. خیلی رمانتیک بود. بردنش که از کون بهش حال بدن. یکی رو انداختیم بیرون و جریمه شده بود تا فردا باید توی جایی بشینه و تلویزیون ببینه. چون خواسته بود یکی رو تکی ببره بکنه. زنم رو دیدم که وسط پسرهای کم سن و سال نشسته و داره با کیرهای کوچیکشون ور میره. بعد خم شد و وقتی برای یکی ساک میزد به یکی دیگه اشاره کرد گفت از کون. لباس های سیاه. سوتین های آب کیری. صدای موسیقی توی جایی. زنی با لباس زیر زرد می رقصید و یکی با باندانا روی کس یکی دیگه میمالید و بعد میچپوند توی دهن اون یکی. روی بدن همه ی زن ها خطر قرمز کتک خوردن و شلاق افتاده بود.
توی سالن روبه روم مردهای سیاه داشتند خار مادر همه رو میگاییدن. یکی هم زمان به چهار نفر کس و کون میداد و صورتش رو اب کیری کرده بودن و هی میگفت بازم بدین. دست هاشو تکون میداد و میگفت آب کیر. روی گونه هاش و روی صورتش بود. الهه رو وسط کیر های زیادی دیدم. خوابیده بود با تن نحیف و لاغر و لب های گوشتی و چشم های درشت. یواش یواش برای کسی ساک می زد. مردی بود که لب های درشتی داشت و صورت سبزه. خاله ی دوستم داشت سوار کیر پسر کم سن و سالی می شد.سینه های درشتی داشت و سرحال. میدونستم روانکاو هست و وقتی لباس های فرمش رو در میاورد کون قلمبه ش بیرون افتاد. لب های نازکی داشت ولی چشم های درشت و کمی زرد و سرخ بود. چشماشو بست و دیدم که صورتش از لذت عوض شد.
دختر خاله ی کوچیکم واو داشت برای کیر خیلی بزرگی که براش خیلی بزرگ بود ساک می زد. چند نفر مادرش رو که توله سگ من بود نشونش دادن. مادرش براش واق واق کرد و اونم جوابش رو داد و باز کیر خورد. بردنش جایی که کسش رو گشاد کنن.با صورت گرد و گونه های سرخ شده و لب های درشت و کیر راست کن بردنش. چشم های ریزش از اشک و شهوت خیس بودن. نیم ساعت بعد داشت از ته دلش مثل توله شیری غرش میکرد و ناله میکرد و میگفت ” میخوام. میخوام “.
نوشته: کایوگا
24 پاسخ به “زنم، طناب، خاله ام؛ یک سگ آپارتمانی”
سکس کثیفحال بهم زنتا ریدن خانومت خوندم و حالم بد شد
کیرم تو جد و ابادتکسکش حرومی گه خور
جالب بود
اصلا چی بود کی بود چی شد کی رید کی کرد کی داد کی زن بود کی مرد بودد آخه…
کیرم؛توکوس وکون همتون.
تو باغ وحش زندگی میکنی دیوث
بیغیرتی و محارم عادی سازی کردین حالا نوبت این چرندیاتهانسانیت رو به لجن کشیدین صدرحمت به حیوون ارزشش ازشما بیشتره ، ی مشت آشغال
چَرَند و مُزخرَف .
کیرم تو کص ننه ت که نطفه ی گندیده ی یه آخوند کثیف و قاپید تا توی حرومزاده را پس بندازه.
تو خوبیما بی ادب 😄👉
عزیزای دلمین که خوندین.
پارسا فدات. جای خوبی دست داستان رفته. نایس
دکتر مازیار ممنون خوندی و وقت گذاشتی
کیر کلفت اینایی که گفتی امیدوارم حالت خوب بشه
آرمان فدات.
احمد شاه دمت گرم. کس ندیده هارو میشناسی خوب افرین
محمد بختیاری تو نیستی تو خصوصی پیام دادی میگی بیا رشت کونم بذار؟! have fun
مستر ان استیبل ممنون خوندی
نفر سوم 👌🏾
میلاد میلان مرسی خوندی
مروارید خوندی ممنون
ای اس اف خوبی؟! یه نگاه ب کامنتت بکن
فاعل شیراز 😂👌🏾😂
روانی مریض