سلام من حسینم ۱۷ سالمه اهل اصفهانم یه پسر عمو هم سن خدم دارم که ۲۰ روز از من بزرگ تره اسمش هم اسماعیل هست ما بیشتر رفیقم تا پسر عمو یروز داخل تلگرام با یه دختر آشنا میشه که خونشون چند محله با اسماعیل اینا فاصله داشته بعد با هم قرار میزارن و میرن سر قرار شمارشو به اسماعیل میده و چن روز اسماعیل مثل کس ندیده ها فقط براش کسلیسی میکنه و کلا رابطش با من کم شده بود اسماعیل بچه درس خونه از ترس داداشاش همیشه درس میخونه ۴ تا داداش داره ک تو معدن کار میکنن ۳ تاشون خلاصه از ترس اونا درس میخونه یروز که داداش بزرگش از سرکار بر میگرده بخونه اونم از ترس به دختره چن روز پیام نمیدن و دختره هم کات میکنه بعد چن وقت که داداشش دباره میره سر کار دباره شروع میکنه به کسلیسی برا دختره و دلشو به دست میاره و میرن تو رابطه بعد چن وقت اسماعیل گفت دختره جندس گفتم چطور گفت قرار اول اومد نشست رو پام منم شق کرده بودم دقیقا کیرم چسبیده بود بش منم باور نکردم فک کردم داره دروغ میگه خلاصه بعد از چن روز دباره داداشش مرخصی میگیره و بر میگرده خونه و اسماعیل از ترس کونش با دختره کات میکنه منم به اسماعیل گفتم اگه تو میخای باش کات کنی بیا من باش رل بزنم اسماعیلم کلا ادم اینجوری نیست بهم گفت اوکی شمارشو داد بم منم به دختره پیام دادم گفتم چی شده بین تو اسماعیل مگه خرابه و اینا اونم شروع کرد به چسناله که مثلا ناراحته منم شروع کردم به کسلیسی که اره اسماعیل لیاقت تو رو نداره چرا دلت رو شکست و مخشو زدم شایدم نزدم خدش جنده بود وخدش خاست مخش ایزی زده بشه منم باش جور شدم ۱ روز چت کردیم دیدم واقعا یکم روش کار کنی میده گفتم فردا بیا خونمون گفت ک نمیتونم اینا تو بیا اینجا کسی خونمون نیست منم از ترس کونم قبول نکردم چون اگه میرفتم یهو میرفت درم گفتم نمیتونم یکم بش اسرار کردم گفت باشه ولی ما خونمون خالی نبود نمیدونستم چیکار کنم ک گفتم اره میبرمش بالا پشت بوم روز بعدش یه زیر انداز بردم پهن کردم رو پشت بوم درست کردم اونجارو رفتم دنبالش تو راه دست بش نزدم یجوری بودم ولی وقتی رفتیم بالا پشت بوم نشستیم رو زیر انداز یکم حرف زدیم بعد دراز کشید بغلم سرش رو کیرم بود ک یهو شق کردم بعد چن دیقع دیگه واقعا حشری شده بودم لباوم گزاشتم رو لباش شروع کردم به لب گرفت ک گفت من ۱ ساعت دیگه باید برم گفتم چرا گفت به مامانم گفتم دارم میرم ناخونامو ترمیم کنم باید زود برگردم گفتم اوکی بعد بلند شد بغلش کردم دباره شروع کردم به لب گرفتن دستمو بردم سمت کونش کونش کرفتم تو دستام دیدم چیزی نگفت منم فشارشون دادم بعدش دراز کشیدم اونم دراز کشید روم منم خیلی شق کرده بودم دستمو از رو کونش برداشتم کردم تو شلوارش دیگه خیلی حشری شده بودم دستمو اوردم بیرون و شلوارشو کشیدم پایین دستمو کشیدم لا کسش که یهو دستم چرب شد دیدم لا کسش آب لزیج هس کیرمو در اوردم گذاشتم لا پاهاش یهو هول شد نمیدونست چی بگه گفت ماشالله چقد بزرگه داشت خندم میگرفت کیرمو مالیدم در کسش با همون ابی ک رو کسش بود کیرم حسابی چرب شده بود منم اروم کیروم روکردم داخل کسش ک اخ اوخش شروع شد کسش خیلی تنگ بود ۱ دیقه نشد ک ابم خاست بیاد سریع کشیدم بیرون ابمو ریختم رو زیر انداز بعد پا شدیم کشیدیم بالا بعد دباره شروع مرد به لب گرفتن یکم تکیه داد داخل بغلم بعدش دیدم پیرهنمو از پیش گردنم یکم داد کنار نگاه داخل مرد تعجب کرد گفت چقد سفیدی گفتم دوس داری سیاه بشم؟گفت ن ن منم خندیدم تعجب کرده بود چون اسماعیل سبزه بود جوش جوشی ولی من بچه خشگل بودم سفید بعدم بردمش رسوندمش در خونشون گفت میخام برم ایزه خونه مامان بزرگمو از این حرفا منم گفتم باشه گفتم پیام نمیدم ک داداشات نبینن گفت اوکی منم دیگه هیچ وقت پیام ندادم بهش
نوشته: حسین
7 پاسخ به “دوست دختر رفیقم”
۱۷ سالته و دوس دختر پسرعموتو بلند میکنی؟ 😐کیر ترامپ دهن مامانت کسکش
سفید مفیدی و بچه خوشگل.خوبی حسین جون بیا بریم پشت بهت کفتر بدم جیگر
کونتو بده تو چاقال🤮🤮🤮
کسکش جقیاومدلا پاش لیز شدتوان زارتی کردیالبته فک کنم زراتی از کون داری
دختره مث تو حشری بوده فقط اسگلگیر جنده اگه میوفتادی که تقدیسش میکردی
خب خبعزیز دلم شما 17 سالته کص میکنی خب بکن نوش جونت خخحخدختره اومد بردی بالا پشت بوم کردی توش بیناموووووس؟!بعد چربهههههه؟؟ لا کسش چرب بود باهاش کیرتم چرب کردی ؟! این کسش اب لیزیج میده بیرون یا روغن مایعلیزیج کسکش؟!
میگفتی تو و پسرعموت بکن مشترک دارین باور میکردم