حس خوب گی

سلام من آرتا هستم و این اولین داستان منه. اگه نقصی چیزی داشت بگین درست میکنم حتما.
خب اسم من آرتا هستش و غرب تهران زندگی میکنم. داستان مال چند سال قبل کرونا هستش اون موقع دبیرستان بودم. یکی تو مدرسه بود به اسم اشکان که دیوونش شده بودم. روز و شب از ذهنم بیرون نمی‌رفت. من به دختر ها هم حس دارم ولی عاشق اشکان شده بودم. کم کم باهم رفیق شدیم و همه جا باهم بودیم. مدرسه،مهمونی،دور دورای دوران نوجوونی. اینم بگم من موقع 17 سالم و اشکان 16 سالش بود. واقعا زندگیم شده بود و به شدت دوس داشتم که براش بخورم. سرتون رو درد نمیارم با جزئیات. یه روز من واقعا دیگه حالم خوب نبود و نمیتونستم این وضع رو تحمل کنم. زنگ زدم به اشکان که بریم بیرون بچرخیم. یه کافه قرار گذاشتیم. من رسیدم و دیدم رفیقشو آورده. خیلی تو پرم خورد دوست داشتم اون روز تنها باشیم. یه چند ساعتی تو کافه بودیم. وقتی اومدیم بیرون دیگه شب شده بود. رفیقش رفت خونه و منو اشکان تنها شدیم.باهم قدم زدیم و رفتیم تو پارک نشستیم. یه پارک خیلی کوچیک بود که اون موقع خلوت خلوت بود. ما تو آلاچیق نشسته بودیم. بحث دوس دختر قبلیش اومد وسط و داشت میگفت آره اومده بود خونمونو برام ساک زد اصلا نمیدونی چه خوب بود. تموم جرعت خودمو جمع کردم و گفتم میشه منم برات ساک بزنم؟
چند ثانیه خشکش زد و داشت نگام می‌کرد. براش تعریف کردم که خیلی وقته این حس رو بهت دارم و میخوام برات بخورم. یکم منع و منع کرد و گفت آخه اینجا؟ گفتم تاریکه ما هم که تو آلاچیق نشستیم کسی نگا نمیکنه. گفت باشه. نشست سر جاش و من جلوش زانو زدم. صدا باز کردن کمربندش بهترین صدای عمرم بود حقیقتا. شرتش رو کشید پایین که دیدم یه کیر سفید حدود شونزده سانتی جلومه و من جلوش زانو زدم. چیزی که مدت طولانی آرزو داشتم بهش رسیده بودم.اولین بار بود که ساک میزدم ولی سعی کردم هرچی که تو فیلما دیده بودم پیاده کنم. از سرش شروع به لیسیدن کردم و بعد یه بیست ثانیه شروع به خوردنش کردم. صدای آه و اوه اشکان که داشت حال می‌کرد بعد صدا کمربندش دومین صدای خوب دنیا بود. موهامو گرفت تو دستش و محکم تو دهنم عقب جلو می‌کرد. تو حال خودم نبودم بهترین لحظه زندگیم بود انگار. جوری تند تند براش میخوردم که انگار قراره الان ازم بگیرنش. همینطوری تو دهنم عقب جلو می‌کرد و می‌گفت بخور آرتا بخورش. کیرمو تا ته بخور مگه همینو نمیخواستی؟تقربیا یه ربع براش ساک زدم که گفت آبم داره میاد. منم انگار اصلا نشنیدم و اینقدر ادامه دادم که کل آبش تو دهنم خالی شد. واقعا عالی بود طعمش از نظرم.
بلند شدیم و کنار هم یه سیگار کشیدیم. بهم نگا کرد و گفت آرتا این تازه اول راهه باهات کار زیاد دارم.
اگه عیبی ایرادی داشت داستان ببخشید بار اولم بود. دوست داشتین کامنت بذارین که بقیش هم بنویسم.

نوشته: آرتا

بازدید 16,503

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “حس خوب گی”

  1. چه پارک خوبی که از بیرون دید ندارن😅😅پس همه میان اونجا همدیگرو میکنن🤣🤣🤣

  2. یکم غلط نگارشی داشتی ولی داستانت حس عالی رو به من داد، خیلی دوس دارن باقی ماجراتون رو بشنوم.

  3. خلاصه چشم چشم رو نمی‌دیدولی هم رنگ و لعاب کیرش رو فهمیدی،هم اینکه چند سانته😂بر آدم دروغگو…

  4. خوبه. بنویس. اما در حذف جزئیات یه کم زیاده روی کردی. یه مقدار جزئیات و آب و تاب بد نیست.

  5. ادامه بده که داستان جالبی می‌تونه بشه فقط از سر خیال هم ک شده کمی جزئیات و حرارت خشونت یا حالت رمانتیک هم اضافه کن بهش که داستان ی چیز مسخره نباشه که من مثلا بخونم نفر ساک زد آبشو آورد یجورایی گسترده ترش کن هر چند واقعا لذت بردم از خوندنش ولی سعی کن بیشتر توضیح بدیو تعریف کنی برای تصویر سازی توی ذهن مخاطبحستو درک میکنم ک بهترین حس دنیاست با حرفای یسری آدم که از بقیه ایراد میگیرن خودشون بزرگ به نظر بیان ناراحت نشو

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید