خرید سشوار چرخشی

یک روز دم مغازه ایستاده بودم که دختر عموم و دوتا دخترای دوقلوش اومدن داخل بعد سلام و احوالپرسی گفتن که یک سشوار چرخشی یا اتو مو میخوایم بخریم خودت کدوم رو پیشنهاد میکنی که منم گفتم هر کدام جای خودش رو داره و باید ببینید شما کدوم بیشتر به کارتون میاد گفتن قبلا اتو داشتیم خراب شده الان لازمه واسه فردا اومدیم ببینیم یکی شو بخریم.
تا اینجا یادتون باشه یه معرفی بکنم…
من امید الان ۳۲ سالمه داستان برمیگرده به ۲۸ سالگی من ۴ سال پیش یعنی
دختر عموم متولد ۶۲ هست و دخترای دوقلوش متولد ۱۳۸۰ هستن که ۴ سال پیش ۱۹ سالشون بود یکی الهه یکی الهام
الهه خیلی خیلی خوشگل تر و خوش هیکل تر از الهام هست اصلا شبیه هم نیستن هر دوتاشونم موهای بلندی دارن و میبافن از پشت همیشه
ادامه داستان
من یه سشوار چرخشی از ویترین برداشتم و گفتم میخواین ببرین امتحان کنین بعد بیاین یا اتو بردارین یا سشوار چرخشی گفتن ما کار کردن باهاش بلد نیستیم خثدت همینجا تو اتاق پرو رو سر یکیمون امتحان کن هم یاد بده که الهه گفت رو موهای من امتحان کن
الهه رفت تو پرو منم سشوار رو زدم به برق و رفتم رو موهاش کار کنم دختر عموم و الهام هم داشتن نگاه میکردن گوشی دختر عموم زنگ زد و رفت با تلفن صحبت کنه الهامم مشتری اومد مغازه گفتم به اونا برسه من دستم بنده
داشتم سشوار میکردم که یهو متوجه شدم الهه از آینه یجوری داره منو نگاه میکنه انگار هزار تا علامت سوال رو سرش هست من یه تکونی به خودم دادم یه توجهی به دورو بر کردم چیزی متوجه نشدم اما الهه چشم از من برنمیداشت خیلی توجه کردم دیدم وقتی دارم موهاشو سشوار میکنم با سشوار چرخشی دستم میماله به سینه هاش که زیر سارافن تنگی تنش بود …
یهو جا خوردم فهمیدم نگاهش برای چیه موندم چیکار کنم یعنی خوشش اومده یا متعجب هست که آیا عمدی این کار رو میکنم یکم همین روال ادامه دادم منم کم کم تحریک شدم و دل و زدم به دریا و سینه هاشو با دستم گرفتم چیزی نگفت چشماشو بست و لباشو گاز گرفت دیدم راضی هست و خوشش اومده سشوار رو گذاشتم زمین همانطور که کار میکرد که صداش قطع نشه و دو دستی سینه هاشو مالیدم کم کم دستم و بردم پایین تر و کوس شو لمس کردم آروم بغل کردم و از پشت دستمو گذاشتم رو کونش و محکم بغل کردیم همو دستم بردم از زیر سارافن و سینه هاشو لخت گرفتم تو دستم لبامو آروم گذاشتم رو لباش و با نوک سینه هاش بازی میکردم استرس داشتم ولی با صدای حرف زدن مامانش با تلفن میدونستم که نمیاد سمت پرو تا تموم نشده الهام مشتری هارو راه انداخته بود داشت با ویترین ور میرفت از اونم خیالم راحت بود.
آروم تو گوش الهه گفتم خوشت میاد خوشگله دیدم نفس هاش میلرزه و هیچی نگفت کم کم جرات ام بیشتر شده بود دست بردم به دکمه شلوارش که مقاومت کرد و گفت الان نه میاد مامان بیخیال شدم ولی دستمو از پشت کردم زیر شلوارش و با انگشتم سوراخ کونشو لمس میکردم و کمی فشار میدادم که آخ و آوخ الهه در میومد من از شق درد داشتم میمردم و شلوارم داشت سوراخ میشد دستشو گرفتم و گذاشتم رو کیرم و گفتم بمال روش نمیشد اول بعد آروم دستشو روش حرکت میداد و وااااای چه لذتی میداد…
۵ دقیقه ای تو این حال بودیم که دیدم تلفن مامانش داره تموم میشه سریع خودمونو جمع کردیم و شروع کردم به سشوار کردن
اون روز در اون حد تمام شد و آغازی شد واسه رابطه من و الهه که تا همین الان رابطه داریم باهم که بعدا براتون مینویسم از اولین سکسی که کردیم و…

نوشته: امید

بازدید 4,652

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “خرید سشوار چرخشی”

  1. اون سشوار چرخشی و چرخش گردشی زمین هردو باهم …خودت میدونی کجا دیگه؟!کس شعر هم کسشعرهای قدیم…

  2. آخه اسگول خالی بند، اومدن اونجا فرق اتو مو و سشوار رو نمیدونن، بعد واسه تو مشتری راه انداخت.لوازم آرایشی، اتاق پرو داره؟حالا فرص کنیم داره، ثدای سشوار روشن کنارتون بود و میشنیدی مامانش داره اون بیرون با تلفن صحبت میکنه و فهمیدی آخرای صحبتشه؟👎جلل خالق.😂😂😂

  3. امید جوووون سشوار چرخشی جای خود اتو رو گرم میکردی تو کونت نسوختی بچه جوووون

  4. چقدر این هفته داستانی کصشعر فرستادن تا حالا اینقدر دیگه شر و ور نبوده داستانا😐

  5. آقا دوستان وقتی میبینین داستان کسشره بی تفاوت رد نشین دیس بدین یکی دیگه هم کسشرو نخونه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید