دكتر و زن نجیب من

من چهل سالم است و در انگلستان زندگی مى كنم، زنم بسیار سفید و ظریف است و سى و پنج سالش است ،همیشه من بهش مى گفتم كه كاملا موهاى ناحیه تناسلیات را بزن كه نرم نرم شود ، ولى خیلى از وقتها توجه نمى كرد ، چندى پیش كه مى خواستم با او سكس داشته باشم دیدم خیلى خوب موهاى زاید را اصلاح كرده و نرم نرم شده ، بعد از یك سكس عالى به او گفتم این دفعه خیلى خوب موهاى كس و كونت را زده اى ، او لبخندى زد و خوابید
فردا صبح من از خانه خارج شدم ولى در بین راه یادم امد كه یك چیزى را جا گذاشته ام ، به خانه برگشتم و در را باز كردم و وارد خانه شدم ، زنم در اتاق خواب بود و با تلفن با خواهرش صحبت مى كرد و متوجه بازگشت من به خانه نشد ، در ان موقع حرفهایی از او شنیدم كه اول بسیار ناراحت شدم ، او داشت به خواهرش مى گفت كه دیروز كه براى انجام چك اپ پیش دكتر زنان رفته بوده ، دكتر پرستار را از اتاق معاینه بیرون كرده و به زنم گفته شلوار و شورتش را در بیاورد و براى معاینه اماده شود ، زنم هم همین كار را كرده و دكتر شروع كرده به كس زنم دست مالیدن و انگشتش را داخل سوراخش كرده ، بعد كه زنم حالش خراب شده شلوار و شورت خودش را پایین كشیده و كاندوم گذاشته و زنم را كرده ، من با شنیدن این حرفها اول بسیار عصبانى شدم ولى بعدا دیدم كیرم بلند شده و حالم بسیار خراب شده ، فورى چیزى را كه جا گذاشته بودم را از خانه برداشتم و بطورى كه زنم نفهمد از انجا خارج شدم و به سر كار رفتم ولی در تمام مدت روز به فكر حرفهاى زنم بودم ، هم غیرتى و عصبانى شده بودم و هم یك حس عجیبى كه تاكنون تجربه نكرده بودم به سراغم امده بود كه بسیار شهوتى شده بودم و مدام كیرم بلند مى شد ، خلاصه عصر كه به خانه رسیدم ، اول كارى كه كردم زنم را لحت كردم و در حالى كه زنم از تعجب چشمهایش گرد شده بود و مدام به من مى گفت چى شده ؟ چرا حالت این جورى شده ، به رختخواب بردمش و شروع به خوردن و لیسیدن كسش كردم و در حالى كه به نفس نفس افتاده بود كیرم را تا ته داخل سوراخش كردم و لذتى از سكس بردم كه حتى شبهاى اول ازدواجمان و حتى با دوست دخترهاى قبل از ازدواجم هم نبرده بودم ، بعد از اینكه كارم تمام شد ، زنم گفت تو امروز چت شده ، تا حالا اینجورى نبودى ، من هم دیدم دیگه نمى توانم خودم را نگه دارم ، بهش گفتم من همه ى حرفهایت با خواهرت را شنیدم ، ناگهان زنم سرخ شد و لبش را گاز گرفت ، گفتم ناراحت نشو ، امروز من به حسى رسیدم كه قبلا اصلا تجربه نكرده بودم ، مى دانستم بعضى ها بى غیرت هستند ولى نمى دانستم چه حسى دارد .
از ان روز به بعد ما هر روز حتى بعضى روزها تا سه بار با هم سكس داریم و من در حالى كه كس زنم را مى مالم به زنم مى گویم كه جریان كس دادن به دكترش را برایم تعریف كند ، اولش خجالت مى كشید ولى حالا خجالتش ریخته و كاملا با اب و تاب برایم تعریف مى كند و دو نفرى بسیار از سكسمان لذت مى بریم
دیشب زنم به من گفت اگر مى دانستم اینقدر كیفیت سكسمان بالا مى رود خیلى زودتر یك كمى جنده مى شدم ، گفتم چطور ؟
گفت اول ازدواجمان پسر عموى شانزده ساله ات كه از ایران براى مسافرت با عمو و زن عمویت به اینجا امده بود ، یك روز كه همه از خانه بیرون رفته بودند و من و او تنها در خانه بودیم شروع كرد به دست مالیدن به كون من ، ولى من خودم را جمع و جور كردم و از خانه خارج شدم و دیگر تا انها اینجا بودند تنها با پسر عمویت در خانه نمى ماندم ، من گفتم هر چه این حرفها را مى زنى من حالم خرابتر مى شود
به زنم گفتم پارسال كه به ایتالیا رفته بودیم تو مى گفتى كه پسرهاى ایتالیا خیلى خوب هستند ، زنم گفت اره خیلى سكسى هستند ، اون پسره كه در هتل چمدانهایمان را به اتاقمان اورد وقتى كه نگاهش كردم اب كسم راه افتاد
گفتم حالا كه اینطور شد امسال تابستان به ایتالیا مى رویم و مى گذارم جلو ى من با یك پسر ایتالیایی كه دوست داشتى سكس كنى و دو تایی حسابى حال كنیم
زنم در حالى كه به نفس نفس افتاده بود گفت من خیلى عاشقت هستم ، وقتى كه دكتر داشت مى كردم فقط به فكر تو بودم و احساس گناه مى كردم ولى حالا راحت شدم

نوشته: احمد

بازدید 2,374

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

19 پاسخ به “دكتر و زن نجیب من”

  1. ناحیه تناسلیات دقیقا کجاست؟ادبیات نوشتاری هم که شاسکول جان ادبیات انشای دبیرستانی…خوبه تو انگلیس هستی زنت نگفت اوه مای گاد…فاک می…

  2. حال ففط پاسخ این سوال میماند. اکنون همسر شما جنده است یا از ابتدا جنده بوده است. نقطه سر خط

  3. پرچم جمهوری اسلامی را حتما نصب کن بالای سر در خونت تا همه بدونند سفیر فرهنگی هستی و داری به صدور انقلاب کمک می کنی

  4. انگار عین الله باقرزاده داره با لحجه انگلیسی داستان تعریف میکنه ، جای صمد و لیلا خالی

  5. شَنبه آی شَنبهپاشوو جاکَشچَقَدَر خواب مَی کنیگریز کن مهندس ماسه خالی کردهبا فرغان ببر ته حیاطپاشووو کووونیشنبه آی شنبهکَندَه کاریها همش ماندَه😂👉

  6. کص و شعر! تنها خوبیش اینه مثل اون کسخل چند قسمتیش نکردی و اباطیلت رو توی یه کصتان مختصر و مفید نوشتی تا با همچین کصشعری دیگه هیچوقت روبرو نشیم…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید