سلام.اول از همه یه چیزی بگم اولین باره دارم این داستان میگم و تا الان نگفتم و شاید بد تایپ بشه و اینکه من بعضی از داستان رو خوندم مشخص بود تخیلی بود چی بود ولی داستان من کاملا واقعی هستش و سعی می کنم خوب بیانش کنم فقط اسم ها تغییر میکنه. این قضیه مال ۴ ماه پیش و اولین سکس زندگیم
اسم امیر.۱۸ سالمه.یه زندایی دارم اسمش لیلا ۴۸ ساله ولی خوب چیزیه خوب مونده سینه ۸۰ درجه یک داره خلاصه بدنش مثل زن ۳۰ سالست. ۴ ماه پیش ما ناهار مهمونی دعوت خونه دایم بودیم
رفتیم همین که من این لیلا دیدم شق کردم مخصوصا لیلا موهای جو گندمی یه آرایش ریز با یه دونه شلوار راسته مشکی با اون رونای دوینه کنندش و یه بلوز هفتی قرمز که خلاصه جیگر شده بود. از اول مهمونی هی نگاهش میکردم ناهار اینا رو خوردیم یک دفعه حال پدر بزرگم بد شد بردنش دکتر لیلا موند خونه چون جا نداشتن منم موندم خونه پیشش کار دارن انجام بدم استراحت کنم من موندم خونه بعد مدتی گذشته دیدم لیلا آشپزخونه داره مرتب میکنه ظرف این منم به بهونه کمک رفتم اول هی صورت حرف زدنش می دیم داشتم می ترکیدم دبگه یه صحنه اومد کابینت وسیله بزار قلبم اومد دهنم دستمو مثلا خورد به کونش مالیدم اونم چیزی نگفتم خلاصه هی دست یه جوری می مالیدم بهش تا اینک رفته بود شیر آب باز کنه دیگه دل زدم به دریا از پشت گرفتمش گردنشو بوسیدن یک دفعه چرخید رو به من گفت چه گوهی میخوری و چندتا فحش داد گفتم من دوست دارم من دیونه عاشق صورتتم این بعد دست میزدم بدنش گفت من زدایتم من جنده نیستم که من گفتم منظور بدی ندارم گفتم کسی نمی فهمه گفت حرف نزن من رفتم بغلش کردم یواش یواش دستم به سینه هاش مالیدم دیدم داره رام میشه گفتم کسی نمی فهمه می گفت آخرین سکسش ۴ سال پیش بود خیلی وقته نکرده گفتم اشکال نداره خلاصه بگم مخشو زدم گفتم بریم اتاق قشنگ ۵ دقیقه لب ازش گرفتم صورتش لیس زدم بعد کیرمو یکم ساک زدم منم سینه هاشو می خوردم سینه نبود عسل بودش قند میخوردم کیرمو خورد شلوارش کشیدم تا زانو پاین گفتم فقط زیاد نمی کنم کیرمو کردم تو کوصش همین اول کردم اومد یه جیغ بزنه جلوی دهنش گرفتم گفتم ساکت دستمو برداشتم تو کوصش میزدم کوصش گایدم بعد کونش دو سه تا تقه زدم بعد کیرمو کرد دهنش ساک زد آبم اومد ریخت روی سینه هاش بعد لباس هاشو پوشید گفت باز حموم میرم ویه لب حسابی ازش گرفتم. از اون وقت تا الان می بینمش می مالمش اونم حال می کنه
اسم امیر.۱۸ سالمه.یه زندایی دارم اسمش لیلا ۴۸ ساله ولی خوب چیزیه خوب مونده سینه ۸۰ درجه یک داره خلاصه بدنش مثل زن ۳۰ سالست. ۴ ماه پیش ما ناهار مهمونی دعوت خونه دایم بودیم
رفتیم همین که من این لیلا دیدم شق کردم مخصوصا لیلا موهای جو گندمی یه آرایش ریز با یه دونه شلوار راسته مشکی با اون رونای دوینه کنندش و یه بلوز هفتی قرمز که خلاصه جیگر شده بود. از اول مهمونی هی نگاهش میکردم ناهار اینا رو خوردیم یک دفعه حال پدر بزرگم بد شد بردنش دکتر لیلا موند خونه چون جا نداشتن منم موندم خونه پیشش کار دارن انجام بدم استراحت کنم من موندم خونه بعد مدتی گذشته دیدم لیلا آشپزخونه داره مرتب میکنه ظرف این منم به بهونه کمک رفتم اول هی صورت حرف زدنش می دیم داشتم می ترکیدم دبگه یه صحنه اومد کابینت وسیله بزار قلبم اومد دهنم دستمو مثلا خورد به کونش مالیدم اونم چیزی نگفتم خلاصه هی دست یه جوری می مالیدم بهش تا اینک رفته بود شیر آب باز کنه دیگه دل زدم به دریا از پشت گرفتمش گردنشو بوسیدن یک دفعه چرخید رو به من گفت چه گوهی میخوری و چندتا فحش داد گفتم من دوست دارم من دیونه عاشق صورتتم این بعد دست میزدم بدنش گفت من زدایتم من جنده نیستم که من گفتم منظور بدی ندارم گفتم کسی نمی فهمه گفت حرف نزن من رفتم بغلش کردم یواش یواش دستم به سینه هاش مالیدم دیدم داره رام میشه گفتم کسی نمی فهمه می گفت آخرین سکسش ۴ سال پیش بود خیلی وقته نکرده گفتم اشکال نداره خلاصه بگم مخشو زدم گفتم بریم اتاق قشنگ ۵ دقیقه لب ازش گرفتم صورتش لیس زدم بعد کیرمو یکم ساک زدم منم سینه هاشو می خوردم سینه نبود عسل بودش قند میخوردم کیرمو خورد شلوارش کشیدم تا زانو پاین گفتم فقط زیاد نمی کنم کیرمو کردم تو کوصش همین اول کردم اومد یه جیغ بزنه جلوی دهنش گرفتم گفتم ساکت دستمو برداشتم تو کوصش میزدم کوصش گایدم بعد کونش دو سه تا تقه زدم بعد کیرمو کرد دهنش ساک زد آبم اومد ریخت روی سینه هاش بعد لباس هاشو پوشید گفت باز حموم میرم ویه لب حسابی ازش گرفتم. از اون وقت تا الان می بینمش می مالمش اونم حال می کنه
نوشته: امیر
20 پاسخ به “زندایی عشقم”
کیرم تو داستان تخمیت
داستانی که با جمله ” اولین باره مینویسم ” شروع میشه رو هیچ وقت نخونید😀
کصنگو گالیور
مروارید جان تحویل بگیرباز همامیرو باز هم …
تخمیریدیگوه مفت خوردیشاشیدم به دایی زن جندت
عجب انعطاف بدنی داری تو!خودت برا خودت ساک زدی!؟
این دو خط روبرام معنی کن کس مشنگ جان؛دیدم لیلا آشپزخونه داره مرتب میکنه ظرف این منم به بهونه کمک رفتم اول هی صورت حرف زدنش می دیم داشتم می ترکیدم دبگه یه صحنه اومد…ریدم تو نوشتارت
قبل از نوشتن یه دست جق میزدی تا آبت جلو چشاتو نگیره و کمتر کصشعر مینوشتی. در ضمن این اولین بار و آخرین بارت باشه کصشعر نوشتی. عن تیلیت جقی
کیرمو یکم ساک زدم؟
از این کس و شعر تر نخوندم
کیرم توکونت باداستانت
کسکش خالی بند
یجوری اولش به بقیه داستانا دیس دادی که گفتم باو حتما کرده دیگه ، ولی…
جقی
بچه ها بیاین پول بزاریم وسط این بنده خدا روبفرستیم نهضت سواد اموزی
کیرم؛توکوس وکون زن داییت.
کیرتو مغزت وداستانت کونی اونا الکی بودن مال توراسته ارواح توکونت
فقط یه دونه شلوار راسته پاش بود؟؟؟؟
شایدم تو صورتت با این داستان تخمی تخیلیت فکر کنم دائیت تو رو زیاد می گاییده
باز امیر ، باز چَرَند ، باز …نمیدونم اینامیروهاچی میخوان از جون بکن تو آخه ؟!بابا برید دنبال کارِتون دیگه . بکشید بیرون از ما .