داستان با موضوع همجنسگرایانه – گی است
سال 86 بعد از سربازی و دانشگاه از طریق یکی از آشناهای عموم یه سازمان دولتی به شکل پیمانی مشغول کار شدم. به خاطر رشته تحصیلی ام کارمIT بود و سعی می کردم خوب کار کنم که مشکلی پیش نیاد. 32 ساله که شدم پیمان موقت شدم و اوضاع بهتر شد و کمی امنیت شغلی پیدا کردم. فشار خانواده و جو کاری بابت ازدواج اذیت کننده بود ولی تا اون موقع مقاومت کرده بودم. حس جنسی ام به پسرها بیشتر بود و شاید در حد دیدن پورن سکس های زن و مرد رو تماشا می کردم. دوران دبیرستان و حتی دانشگاه بخاطر شرایط جامعه و ترس و یه کم هم اعتقادات هیچوقت نشده بود که با کسی سکس کنم. اما پسرهای زیادی بود که ظاهرشون جذبم می کرد و صرفا از تماشا و دوستی باهاشون لذت می بردم. شاید در خودارضایی ها بهشون فکر می کردم و حس اینکه بدنشون در اختیار منه رو تخیل می کردم.
بخاطر شغل پدرم که نزدیک محل کارش باشه مجبور شده بودیم و زمان دبیرستان و تا ترم اول دانشگاه اسلامشهر بودیم و بعدش که بازنشسته بود اومدیم تهران. همیشه توی محل یا مدرسه پسرهایی بودن که حرفی پشتشون بود یا میشد حدس زد که اهل سکس هستند. ولی خب نمی خواستم ظاهر بچه مثبت و وجه ام رو جلوی بچه محل ها و دوست ها خراب کنند و فکر کنن که لاتی چیزی هستم.
مکان کم جور می شد توی خونه و شاید هر از گاهی از طریق اینترنت با کسی آشنای می شدم و سکس های خیلی فاصله دار اون هم با دو سه نفر داشتم. مدتها بود که بخاطر مشغله و کارم که زیاد بود خیلی جور نمی شد که سکس داشته باشم.
یک روز قبل ظهر بود که مشغول کار بودم، قرار بود یه کسی از یه شرکتی بیاد و یکی دو هفته یه سری کار روی نرم افزار اون شرکت کنه، و باید براش موقتی اکانت درست می کردم. اسم و فامیل اش خیلی آشنا بود، بخاطر فامیل خاص اش به یادم مونده بود. چون باباش مغازه داشت و اسم مغازه اشون فامیلی اشون بود. اسمش حسین بود و همکلاسی برادر کوچیکم بود. از اون پسرایی که خوشگل و نمکی اند. همیشه شلوارهای تنگ جین اش و سوسولی اش به چشم می اومد و هر وقت میدیدمش تماشاش میکردم. کون تپلی و رونهای بهم فشرده اش چیزی بود که در نگاه اول توجه ام رو جلب می کرد. سال ها گذشته بود. الان باید 20 ایناش بود. اون موقع ها فکر کنم 15/16 سالش بود. اینکه حواسم اون زمان بهش بود بخاطر دعوایی بود که با برادرم کرده بود و قهر کرده بودن و بخاطر اینکه پشتش حرف بود و گویا با یکی از بچه محل های ما سکس کرده بود و طرف به داداشم گفته بود و اون هم رفاقتش رو بهم زده بود که نگن با این رفیقه.
به بهانه کاری رفتم طبقه بالا و اتاقی که میدونستم باید اونجا می بود. چهره اش همون بود و یه کم بزرگتر شده بود. ولی هنوز خوشگل بود. چشم ابروی مشکی با پلک های بلند و لبهای خوش فرم که لب پایینی اش تپل تر بود. تیپش مثل قبل نبود. ولی تپل تر از قبل شده بود. انگار که ندیدمش وارد اتاق شدم و با همکار هم اتاقی اش احوالپرسی کردم و الکی حرف زدن که خودش آشنایی داد و منم با خوشرویی احوالپرسی کردم. یه کم درباره کارش حرف زدیم. 2/3 سال پیش اومده بودن تهران و سمت غرب بودن. دانشگاه می رفت و کار هم می کرد، شماره ردوبدل کردیم.
فکرم مشغول شده بود.نزدیک غروب بهش زنگ زدم و گفتم ماشین داری ؟ گفت نه. گفتم منم سمت غرب رو با هم میریم. خلاصه رفت و برگشت ها اوکی می کردیم و باهم می رفتیم و می اومدیم. رفیق شده بودیم. چون بزرگتر بودم گاهی راحت شوخی می کردم. اون هم بچه شیطونی بود و حاضر جواب بود. تقریبا یکی دو هفته ای گذشت تا یه کم رفتیم توی فاز اعتماد و مطمئن شدم که هنوز اهل سکس هست ولی کارش هفته آخر بود و دیگه قرار بود نیاد. یه قرار کوه گذاشتم و الکی گفتم دوستا کنسل کردن و خودمونیم و توی کوه با خاطره گفتن و اشاره به کیس های مثل خودش، بالاخره مخ اش رو زدم. چون هم دیگه نمی اومد اداره که اگر قبول نکنه بد بشه و هم اینکه دیگه واقعا دلم می خواست اون بدن رو داشته باشم. اولش گارد گرفت ولی انگار بخواد تنگ بازی دربیاره بود.منتظر بودم خونه جور بشه و قرار بگذاریم. بالاخره به خاطر فوت یکی از اقوام خانواده قرار شد برن سفر. پنج شنبه ها ما تعطیل بودیم ولی اونها چون شرکت خصوصی بود باید تا 1 اینا سرکار می بود. قرار شد بعد از کار بیاد پیش من.
راه که افتاد ناهار سفارش دادم، تقریبا 2 بود که رسید، معلوم بود هیجان داره و استرس گرفته. گیج می زد و هول کرده بود. نشستیم کمی ناهار خوردن که انگار اشتها نداشت خیلی نخورد. گفت می تونم دوش بگیرم؟ گفتم آره.گفت فرنگی داره؟ گفتم آره.رفتم براش تن پوش خودم رو آوردم و اونهم لباسهاش رو درآورد و لخت شد و کمی جلو من ایستاد و چرخید و بعد رفت سمت حموم. بدنش عالی بود. سفید و شیو شده. پاهای قشنگ و کون گرد و تپلی اش. سینه هاش کمی برجسته بود و هیکل ظریف پسرونه ولی تو پری داشت. رفت حموم و منم تیشرت و شلوارم رو درآوردم و توی اتاق خواب بزرگ که تختش دو نفره بود یه ملافه روی تخت کشیدم و یه ژل روان کننده و کاندوم و دستمال و اینا رو آوردم و نشستم توی پذیرایی رو مبل تا حسین بیاد.
از حموم اومد و داشت با تن پوش خودش رو خشک می کرد. سرش خیس شده بود و چشماش بزرگتر نشون می داد. خوشگل و سکسی شده بود. بدنش از لای تن پوش دیونه ام می کرد. از نظر قد و هیکل از من کوچیکتر بود و این بیشتر حس جنسی ام رو بالا می برد. خجالتش کمتر شده بود از وقتی اومده بود. اومد کنارم نشست. بغلش کردم و ناخودآگاه روی لبهاش و صورتش رو بوسیدم. یه کم که خشک شد تن پوش رو درآورد و لخت کنارم نشست. رونهاش دیونه ام می کرد. تپلی بود و در ترکیب با کون گنده و گردش سکسی بود. بدنش رو می مالیدم. سینه هاش، کونش و روناش. ازش لب میگرفتم و روی کاناپه خوابوندم و یه دل سیر ازش لب گرفتم و گردنش و سینه هاش رو خوردم. پوست روشن و سفیدی داشت. وقتی سینه هاش و گردنش رو میخوردم سریع قرمز می شد.
یه روز که از سرکار برمیگشتم به حرف گرفتمش و کلی برای حرف زد. اون شیطونی هاش رو ادامه داده بود توی محل و بعد هم که اومده بودن تهران حسابی هر چی کیر بود رو جواب مثبت داده بود. زیادی تنوع طلب بود و با دو سه نفر می پرید. هر کدام هم فکر میکنند فقط با اونهاست. انگار از جنده بودن خوشش می اومد. از اینکه مردا اونجوری می خواستنش و از بدنش لذت می بردن کیف می کرد. اینقدر با لذت و هیجان از گروپی که با دو تا مرد توی شمال داشت حرف میزد که منم حشری میشدم.با خانواده رفته بودن سفر و این توی همون سفر تور زده بود و وقتی مرده بهش پیشنهاد گروپ داده بود قبول کرده بود. شاید حرف های اون روزش بود که حس مهربونی و اینکه دوست داشتم باهاش ثابت باشم رو کمتر می کرد و بیشتر به چشم یک کیس برای سکس می دیدمش. اما انگار اون کسی رو پیدا کرده بود که پیشش راحت حرف می زد. انگار دوست داشت برای کسی این لذت ها رو تعریف کنه.
لب بازی ام که باهاش تموم شد. بلندش کردم و همونجوری از پشت بغلش کردم و به سمت اتاق بردم. داخل اتاق کنار تخت نشوندمش و خودم بالا سرش ایستادم. زانو زده بود و یه کم کیرم رو از روی شورت مالید و چهره اش پر از شهوت و شیطنت بود. دست کرد توی شورتم و کیرم رو کشید بیرون. شورتم رو بیشتر کشیدم پایین و پایین پام افتاد و در آوردم. اول با دستش کیرم رو می مالید. دستاش نرم و ظریف بود و حس خوبی می داد. یه کم سر کیر رو زبون زد و بعد چند تا لیس از بالای تخمها تا سر کیر اومد و بعد کیرم رو داخل دهنش کرد. اوووف . گرما و خیسی دهنش لذتبخش بود. چشمام رو بستم و سرش رو توی دستام گرفتم. خیلی حرفه ای ساک می زد. کارش درست بود. زبونش که زیر کیرم کشیده میشد شهوتی ام می کرد. کیرم توی دهنش داشت جون میگرفت و شق می شد. یه کم که ساک زد کیرش رو درآورد و یه کم نفس تازه کرد و یه کم لیس زد و بعد سر کیرم رو میون دوتا لبهاش گرفت و یه کم داخل کرد و با دستش کیرم رو گرفت و روی سرش شروع کرد بازی کردن و زبون زدن. دستش رو روی سینه ام گذاشت و انگار که بخواد هل بده بهم فهموند که بشینم لب تخت. سرش رو گرفتم و آروم نشستم و پاهام رو باز کردم. کمی اومد جلوتر و سرش مستقیم روی کیرم بود. موهای نرم و لخت اش توی دستام بود و سرش رو آروم گرفته بودم. با دستش کیرم رو گرفته بود و خیلی حرفه ای داشت ساک می زد و یه دفعه سرش رو پایین تر آورد و سر کیرم رو توی حلق اش حس می کردم. تنگی حلق و گرماش و فشاری که می داد شهوتی ام می کرد و کیرم شق تر می شد. برام خیلی ساک زده بودند ولی حسین کارش عالی بود. هر وقت که سرش رو تا ته حلق اش روی کیرم فشار میداد حس میکردم هر لحظه است که آبم بیاد.
بهش گفتم کافیه حسین جون، سرش رو از روی کیرم کشید و منتظر بود بهش بگم چکار کنه. بلند شدم و یه کم ژل روان کننده برداشتم و بهش گفتم پاهات رو باز کن. انگار عجیب بود براش پاهاش رو باز کرد و لب تخت گذاشت و لب تخت کنارش نشستم و یه کم ژل مالیدم روی سوراخش و اولین انگشت رو آروم داخلش کردم. سرش رو به سمت عقب برد و آه کشید. انگشت وسط رو تا ته که فرو کردم روی پشتش دراز کشید و منم که عاشق سینه های پسرونه ام. خم شدم و شروع کردم همزمان انگشت کردن و باز کردنش، سینه های خوشگل و تپلی اش رو خوردن. کمی با دندونام آروم گازش می گرفتم و انگار خوشش بیاد دستش رو می برد پشت سرم و با شهوت آه و ناله می کرد. انگشت دوم رو که اضافه کردم حسابی دیگه حشری شده بود. سینه هاش رو با یه دستم و دهنم حسابی می چلوندم و می خوردم. دور نوک سینه اش کاملا قرمز شده بود. پوستش سفید بود و سریع قرمز می شد و این صحنه دیونه ام می کرد. یه کم بالاتر رفتم و صورت پر از شهوت رو تماشا می کردم . توی چشمام نگاه کردم. دوست داشتم حرف بزنه. بهش گفتم : آماده ای بکنمت خوشگل پسر ؟
با شهوت گفت : بکن منو . من مال خودتم. لبهای قرمز و تپلی اش وسوسه ام می کرد. روشون رو بوسیدم و زبونم رو درآوردم و دهنش باز شد و کردم داخل. همزمان دو تا انگشت رو داخلش فشار می دادم. ناله اش توی دهن بسته اش خفه می شد. سرم رو کشیدم عقب و دوباره نگاهش کردم.–توی حرفهاش گفته بود دوست داره بهش کونی و جنده گفته بشه -چونه اش رو گرفتم توی دستم و بهش گفتم: کونی من کیه؟ +من … کیر دوست داری جنده؟ +آره . کیرت رو میخوام ،بکن منو …، انگشتام رو داخلش عقب و جلو می کردم و اون با صدای ناله و شهوتی آییییی و واییی می کرد و ، جرم بده. کیرت رو می خوام رو همراهش کرده بود. داغ داغ شده بودیم. انگشتام رو کشیدم بیرون . حشری بودم و هیجان داشتم. به سختی یه کاندوم باز کردم و کشیدم روی کیرم.
بلند شده بود و نشسته بود لب تخت، کیرم رو با کاندوم کردم توی دهنش، کمی خیسش کرد و در آوردم و بهش گفتم : داگی کن تپلی من! روی زانو چرخید و لبه تخت داگی شد. لای کونش رو که باز کردم. دور سوراخش هم قرمز شده بود. کون سفید و گرد و تپلی اش جلوم بود. ناخودآگاه دو سه تا سیلی به نشان تایید و رضایت به کونش زدم. مثل ژله بود و تکون می خورد و سرخ شدنش حشری ام می کرد. من توی سکس خشن نبودم اما انگار حسین و رفتارش و حرف هایش درباره دادن هاش وسوسه ام می کرد که کمی خشن باهاش رفتار کنم. خشن در هر اینکه خیلی هاردتر باشم و نه اینکه آسیب بخوره.
سرکیر رو لای کونش مالیدم و سوراخش خیس بود. کمرش رو با دستام گرفتم و سر کیر رو لب سوراخش فشار دادم و یه چند سانتی داخل شد و یه ناله از درد یا شاید شهوت کشید. نمیدونستم اینقدر باز شده که راحت کیر رو داخلش کنم یا نه. یه فشار دیگه باعث شد در بپیچه توی بدنش و ملافه روی تخت رو چنگ زد و صدای آخ و ناله اش بلند شد. توی دستام محکم گرفته بودم . یه جوری که پهلوها و بالای کونش توی چنگم نگه داشته بودم. نمی دونم چرا، یه ضربه زدم و کیرم تا نصفه بیشتر رفت داخل و سعی در فرار از زیر کیرم و هل داده شدن جلو باعث شد بکشمش سمت خودم و کمر رو بدم داخل که کل کیرم داخل شد. یه ناله جیغ طوری بلند شد و بی تابی اش بهم فهموند که زیاده روی کردم و یه کم سریع داخل کردم. ثابت ایستاده بودم و اونم داشت تحمل می کرد و کمی بعد آروم شد. دستم رو روی کمرش کشیدم و پرسیدم ؟ خوبی حسین ؟ با صدای آروم گفت آره. فقط آروم آروم لطفا. کیرم رو کمی بیرون کشیدم و نگه داشتم و آروم آروم داخل کردم. نفس زدن و آه و ناله های آرومش نشون از این بود که داره تحمل میکنه و آروم آروم داره باز میشه. یه کم توی این وضعیت مدارا کرد و منم رعایت کردم تا باز شد و عقب و جلو رفتن کیرم رون تر شد و حالا دیگه تلمبه هام شروع شد.
پهلوش و بالای لپ کونش رو توی مشت ام گرفته بودم و زیر کیرم داشت عقب و جلو می شد و گرمای داخل بدنش و صدای برخورد پاهام به رونهاش و بدنم به کونش راهم انداخته بود و کیرم رو تا جایی که می شد بیرون می کشیدم جوری که سرش فقط درنیاد و بعد تا ته داخل می کرد. وقتی فرو می شد از آه کشیدن شهوتی اش متوجه می شدم که لذت می بره. زانوهاش خسته شده بود و هی زیرم تکون می خورد. آخرش گفت : نمی تونم. پاهام خسته شد. کیرم رو کشیدم بیرون. خودش برگشت و طاق باز شد. دوست داشت توی اون حالت بکنمش.
پاهاش رو باز کردم و کیرم رو داخل کردم. خودم رو بهش چسبوندم و زیر زانوهاش رو توی بازوهام گرفتم و شروع کردم تلمبه زدن. دستام رو رها کردم و با یه دست کیر کوچولو و تخماش رو توی دستم گرفتم و تلمبه رو ادامه دادم. به چهره اش نگاه می کردم.شهوت از چشماش می بارید و لپ هاش گل افتاده بود و لبهاش رو وقتی محکم تر تلمبه می زدم گاز میگرفت و دستاش روی سینه هاش بود و میمالیدشون. حس جذابی بود وقتی درد ضربه های تلمبه ها توی کونش و شهوت رو توی صورتش می دیدم.
یه کم که توی این حالت کردمش و تماشاش کردم، یه کم کیرم رو کشیدم بیرون و یه پاش رو خم کردم و چرخوندمش، وقتی سوراخ کونش روی کیرم چرخید واقعا عالی بود، و روی پهلو یه پاش رو جمع کردم و جوری که کونش زیر دستم باشه و خودش رو ببینم شروع کردم تلمبه زدن و هر یکی دو تا تلمبه یه دونه سیلی می زدم به کونش وزیر دستم می لرزید و صداش دیونه کننده بود. با هر سیلی خون می دووید زیر پوستش و کونش سرخ تر می شد. از اولی که کیرم رو داخلش کرده بودم در نیاورده بودم و تلمبه ها باعث شده بود کونش داغ بشه و می سوخت، گاهی دردش زیاد می شد و دستش رو می آورد جلو و آه و ناله اش بیشتر می شد و کمی به خودش میپیچید. چند تا تلمبه که زدم دیگه نمی تونست و انگار ناله اش شبیه هق زدن باشه صداش در اومد و با آی آی کردن و دستش رو آورد جلو که من رو پس بزنه. کیرم رو کشیدم بیرون که استراحت کنه. بهش گفتم : خوبی ؟ با سر جوابم رو داد. هر دو خیس عرق بودیم. چون عادت دارم مدت زیادی تلمبه بزنم و پوزیشن رو دیر عوض می کنم، اکثرا خسته می شن و زود دردشون میاد. یه کم ژل آوردم و با انگشت روی سوراخ و توی سوراخش که حالا باز باز شده بود مالیدم که آروم بشه. کیرم شق شق شده بود و با بدنش که بازی می کردم شهوتی می شدم. بهش گفتم روی شکم بخوابه. رفتم روی پاش نشستم و یه کم کونش رو که یه طرفش سرخ تر شده بود رو مالیدم و چند تا سیلی زدم و بهش گفتم : بکنم؟ +آره . اوکیه . دوست داشتم صداش رو بشنوم و حرف سکسی بزنه . یه دونه محکم تر زدم و گفتم : جرت بدم ؟ میخوام حسابی جیغت دربیاد . +با شهوت گفت : جوون . جرم بده . کیرت رو بکن توم. دلم کیر میخواد . کیرم رو داخل کردم . فهمید که دوست دارم حرف سکسی بزنه. روش خوابیدم و دستم رو دور گردنش حلقه کردم و بدنم کامل روش بود و پاهام کنار پاهاش. ادامه داد : جوون چه کیری. مرسی که منو می کنی. کونی ات رو بکن. تلمبه ها رو شروع کردم . با حرفهاش تشویقم می کرد و من با تمام جون حسین رو می گاییدم.
درد داشت ولی تحمل می کرد. وسط تلمبه ها گاهی آخ و اوخ از سر درد بود ولی باقی ناله هاش از شهوت بود. حرف می زد و کارش رو خوب بلد بود. عاشق این پوزیشن بودم، کامل روی بدن طرف بخوابم و احاطه اش کنم. بخصوص بدن ظریف و تپل و نرمی مثل حسین. برآمدگی های بدنش رو با بدنم لمس می کردم و کیرم رو که حالا شق شق شده بود رو توی سوراخ باز شده و خس و چرب اش تلمبه می زدم. گاهی که تا ته فرو میکردم زیرم هل می خورد جلو و تا ته که می رفت پروستاتش به سر کیرم فشار می آورد و حس اینکه ارضا بشم رو قوی تر می کرد. میدونستم که نزدیک ارضا شدنمه، انگار می خواستم از فرصت باقی مونده استفاده کنم و تا جایی که می شه از این بدن و کون لذت ببرم. کیرم رو بیشتر می کشیدم بیرون ولی محکم تر میزدم داخلش. پاهام داغ شده بود و کیرم داشت منفجر می شد. یه حسی از توی رونام شروع شد و ناخودآگاه فشار محکمی داخلش دادم و آخ بلندی گفت و ارضا شدم. هنوز جون داشتم و نمی خواستم بکن بدی باشم. توی همون حالت کمی برگردوندمش و هنوز کیرم داخلش بود و نیمه شق نشده بود. کیرش رو که حالا کمی بلند شده بود رو توی دستم گرفتم و براش می مالیدم و کمی هم با کیر نیمه خوابم توش عقب و جلو می کردم. دستام رو که محکم گرفت و ناله ها و نفس هاش تغییر کرد فهمیدم داره ارضا می شه بیشتر برگردوندمش و کیرش رو به سمت شکمش گرفتم و اون هم ارضا شد. هر دو طاق باز خوابیدیم کنار هم. کیرم داشت شل میشد، بلند شدم و رفتم سرویس و برگشتم. خودش رو تمیز کرده بود و دراز کشیده بود و چشماش رو بسته بود و دستاش روی رونها و شکم و سینه هاش بازی می کرد.
لکه های سرخی رو سینه هاش و رونها و کونش باقی مونده بود. کنارش خوابیدم و از پشت بغلش کردم. آروم گفتم : چطور بود؟ با خنده گفت : خوب بود. فکر میکردم از این کمر شل هایی که همون اول آبشون میاد. ولی خوب ظاهر شدی. هنوز شهوت داشتم. ولی میدونستم بار دوم دیگه حال نمیده. گفتم : خیلی حال دادی پسر. عالی بودی. اینقدر که دوست دارم یه بار دیگه بکنمت. با خنده گفت: استراحت کن بریم راند دوم. سینه اش که توی دستم بود رو فشار دادم و گفتم نه جنده! الان نه. بمونه دفعه بعد. یه کم دراز کشیدیم و با بدنش آخرین عشق بازی ها رو کردم و رفت خونه.
حسین پسر شیطونی بود، باید قلق اش رو می دونستی که رام بشه و سر به راه بیاد برای سکس. میدونستم غیر از من با کسای دیگه ام هست و دوست داشتم از سکسای دیگه اش هم برام بگه. بخاطر همین هر وقت که میومد و سکس می کردیم بهش می گفتم که از سکس های دیگه اش تعریف کنه. از حس هاش و اتفاقهای سکس هاش که می گفت لذت می بردم.
سال 86 بعد از سربازی و دانشگاه از طریق یکی از آشناهای عموم یه سازمان دولتی به شکل پیمانی مشغول کار شدم. به خاطر رشته تحصیلی ام کارمIT بود و سعی می کردم خوب کار کنم که مشکلی پیش نیاد. 32 ساله که شدم پیمان موقت شدم و اوضاع بهتر شد و کمی امنیت شغلی پیدا کردم. فشار خانواده و جو کاری بابت ازدواج اذیت کننده بود ولی تا اون موقع مقاومت کرده بودم. حس جنسی ام به پسرها بیشتر بود و شاید در حد دیدن پورن سکس های زن و مرد رو تماشا می کردم. دوران دبیرستان و حتی دانشگاه بخاطر شرایط جامعه و ترس و یه کم هم اعتقادات هیچوقت نشده بود که با کسی سکس کنم. اما پسرهای زیادی بود که ظاهرشون جذبم می کرد و صرفا از تماشا و دوستی باهاشون لذت می بردم. شاید در خودارضایی ها بهشون فکر می کردم و حس اینکه بدنشون در اختیار منه رو تخیل می کردم.
بخاطر شغل پدرم که نزدیک محل کارش باشه مجبور شده بودیم و زمان دبیرستان و تا ترم اول دانشگاه اسلامشهر بودیم و بعدش که بازنشسته بود اومدیم تهران. همیشه توی محل یا مدرسه پسرهایی بودن که حرفی پشتشون بود یا میشد حدس زد که اهل سکس هستند. ولی خب نمی خواستم ظاهر بچه مثبت و وجه ام رو جلوی بچه محل ها و دوست ها خراب کنند و فکر کنن که لاتی چیزی هستم.
مکان کم جور می شد توی خونه و شاید هر از گاهی از طریق اینترنت با کسی آشنای می شدم و سکس های خیلی فاصله دار اون هم با دو سه نفر داشتم. مدتها بود که بخاطر مشغله و کارم که زیاد بود خیلی جور نمی شد که سکس داشته باشم.
یک روز قبل ظهر بود که مشغول کار بودم، قرار بود یه کسی از یه شرکتی بیاد و یکی دو هفته یه سری کار روی نرم افزار اون شرکت کنه، و باید براش موقتی اکانت درست می کردم. اسم و فامیل اش خیلی آشنا بود، بخاطر فامیل خاص اش به یادم مونده بود. چون باباش مغازه داشت و اسم مغازه اشون فامیلی اشون بود. اسمش حسین بود و همکلاسی برادر کوچیکم بود. از اون پسرایی که خوشگل و نمکی اند. همیشه شلوارهای تنگ جین اش و سوسولی اش به چشم می اومد و هر وقت میدیدمش تماشاش میکردم. کون تپلی و رونهای بهم فشرده اش چیزی بود که در نگاه اول توجه ام رو جلب می کرد. سال ها گذشته بود. الان باید 20 ایناش بود. اون موقع ها فکر کنم 15/16 سالش بود. اینکه حواسم اون زمان بهش بود بخاطر دعوایی بود که با برادرم کرده بود و قهر کرده بودن و بخاطر اینکه پشتش حرف بود و گویا با یکی از بچه محل های ما سکس کرده بود و طرف به داداشم گفته بود و اون هم رفاقتش رو بهم زده بود که نگن با این رفیقه.
به بهانه کاری رفتم طبقه بالا و اتاقی که میدونستم باید اونجا می بود. چهره اش همون بود و یه کم بزرگتر شده بود. ولی هنوز خوشگل بود. چشم ابروی مشکی با پلک های بلند و لبهای خوش فرم که لب پایینی اش تپل تر بود. تیپش مثل قبل نبود. ولی تپل تر از قبل شده بود. انگار که ندیدمش وارد اتاق شدم و با همکار هم اتاقی اش احوالپرسی کردم و الکی حرف زدن که خودش آشنایی داد و منم با خوشرویی احوالپرسی کردم. یه کم درباره کارش حرف زدیم. 2/3 سال پیش اومده بودن تهران و سمت غرب بودن. دانشگاه می رفت و کار هم می کرد، شماره ردوبدل کردیم.
فکرم مشغول شده بود.نزدیک غروب بهش زنگ زدم و گفتم ماشین داری ؟ گفت نه. گفتم منم سمت غرب رو با هم میریم. خلاصه رفت و برگشت ها اوکی می کردیم و باهم می رفتیم و می اومدیم. رفیق شده بودیم. چون بزرگتر بودم گاهی راحت شوخی می کردم. اون هم بچه شیطونی بود و حاضر جواب بود. تقریبا یکی دو هفته ای گذشت تا یه کم رفتیم توی فاز اعتماد و مطمئن شدم که هنوز اهل سکس هست ولی کارش هفته آخر بود و دیگه قرار بود نیاد. یه قرار کوه گذاشتم و الکی گفتم دوستا کنسل کردن و خودمونیم و توی کوه با خاطره گفتن و اشاره به کیس های مثل خودش، بالاخره مخ اش رو زدم. چون هم دیگه نمی اومد اداره که اگر قبول نکنه بد بشه و هم اینکه دیگه واقعا دلم می خواست اون بدن رو داشته باشم. اولش گارد گرفت ولی انگار بخواد تنگ بازی دربیاره بود.منتظر بودم خونه جور بشه و قرار بگذاریم. بالاخره به خاطر فوت یکی از اقوام خانواده قرار شد برن سفر. پنج شنبه ها ما تعطیل بودیم ولی اونها چون شرکت خصوصی بود باید تا 1 اینا سرکار می بود. قرار شد بعد از کار بیاد پیش من.
راه که افتاد ناهار سفارش دادم، تقریبا 2 بود که رسید، معلوم بود هیجان داره و استرس گرفته. گیج می زد و هول کرده بود. نشستیم کمی ناهار خوردن که انگار اشتها نداشت خیلی نخورد. گفت می تونم دوش بگیرم؟ گفتم آره.گفت فرنگی داره؟ گفتم آره.رفتم براش تن پوش خودم رو آوردم و اونهم لباسهاش رو درآورد و لخت شد و کمی جلو من ایستاد و چرخید و بعد رفت سمت حموم. بدنش عالی بود. سفید و شیو شده. پاهای قشنگ و کون گرد و تپلی اش. سینه هاش کمی برجسته بود و هیکل ظریف پسرونه ولی تو پری داشت. رفت حموم و منم تیشرت و شلوارم رو درآوردم و توی اتاق خواب بزرگ که تختش دو نفره بود یه ملافه روی تخت کشیدم و یه ژل روان کننده و کاندوم و دستمال و اینا رو آوردم و نشستم توی پذیرایی رو مبل تا حسین بیاد.
از حموم اومد و داشت با تن پوش خودش رو خشک می کرد. سرش خیس شده بود و چشماش بزرگتر نشون می داد. خوشگل و سکسی شده بود. بدنش از لای تن پوش دیونه ام می کرد. از نظر قد و هیکل از من کوچیکتر بود و این بیشتر حس جنسی ام رو بالا می برد. خجالتش کمتر شده بود از وقتی اومده بود. اومد کنارم نشست. بغلش کردم و ناخودآگاه روی لبهاش و صورتش رو بوسیدم. یه کم که خشک شد تن پوش رو درآورد و لخت کنارم نشست. رونهاش دیونه ام می کرد. تپلی بود و در ترکیب با کون گنده و گردش سکسی بود. بدنش رو می مالیدم. سینه هاش، کونش و روناش. ازش لب میگرفتم و روی کاناپه خوابوندم و یه دل سیر ازش لب گرفتم و گردنش و سینه هاش رو خوردم. پوست روشن و سفیدی داشت. وقتی سینه هاش و گردنش رو میخوردم سریع قرمز می شد.
یه روز که از سرکار برمیگشتم به حرف گرفتمش و کلی برای حرف زد. اون شیطونی هاش رو ادامه داده بود توی محل و بعد هم که اومده بودن تهران حسابی هر چی کیر بود رو جواب مثبت داده بود. زیادی تنوع طلب بود و با دو سه نفر می پرید. هر کدام هم فکر میکنند فقط با اونهاست. انگار از جنده بودن خوشش می اومد. از اینکه مردا اونجوری می خواستنش و از بدنش لذت می بردن کیف می کرد. اینقدر با لذت و هیجان از گروپی که با دو تا مرد توی شمال داشت حرف میزد که منم حشری میشدم.با خانواده رفته بودن سفر و این توی همون سفر تور زده بود و وقتی مرده بهش پیشنهاد گروپ داده بود قبول کرده بود. شاید حرف های اون روزش بود که حس مهربونی و اینکه دوست داشتم باهاش ثابت باشم رو کمتر می کرد و بیشتر به چشم یک کیس برای سکس می دیدمش. اما انگار اون کسی رو پیدا کرده بود که پیشش راحت حرف می زد. انگار دوست داشت برای کسی این لذت ها رو تعریف کنه.
لب بازی ام که باهاش تموم شد. بلندش کردم و همونجوری از پشت بغلش کردم و به سمت اتاق بردم. داخل اتاق کنار تخت نشوندمش و خودم بالا سرش ایستادم. زانو زده بود و یه کم کیرم رو از روی شورت مالید و چهره اش پر از شهوت و شیطنت بود. دست کرد توی شورتم و کیرم رو کشید بیرون. شورتم رو بیشتر کشیدم پایین و پایین پام افتاد و در آوردم. اول با دستش کیرم رو می مالید. دستاش نرم و ظریف بود و حس خوبی می داد. یه کم سر کیر رو زبون زد و بعد چند تا لیس از بالای تخمها تا سر کیر اومد و بعد کیرم رو داخل دهنش کرد. اوووف . گرما و خیسی دهنش لذتبخش بود. چشمام رو بستم و سرش رو توی دستام گرفتم. خیلی حرفه ای ساک می زد. کارش درست بود. زبونش که زیر کیرم کشیده میشد شهوتی ام می کرد. کیرم توی دهنش داشت جون میگرفت و شق می شد. یه کم که ساک زد کیرش رو درآورد و یه کم نفس تازه کرد و یه کم لیس زد و بعد سر کیرم رو میون دوتا لبهاش گرفت و یه کم داخل کرد و با دستش کیرم رو گرفت و روی سرش شروع کرد بازی کردن و زبون زدن. دستش رو روی سینه ام گذاشت و انگار که بخواد هل بده بهم فهموند که بشینم لب تخت. سرش رو گرفتم و آروم نشستم و پاهام رو باز کردم. کمی اومد جلوتر و سرش مستقیم روی کیرم بود. موهای نرم و لخت اش توی دستام بود و سرش رو آروم گرفته بودم. با دستش کیرم رو گرفته بود و خیلی حرفه ای داشت ساک می زد و یه دفعه سرش رو پایین تر آورد و سر کیرم رو توی حلق اش حس می کردم. تنگی حلق و گرماش و فشاری که می داد شهوتی ام می کرد و کیرم شق تر می شد. برام خیلی ساک زده بودند ولی حسین کارش عالی بود. هر وقت که سرش رو تا ته حلق اش روی کیرم فشار میداد حس میکردم هر لحظه است که آبم بیاد.
بهش گفتم کافیه حسین جون، سرش رو از روی کیرم کشید و منتظر بود بهش بگم چکار کنه. بلند شدم و یه کم ژل روان کننده برداشتم و بهش گفتم پاهات رو باز کن. انگار عجیب بود براش پاهاش رو باز کرد و لب تخت گذاشت و لب تخت کنارش نشستم و یه کم ژل مالیدم روی سوراخش و اولین انگشت رو آروم داخلش کردم. سرش رو به سمت عقب برد و آه کشید. انگشت وسط رو تا ته که فرو کردم روی پشتش دراز کشید و منم که عاشق سینه های پسرونه ام. خم شدم و شروع کردم همزمان انگشت کردن و باز کردنش، سینه های خوشگل و تپلی اش رو خوردن. کمی با دندونام آروم گازش می گرفتم و انگار خوشش بیاد دستش رو می برد پشت سرم و با شهوت آه و ناله می کرد. انگشت دوم رو که اضافه کردم حسابی دیگه حشری شده بود. سینه هاش رو با یه دستم و دهنم حسابی می چلوندم و می خوردم. دور نوک سینه اش کاملا قرمز شده بود. پوستش سفید بود و سریع قرمز می شد و این صحنه دیونه ام می کرد. یه کم بالاتر رفتم و صورت پر از شهوت رو تماشا می کردم . توی چشمام نگاه کردم. دوست داشتم حرف بزنه. بهش گفتم : آماده ای بکنمت خوشگل پسر ؟
با شهوت گفت : بکن منو . من مال خودتم. لبهای قرمز و تپلی اش وسوسه ام می کرد. روشون رو بوسیدم و زبونم رو درآوردم و دهنش باز شد و کردم داخل. همزمان دو تا انگشت رو داخلش فشار می دادم. ناله اش توی دهن بسته اش خفه می شد. سرم رو کشیدم عقب و دوباره نگاهش کردم.–توی حرفهاش گفته بود دوست داره بهش کونی و جنده گفته بشه -چونه اش رو گرفتم توی دستم و بهش گفتم: کونی من کیه؟ +من … کیر دوست داری جنده؟ +آره . کیرت رو میخوام ،بکن منو …، انگشتام رو داخلش عقب و جلو می کردم و اون با صدای ناله و شهوتی آییییی و واییی می کرد و ، جرم بده. کیرت رو می خوام رو همراهش کرده بود. داغ داغ شده بودیم. انگشتام رو کشیدم بیرون . حشری بودم و هیجان داشتم. به سختی یه کاندوم باز کردم و کشیدم روی کیرم.
بلند شده بود و نشسته بود لب تخت، کیرم رو با کاندوم کردم توی دهنش، کمی خیسش کرد و در آوردم و بهش گفتم : داگی کن تپلی من! روی زانو چرخید و لبه تخت داگی شد. لای کونش رو که باز کردم. دور سوراخش هم قرمز شده بود. کون سفید و گرد و تپلی اش جلوم بود. ناخودآگاه دو سه تا سیلی به نشان تایید و رضایت به کونش زدم. مثل ژله بود و تکون می خورد و سرخ شدنش حشری ام می کرد. من توی سکس خشن نبودم اما انگار حسین و رفتارش و حرف هایش درباره دادن هاش وسوسه ام می کرد که کمی خشن باهاش رفتار کنم. خشن در هر اینکه خیلی هاردتر باشم و نه اینکه آسیب بخوره.
سرکیر رو لای کونش مالیدم و سوراخش خیس بود. کمرش رو با دستام گرفتم و سر کیر رو لب سوراخش فشار دادم و یه چند سانتی داخل شد و یه ناله از درد یا شاید شهوت کشید. نمیدونستم اینقدر باز شده که راحت کیر رو داخلش کنم یا نه. یه فشار دیگه باعث شد در بپیچه توی بدنش و ملافه روی تخت رو چنگ زد و صدای آخ و ناله اش بلند شد. توی دستام محکم گرفته بودم . یه جوری که پهلوها و بالای کونش توی چنگم نگه داشته بودم. نمی دونم چرا، یه ضربه زدم و کیرم تا نصفه بیشتر رفت داخل و سعی در فرار از زیر کیرم و هل داده شدن جلو باعث شد بکشمش سمت خودم و کمر رو بدم داخل که کل کیرم داخل شد. یه ناله جیغ طوری بلند شد و بی تابی اش بهم فهموند که زیاده روی کردم و یه کم سریع داخل کردم. ثابت ایستاده بودم و اونم داشت تحمل می کرد و کمی بعد آروم شد. دستم رو روی کمرش کشیدم و پرسیدم ؟ خوبی حسین ؟ با صدای آروم گفت آره. فقط آروم آروم لطفا. کیرم رو کمی بیرون کشیدم و نگه داشتم و آروم آروم داخل کردم. نفس زدن و آه و ناله های آرومش نشون از این بود که داره تحمل میکنه و آروم آروم داره باز میشه. یه کم توی این وضعیت مدارا کرد و منم رعایت کردم تا باز شد و عقب و جلو رفتن کیرم رون تر شد و حالا دیگه تلمبه هام شروع شد.
پهلوش و بالای لپ کونش رو توی مشت ام گرفته بودم و زیر کیرم داشت عقب و جلو می شد و گرمای داخل بدنش و صدای برخورد پاهام به رونهاش و بدنم به کونش راهم انداخته بود و کیرم رو تا جایی که می شد بیرون می کشیدم جوری که سرش فقط درنیاد و بعد تا ته داخل می کرد. وقتی فرو می شد از آه کشیدن شهوتی اش متوجه می شدم که لذت می بره. زانوهاش خسته شده بود و هی زیرم تکون می خورد. آخرش گفت : نمی تونم. پاهام خسته شد. کیرم رو کشیدم بیرون. خودش برگشت و طاق باز شد. دوست داشت توی اون حالت بکنمش.
پاهاش رو باز کردم و کیرم رو داخل کردم. خودم رو بهش چسبوندم و زیر زانوهاش رو توی بازوهام گرفتم و شروع کردم تلمبه زدن. دستام رو رها کردم و با یه دست کیر کوچولو و تخماش رو توی دستم گرفتم و تلمبه رو ادامه دادم. به چهره اش نگاه می کردم.شهوت از چشماش می بارید و لپ هاش گل افتاده بود و لبهاش رو وقتی محکم تر تلمبه می زدم گاز میگرفت و دستاش روی سینه هاش بود و میمالیدشون. حس جذابی بود وقتی درد ضربه های تلمبه ها توی کونش و شهوت رو توی صورتش می دیدم.
یه کم که توی این حالت کردمش و تماشاش کردم، یه کم کیرم رو کشیدم بیرون و یه پاش رو خم کردم و چرخوندمش، وقتی سوراخ کونش روی کیرم چرخید واقعا عالی بود، و روی پهلو یه پاش رو جمع کردم و جوری که کونش زیر دستم باشه و خودش رو ببینم شروع کردم تلمبه زدن و هر یکی دو تا تلمبه یه دونه سیلی می زدم به کونش وزیر دستم می لرزید و صداش دیونه کننده بود. با هر سیلی خون می دووید زیر پوستش و کونش سرخ تر می شد. از اولی که کیرم رو داخلش کرده بودم در نیاورده بودم و تلمبه ها باعث شده بود کونش داغ بشه و می سوخت، گاهی دردش زیاد می شد و دستش رو می آورد جلو و آه و ناله اش بیشتر می شد و کمی به خودش میپیچید. چند تا تلمبه که زدم دیگه نمی تونست و انگار ناله اش شبیه هق زدن باشه صداش در اومد و با آی آی کردن و دستش رو آورد جلو که من رو پس بزنه. کیرم رو کشیدم بیرون که استراحت کنه. بهش گفتم : خوبی ؟ با سر جوابم رو داد. هر دو خیس عرق بودیم. چون عادت دارم مدت زیادی تلمبه بزنم و پوزیشن رو دیر عوض می کنم، اکثرا خسته می شن و زود دردشون میاد. یه کم ژل آوردم و با انگشت روی سوراخ و توی سوراخش که حالا باز باز شده بود مالیدم که آروم بشه. کیرم شق شق شده بود و با بدنش که بازی می کردم شهوتی می شدم. بهش گفتم روی شکم بخوابه. رفتم روی پاش نشستم و یه کم کونش رو که یه طرفش سرخ تر شده بود رو مالیدم و چند تا سیلی زدم و بهش گفتم : بکنم؟ +آره . اوکیه . دوست داشتم صداش رو بشنوم و حرف سکسی بزنه . یه دونه محکم تر زدم و گفتم : جرت بدم ؟ میخوام حسابی جیغت دربیاد . +با شهوت گفت : جوون . جرم بده . کیرت رو بکن توم. دلم کیر میخواد . کیرم رو داخل کردم . فهمید که دوست دارم حرف سکسی بزنه. روش خوابیدم و دستم رو دور گردنش حلقه کردم و بدنم کامل روش بود و پاهام کنار پاهاش. ادامه داد : جوون چه کیری. مرسی که منو می کنی. کونی ات رو بکن. تلمبه ها رو شروع کردم . با حرفهاش تشویقم می کرد و من با تمام جون حسین رو می گاییدم.
درد داشت ولی تحمل می کرد. وسط تلمبه ها گاهی آخ و اوخ از سر درد بود ولی باقی ناله هاش از شهوت بود. حرف می زد و کارش رو خوب بلد بود. عاشق این پوزیشن بودم، کامل روی بدن طرف بخوابم و احاطه اش کنم. بخصوص بدن ظریف و تپل و نرمی مثل حسین. برآمدگی های بدنش رو با بدنم لمس می کردم و کیرم رو که حالا شق شق شده بود رو توی سوراخ باز شده و خس و چرب اش تلمبه می زدم. گاهی که تا ته فرو میکردم زیرم هل می خورد جلو و تا ته که می رفت پروستاتش به سر کیرم فشار می آورد و حس اینکه ارضا بشم رو قوی تر می کرد. میدونستم که نزدیک ارضا شدنمه، انگار می خواستم از فرصت باقی مونده استفاده کنم و تا جایی که می شه از این بدن و کون لذت ببرم. کیرم رو بیشتر می کشیدم بیرون ولی محکم تر میزدم داخلش. پاهام داغ شده بود و کیرم داشت منفجر می شد. یه حسی از توی رونام شروع شد و ناخودآگاه فشار محکمی داخلش دادم و آخ بلندی گفت و ارضا شدم. هنوز جون داشتم و نمی خواستم بکن بدی باشم. توی همون حالت کمی برگردوندمش و هنوز کیرم داخلش بود و نیمه شق نشده بود. کیرش رو که حالا کمی بلند شده بود رو توی دستم گرفتم و براش می مالیدم و کمی هم با کیر نیمه خوابم توش عقب و جلو می کردم. دستام رو که محکم گرفت و ناله ها و نفس هاش تغییر کرد فهمیدم داره ارضا می شه بیشتر برگردوندمش و کیرش رو به سمت شکمش گرفتم و اون هم ارضا شد. هر دو طاق باز خوابیدیم کنار هم. کیرم داشت شل میشد، بلند شدم و رفتم سرویس و برگشتم. خودش رو تمیز کرده بود و دراز کشیده بود و چشماش رو بسته بود و دستاش روی رونها و شکم و سینه هاش بازی می کرد.
لکه های سرخی رو سینه هاش و رونها و کونش باقی مونده بود. کنارش خوابیدم و از پشت بغلش کردم. آروم گفتم : چطور بود؟ با خنده گفت : خوب بود. فکر میکردم از این کمر شل هایی که همون اول آبشون میاد. ولی خوب ظاهر شدی. هنوز شهوت داشتم. ولی میدونستم بار دوم دیگه حال نمیده. گفتم : خیلی حال دادی پسر. عالی بودی. اینقدر که دوست دارم یه بار دیگه بکنمت. با خنده گفت: استراحت کن بریم راند دوم. سینه اش که توی دستم بود رو فشار دادم و گفتم نه جنده! الان نه. بمونه دفعه بعد. یه کم دراز کشیدیم و با بدنش آخرین عشق بازی ها رو کردم و رفت خونه.
حسین پسر شیطونی بود، باید قلق اش رو می دونستی که رام بشه و سر به راه بیاد برای سکس. میدونستم غیر از من با کسای دیگه ام هست و دوست داشتم از سکسای دیگه اش هم برام بگه. بخاطر همین هر وقت که میومد و سکس می کردیم بهش می گفتم که از سکس های دیگه اش تعریف کنه. از حس هاش و اتفاقهای سکس هاش که می گفت لذت می بردم.
نوشته: Farhan
یک پاسخ به “حسین، بچه محل قدیمی”
عالی بود