رضا و زن همسایه

خاطره ایی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به عید 1399
همسایه جدید ما که تازه وسایلاشونو اورده بودن هر روز تا ساعت 3 شب سروصدا میکرد اصلا آداب آپارتمان نشینی رو رعایت نمی کردن و باعث آزار و اذیت باقی ساکنین میشدن
یه روز جلسه ایی گرفته شد داخل ساختمون که هم یه خوشامد گویی باشه و هم یه تذکر برای این مسئله باشه
بعد جلسه آقای همسایه با صدای بلند گفت من این خونه رو خریدم و 4 دیواری اختیاری و هر کاری بخوام میکنم و خلاصه گفت همینه که هست
همه ناراحت از برخورد زشت این آقا جلسه رو ترک کردن و من مونده بودم و همون آقا که در امد گفت ببین پسر خوب توهم برو موندن و حرف زدن چیزی رو عوض نمی کنه ما همین طوریم و خیلی بهم بر خورد این همه ما احترام گذاشتیم به این شخص و انقدر بد حرف زد و در آخر تیکه بار من کرد
گذشت و همسایه ما برای ماموریت رفت شهرستان و خانمش تردد های زیادی داشت که جلب توجه می کرد یه پسری هر روز میومد و میرفت که اول همه فکر کردن برادر زن همسایمونه تا یه روز داخل پارکینگ اتفاقی افتاده بود و در حال چک کردن دوربین ها بودم که دیدم پسره و زن همسایه در حال لب گرفتن و بمال بمالن
پیش خودم گفتم بهترین فرصته برای اینکه تلافی کنم یه فیلم از اون تیکه با گوشی گرفتم و رفتم در خونه همسایه در زدم و خانمش آمد دم در بعد از سلامو احوال پرسی بهش گفتم یه از دزدی های پارکینگ خبر دارین ؟
گفته بله شنیدم چیزی شده که امدین در خونه ما
بهش گفتم بله این فیلمه رو ببینید و فیلمو بهش نشون دادم
رنگش پرید
از ترس و استرس زبونش بند امده بود
با لبخند بهش گفتم اره این فیلمه رو میتونم نشونه شوهر تونم بدم وقتی از ماموریت اومد
گفت چیکار کنم برات که نشونش ندی
گفتم خوشم میاد که متوجه شدی داستان چیه و الان زنگ میزنی به پسره و کاملا رابطتو باش قطع میکنی جلو خودم و بهش میگی شوهرت داره میاد و شک کرده که دیگه نیاد سمتت تا باقیشم بهت بگم
زنگ زد و گفت پسره اول گوز گوز کرد و بعدم با کلی دری وری گفتن به زنه قطع کرد
بهش گفتم دیدی چه آدمه حروم زاده ایی بود
و از الان به بعد فقط باید با من باشی گفت ن نمیخوام بهش گفتم فیلمتو میدم دست شوهرت و دیگه خودت میدونی و شوهرت
بعد کلی داستان چیدن براش قبول کرد بعد گفت بیا داخل بهش گفتم ن من الان میرم مامانمو میفرستم بیرون بعد میام در خونتون بهت میگم که بیای خونه ما توهم داخل این تایم برو دوش بگیر که بیای
قبول کرد
منم اومدم خونه مامانمو فرستادم خونه خالم اینا و رفتم در خونشون بهش گفتم بیاد
تا اون روز بدن به جذابی بدنش ندیده بودم یعنی پششششمام عجب اندام خاصی داشت یه زن با قد متوسط هیکل خیلی برجسته ایی هم داشت سینه 70 و باسن گرد و موهای بلند تا روی باسن
وقتی وارد خونه ما شد اول شروع کرد به گریه کردن که پاک کن من اصلا شوهر بهم توجه نمیکنه برای این با این شخص بودم که ارضام میکرد و … بهش گفتم پاک کنم که دیگه بهم نمیدی قسمو اینا گفتم ن و بهش گفتم وقت رو تلف نکن و بیا ببینم چیکار بلدی که راضیم کنی فیلمو نشون ندم
لباس هام رو در اوردم و نشستم سر مبل و بهش گفتم لخت شو
لباس هاشو در اورد و یعنی پششششمام شروع کرد اول برام به رقصیدن و حشری کردنم
وسط رقص سینه هاشو میخورد تو صورتم یا گردنمو لیس میزد یعنی پششششمام یا خم می شد سوراخ کونشو برام باز میکرد یعنی پششششمام ریخته بود
منم حسابی زده بود بالا چند وقت هم بود سکس نداشتم اومد نشست جلوم و شروع کرد با ولع به ساک زدن یعنی پششششمام سرش رو که میخورد با دستش تخمامو میمالوند و چون دهنش کوچیک بود کامل نمی تونست بذارش داخل دهنش برا همین سرشو کامل خیس کرد و با دستش بالا پایین میکرد و کیرمو لیس میزد و تخمامو میخورد
انقدر لذت بخش بود حرکتش که میخواستم تو همون حالت ارضا بشم
ولی هنوز نکرده بودمش دلم نمیومد نکنمش و ارضا بشم
بش گفتم بسه بشین روش
امد رو پام نشست و آروم گذاشتش داخل و شروع کرد به بالا پایین شدن یعنی پششششمام کسش انقدر گرم و خیس بود که حد نداشت و در حال بالا پایین شدن سینه هاشو میزد به صورتم و میگفت دیگه میخوام فقط به تو بدم و در اختیار تو باشم و میخوام جندت بشم و جندگی کنم برات یعنی پششششمام ریخته بود نوک ممه هامو میک بزن و منم شروع کردم به خوردن نوک ممه هاش و از سکس لذت بردن بعد بلندش کردم بش گفتم بایست و خم شو میخوام از پشت بکنم تو کست و همون کارو کرد منم چنگ ز م تو موهاش و محکم تلمبه میزدم طوری که صداش تلمه ها کل خونه رو برداشته بود آروم آه می کشید که یهو دیدم شروع کرد به لرزیدن و ارضا شدن بعد این که کامل ارضا شد گفت من دیگه نمیتونم بدم بش گفتم یه طور ارضام کن من نمی دونم
گفت ولی من میدونم چیکار باید بکنم تو فقط بشین و تماشا کن دوباره نشست جلوم و شروع کرد به ساک زدن کیرم که کامل خیس میشد میذاشت لای ممه هاش و بالا پایین میکرد یعنی پششششمام بعد چند سری که انجام داد منم ارضا شدم آبم پاشید سر لباشو صورتش و به خاطر وین که مدتی بود سکس نداشتم منی زیادی از کیرم خارجشد و میریخت سر سینه هاش و صحنه خیلی جذابی بود و با زبون آبی که روی لب و دور لبش بود رو جمع می کرد و میذاشت تو دهنش و دوباره توش میکرد رو سینه هاش یعنی پششششمام از این خاطره 1 سال و خورده ای میگذره و هر 3 یا 4 روزی یا اگه آقای همسایه بره ماموریت ما سکسمونو داریم و داریم لذت میبریم

نوشته: رضا

بازدید 13,927

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

20 پاسخ به “رضا و زن همسایه”

  1. کس کش ریدم تو حرف زدنتحس میکردم یه خرس پشمالو در حال واجبی کشیدن این مزخرفات و تایپ و ارسال کرده.

  2. پششششمام این چه کصشری نوشتی کصکشپششششمام فکنم همون شب که همه رفتن وفقط تو موندی آقای همسایه بر داخل خونشو تو اون خونه ای که چهار دیوارش در اختیار خودش بود گذاشت کونت و تو از کون سوزی اومدی اینجوری عقده ات رو برای ما با کستان نوشتن تخلبه کردیفقط میتونم بگم پشششمام

  3. مگه کمبود فوحش خوردن داری ؟؟ ک ی ر شتر مرغ تو سوراخ دماغ کسی که روز اول این پشمام رو سرزبونا انداخت

  4. کسکش ادمینهیچ داستان دیگه ای نبود که ازین کونی خان ، دو تا دو تا داستان میذاریاز همون لحن نوشتنش نمیفهمی که هر دو داستان رو یه کونی یعنی پششششمام نوشته؟

  5. آرتین رضا یا هر کسی که هستی یا درست بنویس یا با این اراجیف جای بقیه داستانهای سایتو نگیر (پشششمام)

  6. تا خوندم یعنی پشمام دیگه نخوندمنویسنده همون پشمالوی کونی قصه های قبل بود که مورد عنایت قرار گرفته بودگفتم این داستان رو بخونم پشماشو میزنم باهاش یه پتو درست میکنم خواهر و مادرشو رو همون پتو میگام

  7. ب چند دلیل واقعی نبود:آدمها معمولا میدونن کجا دوربین داره و کجا نداره. پس حواسشون هست.دوم اینکه همون اول ، با دیدن فیلم راضی نمیشن.سوم اینکه گریه بکنن ، بعدش رقص و دلبری نداره اونم تو اولین جلسه و بعد کلی ترس وچهارم رو شماها بگین

  8. یعنی پشمام از این حجم از کص شعر خودت میگی خاطره مال سال ۹۹هست ،بعد میگی یک سال و خورده ای ازش می گذره

  9. پشمام متنت تابلو بودی همون ادم پشمالو ملجوق کس ندیده نوشته پشمامدرامدت چقدره داستان پشناتو مینیوسیپشمام مادرت رفت کجا کس بده تو با پشمات شوهر یارو رو اوردی کونت بزاره نکنه مادرت به شوهره پشمام داد و تو برای زنه بردگی کردییعنی پشمام

  10. پششششمام!!! چرا داستانهای بکن تو اینقدر شبیه همه انگار همه رو یکی می‌نویسه. شایدم همه کص و کون ها را یه نفر میده. و فقط یه نفر میزنه🤣🤣🤣 باباجون یکم متفاوت بنویسید. یا کس کونتون یجور دیگه بدین، می هم نباشه

  11. تو همون معلم جقی ای هستی که زرت و زرت پشماش می‌ریزه. بیوتین بپانتین بزن هفته ای یک بار اونم شش هفته. داری گر میشی کسخول جقی

  12. کیرم تو دهنت با پشماتاحتمالا شوهرزنه ادم پشمالویی بوده کونتو کرده دیگه پشمام شده برات یه تیک

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید