دادن به پیرمرد بچه‌باز وسط بمباران هوایی تهران (۲)

از اون قضیه جنگ یه ۴ ماهی می‌گذشت و اون پیرمرده . آقا بشارت اصلا به من زنگ نزد .و الانم آخرهای ماه مهر بود
و من خیلی درگیر آقا بشارت و اون کیر باحالش بودم.
و همش به یادش جق میزدم .
چند باری سکس داشتم با چندین نفر . اما هیچ کدوم مزه سکس با آقا بشارت رو بهم نمی‌داد.
حتی زیر کیر ۲و تا سن بالا هم رفتم . و تو تفکراتم . تجسم می‌کردم . آقا بشارت داره منو میکنه . اما باز لذت کردن بشارت رو برام تداعی نمی‌کرد.
و غرورم هم بهم اجازه نمی‌داد بهش زنگ بزنم. و میگفتم . اگه بهش حال داده کردن من . پس چرا بهم زنگ نمیزنه.
حتی آدرس خونشم یادم نمیومد . که برم سر کوچه شون واستم
تا بتونم ببینمش.
تا اینکه دیگه رو غرورم پا گذاشتم و تصمیم گرفتم بهش زنگ بزنم.
زنگ زدم . جواب داد و گفت شما.
گفتم مهران هستم . که تو جنگ منو نجات دادی و منو سوار موشکی کردی و بردی رو ابرها .
که گفت :ببخشید اشتباه گرفتید.و قطع کرد .
منم حالم بد شد. و احساس حقارت کردم .
و حسابی تو پرم خورده بود.
نتونستم تحمل کنم .
رفتم پشت بوم و اشکم در اومد و گریه کردم.
و میگفتم . چرا بهش زنگ زدم و چرا از ذهنم نمیره بیرون.
برو با یکی دیگه حال کن.
اما باز ذهنم درگیر اون میشد.
چند روز بعد بهش یه پیام دادم و گفتم سلام.
لطفا تماس بگیرید .یه بار دارم میخواستم زحمت جابجایی رو بکشید.
که یک ساعت بعدش زنگ زد و منم خودمو معرفی کردم و گفت .بچه جون . شناختمت . اما چون زنن کنارم بود نتونستم حرف بزنم.ببخشید.
باهم حال احوال کرد . و گفت تو فکرت بودمو . فقط شمارتو گم کردم.
منم بهش گفتم که منو درگیر خودت با سکس قشنگت کردی .
به دادم برس. که شب و روز تو فکرتم .
خندید و گفت . باشه اما من الان جا و مکان ندارم .
گفتم یه جا جور کن. که بشارت گفت:بچه کونی خوشگل . اصلا مکان ندارم . اگه تو داری بهم بگو .
که منم گفتم ندارم.
بعد گفتم‌: حاجی حداقل بیا ببینمت دلم یکم آروم شه.
گفت باشه . قرار گذاشتیم تو یه خیابونی .
سه شنبه بود . که منم دبیرستان نرفتم و مدرسه رو پیچوندم و به مامانم گفتم . حالت تهوع دارم . نمیرم مدرسه.
رفتم حموم و خودمو تر تمیز کردم .
و مادرم رفت سر کارش .و منم سر ساعت خودمو به قرار رسوندم.
تا وانت آقا بشارت رو دیدم . تپش قلبم رفت بالا . که انگار معشوقم رو دیدم.
رفتم در ماشین رو باز کردن و نشستن تو ماشین و دست دادمو روبوسی کرد باهام .و حرکت کرد . چنان ذوقی داشتم . و حالت خندان داشتم.
آقا بشارت دستش که رو دنده بود . و منم دستمو گذاشتم رو دستش و آروم و با لذت تمام میمالیدم . تقریبا بینمون سکوت بود . و ضبط ماشین هم آهنگهای قدیمی حمیرا پخش می‌کرد.
دستو بشارت رو آوردن بالا و بوسیدم. چه حالی داد .
و بعد سرمو آوردم پایین و دستش که رو دنده بود رو هی بوس می‌کردم و چشمانم می‌بستم.
آقا بشارت گفت . از اون موقع به بعد کون ندادی .
گفتم چرا دادم .
اما هیچ کدوم مزه اون روز رو بهم نمیده.
من دیوونتم آقا بشارت.
دستمو بردم لای پاش و کیرشو فشار دادم و دیدم . کیرش حسابی سفت شده.
رفتیم طرف بهشت زهرا . و آقا بشارت رفت طرف قطعات قدیم .
چون صبح بود و خیلی خلوت و در واقع هیچ کسی نبود .
یه جا پارک کرد .
و دستمو گرفت و سرشو آورد جلو و شروع کرد لب گرفتن .
و زبونشو می‌کرد تو دهنم و لبامو می‌خورد.حسابی که خورد .
گفت چی کار کنیم .
منم دستمو گذاشتم رو شلوارش و خواستم زیپشو بکشم پایین که نشد.
خودش کمی جابجا شد و کمرشو باز کرد و زیپشو کشید پایین و کیرشو در آورد.
گفتن جان جان منم جونم واسه کیرت در میره.
سرمو بردم پایین . جام خیلی بد بود و صندلی ها هم که عقب نمی رفت.
آقا بشارت شلوارشو بیشتر کشید پایین و خایه هاشم معلوم شد
سرمو بردم پایین و شروع کردم بوس کردن سر کیر بشارت رو .و خایهاشو بو می‌کردم. و تو اوج لذت بودم و با زبونم خیلی عاشقانه لیس میزدم کلاهک کیرشو و همش بوس می‌کردم. هی میگفتم جون .
و بشارت هم دست میکشید به سرم و به کونم و از رو شلوار انگشتم می‌کرد و کونمو میمالید.
ومنم سر کیرشو کردم تو دهنم و مشغول خوردن اون کیر خوشمزه شدم و اونم آه و ناله بلند شد. چه لذتی میداد بهم . یه ۱۰ دقیقه ای خوردم . آقا بشارت گفت داره آبم میاد . اهمیت ندادم . و ساکمو زدم . تا حالا آب کیر نخورده بودم .
اما دوست داشتم آب آقا بشارتو بخورم .
که یه دفعه پاشو سفت کرد و آبشو خالی کرد تو دهنم و منم تکون ندادم دهنمو و ابشو غورت دادم . و سرمو بلند کردم و شروع کردم تمیز کردن کیرش و سرکیرشو لیس زدن و کیرشو فشار دادم و ته مونده آب کیرشم خوردم و کزرسو بوس کردم. و سرمو بلند کردم و تکیه دادم و چشمامو بستم و یه آرامش عمیقی بهم دست داد . که تا حالا دست نداده بود و بشدت خوابم گرفت. آقا بشارت شلوارشو کشید بالا و منو بوس کرد و منم دستشو گرفتم و بوسیدم و سرمو تکیه دادم به پنجره ماشین و فکر کنم کمی خوابیدن.
آقا بشارت حرکت کرد و جلوی یه دکه واستاد . و آب معدنی گرفته بود و رانی و چند تا کاکائو .
آب رو داد بهم گفت دهنتو بشور .
دهنمو شستم و چند بار قرقره کردم . و بعد رانی رو باز کرد و خوردم و کاکائو رو هم باز می‌کرد و میداد به من ومی‌گفت قربونت برم که آنقدر خوب و سکسی هستی .
خودشم که رانیشو خورد .
و گفت :,منو عاشق خودت کردی . چنان عاشقانه کیر میخوردی .که من عشق و اقعی رو تو سکس از تو گرفتم.
چرا ابمو خوردی .
گفتم : اولین بارم بود و پیش خودم گفته بودم اگه دوباره آقا بشارت رو ببینم . آب کیرشو میخورم . دستمو آورد بالا و بوس کرد . و گفت . از این به بعد تا زمانی که زنده ام معشوقه منی.
به کس دیگه ای فکر نکن.
بهت قول میدم . سعی کنم یه جا ردیف کنم . و مثل دو تا عاشق واقعی . یه سکس واقعی و عاشقانه رو بهت بدم .
و باهم حرف زدیم و تا رسیدیم در خونمون و من پیاده شدم .
و رفتم خونه . و تا رسیدم افتادم رو تختم و به یه خواب عمیق
فرو رفتم . و انگار کوه کنده بودم و خیلی خسته و رها بودم .
دم غروب بود که با صدای مادرم بیدار شدم .و گفت چطوری و گفتم حالم بهتر ه.
و بعد رفتم حمام و دوش گرفتن و جق زدم .
واز اون روز به بعد هر روز آقا بشارت زنگ میزنه و حالمو میپرسه. و بعضی وقتها هم اس ام اس بازی میکنیم و پیام‌های عاشقانه و سکسی بهم میدیم.
فعلا جا ردیف نشده که باهم باشیم .
اگه شد و شما هم دوست داشتید داستانم رو
اگه برنامه جور شد . براتون مینویسم.
اگه هم دوست نداشتید . دیگه نمینویسم

نوشته: مهران

بازدید 6,327

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “دادن به پیرمرد بچه‌باز وسط بمباران هوایی تهران (۲)”

  1. درود جیگر، خوب نوشتی خوش باحالتون که همدیگرو پیدا کردید ، سکسهای خوبی داشته باشی!نوشتن داستان و ادامه بده

  2. تو که مادرت میره سرکار خب اگه تک فرزندی دعوتش کن خونتون چه کاریه اخه

  3. گفتی آب آقای بشارت رو تا قطره آخرش خوردی و کیزش و کیرش بطور کامل با لیس زدن تمیز کردی / بعد نوشتی اقا بشارت آب معدنی گرفت و تو لب و دهانت شستی چند بار هم قرقره کردی بعد رانی که برات گرفته بود خوردی / میخوام بدونم شستن دهانت و قرقره کردن چه معنا داره وقتی تو نوشتی تمام ابشو تا آخرین قطره شو خوردی دیگه شستن دهان معنا نداره / یه سوال دیگه مادرت که سرکار خونه تونخالی بود چرا اقا بشارت نبردی خونه تون سکس نکردی تو که کونت تشنه کیر آقای بشارت بود به ساک زدن قانع شدی ؟

  4. اگ راست میگی عکس کیر اقا بشارتو بزار تو داستانت تا واقعا بدونیم واقعیه ولی قسمت اول داستانت واقعا حشریم کرد

  5. بیا من مکان داعمی دارم بیایید پیش من حال کنید بگو منم یکله بکنه بشارت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید