جنون من و مامانی

نمیتونستم دیگه بیشتر از این تحمل کنم دیگه داشتم قاطی میکردم …لعنت به این دنیا که همیشه واقعیت بهت نشون نمیده همیشه اولش میزنی جاده خاکی تا بعد شاید بتونی خودت نجات بدی …۱۴ سالم بود با داستان های سکسی با محارم آشنا شدم اولش تصویر سازی میکردم با بازیگرا ولی بعد یواش یواش پرو رو شدم اون حرمت پاره کردم غیرت جر دادم ریختم دور حقم داشتم دیونه ام میکرد اون بدن سفید برجسته اش اون جذابیت سکسیسش لعنتی انگار زاده شده بود واسه پورن بازی کردن کاریزمای خاصی داشت دلت میبرد همش یه طرف، پاهاش، اون پاهای سفید متناسب با هیکلش اتیشم میزد حاضر بودم آدم بکشم که بهشون برسم
از هرفرصتی جوراب و شورتش کش میرفتم بیهوش میشدم از عطر تنش کیف میکردم ولی اوایلش یواش یواش حالم خیلی بد شده بود هر جور شده باید یه کاری میکردم دیگه بی محابا عمل میکردم گذاشتم چند باری ببینه که دارم شورت جورابش بو میکشم ولی به روم نیورد
رفته بود روانشناس طفلی اون بهش گفته بود نباید بزاری عقده بشه براش چون ریشه میکنه و خیلی چیزهای بدتر از این براش باز میکنه نمیدونم واقعا جواب تخصصی داد یا خودشم حالی به حولی شده خودشم اهل لوندی بوده
خلاصه که یه شب موقع فیلم دیدن تو کوک پاهاش بودم اصلا حواسم به فیلم نبود دیدم تو تلاطمه انگار میخواد یه کاری کنه یا یه چی بگه که یهو زبون وا کرد گفت تو کجای بدن من بیشتر دوست داری کجا از نطرت خوشگل تره …اتیش گرفتم یه کم طفره رفتم هی اصرار کرد گفتم پاهات کف پاهات زیباترین چیزیه که تا حالا دیدم گفت واقا یعنی چی زیباست که چی بشه دوست داری چی کارشون کنی گفتم هیچ دیگه یه فتیش خاصه که البت خودش میدونست داشت من سیاه میکرد گفتم دوستم دارم ببپرستمشون بوش کنم ببوسمش لیسش بزنم تو هم کیف کنی خستگیت در بره گفت جدی پایه ای امتحان کنیم گفتم جدی میگی یعنی زشت نیست تو مادرمی گفت نه چه اشکالی داره کار شاقی هم نمیخوای بکنی میخوای قربون پاهام بری نمیدونم چه طوری رسیدم زیر پاش گرفتم تو دستم وای اوج لذت بودم اولش اروم سکسی خوردم واسش بعدش مثل دیونه ها شدم که دیگه گفت اروم باش خودت کنترل کن گفتم نمیشه گفت میدونم دردت چیه بیشتر میخوای تو هم باید خالی شی درش بیار ببینم داره منفجر میشه گفتم اره ولی من یه چی دیگه میخوام یه کم بیام بالاتر رو رونت یواش بیام بین پات کست بخورم این گفتم هنگ کرد تا اومد جواب بده گفتم تو را خدا چیزی نیست فقط ببینمش عطرش داره دیونه ام میکنه یه کم لای پاش باز کرد شروع کردم خوردن رون هاش رسیدم بین پاش سرش پشت گرفته بود اصلا نبود تو این دنیا شرتش اروم کنار زدم یه لیس زدم تابیدم توش به خوردن اصلا دیگه شهوت کورم کرده بود یه جوری میخوردم ابش غلیظ سرازیر میشد ولع داشتم میخوردمشون یه تیکه فهمید اومد بالا بگه نکن دیدم چشما خمار خمار موها اشفته جون نداشت گفتم کاریت نباشه شیرینیه عسلع واسه من اصلا سمه میخوام تموم سم بدنت بکشم بیرون تو فقط لذت ببر خوردم تا از حال رفت کیرم داشت منفجر میشد دیگه گفتم یه اب قندی چیزی بهش بدم گفتم اب خودم که غنی تره رفتم رو صورت نازش لباش یه گاز گرفتم تا سر کیرم گذاشتم روش پا شیدم تو دهنش حااااال اومدم نداریم همچین حالی کنارش خوابیدم صبر کردم تا بهوش بیاد تا ۱۱ ظهر بکوب خواب بود من سر تا پاش ناز میکردم میخوردم حتی یه تکونم نخورد بیدار که شد تا یه مرور کرد از تو برق چشاش فهمیدم که این ماجرا ادامه داره سفت …حالا دارم مینویسم لحظه به لحظه تمام سکسامون حفظم خط به خط چون تجربه یه عشق بود با سکس سایکیک بی حد مرز اونم به مررور از سادگی در اومد حالا خودش فانتزی مینویسه اجرا میکنیم …شب خوش

نوشته: مجهول

بازدید 6,098

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “جنون من و مامانی”

  1. حرف بسیار درستیه، لذت بی انتهاست این رابطه که نگاه به مفهوم لذت رو تغییر می ده . قدرشو بدون

  2. د آخهچرا تا تهش خوندم ، تیر خلاص بودوقت بستن سایتهبکن تو بسه واسه امروزم

  3. تصور ذهنی یک آدم کم رو و خجالتی که ذهنیتش رو برامون نوشته ولی ممکنه یه روزی شهامتش رو پیدا کنه که البته ممکنه خیلی گرون تموم بشه

  4. شما بابایی هم ندارید انگاری چون از عصر یک ضرب تا فردای اونروز ساعت 11 فرمون تو دستون بود خب بعنوان یه ادم بی طرف باید بگم انگار مامانت شما رو یا از لپ لپ در اورده یا همون روانشناس کودک بعنوان هدیه روز زن طی مراسمی روحانی و عملیاتی روح بخش شما رو تو مزرعه خانم والده اتون کاشته

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید