دوست دخترم پریا

من مهدی هستم .
یکی از خاطرات سکسیم رو بهتون میگم .
یه دوست دختر داشتم به اسم پریناز ، یک سال و نیمی میشد که باهم بودیم ، باشگاه میرفت . سر و سینه ی خوبی جور کرده بود برا خودش اولین سکسمون توی کوه بود ، دومی مسافر خونه ، تو ماشین ، خونه ی من ، خونه ی اونا ، صب ، ظهر ،عصر ، شب ، کلا سیر بشو از کیر نبود و همیشه میگفت زیر دلم درد میکنه ، نانازم تورو میخواد ، راستشو بخواین زیر سایش کیرم یکی دو سانتی بزرگتر شد ولی آخرین سکسم باهاش جالب بود و اصل مطلبم اونه
حتما همتون دختر یا پسر یه رفیق جینگی دارین ، منم داشتم اسمش محمد امین بود ، خیلی خوب بودیم باهم و همیشه خونه ی من پلاس بود ، داداشم میدونستمش
یه شب که خونمون بود برگشت گفت صب میرم فلان پارک تازه بایکی رفیق شدم ببینمش ، گفتم باشه ساعتا گذشتن و شد 7 عصر تلفنم زنگ خورد ، دیدم عه پرینازِ

  • الو سلام پریم
  • سلام ، خوبی ؟ اسم کوچتون چی بود ؟
  • شهید … چطور ؟
  • هیچی شب میام پیشت
  • ممد امین اینجاستا
  • اشکال نداره داداشمِ خب
  • اوکی بیا ، پامیشم چایی بزارم

اینم بگم پریناز بخاطر کارش خیلی راحت میتونست برا شب خونشون رو بپیچونه

رسید و زنگ زدم ممدامینم اومد چایی اینا خوردیم و رفتیم گشتیم شام بیرون بودیم و برگشتیم خونه ، فیلم ارثی تازه از اکران دراومده بود ، دانلود کردم که ببینیم ، ولی وسطای فیلم گفتت فیلم نبینیم و بحرفیم ، راستش فیلم مزخرف بود ،شب طرفای ساعت 3 اینا بود تصمیم گرفتیم بخوابیم و من و پریناز رفتیم اتاق خواب و ممدامین تو هال خوابید
پریناز اون شب میگفت نمیخوام باهات سکس کنم و دست بهم نزن از این حرفا

(اینم بخواب زیاد شده بود خونمون بودنی رفیقام باشن ولی حتی روسریشم باز نمیکرد که بدنش فقط برا منه )

گفتم حالا باشه بیا بغلم بخواب با اکراه اومد تو بغلم ،یه نیم ساعتی تو همون حالت موندیم و بعد شروع کردم کمی ناز و نوازش کردن و شروع کردم مالوندن سینه هاش از رو تاب و خوردن گردنش ، اونم خودشو زده بود بخواب، انگار با رسیدن سرش رو بازوم خوابش برده بود ، شایدم ادا نبود و واقعا خواب بود ، نمیدونم.
به کارم ادامه دادم و تابشو دادم بالا و سینه هاشو از زیر سوتین دراوردم و شروع کردم به خوردن که یهو گفت وای مهدی ولم کن ، انگار تازه بیدار شده بود ، مثلا ،
ولی من گوشم بدهکار نبود و حشرم رو هزار بود ، سینه هاشو گردنشو اونقد مالوندم و خوردم که نتونست طاقت بیاره و شل کرد ، دوباره از پشت یه سکس اساسی کردیم ، بار اول با چنتا تلمبه ابم اومد و بار دوم خوب طول کشید جفتمونم قشنگ حال کردیم و همونطوری لخت تو بغل هم خوابیدیم.
صب طرفای ساعت ده بود بیدار شدم دیدم ممدامین نیست ، پرینازم تو حموم بود ، گوشیم رو چک کردم دیدم پیام داده که رفته خونشون پیام برا هفت صبح بود، پاشدم یه چایی گذاشتم و صبونه آماده کردم که پریناز از حموم دراومد و خوردیم ،ولی دیگه هیچی حرف نمیزد و فقط گفت دیشب نباید منو میکردی ، منم فکر کردم چون رفیقم اونجا بود خجالت کشیده بهمین خاطر معذرت خواهی کردم که ببخشید حشری بودم و خیالت راحت ممد امین فکر بد راجبت نمی کنه.
ظهر پرینازم گذاشت رفت و بعدش تا یه هفته از هیچکدومشون خبری نشد و منم هرچی زنگ اینا زدم انگار نه انگار ، نه جوابی نه چیزی
دیگه بتخمم گرفتم و شد دوماه
ولی رو ذهنم این علامت سوال بود که پریناز جواب نمیده بتخمم ممدامین چرا دیگه باهام نمیحرفه که بعد دوماه فهمیدم نامزد کردن…

تازه اونموقع فهمیدم اعتماد این مدلی چشای ادم رو میبنده
و یه مدلی از خودم خجالتم میشه که همه جای زن رفیق صمیمیم رو از حفظ بلدم …
فقط دلم میخواست به من بگن که بهم علاقه مند شدن ، لاقل اون شب با وجود رفیقم زنشو نمیگاییدم…

سعی کردم غلط املایی نداشته باشم و یبار از اول خودم خوندم
کم و کاستیاش رو بزرگواری کنید ببخشید

اوقات خوش دوستان
نوشته: Gadimi

بازدید 10,625

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “دوست دخترم پریا”

  1. عیبی نداره یک کون ناقابل کردی دیگه مشکلی نیست،با تصورش از این به بعد جلق بزن تا فکر بدی به ذهنت نرسه!

  2. بی نهایت چرت و کوسشر بود ، فقط لاتیشو پر کرده بود ، مزخرف و زایده یک ذهن جغی بود این داستان.

  3. غلط املایی داشتی یکی دو تاولی قابل بخششِسر معاملت سلامت ،اولین لایک از منبرو دنبال یکی دیگهراستی اونا ضرب دریشون عالی میشه

  4. یاد اون جکه افتادم که میگه به رفیقم گفتم برو دوست دخترمو امتحان کن میخوامش برا ازدواجرفیقش میره میاد میگه داداش همینو بگیر هم تنگه هم خوب ساک میزنه هم ممه هاش ۸۵عهجاکش انگار سوئیچ دادم بره با ماشین دور بزنهبقول بابام دوستای خوبو باید گایید که برا دوستای بد عبرت شه

  5. این داستان به منزله یک اعترافه که:من و دوستم ودوست دخترم همه استسنائی هستیم.این اتفاقات واقعأ نادره مثل مخ تابیده ت.

  6. وااين ديگه چه مدليه؟؟؟خب اگه دوست دخترت با رفيقت صحبت كرده بودن وعاشق هم بودن چرا نبايد بتوميگفتن؟؟چرا دختره باتو قرار گذاشت وخونتون اومد؟؟؟چرا حاضرشد جلوي عشقش بياد با دوست قبليش تو اتاق بخوابه؟؟؟؟ي زماني اگه به يكمرد ميگفتي زنتو گاييدم سرتو ميبريد اما به مرداي الان بگي زنتو گاييدم بدتر حشري ميشه

  7. خیلی تخمی بودفقط میشاشم تو تخیل تخمیت.شما هم خونه دوستان دیگر رفت و آمد کن بلکه با دوست دخترشون نامزد کنی. مبارک باشه.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید