سلام اسم من علیه قدم ۱۸۰ و بدن خوبی دارم (ورزشکاری نیست)و تو مشهد دانشجوم اصالتا شمالیم و با اتوبوس میرم دانشگاه
اولش سخت بود چون تنها بودم و کسی نبود بعد چند ماه فهمیدم یکی از دخترا هم شمالیه دختر کیوت و سفیدی بود قدش فک کنم ی ۱۶۰ میشد تقریبا اسکینی بود
باهاش حرف زدم و اوکی کردیم که اخر ترم باهم برگردیم اونم قبول کرد
توی ۲ سال تقریبا ی ۷ ۸ باری باهم رفتیم و اومدیم اکثرا تو اتوبوس ته میشینیم و مسافرای زیادی سوار نمیشن
تو راه درباره دانشگاه و دانشجو ها حرف میزدیم و کم کم یخمون آب شده بود دیگه مثلا میگن فلانی سینه هاش چه بزرگه و بدن فلان پسر چ سکسیه و سعی میکردم باهاش لاس طور حرف بزنم بهش با خنده میگفتم بدن خودتم خوبه و اینا اونم خجالت میکشید ولی معلوم بود خوشش میومد واقعا بدن سفیدی داشت تو کفشم هنوزم البته بعضی وقتا شوخی های دستی میکردیم هرزگاهی میمالیدمش و به اون راه میزدم خودمو اونم چیزی نمیگفت حتی ی بار که نشسته بودیم داشتیم میوه میخوردیم و ی آلوچه افتاد لای پاهاش و سریع برداشتم و گفتم چ آلوچه خوشمزه ای شده این اونم خندید و گفت بخورش دیگه
آخرین باری که باهاش داشتم برمیگشتم ی کراپ پوشیده بود نافش بیرون بود و خط سینه هاش مشخص بود فک کنم سایزش ی ۷۰ میشد شلوار جذبی هم پوشیده بود و از حرکاتش مشخص بود که یکم هورنیه
نمیدونم تو گوشیش چی میخوند یا میدید لباشو گاز میگرفت گردنشو لمس میکرد انگار عرق کرده بود بعضی وقتام با سینه هاش ور میرفت و البته من خودمو به خواب زده بودم و اون نمیفهمید
همیشه عادت داره کفشاشو در میاره و پاهاشو بزاره رو صندلی که میشینه پاهای سفید و خوشگلی داره
این بار بهم گف خیلی گرممه میخوام جورابامو در بیارم بهم میگفت بوش که اذیتت نمیکنه منم گفتم چ بویی اخه دختر پاهای خوشگل تو میخوای نشونم بدی هاا اونم خندید گفت بلدی ماساژ بدی پاهامو خیلی گرم شده پاهام
منم که دوست داشتم لمسش کنم قبول کردم
پاهاشو دراز کرده بود گذاشته بود روم یکی از پاهاشو با دستم الکی ماساژ میدادم بیشتر میمالوندمش اونم با اون یکی پاش که رو کیرم بود منو یواش میمالید طوری که انگار خودش انجام نمیده بعد منم شق کرده بودم سفت شده بود اونم فهمید رنگش سرخ شده بود قشنگ
گفتم خوب ماساژ میدم و اینا اونم گف عالیه
با خنده بهش گفتم پاهات بوی خوبی میدن و کاش میشد بلیسم واست تا گرمیت کمتر بشه
تعجب کرد ولی انگار دوست داشت از قبلشم هورنی بود بهم گف فک نکنم خوشت بیاد و فوت فتیش نیستی و اینا
گفتم نهه من دوست دارم پاهاتو بوس کنم
یکمم حرف زدیم اخرش مخشو زدم تا یکم بلیسم پاهاشو
با اون یکی پاش همچنین کیرمو میمالید و به روش نمیآورد منم چیزی نمیگفتم شروع کردم چن تا بوسه زدم رو پاش و با زبونم کف پاشو لیسیدم خوشش اومده بود میدیدم با دستش ممه هاشو میماله منم با زبونم لیس میزدم واسش از ی طرفم با دستم دستشو گرفتم و ممه شو مالوندم کم کم میآوردم دستشو پایین و بردم سمت کصش و از رو شلوار یکم مالوندمش سرخ سرخ شده بود
غیر اینم کاری از دستمون بر نیومد
از ی طرف پاشو لیس میزدم از ی طرفم دستم رو کصش بود قشنگ گرم بود لاپاش
برگشت گفت کیرتو نشونم بده منم حشری شده بودم درش آوردم قشنگ تشنه کیرم شده بود
رسما با پاش میمالید کیرمو که ابم بیاد آخرشم ابم ریخت رو پاهاش
بعدش از هم لب گرفتیم و همو میمالیدیم
تو خماری هم مونده بودیم ولی کار بیشتری هم نمیتونستیم بکنیم
اولش سخت بود چون تنها بودم و کسی نبود بعد چند ماه فهمیدم یکی از دخترا هم شمالیه دختر کیوت و سفیدی بود قدش فک کنم ی ۱۶۰ میشد تقریبا اسکینی بود
باهاش حرف زدم و اوکی کردیم که اخر ترم باهم برگردیم اونم قبول کرد
توی ۲ سال تقریبا ی ۷ ۸ باری باهم رفتیم و اومدیم اکثرا تو اتوبوس ته میشینیم و مسافرای زیادی سوار نمیشن
تو راه درباره دانشگاه و دانشجو ها حرف میزدیم و کم کم یخمون آب شده بود دیگه مثلا میگن فلانی سینه هاش چه بزرگه و بدن فلان پسر چ سکسیه و سعی میکردم باهاش لاس طور حرف بزنم بهش با خنده میگفتم بدن خودتم خوبه و اینا اونم خجالت میکشید ولی معلوم بود خوشش میومد واقعا بدن سفیدی داشت تو کفشم هنوزم البته بعضی وقتا شوخی های دستی میکردیم هرزگاهی میمالیدمش و به اون راه میزدم خودمو اونم چیزی نمیگفت حتی ی بار که نشسته بودیم داشتیم میوه میخوردیم و ی آلوچه افتاد لای پاهاش و سریع برداشتم و گفتم چ آلوچه خوشمزه ای شده این اونم خندید و گفت بخورش دیگه
آخرین باری که باهاش داشتم برمیگشتم ی کراپ پوشیده بود نافش بیرون بود و خط سینه هاش مشخص بود فک کنم سایزش ی ۷۰ میشد شلوار جذبی هم پوشیده بود و از حرکاتش مشخص بود که یکم هورنیه
نمیدونم تو گوشیش چی میخوند یا میدید لباشو گاز میگرفت گردنشو لمس میکرد انگار عرق کرده بود بعضی وقتام با سینه هاش ور میرفت و البته من خودمو به خواب زده بودم و اون نمیفهمید
همیشه عادت داره کفشاشو در میاره و پاهاشو بزاره رو صندلی که میشینه پاهای سفید و خوشگلی داره
این بار بهم گف خیلی گرممه میخوام جورابامو در بیارم بهم میگفت بوش که اذیتت نمیکنه منم گفتم چ بویی اخه دختر پاهای خوشگل تو میخوای نشونم بدی هاا اونم خندید گفت بلدی ماساژ بدی پاهامو خیلی گرم شده پاهام
منم که دوست داشتم لمسش کنم قبول کردم
پاهاشو دراز کرده بود گذاشته بود روم یکی از پاهاشو با دستم الکی ماساژ میدادم بیشتر میمالوندمش اونم با اون یکی پاش که رو کیرم بود منو یواش میمالید طوری که انگار خودش انجام نمیده بعد منم شق کرده بودم سفت شده بود اونم فهمید رنگش سرخ شده بود قشنگ
گفتم خوب ماساژ میدم و اینا اونم گف عالیه
با خنده بهش گفتم پاهات بوی خوبی میدن و کاش میشد بلیسم واست تا گرمیت کمتر بشه
تعجب کرد ولی انگار دوست داشت از قبلشم هورنی بود بهم گف فک نکنم خوشت بیاد و فوت فتیش نیستی و اینا
گفتم نهه من دوست دارم پاهاتو بوس کنم
یکمم حرف زدیم اخرش مخشو زدم تا یکم بلیسم پاهاشو
با اون یکی پاش همچنین کیرمو میمالید و به روش نمیآورد منم چیزی نمیگفتم شروع کردم چن تا بوسه زدم رو پاش و با زبونم کف پاشو لیسیدم خوشش اومده بود میدیدم با دستش ممه هاشو میماله منم با زبونم لیس میزدم واسش از ی طرفم با دستم دستشو گرفتم و ممه شو مالوندم کم کم میآوردم دستشو پایین و بردم سمت کصش و از رو شلوار یکم مالوندمش سرخ سرخ شده بود
غیر اینم کاری از دستمون بر نیومد
از ی طرف پاشو لیس میزدم از ی طرفم دستم رو کصش بود قشنگ گرم بود لاپاش
برگشت گفت کیرتو نشونم بده منم حشری شده بودم درش آوردم قشنگ تشنه کیرم شده بود
رسما با پاش میمالید کیرمو که ابم بیاد آخرشم ابم ریخت رو پاهاش
بعدش از هم لب گرفتیم و همو میمالیدیم
تو خماری هم مونده بودیم ولی کار بیشتری هم نمیتونستیم بکنیم
نوشته: علی
9 پاسخ به “دختر دانشجوی شمالی”
توی دوسال هیچ غلطی نکردی 😂😂😂
تو چقدر کصخلی ک دو سال باهاش تو یه شهر دانشجو بودی و بعد دو سال تو اتوبوس فقط پاهاشو لیس زدی
اه علیییه
داستانت واقعا ته جذابیت بود 😁
یعنی اگر یه ربات کس خل دو سال با یکی تو رابطه باشه هفته ی سوم چهارم مخ طرف رو میزنه بعد توی جا کش بعد دو سال پاشو لیس زدی؟؟؟؟؟ای خواهرتو…
فقط نظرات 😂😂😂😂
من تجربه این مدل رابطه ها رو داشتم البته خالص ترشورابطه ای صمیمی حتی در حد شوخی های دستی و کشتی گرفتن ولی طبق قانون نانوشته ای هیچ طرفی حق نداشت نظر جنسی در مورد طرف مقابل داشته باشهاون موقع ها خیلی قشنگ بود این مدل رابطه و بهش افتخار میکردیم اما بعد هفت هشت سال دارم به این فکر میکنم که واقعا لذتی که اون نوع رابطه ارزش حسرت خوردنای الانمو داشت؟
اتوبوسه ها🤣🤣🤣
تو کسخلی که تو این همه وقت نتونستی بکنیش😂😂