سلام
من حسام هستم الان ۳۶ سالمه این خاطره برای ۱۰ ساله پیشه.
یه روز خیلی معمولی وقتی داشتم با ماشین به سمت خونه میرفتم
یه پسر حدودا ۱۵ تا ۱۶ ساله با لباس کارگری گوشه خیابون وایساده بود تا ماشین پیدا کنه ، سر ظهر بود و ماشینی هم تو مسیر نبود، جلوش ترمز کردم گفتم کجا میری اونم دقیقا میسر نزدیک منو گفت منم بهش گفتم بیا بالا میرسونمت، نشست تو ماشینو تا راه افتادمسیگار از جیبش در آورد گفت میکشی منم گفتم نه (ولی سیگاری بودم) اونم روشن کرد و شروع کرد به کشیدن ، من نگاهش کردم و گفتم چرا سیگار می کشی چرا دهن ریه هاتو تو این سن سرویس می کنی
اونم با یه حالت پرو گفت دوست دارم
یکم بهم برخورد خیلی جدی نگاهش کردم که یه دفعه تو ذهنم این آمد که چرا این پسره با این لباسا و و این ادعاها انقدر خوشگله،
واقعا خوشگل بود، لبای قلوه ایی ، چشم های درشت، با خودم گفتم استغفرالله دو دقیقه ی دیگه میرسیم ول کن این فکرارو،
دلم آروم نگرفت ، گفتم بزار یه محکی بزنم ببینم میگیره یا نه به قول معروف سنگ مفت گنجشکم مفت،
یههو بهش گفتم دوست دختر داری ، اونم گفت دوست نیستم فقط میکنمش، منم تو دلم گفتم انگار داره میگیره حرفم، یه لحظه سکوت کردم که یدفعه خودش گفت، من با دخترا خیلی حال نمیکنم دیگه مجبور بشم میکنمش ، بیشتر دوست دارم مردای از خودم بزرگتر رو بکنم، بهش گفتم مثلا چه سنی دوست داری ( اونم داشت بدجورخط میداد دقیقا حدود سنی منو گفت) گفت ۲۵ سال به بالا، مثلا دیروز یه پسره ۳۰ سالش بود بدجور کردمش، می خواست راه بره لای پاش باز بود،
منم خندیدمو گفتم بهت نمی خوره کیرت انقدر بزرگ باشه، گفت باور نمی کنی نشونت بدم، منم گفتم انگار نقشه داری ما رو بکنی نه!!
گفت بدم نمیاد بدی تو رو هم بدجورمی کنم،
گفتم کیرتو ببینم اگه بزرگ باشه بهت میدم ، اونم سری زیپش و کشید پایین و یه دودول ۸ سانتی انداخت بیرون😄😄
(اینم بگم انقدر داغ کرده بودم که کلا از مسیر راهمون خارج شده بودم و فقط مستقیم می رفتم) منم با دستم کیر کوچولوشو گرفتم و یکم مالیدم، اصلا نمی دونستم چیکار دارم می کنم و کجا می رم، مثل یه کوره داغه داغ شده بودم،کیرم داشت می ترکید من قدم ۱۹۰ وزنم ۹۵ ، داشتم با یه پسر ۱۶ ساله ۵۰ کیلویی ریز میزه لاس میزدم ، یه دستم به فرمون بود یه دستم به دودولشو فقط نگاهم به لبای درشتش بود، آب شهوتم داشت شلوارمو خیس می کرد، یدفعه دستمو برداشتم زیپ شلوارمو کشیدم پایین یه کیر ۱۸ سانتی و کلفت که سرشم خیس بود و انداختم بیرون، پسره داشت شکه نگاه می گرد، دودولش پیش کیر من مثل گنجیشک بود پیش عقاب، دیگه بدجوری زده بودم بالا ، گردنش و گرفتم و فشار دادم سمت گیرم ، اولش دهنش و سفت بسته بود و گفت بدم میاد خیسه ، من لبای قلوه ایی گندشو مالیدم به سر کیرم و آب شهوتم مالیدن شود رو لباش، پشت گردنشو محکم گرفته بودم هیچی حالیم نبود ، گفتم فقط بخورش تا ته، بدبخت ترسید فکرکنم، دهنشو یکم باز کرد منم همشو به زورحول دادن تو دهنش ، وای رو ابرا بودم ، کیرم تا ته تو دهن یه بچه خشگل بود، یکم با دستم سرش وبالا پایین کردم تا یواش یواش موتور خودشم روشن شد و شروع کرد به ساک زدن ، من پشت فرمون رانندگی می کردم و اون مثل یه جنده برام ساکمی زد، حشرش زده بود بالا و عین جندها رو سر کیرم تف مینداخت نگاهش می کرد ، سرشو بوس می کرد و دوباره تند تند بالا پایین می کرد، کیرم از آب شهوت و تفش خیس خیس شده بود، یه دفعه دهنشو کج میکرد و فقط رگ زیر کیرمو لیس میزد وای هم من رو ابرا بودن هم اون چشماشو بسته بود فقط مثل جنده ها ساک میزد، یدفعه دیدم همینطورکه ساک میزنه داره لباس و شلوار و شرتشو در میاره ، منم در حال رانندگی بودم تو جاده ، گفتم یکی می بینه چرا شهوت از چشات زده بیرون هیچی نمی فهمی ، همون موقعه یه نیسان رد شد چندتا پسر خشکل افغانی پشتش بودن، دقیقا صحنه رو دیدن یکی شون داد زد گفت پسر رو بلند کرده داره براش ساک میزنه، همشون پاشدن هو کشیدن منم ترسیدم سرعتمو کم کردم تا برم، یه جاده خاکی دیدم زدم توجاده خاکی (رفته بودم توجاده بین شهری اصلا نفهمیده بود) ، هوا گرم بود کولر رو روشن گذاشتم پریدم عقب ماشین اونم امد پیشم ، منم تند تند شلوارمو کندم، وای چه کونی داشت کوچیک بود ولی قلمبه و سفید مثل برف، به پشت خابوندمش، اصلا دقت نکردم که تمیزه یا نه زبونمو تیز کردم زدم به سوراخشکه یدفعه نالش بلند شد(دهن سرویس قصدش دادن بوده قبل اینکه باید کنار خیابون خودشو کامل تمیز کرده بوده فقط لباساشکارگری بود) من با زبونم تا تونستم سوراخشو خوردم پامیشدم کونشو میدیدم دوباره می خورد هی بوس می کردم لامبه هاشو هی سوراخشو می خورده، اونم که مثل یه برده جنده بیهوش شده بود، بهش می گفتم تو کی هستی می گفت جنده ی تو، کون من مال تو میشه اگه فتحش کنی ، انگشت انداخته بودم تو دهنش اونم انگشتامو میک میزد منم با یه دستم هی رو لامبش می زدمو با زبونم سوراخشو میک می زدم، یه دفعه داد زد گفت پارم کن، گردنشو چرخوندم کیرمو کردم تو دهنش کامل خیسش کرد وگذاشتم دم سوراخش ، خیلی سوراخش کوچیک بود منم کیرم کلفت، نمی رفت توش ، هی تف کردم ویه انگشتی کردم توس بعد دو انگشتی انقدر تند تلمبه انگشتی میزدم دیگه باز شد، کلاه کیرم خیلی بزرگه اون رد میشد ما بقی اکی بود یه فشار سف دادم کیرم رفت توش، دو دقیقه بیحرکت وایسدماون فقط انگشتامو میک میزد، داگی نشسته بود از پشت دستم تو دهنش بود، دیدم خودش داره آروم تلمبه میزنه ، منم زدم ، اول آروم بعد تندش کردم، انقدرخوب بود همون اولش داشتم ارضا میشدم، هی کیرمو درمیاوردم و دوباره تلمبه میزدم، جنده ای بود فسقله ، ۱۰ دقیقه فقط داگی کردمش یدفعه دیدن داره میاد گفتم امد من رفتم بیرون نریزه تو ماشین، که خودش سریع برگشت و کیرم کرد تو دهنش منم شل شدم پاشید تو دهنش مثل بستی لیس می زد و به من چشم تو چش نگاه می کرد و قورت می داد، اونم تو این فاصله برا خودش داشت جق میزد که ارضا شد، منم مسیر روبرگشتم و رسوندمش تو یه خیابون ، بعد اون ماجرا خیلی اون خیابون رو با احتیاط بالاپایین کردمکه ببینمش ولی دیگه پیداش نکردم، کاش شمارشو گرفته بودم
دیگه ندیدمش
خیلی خوب بود و خوش گذشت
امیدوارم شما هم این نوع رو تجربه کنید
ممنونم که داستانمو دنبال کردید (تمامی قسمت ها واقعی بود)
من حسام هستم الان ۳۶ سالمه این خاطره برای ۱۰ ساله پیشه.
یه روز خیلی معمولی وقتی داشتم با ماشین به سمت خونه میرفتم
یه پسر حدودا ۱۵ تا ۱۶ ساله با لباس کارگری گوشه خیابون وایساده بود تا ماشین پیدا کنه ، سر ظهر بود و ماشینی هم تو مسیر نبود، جلوش ترمز کردم گفتم کجا میری اونم دقیقا میسر نزدیک منو گفت منم بهش گفتم بیا بالا میرسونمت، نشست تو ماشینو تا راه افتادمسیگار از جیبش در آورد گفت میکشی منم گفتم نه (ولی سیگاری بودم) اونم روشن کرد و شروع کرد به کشیدن ، من نگاهش کردم و گفتم چرا سیگار می کشی چرا دهن ریه هاتو تو این سن سرویس می کنی
اونم با یه حالت پرو گفت دوست دارم
یکم بهم برخورد خیلی جدی نگاهش کردم که یه دفعه تو ذهنم این آمد که چرا این پسره با این لباسا و و این ادعاها انقدر خوشگله،
واقعا خوشگل بود، لبای قلوه ایی ، چشم های درشت، با خودم گفتم استغفرالله دو دقیقه ی دیگه میرسیم ول کن این فکرارو،
دلم آروم نگرفت ، گفتم بزار یه محکی بزنم ببینم میگیره یا نه به قول معروف سنگ مفت گنجشکم مفت،
یههو بهش گفتم دوست دختر داری ، اونم گفت دوست نیستم فقط میکنمش، منم تو دلم گفتم انگار داره میگیره حرفم، یه لحظه سکوت کردم که یدفعه خودش گفت، من با دخترا خیلی حال نمیکنم دیگه مجبور بشم میکنمش ، بیشتر دوست دارم مردای از خودم بزرگتر رو بکنم، بهش گفتم مثلا چه سنی دوست داری ( اونم داشت بدجورخط میداد دقیقا حدود سنی منو گفت) گفت ۲۵ سال به بالا، مثلا دیروز یه پسره ۳۰ سالش بود بدجور کردمش، می خواست راه بره لای پاش باز بود،
منم خندیدمو گفتم بهت نمی خوره کیرت انقدر بزرگ باشه، گفت باور نمی کنی نشونت بدم، منم گفتم انگار نقشه داری ما رو بکنی نه!!
گفت بدم نمیاد بدی تو رو هم بدجورمی کنم،
گفتم کیرتو ببینم اگه بزرگ باشه بهت میدم ، اونم سری زیپش و کشید پایین و یه دودول ۸ سانتی انداخت بیرون😄😄
(اینم بگم انقدر داغ کرده بودم که کلا از مسیر راهمون خارج شده بودم و فقط مستقیم می رفتم) منم با دستم کیر کوچولوشو گرفتم و یکم مالیدم، اصلا نمی دونستم چیکار دارم می کنم و کجا می رم، مثل یه کوره داغه داغ شده بودم،کیرم داشت می ترکید من قدم ۱۹۰ وزنم ۹۵ ، داشتم با یه پسر ۱۶ ساله ۵۰ کیلویی ریز میزه لاس میزدم ، یه دستم به فرمون بود یه دستم به دودولشو فقط نگاهم به لبای درشتش بود، آب شهوتم داشت شلوارمو خیس می کرد، یدفعه دستمو برداشتم زیپ شلوارمو کشیدم پایین یه کیر ۱۸ سانتی و کلفت که سرشم خیس بود و انداختم بیرون، پسره داشت شکه نگاه می گرد، دودولش پیش کیر من مثل گنجیشک بود پیش عقاب، دیگه بدجوری زده بودم بالا ، گردنش و گرفتم و فشار دادم سمت گیرم ، اولش دهنش و سفت بسته بود و گفت بدم میاد خیسه ، من لبای قلوه ایی گندشو مالیدم به سر کیرم و آب شهوتم مالیدن شود رو لباش، پشت گردنشو محکم گرفته بودم هیچی حالیم نبود ، گفتم فقط بخورش تا ته، بدبخت ترسید فکرکنم، دهنشو یکم باز کرد منم همشو به زورحول دادن تو دهنش ، وای رو ابرا بودم ، کیرم تا ته تو دهن یه بچه خشگل بود، یکم با دستم سرش وبالا پایین کردم تا یواش یواش موتور خودشم روشن شد و شروع کرد به ساک زدن ، من پشت فرمون رانندگی می کردم و اون مثل یه جنده برام ساکمی زد، حشرش زده بود بالا و عین جندها رو سر کیرم تف مینداخت نگاهش می کرد ، سرشو بوس می کرد و دوباره تند تند بالا پایین می کرد، کیرم از آب شهوت و تفش خیس خیس شده بود، یه دفعه دهنشو کج میکرد و فقط رگ زیر کیرمو لیس میزد وای هم من رو ابرا بودن هم اون چشماشو بسته بود فقط مثل جنده ها ساک میزد، یدفعه دیدم همینطورکه ساک میزنه داره لباس و شلوار و شرتشو در میاره ، منم در حال رانندگی بودم تو جاده ، گفتم یکی می بینه چرا شهوت از چشات زده بیرون هیچی نمی فهمی ، همون موقعه یه نیسان رد شد چندتا پسر خشکل افغانی پشتش بودن، دقیقا صحنه رو دیدن یکی شون داد زد گفت پسر رو بلند کرده داره براش ساک میزنه، همشون پاشدن هو کشیدن منم ترسیدم سرعتمو کم کردم تا برم، یه جاده خاکی دیدم زدم توجاده خاکی (رفته بودم توجاده بین شهری اصلا نفهمیده بود) ، هوا گرم بود کولر رو روشن گذاشتم پریدم عقب ماشین اونم امد پیشم ، منم تند تند شلوارمو کندم، وای چه کونی داشت کوچیک بود ولی قلمبه و سفید مثل برف، به پشت خابوندمش، اصلا دقت نکردم که تمیزه یا نه زبونمو تیز کردم زدم به سوراخشکه یدفعه نالش بلند شد(دهن سرویس قصدش دادن بوده قبل اینکه باید کنار خیابون خودشو کامل تمیز کرده بوده فقط لباساشکارگری بود) من با زبونم تا تونستم سوراخشو خوردم پامیشدم کونشو میدیدم دوباره می خورد هی بوس می کردم لامبه هاشو هی سوراخشو می خورده، اونم که مثل یه برده جنده بیهوش شده بود، بهش می گفتم تو کی هستی می گفت جنده ی تو، کون من مال تو میشه اگه فتحش کنی ، انگشت انداخته بودم تو دهنش اونم انگشتامو میک میزد منم با یه دستم هی رو لامبش می زدمو با زبونم سوراخشو میک می زدم، یه دفعه داد زد گفت پارم کن، گردنشو چرخوندم کیرمو کردم تو دهنش کامل خیسش کرد وگذاشتم دم سوراخش ، خیلی سوراخش کوچیک بود منم کیرم کلفت، نمی رفت توش ، هی تف کردم ویه انگشتی کردم توس بعد دو انگشتی انقدر تند تلمبه انگشتی میزدم دیگه باز شد، کلاه کیرم خیلی بزرگه اون رد میشد ما بقی اکی بود یه فشار سف دادم کیرم رفت توش، دو دقیقه بیحرکت وایسدماون فقط انگشتامو میک میزد، داگی نشسته بود از پشت دستم تو دهنش بود، دیدم خودش داره آروم تلمبه میزنه ، منم زدم ، اول آروم بعد تندش کردم، انقدرخوب بود همون اولش داشتم ارضا میشدم، هی کیرمو درمیاوردم و دوباره تلمبه میزدم، جنده ای بود فسقله ، ۱۰ دقیقه فقط داگی کردمش یدفعه دیدن داره میاد گفتم امد من رفتم بیرون نریزه تو ماشین، که خودش سریع برگشت و کیرم کرد تو دهنش منم شل شدم پاشید تو دهنش مثل بستی لیس می زد و به من چشم تو چش نگاه می کرد و قورت می داد، اونم تو این فاصله برا خودش داشت جق میزد که ارضا شد، منم مسیر روبرگشتم و رسوندمش تو یه خیابون ، بعد اون ماجرا خیلی اون خیابون رو با احتیاط بالاپایین کردمکه ببینمش ولی دیگه پیداش نکردم، کاش شمارشو گرفته بودم
دیگه ندیدمش
خیلی خوب بود و خوش گذشت
امیدوارم شما هم این نوع رو تجربه کنید
ممنونم که داستانمو دنبال کردید (تمامی قسمت ها واقعی بود)
نوشته: حسام
10 پاسخ به “خواستم برسونمش تو راه کونش گذاشتم”
اوووم من خودم یه بار مثل جنده ها زیر کیر چند ثانیه بیهوش شدددم … 😍🙈🙈
دلم راننده اسنپ اینجوری میخواد😍🥹
پدوفیل جاکش
خدا شانس بده مگه میشه؟ مگه داریم؟
حسام حال نکردم با کستانت منم دیس لایک ۷ رو بهت دادم .اگه بچه سال بوده لعنت خدا بباد بهت پدوفیل بد بخت بچه باز کثیف یه حیووون خدا نشناس .
حسام حال نکردم با کستانت منم دیس لایک ۷ رو بهت دادم .اگه بچه سال بوده لعنت خدا بباد بهت پدوفیل بد بخت بچه باز کثیف یه حیووون خدا نشناس .
دمت گرم 👌
کاش تو شیراز این سن گیر ما میومد
حدودا دهسال پیش توی بندرعباس با یه حسام پشمالوی کمر آهنی آشنا شدم سه بار رفتیم سر قرار و هربار طولانی تر از دفعه قبل ترتیبم رو دادهعی یادش بخیر
مکان خواستی بگوو بیابون چرا خب