یه روز رفتم خونه خواهر خانمم که مادر خانمم با ایدا هم اونجا بودن من یه نرم افزار رو گوشیم نصب کرده بودم که هر وقت کسی جلوی گوشی حرکتی میکرد شروع به فیلمبرداری میکرد یه فکری به سرم زد تو اتاق خواهر خانمم گوشی رو به شارژ زدم و زیر میز کامپیوتر کار گذاشتم که دفعه اول شکار خوبی نداشتن ولی دفعه دوم یه صحنه ای دیدم که هنوز اوی ذهنم میجرخه ایدا رفته بود بیرون پیش دوستش وقتی برگشت من گوشی رو کار گذاشته بودم رفت تو اتاق خواب منم از دلهره داشتم میمردم بعد 10دقیقه اومد بیرون من بعد چن دقیقه رفتم گوشیمو ور داشتم رفتن پایین به بهانه ی جا کذاشتن چیزی در ماشین رفتم تو گالری زدم فیلمای ضبط شده باورتون نمیشه چی ضبط کرده بود ادا به محض ورود مانتوشو در اورد که من تا حالا این جوریشم ندیده بودم بعد شلوارشو در اورد زود چه پاهای سفیدو نازی داشت بعد دامن پوشید و رفت گوشه اتاق مشغول ور رفتن با لباساش شد بعد یه چیزی ور داشت و اومد دقیقا جلوی دوربین به صورت نیمرخ نشست و تیشرتشو در اورد باورم نمیشد همچین چیزی ضبط کرده باشم بعد سوتینشو در اورد وای چه پستونای نازی داشت بعدشم سوتین دیگه ای پوشیو یه بلوز روش رفت تو اون اتاق من فیلمو 10بار نگاه کردم همونجا پاکش کردم ولی روزی100 بار افسوس میخورم که چرا پاکش کردم از اون به بعد تا الان فرصت نشده دوباره ضبط کنم ولی این کارو خواهم به امیدی روزی خوش
نوشته: متین
19 پاسخ به “دید زدن خواهر زنم آیدا”
بچه 6 ساله رو دیدم با موبایل با دوستش حرف میزد:سینا تو فردا نمیای مهد کودک؟من با نیما حتما میرمااااا :|راستی اون یکی خطم رو پاک کناین یکی رو سیو کن o_Oوالا ما 6 سالمون بود با تُف پفک می چسبوندیم به همپیشرفت که میکردیم بعضی وقتها هم توو کمد دیواریدنبال یه در بودیم بریم سرزمین عجایب:|
خاک عالم بر سرت مرتیکه جقی خیلی بنجلی آشغال بیخودی
هرکی موافقه چار تا فش دیگه بدم بش
بی ناموس چشم چرون جقی ریدی با این کس شعر گفتنت
نمی تونم چیزی بگم
داستان سکسی چه معیاری داره؟ اولا باید داستان باشه دوما سکسی باشه یعنی حس شهوت به آدم دست بده این کس شعر چیه گذاشتی اینجا؟
خاک بر سره ندید،بدیدت کنن >:) o_O :*)
کس گفتی داداش
کس گفتی آآآآآآآآآی کس گفتییییییییییی
چرا هرکسخلی داستان مضخرف میخاد بنویسه میاد میگه توخواب دیدم فلانسو وازین اراجیف بابا بسه با این چرندیات:-*
آمیز-عبدالکسخل عزیز سلامبه خدا قسم عاشق روایت های زیبای خواجه شدم. دمت گرم دوست عزیز و ممنون که لحظاتی هرچند کوتاه دل غمزده ما رو شاد میکنی.شاد, پیروز و تندرست باشی دوست عزیز
esme barnamaro bedepayam khososi bede
اه بااين داستان دروغت
یه کم بیشتر پیش میرفتی که لا اقل باور میشد
آمیز عبدالکسخول…امروز خیلی روز بدی داشتم امابادیدن متنت خنده آوردی رو لبم.مغسی
اسم نرم افزارت چیه؟اندرویدیه؟
سلام داش آمیزـ عبدلکسخل خِعلی میخوامت داش چِش مایی ،به موت قسم فقط به خاطر نیویشته های تو داستان میخونم
تکذیب میکنم.من اصلا خواهر ندارم که شوهر خواهر حرومزاده داشته باشم
احساس میکنم من نوشتم ولی یادم نمیادادمین اگه من نوشتم لطفاً تایید کن