بدون اینکه منشی دکتر آیفن جواب بده و بپرسه که کی هستم و آیا وقت دارم یا نه، در باز شد و من رفتم داخل. از پله ها که می رفتم بالا هنوز دو دل بودم که آیا کار درستی میکنم یا نه. پاهام از استرس شل شده بود ولی دل و زده بودم به دریا و همچنان با ترس قدم ور میداشتم و بالا می رفتم. از طرفی فکر می کردم که دکتر آدم حسابی و سن و سالی ازش گذشته و موقعیت اجتماعی خوبی داره. از طرفی فوقالعاده با ادب و خانواده داره و تو محل ما زندگی نمی کنه و من قرار نیست دم به دقیقه ببینمش. در اصل با این فکرها خیال خودم رو راحت می کردم که به کسی نمیگه که آبرو ریزی بشه. این فکرها بهم جرات میداد که تا تهش برم. به مطب رسیدم در بسته بود، دستم و انداختم در و باز کنم ولی در قفل بود. قبل از اینکه در بزنم انگار دکتر پشت در بود، درو باز کرد و من رفتم داخل. سلام کردم و دکتر با همون لحن مودبانه و باکلاس خودش جوابم و داد، احوال پرسی کرد و پشت سرم در و قفل کرد.
داخل مطب هیچکس نبود انگار بعد از ساعت اداری باشه. دیگه نپرسیدم چرا کسی نیست. نمیدونستم چی بگم چی نگم، منتظر بودم خودش راهنماییم کنه. همینطور که یواش یواش به طرف اتاق کارش قدم بر میداشتیم ازم پرسید حسین جان با کسی اومدی؟ کسی اطلاع داره شما اینجا هستی؟ جواب دادم، نه. چطور؟! گفت همینجوری، گفتم کسی نیاد در بزنه وقتی داخل هستیم. فکر کنم اونم یه جورایی استرس داشت ولی نمی خواست نشون بده. منم گفتم نه، کسی نمیدونه. به دم در اتاق که رسیدیم گفت میخوای بری دستشویی؟ گفتم قبل اینکه بیام رفتم. این و که بهش گفتم چشماش یه برق خاصی زد. میتونستم هیجان و خوشحالی و تو صورتش ببینم. گفت آفرین، آفرین. خوبه که به فکر بهداشت خودت هستی. ولی بالاخره تو راه بودی، هوا هم گرم، بهتره یک آبی بزنی، کار از محکم کاری عیب نمیکنه. منم گفتم چشم، و رفتم دستشویی. چیزی که نبود بیاد بیرون ولی دوباره آب گرم گرفتم رو سوراخم و انگشت وسطی و تا بند دوم کردم تو کونم و چرخوندم که کامل تمیز بشه.
اومدم بیرون و رفتم طرف اتاق. دیدم دکتر ایستاده پشت به من و رو به کامپیوترش. منم ایستادم. بعد چند لحظه برگشت گفت لباس هاتو در نیاوردی که! خجالت میکشی؟ زیر زبونی گفتم، من تا حالا این کار و نکردم. اومد طرفم نزدیکم شد، جوری که سینه به سینه شدیم، دستم و گرفت و گذاشت روی کیرش از رو شلوار. کیرش شق شق بود. گفت منم دفعه اولم! اصلا حرفش و باور نکردم! بعد گفت خوب هیچی امتحان کردنش ایرادی نداره؟ گفتم من هیچوقت به اونجای هیچ مردی حتی دست نزدم و هیچکس هم به من دست نزده. گفت میدونم عزیزم. حسین جان تا اینجا اومدی، پس سعی کن از همه لحظه هات لذت ببری و حال کنی. منم بهت قول میدم کاری نمی کنم که دوست نداشته باشی یا ناراحت بشی. جراتم بیشتر شد. همینطور که دستم رو کیرش بود شروع کردم آروم کیرش و مالیدن، بعد چند لحظه رفتم عقب دکمه و زیپ شلوارش و باز کردم و دستم و کردم داخل شورتش. این اولین بار بود که به کیر یک نفر دست می زدم و لمسش می کردم. میتونستم احساس کنم گرم و کلفت، ولی نمی دیدم چقدر بزرگ. همین که کیرش و میمالیدم دکتر بغلم کرد و محکم به خودش فشارم داد. بعد دوتا دستش و گذاشت رو شونه هام و هدایتم کرد به سمت پایین. منم همینطور که آروم پایین میرفتم دستم و گرفتم به دو گوشته شلوارش و با شورتش تا زیر خلیه هاش کشیدم پایین. دو زانو نشستم رو موزائیک های مطب و داشتم به کیرش زل میزدم که چقدر کلفت و گنده است. یعنی کیر من در مقابل اون جوجه بود. کلفتی کیرش دو برابر یا دو برابر و نیم کیر من میشد و درازیش هم ۱۷/۱۸ سانتی بود. بیشتر شبیه اون خیاری بود که دفعه اول خریدم و نتونستم بکنم تو کونم.
تازه هنوز کیرش نیمه شق بود! یه کم براش آروم جق زدم، اونم داشت به من نگاه میکرد. هیچی نمیگفت ببینه خودم چیکار میکنم. قبل از اینکه بخواد چیزی بگه خودم شروع کردم که فکر نکنه از این اسکول هام که هیچی حالیش نیست. سر کیرش و بوس کردم، یه زبون کشیدم زیرش. بعد شروع کردم از سرش تا خایه هاش بوس کردن که کیرش شق شق شد. از همون پایین باز لیس زدم تا بالا و وقتی به سر کیرش رسیدم، سر کیرش و کردم تو دهنم و ساک زدم. همش از فیلم های سوپر یاد گرفته بودم و همیشه بدم میومد از زنهایی که دهنشون و موقع ساک زدن باز نگه می داشتن. همیشه خودم از ساک زدن هایی خوشم میومد که بادکش میندازن قشنگ مک میزنن. واسه همین شروع کردم براش بادکش انداختن و مکیدن سر کیرش. که صدای نفس زدن هاش بلند شد و هی زمزمه میکرد و میگفت جون، آفرین، و هر وقت نفسم بند میومد که بکشم بیرون تشویقم میکرد که ادامه بدم. وقتی تشویقم میکرد ناخداگاه بالا نگاه میکردم و چشمای خمار و شهوتیش حالم و بهتر میکرد. فقط یه جا همینطور که با دستش موهامو ناز میکرد برگشت بهم گفت تا حالا کیر ندیدی اینجوری میخوری! اون لحظه حالم گرفته شد. احساس کردم باور نکرده که اولین بارم و از طرفی تعجب کردم و بعید میدونستم دکتر انقدر راحت اسم کیر رو به زبون بیاره چون من هنوز خجالت میکشیدم از نظر کلامی انقدر باهاش راحت باشم. بعد بهم گفت زیرش هم مک بزن، منظورش تخم هاش بود، خیلی هم تخم هاش از مال من بزرگتر بود. اونها هم یکی یکی انداختم تو دهنم و بادکش میانداختم و لیس میزدم و دوباره بر میگشتم رو سر کیرش. البته بگم خیلی تلاش کردم بیشتر بتونم کیرشو بکنم تو دهنم ولی تا سرش بیشتر نمیرفت. خیلی کیر کلفت بود و دهان من واسه اون حجم از کیر کوچیک بود. یه چند ثانیه که گذشت کیرش یه طعم خاصی پیدا کرد. فکر میکنم مزه پیش آبش بود. ولی بد نبود. بعد از چند دقیقه کیرش با آب دهن من خیس خیس شده بود.
گفت پاشو لباس هاتو در بیار بشین رو صندلی (صندلی پزشکی کارش). پاشدم زود جنگی شلوار و شورت و کندم، تیشرتم رو در نیاوردم. گفت زانوهاتو بزار اینجا برگرد اونور. در اصل حالت داگی شده بودم رو صندلی و صورتم افتاده بود جلوی جا سری صندلی و کونم قمبل به طرف دکتر بود. فکر کردم میخواد با انگشتش شروع کنه باز کردن کونم که یک دفعه دیدم یه چیز نرم و خیسی برخورد کرد به سوراخ کونم. برگشتم دیدم دکتر صورتش و کرده تو کون من و داره سوراخم و لیس میزنه. ناخودآگاه صدای نفس هام بلند شد. اونم لیس میز میگفت جون، چه کونی داری و از گردی و تمیزی و بی موییش تعریف می کرد. میگفت کون بامزه ای داری و خوشگل و گرد و کوچیک!
یه چند دقیقه ای کونم و لیس زد و سیلی میزد رو کونم و اینور اونور میکرد. با کونم حال میکرد. منم تو دلم میگفتم این عمرا کونی بهتر از کون من کرده باشه که داره اینجوری حال میکنه. دیگه حس استرس جاش و به شهوت داده بود. بعد از چند دقیقه پاشد، گفت همینجوری بمون، رفت دم یه کشویی، در و باز کرد و یه چیزی برداشت اومد طرفم با انگشت زد روی سوراخ کونم. مثل یه ژل نرم کننده بود. یعنی کرم، و وازلین نبود. نمیدونم چی بود ولی خیلی لیز بود، یه کم هم سرد بود. با انگشتش قشنگ کونم و ژل زد یه بند انگشت شو کرد تو ولی تا آخر نکرد. بعد از اون ژل به سر کیر خودش هم زد اومد بکنه تو کونم. خدایی هم یواش یواش میخواست بکنه ولی اصلا نمیرفت داخل. تا سرش و میومد بکنه تو، من دردم میگرفت میرفتم جلو و در میومد. چند بار این اتفاق افتاد، بعد من دیدم ضایع شده، گفتم آقای فلانی (فامیلیش صدا کردم) میشه شما بشینید من بشینم روش. گفت آره عزیزم، بیا بالا من بشینم رو صندلی. بعد خودش نشست رو صندلی و پاهاشو بست. من پاهام و باز کردم و انداختم دو طرف پاهاش، یک دستمو گذاشته بودم بالا زانوی دکتر که تعادلم به هم نخوره با اون یکی دستم کیرش و هدایت میدادم طرف سوراخ کونم. یه سی ثانیه ای سر کیرش و میکردم داخل و در میآوردم که جا باز کنه، بعد فشار هارو بیشتر کردم. فشار دوم یا سوم بود که قشنگ تا نصف کیرش رفت داخل. وقتی اینجوری شد، دو تا دستام و گذاشتم روی زانوش، بالای رون هاش و شروع کردم بالا پایین کردن کونم. همینطور که بالا پایین میکردم فشار هم میدادم، که به یک دقیقه نکشید که کل کیرش تو کونم بود. دیگه وقتی میومدم پایین، برخورد کونم با بدنش رو حس میکردم. خیلی داشت بهم حال میداد، دلم میخواست میتونستم تا فردا صبح رو کیر دکتر بالا پایین بپرم ولی پاهام داشت خسته میشد. عضله های رونم شروع کرد به درد گرفتن که از روش پاشدم و چرخیدم رو به دکتر. یک دستم و گذاشتم رو سینش با اون یکی دستم کیرشو جا کردم تو کونم بعد یواش یواش بالا پایین میکردم. همینطور که بالا پایین میکردم یک دفعه حس خاصی تجربه کردم که داشت بهم حال میداد. همراه با بالا پایین اومدن کون من روی کیرش، کیر خودم هم شلاقی برخورد میکرد رو شکم دکتر. صدای نفس هام زیاد شد و ناخواسته دستامو گرفتم دور سرم و چشمام و بستم و سرمو رو به آسمون گرفتم تا ته نشستم رو کیر دکتر و ارضا شدم. بدون اینکه دست به کیرم بزنم آبم اومد و اون لحظه سفت شدم و کونم داشت کیر دکتر و می بلعید. خودش تعجب کرده بود. میگفت دیدی چه حالی کردی. این روز و همیشه یادت باشه و منم تایید میکردم که هیچوقت یادم نمیره چون این اولین سکس زندگیم.
میخواستم بکشم بیرون که گفت همینجوری ادامه بده منم دارم ارضا میشم. منم پاهام داشت درد می گرفت، بزور و با هزارتا درد ادامه دادم و تندتر کردم تا زود آبش بیاد. صدای آه و اوهم کل مطب و گرفته بود، البته بیشتر واسه درد بود تا شهوت و اینکه فکر کردم اگه اینجوری کنم اون زودتر آبش میاد. دستاشو آورد جلو و دست های من و گرفت. پنجه تو پنجه دست هاش و داشتم فشار میدادم و این باعث شد از دردم پاهام کم بشه، بعد دو سه دقیقه دستاشو ول کرد و محکم پهلوهام و گرفت و کونم و فشار داد روی کیرش و داغی آب کیرشو تو کونم حس کردم. بعد که همه زورش و زد و کامل خالی شد من پاشدم و کیرش که کوچیک شده بود سور خورد از کونم افتاد بیرون. وقتی پاشدم آبش سرازیر شده بود و از لای کونم میریخت لای پام و روی رون هام و پایین میومد. دکتر که لم داده بود رو صندلی تکون نمیخورد. وقتی کیر دکتر و دیدم، با اینکه کلی کونم و شسته بودم ولی هنوز یه رگه های قهوه ای که انگار از مقعد من اومده باشه دور کیرش میدیدم. چون حس میکردم دکتر به نظافت حساس، ترسیدم ببینه ناراحت بشه که کونم و خورده و کامل تمیز نبوده. تو خود اتاق یه رول دستمال پزشکی بود، زود کندم و کشیدم رو کیرش، گفت نمیخواد حسین جان، میرم میشورم الان. شما اول برو بعد شما من میرم. کل سکس ما بیست و پنج دقیقه نیم ساعت طول کشید ولی تجربه جالبی بود. از خوردن سوراخ کونم گرفته تا حس کردن یه کیر گرم خیلی با خیار خیلی فرق میکرد. همینطور ارضا شدنم بدون اینکه دست به کیرم بزنم برام خیلی جالب بود. بعدا ها تازه فهمیدم که دلیل اون حس خوبم و ارضا شدنم این بوده که کیر دکتر داشته به نقطه جی من یا همون غده پروستات هم برخورد می کرده که این حال و بهم داده.
رفتم دستشویی و شروع کردم زور دادن. فقط آب کیر دکتر از کونم بیرون میومد. بعد با آب شستم و اومدم بیرون. گفتم شاید دکتر میخواد یک راه دیگه بکنه، ولی وقتی داشت میرفت دستشویی بهم گفت حسین جان لباس هات و پوشیدی بشین تو سالن تا من بیام. آب هم هست اگه میخوای بخوری. دلم نمیخواست این روز تموم شه. انقدر بالا پایین کرده بودم دیگه نای ادامه دادن و نداشتم ولی مثلا دوست داشتم داگی هم بکنتم، ولی قسمت نبود. از طرفی هم پاهام گرفته بود. در حالی که من تو سالن نشسته بودم، دکتر رفت داخل اتاق و لباس هاش و پوشید و اومد طرف من که من پاشدم. نزدیکم که شد بهم گفت تو تک هستی، تو بهترین سکسی بودی که تو زندگیم داشتم. من هیچی نمی گفتم و فقط لبخند میزدم. هم خوشحال بودم این حرف ها رو بهم میزنه هم نمیدونستم چی بگم. تو سکوت بودم که گفت میخوای دوباره بیای؟ زیاد مکث نکردم گفتم آره، کی بیام؟ گفت من با کارم خیلی مشغول هستم و وقت کم دارم. اینجا هم محل کارم و نمیخوام همسایه ها ببینن که یه پسر جون بعد ساعت کاری میاد و میره. واسه همین قرار گذاشتیم تقریبا چهل روز دیگه پنجشنبه سر ساعت هفت بیام پیشش. من و بغل کرد و از کنار لبم بوسید و منم صورتش و بوسیدم و خداحافظی کردیم و من برگشتم طرف خونه.
ادامه دارد



نوشته: حسین
9 پاسخ به “خاطرهی حسین و دکتر (2)”
👍
آفرین واقعا قشنگ بود
اووف عالی بود.برای داستان زیاد حاشیه نرو که الکی طولانی نشهصحنه های بی مورد رو توضیح نده.حالا دفعه بعد کاملا شیو شده و برق انداخته برو خونه آقای دکتر و لباس زیر زنونه بپوش بگو دوتا بالش بذاره زیر شیکمت روی تخت و جلوی آینه که قشنگ کون سفید و بی موتو قمبل کنی که خوب بلیسه و بعد چنان کون سیری جلوی آینه ازت بکنه که همونجوری بی اختیار زیر کیر آبت بپاشه بیرون و لباس خوابتو و بالش ها خیس آب منی بشهوای اونجوری فوق العاده است.قشنگ توی آینه مبینی که کونت عین ژله زیر کیر میلرزه
خوب بود مرسی
جووون بکنمت عزیزم
چه دکتر اسکلی بوده احتمالا خودشم کونی بوده
خوب نوشتی و باورپذیر بود. معلوم بود که از یه تجربه واقعی حرف زدی. آفرین
خوب بود منم خوشم اومد لایک ۲۶ نوش جونت کونی شدنت مبارکه .
خیلی خوب نوشته بودی و وصف کرده بودی و کامل مشخص بود همه چیزهایی که گفتی رو تجربه کردی 👍