درباره یک مامان گوشتی

اسمم … الان 27 سالمه. فحش میخواین بدین بدین! باور هم میخواین بکنین میخواین نکنین! من دچار بلوغ زودرس بودم! یعنی حدودا کلاس 4 ابتدایی احساسات جنسی داشتم و چیزی که خاصش میکرد این بود که همیشه دوست داشتم در اختیار باشم! من یه پسر بودم اما همه هوسم تو این بود که در اختیار یه شخص با صدای کلفت و اندام زمخت باشم! بگذریم! بزرگ و بزرگ تر شدم! نمیتونم بگم علتش دقیقا چی بود که نسبت به مامانم حس های … شاید خوندن داستان… شاید اندام نسبتا گوشتیش… شاید عدم رعایت یعضی چیزا جلوی من … شاید هم همه این موارد باهم … مادر من یه زن چادریه 45 سالس.4 تا بچه داره که من فرزند اولشم. قصدم تحریکتون نیست اما مادرم کون خیلی بزرگ و پستونای خیلی گوشتی داره! چاق هست اما چاقی بیش از حد نه! یه جورایی از نظر خودم که تپل پسندم کردنیش کرده چربیاش! خب… داستان من: من بزرگ و بزرگتر میشدم و مامان و بابام مطابق معمول همه فک میکردن بچه هاشون کودنن و هیچی هالیشون نیس!مثلا من خونه بودم بابام مامانم رو میبرد تو اتاق و میکردش و صدای ناله های مامانم (هرچند ضعیف) میومد بیرون!اما صدای جالب تر صدای ضربه های دست بابام با گوشتای مامانم بود.هرچند من پشت در با ضربان قلب هزار فقط میتونستم گوش بدم و نمیدونستم که اون ضربه ها رو به کجای مامانم میزنه اما تصور خودم کونش بود و خیلی از این حس لذت میبردم!چند مرتبه ای این اتفاق افتاد و گوش دادم به این صداها که شتید همینا استارت این حس بود که به مامانم حسای جنسی از نوع هاردکور پیدا کردم.مدام تو ذهنم مامانم رو میکردم … اما لذت بخش تر از اون این فانتزی بود تو ذهنم که چند نفر از بدنسازای محلمون که ادمای هیکل و لاتی هم بودن تقریبا بیان خونمون و به زور جلو چشمای من مامانم رو بگان! تاحالا که فقط حس هام رو گفتم… معدرت اگه سرتون رو درد اوردم . اصل قضیه برمگرده به دوران دبیرستانم. مامانم گاهی شبا میومد تو هال میخوابید و خب منم اونجا جامو پهن میکردم و جلو تلویزیون میخوابیدم.یکی از این شبا وسطای شب چشمم رو باز کردم و دیدم که مامانم تو حدود یک متری من خوابیده.یواش یواش خودم و جامو هی تکون دادم تا به زیر پاهاش برسم… به این سادگی یک جمله ای که گفتم نبود البته.همه بدنم از ترس خیس عرق بود و اینکه میدیدم دامن پاشه و تقریبا پاهاش با زاویه 45 بازه از هم میدونسم که اگه برم پایین پاهاس چی قراره ببینم!!! خلاصه رسیدم و اون رونای حیرت انگیز رو دیدم! اما لعنت بهش که به جای اینکه یه شرت خوب پاش باشه یه شرتی مزخرف صورتی پوشیده بود.ولی با این حال واسم خیلی شهوتناک بود اون لحظه! یک بار خواستم دست بزنم به روناش! این کار رو هم کردم اما نزدیک 10 ثانیه که دستم روی رونش بود یهو تکون خورد و منو ذهره ترک کرد… اما خدا رو شکر بیدار نشد و منم که خایه هام جفت شده بود رفتم کپه مرگم رو گداشتم! از بعد اون روز به هر بهانه هروقت تنها میشدم میرفتم و اب کیرم با خود ارضایی خالی میکردم تو شرتاش! یک دوستی داشتم که من رو میکرد! از بعد این اتفاقا و این حس ها هروقت منو از کون میکرد بهش راجب مامانم میگفتم اونم همش در حالی که منو میکرد میگفت که میخواد با مامانم چی کارا کنه! خیلی لذت بخش بود! گاییدن مامانم جلو من… من الان 27 سالمه و چون یک بار تو اوج شهوت بودم و هیچی هالیم نبود وقتی داشتم با شرتاش ور میرفتم مثه یه سگ هار ورداشتم نوار بهداشتیش گذاشتم تو شرتش که بفهمه من این کار کردم . بعدش هم مثه سگ پشیمون شدم.اما خب اون فهمیده بود دیگه که کار من.بعده اونم چند تا سوتی دیگه دادم و عارضم که یک شب هم که سینه هاش تو خاو دستمالی میکردم بیدار شد و کاملا متوجه شدم که فهمید من دارم میمالمش!پاشد و از پیشم رفت جای دیگه خوابید و زیر لب با خودش یه حرفایی میزد که کاملا فهمیدم چه قدر بهت زدس از این که اینو فهمیده! گذاشتن نوار بهداشتی تو شرتش و دستمالی مردنی که قهمید حسابی خیطم کرد! الان اون میدونه که من میخواستم تو گدشتم بکنمش! موضوع اینه که الان فکر میکنه دیگه فراموشم شده بعده چند سال اما حقیقتا اینطور نیست! من هنوزم با اینکه دختر کردم از فکر کردن مامانم گلوم میگیره و لرافروخته میشم از شلاق زدن به اون رون ها و کون و پستونها! من بیشتر از کردنش دوست دارم با دستام گوشتای کون و روناش رو شلاق بزنم و صدای درد کشیدنش بشنوم. صدای دادن کسش به ادم های هیکلی. میخوام در اختیار افراد بدنساز باشه … دیونه اینم که واسه پول خودش رو بفروشه! کاش کسایی باشن که حس های منو بفهمن! امیدوارم جز کامنت هایی که قراره بهم فحش بدین یا بگین که مامانم جندس یا میخواین بکنیدش کسی هم باشه که حالم بفهمه! مشکلی ندارم با اینکه کسی دوست داره بکنه مامانم رو! این ارزومه! اما از اینکه کسی باهاش سکس لایت داشته باشه حالم بهم میخوره! من میخوام به معنای واقعی گاییده شدنش و جر خوردنش ببینم! دعا کنید به این ارزو برسم قبل مرگم!

نوشته:‌ امیر

بازدید 16,187

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

69 پاسخ به “درباره یک مامان گوشتی”

  1. وای بر تو پسر اگر اینا واقعا احساسات درونیت باشه!!!گه بگیره هیکلت که اینجوری راجع به موجود مقدسی به اسم مادر فکر میکنی… انشاالله همین روزا به درک واصل میشی که یه آشغال عوضی از روی زمین برداشته بشه زمین نفس میکشه از نابودی موجود منحوسی که اسم خودشو میذاره مرد!!! اگر تو مردی بقیه مردا باید بمیرن

  2. ای کاش اون جنده ای که اسم خودشو گذاشته مادر یکم تورو درک میکرد و از نیازهات باخبر بودامیدوارم به همین زودی با این موضوع کنار بیاد و خودشو در اختیار من بگذاره تا جلو پسرش کس و کونش رو جررررر بدم

  3. آخه چلغوز شاشیدم تو این فانتزی سکسیتهمون بدنسازای محلتون کونت گذاشتن که اینقد توهم زدیننوبس کسکش

  4. تو واقعا یه مریض روانی هستی.کلا غیرت که نمی دونی چیه ولی حداقل می تونی به مادرت احترام بذاری که…؟!!! یا اینم نمی تونی؟دوما مرتیکه ی جاکشِ جقی،زنا زادگی تو قابل ترویج نیست پس فشار به کونت نیار برو همون کونتو بده اراجیف مغز پریودتم نگه دار واسه خودت.

  5. بازم یه جقی مریض روان پریش اومد اینجا تراوشات ذهن بیمار و پریودشو نوشتآخه لاشی جون این چرتو پرتا چیه مینویسی بی شرفآخه لاشی تویی که میگی دوست داری رو رون مادرت شلاق بزنی یادت میاد که مادر بدبختت موقع تولد تو کثافت چه دردی کشید؟با چه دردی بزرگت کرد؟خجالت نمیکشی بدبخت؟حالم از تو و امثال توئه لجن بهم میخوره بوی گندتون همه جارو ورداشتهکثافت قرومساققققققققققققققققققققققققققققق

  6. اقای سه نقطه! البته حیف اسم اقا! باید به تو گفت لجن! تنها کاری که میتونیم برات بکنیم، ارزوی زنجیر و دارالمجانینه اشغال!تو جدا دیوونه ای و احتیاج به کمک داری کثافت بی ناموس!foolخاک تمام عوالم هستی بر سر حرومزادت ننویس حالمون به هم خورد

  7. حتمن خودتو به یه روانشناس نشون بده. اوضات خیطه.اگر راست گفته باشی که خیلی خیطه.اگر دروغ گفته باشی هم که باز اوضات خیطه. چون آدم وقتی دروغ هم میگه داره افکارش را بیان میکنه.

  8. خیلی لاشی هستی الاغ…بچه کونی بروکونه توبده چیکاربه مادرت داری؟؟؟اوبیه بدبخت انقدکونتوگرفتن کونی شدی خخخخlol

  9. بعضی اوقات انسان از گفتن باز میمونه. اشتباه فکر نکنید از نوشته این شخص حرف نمیزنم بلکه از جامعه ای حرف میزنم که این همه افراد با گرایشات سکسی از نوع نرمال و غیرنرمال داره اما یک کلینیک درمانی برای این همه بیمار نیست. عزیزان فرد بیمار را کمک میکنند تا سلامتیشو به دست بیاره نه اینکه فحش بهش میدن. به نویسنده توصیه میکنم خودشو به یه مشاور خوب نشون بده بلکه شفا حاصل بشه. البته قسم میخورم توصیه من مثل بعضی از دوستان از روی مسخرگی یا تحقیر یا اهانت نیست بلکه کاملا واقعیه.

  10. در این خاک زرخیز ایران زمیننبودند جز مردمی پاک دینهمه دینشان مردی و داد بودوز آن کشور آزاد و آباد بودکجا رفت آن دانش و هوش ماکه شد مهر میهن فراموش ماچه کردیم کین گونه گشتیم خار؟خرد را فکندیم این سان زکارنبود این چنین کشور و دین ماکجا رفت آیین دیرین ما؟به یزدان که گر ما خرد داشتیمکجا این سر انجام بد داشتیم

  11. حیف گه نیست تو سر این موجود ناشناخته؟اینو باید انداخت تو قفس گور خرها تا می خوره بکننش.

  12. من مثل این جماعت عوام بهت فحش نمیدم، چون جدا از احمقانه بودنش میدونم اثر سوء دارهفقط میگم تو دچار انحراف جدّی مازوخیسم و سادیسمیک مفرط شدی. تو الان از بعد روانی عمیقا بیماری و این بیماریت میتونه مشکلات بزرگی ایجاد کنه.برادرانه بهت میگم در اولین فرصت برو پیش یه روانپزشک، همینجوری بمونی وجودت نه فقط برای مادرت بلکه برای جامعه بشریت خطر به همراه داره!این وسط غیر از خودت بابات تقصیر کاره، مادر بیچارت رو بیش از این رنج ندهبه خودت بیا

  13. واقعا افتضاح بود برات متاسفم … نوشتنت بجز يه مشت غلط املايي خوبه ولي شاشيدم به غيرتت … مرديكه مادر اسمش هم مقدسه بعد تو ميگي دوس دارم بكنيدش به معناي واقعي جر بخوره ؟ اصلا نبايد كامنت ميذاشتم برات زيادي شلوغ ميشه

  14. فکر کنم نیاز به توضیح نداشته باشه!اسم پروفایلمو ببین و دوس داشتی پیام بده

  15. درکت میکنم و میدونم چی میگیچون منم همین حسا رو نسبت به مامانم دارمهمونطوری که گفتی چند نفر جرش بدن یا جنده پولی باشه

  16. خیلی دیوثی مادر جنده.توخجالت نمیکشی میخوای بگی ک وجود مقدس مادرتو بدی زیر کیر دیوث تر از خودت

  17. سلام.من واقعا درکت میکنم.اگه دوست داشتی خصوصی پیام بده تا منم واسه تو از کارهایی که کردم تا با مامانم سکس کنم،بگم.اگه دوست داشتی من پایتم.

  18. بچه جون اون مادرته خجالت بكش انسان باش رو كسي كه تو رو به دنيا اورده و زحمتتو كشيده حالا ميخواي سكسشو بااينو اون ببيني

  19. سلامداشتم توی اینترنت دنیال یه متن زیبا درباره مادر می گشتم که یک لینک منو به سایت شما‍برتاب کرد . اولش خیلی ناراحت شدم از مطالبی که داخل سایت دیدم ولی بعد با خودمگفتم شاید رها کردن سایت یه جور بی تفاوتی نسبت به همه هم زبانانم باشه.دوست عزیز قصد نصیحت ندارم میدونم که شهوت تا زیر گلوت بالا اومده وفقطمی خوای داستان سکسی بخونی و الان این صفحه رو می بندی اما اگر دوبارهاومدی به این سوالات فکر کن و تا آخرش رو تصور کن .

  20. دودولی پسر واقعا عموت با مامانت اینکارارو میکنه؟!فقط جلو تو یا جلو همه؟دیگه چیکارا میکنه؟

  21. slm sepide jan.khoone khodeto kasifnakon.beaghayoonam tohin nakon.ina dastane .albate hagh dari tahte tasire dastan gharar begiri aslan hadafe in dastan va hameye dastan ha hamine vase in ke khanandaro moshtagh kone ke bekhoonatesh.vali bedoon pesaraye obi aslan be hich vajh be zana hesi nadaran che mamaneshoon che zane hamsaye .dalilesham kamelanrvanie.vataze oonaro be cheshe raghib mibinan.injaye dastan kamelan zedo naghizboo.keage chantayi azin obiaro az nazdik dide boodi mifahmidi

  22. به منشی بگو واسه ۲شنبه بعد،،،ساعت ۴بهت یه وقت دیگه بده،،،،،بیمار بعدی لطفا…:-D

  23. این همه کوس تو خیابون ریخته اونوقت سکس با محارم نه کار درستی نیس نخوندم هر وقت همچین داستانی و میبینم تیترشو رد میشم

  24. دوحالت داره یا راسته یا دروغ اگه راست باشه که بسیار اسف باره که کسانی که هی دم از ایرانی و ایرانیت میزنن به هم خون خودشونم رحم نمیکنن. اگه هم دروغ باشه هنوزم اشکال داره که به سکس محارم فکر میشه. اصلا جالب نبود.متنفرم.

  25. آشغاله مجلوق روانی چندین بار تو نظرام به امثال تو و خودمیمونت گفتم که اسم مادر مقدسه…حالا اگه کسی مادرش یا خواهرش جندس،مقصر پدر عوضیشه که برازنش کم میزاره وروحی وجسمی ارضاش نمیکنه واگه پسر یابرادر باغیرتی مث توهم داشته باشن که فبها…میمون که میمونه به خانوادش خیانت نمیکنه.حیف ازاسم میمون که تو رو باهاش خطاب قرار دادم…برو بمیر تاهنوز طرح مسکن مهر لغو نشده وقبر ارزونه.هرچند بامردنت خاک طاهروپاکو نجس میکنی.باعرض معذرت ازدوستان خانواده دوست ومتعصب بکن تو.

  26. وای منم دقیقا مثل تو هستمدوس دارم خواهر مادرم سگ حشری باشنفقط ب کس و کون دادن فکر کنندوس دارم منو خواهر مادرم رو در کنار هم مثل سگ بیانآرزوی قلبیم همینه و بس

  27. خیلی متاسف شدم که نمیتونم کمکت کنم…اخه من فقط سکس لایت دوست دارم…لطفا از دستم ناراحت نشو و از من متنفر نباش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید