خواهر برادری (۱)

سلام اسم خواهرم رو پریناز میزارم. شیطون و بانمک یه چهره شبیه نیکی نصیریان تو بانوی امارت
شب بود تو اینستا میگشتم یه کلیپ دیدم. داداشه به خواهرش پیام میزنه که میخوام کلوچه ات رو بخورم اون هم میزنه زیر خنده. اون شب دو بار نگاه کردم کلیپ رو بیخیال رد شدم… چند وقت بعد دوباره اتفاقی دیدم. راستش این دفعه یکم زوم کردم روش و به حالت های دختره و خنده هاش تا شب ذهنم رو مشغول کرده بود.
فردا عصر رو مبل نشسته بودم پریناز از اتاقش هی داد میزد بیا کارت دارم منم اهمیت نمیدادم که آخر سر خودش اومد. شر و شیطون جلوم وایساد با پاهای کمی باز و عصبی فیلتر شکنش باز نمیشد. راستش یه لحظه چشم رفتم به کصش ، کصش باد کرده بود واقعا پوف داشت. قبلا ها زیاد چاک کصش رو دیده بودم یا سینه هاش رو ولی اهمیت نمی دادم اما اون شب یه مدلی بود خلاصه. برنامه رو اوکی کردم گوشی رو دادم دستش. ولی ذهنم مشغول شد.
شب قبل شام دل رو زدم به دریا روبروم نشسته بود و داشت سریال میدید که اس ام اس زدم بهش ( میشه کلو چه ات رو بخورم )… ارسال… دینگ دینگ رسید یه لحظه ضربان رفت بالا. یه نگاه کرد به گوشی ولی باز نکرد. بعد رفت اتاقش. راستش استرس داشتم و نمیدونستم چی میشه. چه واکنشی نشون میده اصلا اوضاعی بود. شام حاضر شد. و آمدیم سر سفره رفتارش کاملا عادی بود ولی من استرس و هیجان داشتم.
ساعت نزدیک 12 بود رفتم اتاقم.البته خونه ما دو خواب بود قبلا با خواهرم یه اتاق بودیم ولی بعد ها انباری رو یکم بزرگتر کرده بودیم و من اونجا رو اتاق خودم کرده بودم دراز کشیده بودم و با گوشی ور میرفتم که یه اس ام اس اومد. خواهرم بود تا اس ام اس رو باز کنم دستم میلرزید… نوشته بود پس من چی ؟
اصلا اوضاعی بود نمیدونستم چیکار کنم چی بگم هنگ کرده بودم یه ده دقیقه ای گذشت پیام دادم هر طور راحتی اگه دوست داری.بعدش که اروم تر شدم گفتم بهتر ولش کن بزار از رو بره راستش جدی نگاه نمیکردم وای بدم هم نمیومد
اس داد باشه فقط باشه / شق کرده بودم و فکرم تو حالت های مختلفی که از کس و سینه هاش دیده بودم رفته بود. نمیدونستم چی بگم و مستقیم هم نمیخواستم بگم نوشتم پس تا فردا که جواب داد نه فردا نمیشه فعلا نمیشه خودم خبرت میکنم. من جواب ندادم.
صبح
از اتاق نمیتونستم بیام بیرون
چند روز بعد تو این چند روز رفتارها عادی بود…
شب بود اس دادم چیکار میکنی.
جواب داد فردا. فقط همین فهمیدم منظورش رو
اس دادم باشه
اون شب کیرم آروم قرار نداشت هی میمالیدم و راستش جق هم زدم
صبح مامانم رفت خونه مادر بزرگم و قرار شد عصر ما هم بریم و بابام بیاد اونجا شام بخوریم و برگردیم
وقتی هم دیگر رو تو پذیرایی دیدیم خیلی خاص بود مثل همیشه نبودیم. قبل ناهار رفت دوش گرفت و ناهار رو خوردیم منم رفتم یه سرپای دوش گرفتم.
پریناز رفت تو اتاقش منم رو مبل نشسته بودم و تلویزیون نگاه میکردم نمیدونستم چیکار کنم. اس دادم بهش چی کار میکنی جواب داد تو بیا باز استرس گرفتم رفتم اتاقش رو تخت دراز کشیده بود و گوشی دستش بود. قبلا خیلی شده بود کنار هم دراز بکشیم و من می چسبیدم بهش و بغلش میکردم ولی هیچ حسی نبود و کلی حرف میزدیم و شوخی. رفتم کنارش دراز کشیدم سریع برگشت و پشت به من کرد ولی باز گوشی دستش بود اما اصلا حرف نمیزد منم برگشتم چسبیدم بهش یکم گذشت گفت چی میبینی هیچی نگفت گفتم حرف نمیزنی هیچی نگفت. گفتم حرف نزنی گازت میگیرم ها بازم حرف نزد
محکم چسبیدم بهش شق کرده بودم
موهاش رو از رو گوشش کشیدم کنار یه گاز از گوشش زدم گردنش رو خم کرد دوباره یه گاز کوچولو و شروع کردم خوردن گوشش و بعد یکی دو بار گردنش رو لیس زدم حرف نمی زد از نفس کشیدنش معلوم بود استرس داره. یکم گوش گردنش رو خوردم و با دستم بازو و شکمش رو لمس میکردم. یهو برگشت سمت من کمر به پشت صورت کج و من رو نگاه میکرد. خیلی خاص و یه مدلی بود
گفتم حرف نمیزنی… فقط گفت نوچ
از لبش بوس گرفتم اولین بار بود. آب دهنش رو قورت داد و من دوباره لبش رو خوردم و تو همون حالت یهو گفت بسته منم شروع کردم لپ و گردنش رو بوس کردن و دستم رو گذاشتم رو سینه هاش سوتین نداشت سینه هاش خیلی نرم بود ولی نوکش خیلی سفت شده بود چند بار فشار دادم دستم رو کشیدم رو شکمش و برگشتم رو سینه هاش بعد دستم رو گذاشتم رو کصش و فشار دادام که با دستش دستم رو گرفتم و گفت نه کشید بالا
سرخ سرخ شده بود
گفتم اذیت نکن دیگه
باز کمی برگشت و پشتش به من شد
در گوشش گفتم اذیت نکن دیگه
هیچی نگفت
گفتم میخوام نانازت رو بخورم
اروم گفت بی تربیت
گرفتم کشیدم سمت خودم و برش گردوندم و لباش رو خوردم
دوباره یکم کشید کنار خودش رو
نگاه کردم گفتم برم من ؟
با مکث و حالت خاص گفت اول من ولی چشمات باید بسته باشه گفتم قبول اول تو صاف دراز کشیدم رو کمرم هنوز نشسته نگاه میکرد دستم رو باز کردم گفتم خب بغلم کن بوسم کن. مثل قبل بغلم کرد البته اون موقع فقط بغل بود سرش رو میذاشت رو سینه هام اینبار فرق داشت و بوسم کرد منم شروع کردم بوس رو ادامه دادن و دستش رو گرفتم بردم سمت کیرم و گذاشتم رو کیرم و یکی دو بار کشیدم روش و ولش کردم. اول یکم دستش رو کشید عقب بعد گذاشت رو کیرم و اروم کف دستش رو بالا پایین میکشید.
من چشام بسته بود. گفتم شروع کن دیگه
گفت چیکار کنم. گفتم بخورش یکم مکث
گفتم پریناز درش بیار گفت خود در بیار منم شلوار و شرتم رو کشیدم پایین با این که چشمام بسته بود حالت صورتش رو حس میکردم و کیرم هم حسابی شق بود بهش گفتم خب نازش کن با دو انگشت کیرم رو گرفت. بهش گفتم بوسش کن اروم بالا پایین کن.
گفت. این الان برا من اینجوری شده ؟
چجوری ؟
سفت شده
اره به خاطر تو هست پریناز اروم اروم بخورش
این الان کوچیک میشه چقدر میشه همین قدر پهنه ؟
پریناز بخور
اروم خندید جالبه اونجوری سفت شده همیشه میشه ؟
نه. پریناز اذیت نکن
شروع کرد با دستش لمس کردن و بوس کردم و یکی دو بار هم لیس زد
بعد گفت اخ اب داره میاد. گفتم باشه اب نیست خیس میشه دیگه. گفت مگه برا شما هم میشه گفتم اره مثل مال شما ولی کمتر…
گفت. مال ما رو از کجا میدونی ؟
پریناااااااز
خب الان چیکار کنم خب با دستت بکش روش و بخورش
شروع کرد به لیس زدن و چند بار کرد دهنش
پریناز دندون نزن
چرا درد میکنه
اره اروم میک بزن
دو سه بار سرش رو محکم میک زد و یه دفعه به بیضه هام دست زد گفت برا شما اینجا درد میکنه
پریییییننننازززز
بلهههه
اینجوری نمیشه وایسا بلند شدم و شلوارم رو کامل در اوردم نگاه میکرد گفت چرا اینجوری گفتم حرف نزن حالا تو فقط چشمات رو ببند حرفففف نزن
خوابیدم روش لباش رو خوردم و همکاری هم کرد تند تند نفس میزد و صدا های عجیبی میداد اومدم پایین تر پیرهنش رو دادم بالا و سینه هاش رو خوردم و حسابی هم خوردم و نوکش رو گاز میزدم و باز صدا های تقریبا بلند و خاص میداد
شلوارش رو کشیدم پایین اول کمی جمع کرد خودش رو با اعتراض من شل شد افتادم کنارش یه پاش رو کشیدم زیر پام که یکم باز تر بشه شروع کردم خوردن سینه هاش و دستم رو گذاشتم رو کصش و مالیدم و دستم رو کردم داخل باز یکم جمع کرد خودش رو ولی دیگه دیر شده بود حسابی انگشت میکشیدم چاک کصش و عجب اب انداخته بود خیس خیس خیس بود و اینبار صداها هم بلندتر شده بود و هم غیر عادی تر و گاهی میگفتم اروم اروم
نشستم رو پا هاش شرتش رو کشیدم پایین و پاهاش رو دادم بالا فقط گفت چیکار میکنی مهلت ندادم همون زانو به شکم شرت شلوار زیر زانو پا هاش رو باز کردم وکصش رو خوردم شروع کردم به لیس زدن و میک زدن حتی فرصت نشد درست حسابی کصش رو ببینم و باز اینبار دیگه جیغ میزد ناله میکرد منم میگفتم اراااااام اراااام چیه خوب یکم ادامه دادم کشیدم بالا و لباش رو خوردم این بار خیلی حشری تر همکاری میکرد
چند دقیقه بعد کشیدم عقب خودم رو گفتم پریناز درش بیار. با کمی ناز شورت و شلوارش رو کشیدم درش آوردم و بعد تیشرتش رو در اوردم
خوابیدم روش از لباش شروع کردم اومدم سینه ها شکمش و کصش
این بار پا هاش رو کامل باز کردم و کصش رو خوب نگاه کردم عجب کصی یکم تپل پهن چوچول بیرون تر و لبه های اضافی هم نداشت و کصش رو خوردم
چند دقیقه بعد منفجر شد خودش رو جمع کرد شکمش رو داد بالا صداش رفت بالا سرم وسط پاهاش بود گفت بسته بسته با نفس نفس ولی ادامه دادم یهو گفت اییییی ایییی و ارضاع شد ول شد رو تخت و ماهیچه های پاش میلرزید
منم یکم خودم رو جمع کردم اومدم بالاتر کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم و هیچی حرفی نمیزدیم فقط لخت لخت بودیم و بغلش کرده بودم بعد از چند دقیقه گفتم خوب الان نوبت من دیگه آروم گفت یعنی چی گفتم خب من ارضا نشدم که باید ارضاء بشم. گفت چرا نشدی گفتم الان میخوام بشم. خب من چیکار کنم.
تو هیچ کار باز چشمات رو ببین حرف نزن و صاف دراز بکش
خوابیدم روش و دوباره لباش رو خوردم و شکم و کصش پاهاش رو جمع کردم رو شکمش و کیرم رو کشیدم به کصش
یهو مثل ادم های که بترسه پرید چیکار میکنی
همچی اروم باش
اروم اروم کیرم رو میکشیدم به کصش و دو سه بار فشار دادم باز آه و ناله هاش شروع شده بود پاهاش رو جفت کردم کیرم گذاشتم لایه کصش و حسابی تلمبه زدم لاپای رو کصش. خیس و لزج بود کنار رون پاهاش هم خیس بود و حسابی حال میکردم و کیرم رو عقب جلو میکردم. پرینازه هم که دیگه واقعا یه مدلی صدا میداد بعد از دو سه دقیقه آبم اومد با فشار خالی کردم رو شکمش
باز پرید و نگاه کرد اروم و با تعجب ارضا شدی گفتم آره عزیزم
دراز کشیدم روش و لباش رو خوردم و در گوشش گفتم
پریناز کصت خیلی نازه
گفت خیلی خب باشه
پریناز دوست دارم کیرم نیمه شق لای پاهش رو کصش بود
گفت یکم دیگه فشار میدی مثل قبل
یکم فشار دادم کیرم رو ولی خوب داشت بادش خالی می شد گفتم پریناز یکم بعد الان نمیشه دیگه
چرا ؟
پنچر شده
خنده اروم یعنی چی
این داستان ادامه داره از خوردن کیرم تا مکافات کردن کون پریناز

نوشته: نیما

بازدید 6,197

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “خواهر برادری (۱)”

  1. دقیقا یاد دودول بازی دکتر بازی بچه های ۵ ساله میوفته آدم این کسشر ها رو میخونه البته من کمتر از نصفشو خوندم و اینو فهمیدم

  2. “رفتم یه سرپای دوش گرفتم” ! مگه همیشه نشسته دوش میگیری؟ سرپایی میشاشن پسر.

  3. حتی تو روابط معمولی هم وقتی دونفر می خوان آمیزش جنسی بکنند ،قبلش یه پیش زمینه ای هست ،ولی واسه شما که رابطه تابو هست وپیچیده تر همچین چیزی نبود ،درنتیجه داستان کص شعری بود

  4. مگه بقیه درازکش دوش میگیرن این چه داستانی بود نه سن و سال نه قدو وزن همینجور پیام دادی کلوچتو بخورم اونم‌گفت باشه و تمومزر نزن ملجوق

  5. اون دوستمون که میگه خوب نوشت بیچاره خدمتتون عرض کنم شما داستان های شیوا رو بخون متوجه میشید دقیقا که داستان چیه . اینا داستان هایی هستش که یه دستش تو شلواره یه دستش به قلم خودکار

  6. سگ تو روحت شاشیدم به اون ادبیات تخمیت و دستو زبان کیریت که کلا جمله بندی و پاراگراف بندی نقطه و ویرگول و دیگر ابزار داستان نویسی رو کردی توکونت مرتیکه چغوز، تو گوه میخوری ادامشو بنویسی نادان 😤

  7. اصلا جالب نبودخودم تجربه مخ زدن خواهرمو داشتم ولی به صورت ناشناس تو اینستا و با عکسها و پیج فیکواقعا هیجانش وصف نشدنیهدوماه طول کشید تا وقتی که تونستم باهاش سکس چت کنم

  8. اتفاقا به این نتیجه رسیدم که هر چی مزخرف‌تر بنویسی، چرت و پرت تفت بدی، غلط املائی بیشتر داشته باشی، نشانه گذاری نکنی و از ادبیاتِ کیری تری بهره ببری، داستان اینجا بیشتر مورد پسند قرار می‌گیره! دقیقا اینطوره!

  9. واقعا خواهر یه لذت دیگه ای داره، من خودم با دو تا خواهرام حال کردم البته خیلی سخته که بخوای راضی اش کنی چون همیشه یه حجب و حیایی هست ولی وقتی اون دیوار حیا بریزه دیگه تمومهو کلی حال میکنید فقط باید بتونی درست هدایتش کنی که باهات همکاری کنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید