زندایی سحر

سلام به همه سکسیا دوستان من 18 سالم بود که داییم نامزد کرد با کسی که سحر اسمش بود و ۲سال کوچکتر از من و فامیل دور بودن و چند تا خواهر بودن که همش شیطنت و تو خیابونا بودن و خیلی میخواستم با من ارتباط بگیرن و اونموقع موبایل مثل الان نبود. من تو آتلیه عکاسی و فیلمبرداری میکردم از مجالس و خلاصه دو سه سال گذشت و یه پسر به دنیا آوردن و به من میگفتن مخصوصا مادرش که از بچه فیلم بگیرم و شده بودم فیلمبردار اینا و یه روز که زنداییم تنها بود رفتم خونشون فیلم بگیرم و عکس بگیرم که دیدم زنداییم خیلی راحت پوشش راحت و جلوم راحت و برام شربت آورد و یه جوری دولا شد سینه هاشو 5سانتی صورتم بود و خلاصه من عکس گرفتم فیلم گرفتم. گفت میری بستنی بخری گفتم باشه بستنی سالار تازه اومده بود دوتا گرفتم و دیدم نه من با یه جنده تنهام و دیگه خودشو داشت جر میداد و نشست بقلم بستنی خوردنش مثل ساک زدن و لیس زدن کیر بود و نصف سینه هاشو و میدیدم و شلوار لی و گفت تا حالا شده به کیچسی حرفی بخوای بزنی اما نتونی؟ گفتم آره گفت چی ؟ گفتم چرا رفتارت امروز اینجوریه ؟گفت چه جوری ؟گفتم من دوست دختر دارم همسایتونه میشناسیش میشه زنگ بزنم بیاد . میخواستم اذیتش کنم من خیلی سر بودم گفت کی گفتم پریسا خواهر سیمین گفت میدونستم ولی امروز یه حس داغ بینمون باید باشه گفتم من که نه تو شاید چون داری خودتو تابلو می‌کنی . گفتم ازت عکس میگیرم گفت بگیر دستشو گذاشت رو کیرم و صورتشو آورد لبشو خوردم و دستامو انداختم سینه هاشو گرفتم فشار دادم و همو لخت کردیم و گفتم زنگ میزنم پریسا بیاد گفت باشه و فکر میکردم حسودی کنه و از خونه زنگ زدم خونه پریسا اینا خواهرش میدونستم دوستیم و بهش گفتم کجا بیاد و آوردم و خونه داییم شده بود جنده خونه 22 سالم بود که اولین تریسام رو زدم و الان داییم طلاقش داده و آویزون منه و فقط تریسام میزنم باهاش عکس و فیلم زیاد دارم ازش و دوستاشو میاره که من باهاش باشم باور نمیکنید اما میگه تو فقط با من باش و سکسای فانتزی با هم میکنیم و البته الان خونه و ماشین و عمل پروتز و زیبایی چهره داف خوبی ساخته ازش ولی رو بدم بی جنبه ست. دیشب پیشش بودم و دوتایی تهرانو اتوباناشو ترکوندیم و اومدیم دلتون نخواد سکس ۴۰ دقیقه و پوزیشن قاشقی و زرافه و داگی و مست لذتشو بردیم و آبمو میخوره تو دهنش تلمبه میزدم تا بیاد و وحشی کس میده و کونشم باید بکنم وگرنه اعصابش میریزه به هم تو سکس خیلی وحشیه و سینه هاش 85 گرد و سفت عمل کرده کیرمو لاش گذاشتم سر کیرمو میکرد تو دهنش از کون و کس داگی کردمش بعد خوابید رو صورتش و دهنش کیرمو کردم و آبمو خورد و بعد ساک زد تا خوابیدیم…شهوت رو خدا داده لذت ببری تجاوز و تعرض کثیفه اما رضایت و محبت و لذت تو سکس باشه هیچ ایرادی نیست از خدا ممنونم که شهوت رو بهم داده و درست استفاده میکنم…شما هم درست استفاده کنید

نوشته: مهرداد

بازدید 5,513

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

17 پاسخ به “زندایی سحر”

  1. از ی جایی به بعد انگار زد رو دور خیلییی تند فک کنم همونجایی بود که داشت ابش میومد 😂😂

  2. منم از خدا ممنونم که چند تا کسخل اینجا دور هم جمع کرده که یکی کسشعر بگه بقیه هم مثل من بیان جوابش کسشعر بگن و تحلیل کنن 😂

  3. من بعید می دونم توحتی اسپرم داشته باشی فقط باکیرت ورمی ری بدون ارضاشدن

  4. آخی ی ی یحیوونی ی ی یدوست داری زنداییت رو بکنی ؟به همه میده اما محل سگ بهت نمیزاره ؟ 😁اشکالی نداره تو هم از لجش برو کون بده تا حرصت خالی بشهعکس کون دادنهات واسش بفرست 😂👉

  5. پوزیشن قاشقی و زرافه و داگی و مست لذتشو بردیم 😂 😂 😂پوزیشنایکرگدنیخفاشیعقابشغالیلاکپشتیگرگیخرطوم فیلی 😂 😂 😂 😂

  6. کیر تو کوس مادری که تو رو زایید.قسم میخورم این داستانو کپی کردی مو به مو همین داستانو یه جا دیگه دیده بودم.ثانیا خو حرومزاده چرا کستان ات رو به خدا پیغمبر نسبت میدی (از خدا ممنونم که شهوت رو بهم داد )

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید