خواهر حشری و حال کردن لاپایی

سلام خدمت دوستان بکن تو.
سیامک هستم متولد64،همونطور که تاپیک قبلی معرفی کردم شش تا خواهر برادریم،من بچه پنجم هستم،داستان خودم با مهدیه رو تاپیک قبلی تعریف کردم ،الان میخوام خاطره حال کردنم با خواهر دومی رو که اسمش مرضیه هست و هفت سال ازم بزرگتره تعریف کنم،
تاپیک قبلی تعریف کردم که من شش سالم بود و خواهر سومیم مهدیه نه سالش،بازی بازی و بدون هیچ برنامه کوس و کیر همدیگرو دیدیم و لمس کردیم و با هم ور رفتیم،دو سه بار بیشتر اتفاق نیافتاد ،
و زمان گذشت و من شدم ده یازده ساله و خواهرم مرضیه شونزده هفده ساله،این خواهرم پوست سبزه و اندام خوبی داشت،و خیلی شیطون بود ،میدونستم دوست پسر داره اون موقع ها دوس پسر دوس دخترا با نامه نگاری با هم ارتباط داشتن منم چندین بار دیده بودم که با دوست پسرش نامه ردوبدل میکنن،
ولی خوب از اونجایی که دهنم قرص بود دلم میخواست خواهرم آزاد باشه لو نمیدادم،
ما خونمون بزرگ بود یه اتاق هم اون طرف حیاط خونه داشتیم که برا ما بچه ها بود برا درس و مشق و استراحت،
یه روز بعد از ظهر بود رفتم تو اون اتاقه دیدم خواهرم به پهلو دراز کشیده روشم لحاف کشیده(چند باری هم قبلأ تو این حالت دیده بودمش)گفتم آجی منم میخوام بخوابم پیشت،نه ونوچ آورد و برو گمشو میخوام استراحت کنم،گوش نکردم سریع از پشت لولیدم زیر لحاف اومدم بغلش کنم دستم خورد به باسنش دیدم لخته،شروع کرد منو فحش دادن دست کشیدم دیدم شلوارشو کشیده پایین،
گفتم مرضیه شلوارت چرا پایینه ،هول شد گفت کونمو میخاروندم،گفتم عه بزار من بخارونم برات دست انداختم لای پاش کونشو بخارونم دیدم خیسه لا پاش دستمو کشید گفت نکن دیگه،دست انداختم شلوارشو بکشم بالا نذاشت گفت اصلا خوشم میاد کون لخت بخوابم به تو چه،من تازه دوزاریم افتاد که بله تو نامه های عاشقانه باهم لاس زدن اینم حشری شده داشته خودارضایی میکرده مزاحمش شدم، سریع چسبیدم بهش گفتم بخوابیم بعدآ فهمیدم اونم دلش میخواسته باهاش حال کنم،حالا از پشت کون لخت شو بغل کردم دارم شیطنت میکنم دست میکشیدم رونش و باسنش،پوست باسنش دون دون شده بود خوشم می اومد داشتم برا خودم حال میکردم که دستمو گرفت گذاشت رو کوسش گفت حالا که میمالی کوسمو بمال خره،چه لذتی می‌بردم وای بلد نبودم دستمو گرفت گفت اینطوری بمال کیرم هم شق شده بود از پشت میمالیدم به کونش،چند لحظه بعد برگشت گفت شلوارتو بکش پایین،کیر تو بزار لای پام،اوف چی می شنیدم،سریع کشیدم پایین کیرمو گرفت دستش گذاشت لای پاش پاهاشو بست روحم پرواز کرد چه کیفی میکردم کیرم لا پای خواهرم بود عقب جلو میکردم کیرمو میکشیدم رو کوسش از رو سوراخ کونش سر میدام رو کوسش داشتم به کوسش حسابی حال میدادم بهم گفت حواست باشه نکنی تو کوسم گفتم نه اجی خیالت راحت دستم هم رو کسش آخرت حال کردن بودانگشتمو می آوردم دهنم تفی کنم کوسشو بمالم مزه کوسش میرفت دهنم خوشم می اومد کوسش تپل بود و خوش دست چند دقیقه ای باهم حال کردیم یهو پاهاشو جمع کرد کیرم و داشت لای پاش خفه می‌کرد دستش هم گذاشت رو دستم نذاشت دیگه بمالم،ترسیدم فک کردم دردش اومده،خواهرم اون لحظه ارضا شد کیر منم نبض زد و کوچیک شد تو اون سنم که آبم نمیومد ولی با آب کوس ابجیم کیرم حسابی لزج شده بود کارمون تموم شد گفتم آجی میخوام کوستو بوس کنم،رفتم لای پاش شروع کردم بوسیدن مرضیه گفت،بوس نکن لیس بزن انگار داری بستنی میخوری کوس اجی مو لیس میزدم و خوشم میومد،چقد خوشمزه بود کوس ابجیم،زبونم و میکشیدم رو کوسش آبی که از کوسش اومده بود و میخوردم
تقریبا یک سال بعد از اون ماجرا خواهرم شوهر کرد،تو این یکسال دو بار دیگه تقریبا مثل همون بار اول باهم حال کردیم ،لاپایی و کوس لیسی ،حسابی کوسشو حال میدادم آبشون می آوردم بعدشم آب کوس ابجیمو خودم میخوردم تا قطره آخرش کونشو لیس میزدم مزه فوق العاده ای داشت کون ابجیم،
هشت نه ماه بعد ازدواج مرضیه ،مهدیه هم خواستگار اومد شوهر کرد ،
خاطره بعدیم که میخوام تعریف کنم مابین سن 14 تا بیست و یکی دو سالگی میشه که دوتا از پسرخاله هامو کرده بودم زن خودم و تو هر فرصتی میکردمشون،

نوشته: سیامک

بازدید 7,396

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “خواهر حشری و حال کردن لاپایی”

  1. کیر همه بچه های بکن تو در فیها خالدونت که کاملا مشخصه یه کونی ابنه ای بیشتر نیستی

  2. وقتی گوشی دست بچه بدون کنترل سرچ میکنه نتیجه میشه همین چرت و پرت های که خوندیم

  3. یکی دو کام دیگر از پایپت میگرفتی،میگفتی وقت زایمان که ننه ت تو رو پس انداخته بود دو دولت رو به تاج کصش مالیدی و اون اولین سکست بوده

  4. کی به کی است کنتور نمیندازه از فردا بیا بنویس با مادرم تو حمام با عمه توی دستشویی با پدرم تو گاراژ با خاله تو اتاق سکس کردم 😂😂😂قسم میخورم که تو شیشه میزنی😂

  5. کیر تو تخیلاتت بخاطر۱»جقی ابنه بچه ده یازده ساله اونم دهه شصتی از آزادی درکی نداشت اون زمانا، (خودم دهه شصتیم)۲» بچه ده یازده ساله چقدر کیر داره که برسه به سوراخ کون کسی اونم به پهلو خوابیده بعد سُر بدی تا رو کسش،۳»خودت میگی آب نداشتی پس نبض زدن و کوچک شدن کیرت یعنی چی؟در آخر اینو بگم که اول جق بزن بعد کستان بنویس

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید