این آخرین رابطه من با سگ مهشید بود.تا اونجایی گفتم که پریود شدم.خیلیا میدونن خانمها تو پریودی حشری ترن.منم واقعا تو اون مدت پریودی زجر کشیدم.خصوصا وقتی نوارمو باز میکردم میدیدم داره خون کصمو تمیز میکنه و میخوره.وابستش شده بودم.انگار از اعماق وجودم بو میکشید…افکار بدی داشتم اون موقع شهوت و عذاب وجدان قاطی شده بود.میگفتم عجب غلطی کردم.این بزرگترین گناهه.جنده میشدی کنار خیابون میموندی یه چن تمن بهت میدادن.اخه با سگ؟مگه مرد قحطه؟مگه الت قحطی اومده؟نکنه اعتیاد پیدا کنم به سگ.لعنت به همه کس و کارت مهشید این چه بلایی بود سرم اومد.جلو شهوتتو بگیر هرزه ی عوضی.رفتم سگو بستم به درخت تو ویلا.داشتم میرفتم یه نگاه غمگینی بهم کرد.وارد ساختمون شدم از پشت شیشه بهش نگاه میکردم که مونده نگاه ساختمون میکنه.نشستم رو مبل گریم گرفت.بلند شدم دست و صورتمو شستم.گفتم زنگ بزنم به مهشید یا بیاد ببرش.یا ببرمش براش.دو سه بار گوشی گرفتم و گذاشتم رو اپن.دو دل بودم شدید.تا دو سه روز غذا براش میبردم.وقتی داشت میخورد یه کم دست به کیرش میزدم و همون افکار سراغم میومد.نکن نکن نکن.دسمو برمیداشتم.تو کصم جهنم بود.دوست داشتم یه الت اندازه کوه بره داخلم پاره پوره شم بمیرم بره.بین عذاب وجدان و نیاز جنسیم و حس متفاوت و خاصش گیر کرده بودم.تو اون چند روز واقعا ول میچرخیدم.گاه گاهی حتی نصف شب از خواب بیدار میشدم.کیرشو کمی از غلاف میدادم عقب و نوک کیرشو میمکیدم و اب لزجشو میخوردم و میرفتم.لکه بینی داشتم که با مهشید تلفنی حرف زدم.که مهشید اذیتم چرا اینجور کردی حالا من چیکار کنم تقصیر توه.و… مهشید با ناراحتی گفت مگه دستتو پیچوندم.همونجور که عین آدم بردیش عین ادم هم بیارش.یه ساله با من انجام میده. یه بار مثل تو رفتار نکردم.بیارش تا جفت نکرده باهات.مهشید جفت کنه یعنی چی میشه؟این دیگه به تو مربوط نیست.بردیش خل بازی دربیاری اگه غذا هم نمیدمش من چه میدونم.الان کجاست؟مهشید چته تو ساختمونه غذاشم خورده.بذار بمونه همون دو هفته که گفتی خودم میارمش…مهشید گفت چند بار باهات انجام داده؟گفتمش فقط یه بار.گف در کل از حرفا امشبت خوشم نیومد.خدافظ و گوشی قط کرد…فرداش کامل خوب شده بودم.دم صب وقتی بیدار شدم که دیدم خیس خیسم.چن بار کصمو فشار دادم به دشک که ورمش بخوابه.دیدم بدتر شدم.با تپش قلب و شهوت هزار و عصبانیت که گور پدر همه و همه.رفتم طنابشو از درخت باز کردم بردم تو حموم.یه دستم گوشیم یه دستم طنابش.در حموم بستم.گوشی گذاشتم پشت در.لخته لخت شدم.ممه هام سفت شده بود.و برعکس سری قبل.این بار خیلی اروم مونده بود.انگار یه کار نیمه تموم داشتیم با همدیگه.سرمو بردم زیر شکمش.شروع کردم به خوردن کیرش.واقعا محکم میمکیدم.جوری که مایع لزجشو بلافاصله قورت میدادم.تو ذهنم بازم مریضی میومد میگفتم میخوام اتفاقا مریض شم.با چوچولم که یه کم بازی کردم.حس کردم شیره سفید رنگ کصم داره بیرون میریزه.گرفتم سمت صورتش اصلا حتی یه بار هم لیسش نزد.نمیدونم چرا.بارها گرفتم سمت صورتش لیس نزد.فقط بو میکشید.هر باری که ا کصم بو میکشید حس میکردم بیرون ریزی التش بیشتر شده.بلافاصله حالت سگی موندم.کیرش ورم شدیدی کرده بود و دل میزد و قطره قطره میومد ازش.پوست بدنش رفته بود زیر پیازش.کشوندمش رو خودم هوایی میزد به کناره ها کصم.شل گرفتم چون میدونستم تا نوک التش سوراخ کصمو حس کنه یه هو فرو میکنه.هوایی زد زد زد. یه هو تا چسبید با نهایت قدرت تا پشت پیاز فرو کرد.سوزش و درد شدید باعث جق زدنم شد و بلند گفتم ایییی خدااااا.کمی سفت شد بدنم.اما تو ذهنم میومد تحمل کن شل بگیر.باید کارشو کنه.حس کردم چاک خوردم.چون دیگه ساقش نبود.ضربه ها محکمش برا این بود پیاز جا کنه.درد داشتم و لذت.چوچولمو تند تند تکون میدادم و صورتم که چسبیده بود به مزاییکا حموم سرخ شده بود.اسکوئرم ا کنار پیازش بیرون ریخت اما لعنت به این داغی ابش که ته کصم و تو رحمم داشت میریخت.یه بار تو ضربه هاش ارضا شدم.دو بار وقتی ساکن بود و تو کصم قفل کرده بود.حدود نیم ساعت حالت قفل طول کشید.الت هامون تو هم بود و تکون نمیخوردیم.تا یه کم که زور زدم که بندازمش بیرون دیدم چند قطره خون از کناره چوچولم ریخت کف.نگران شده بودم.زانوهام درد گرفته بود و سفتی موزاییک.زور زدم کمی فشارش دادم عقب.دیدم در نمیاد.دوباره تلاش کردم.کم کم گریم گرفت و گفتم ولم کن دیگه خو.یکی زدم رو پوزش.روشو کرد اونور.پشت به پشت شدیم.فشار داد که بره دردم بیشتر شد باهاش رفتم کمی.دستمو کشیدم بلافاصله به مهشید زنگ زدم.با گریه گفتم مهشید توروخدا به دادم برس.گف چی شده مگه چرا صدا میپیچه؟گفتمش تو حمومم سگت آلتش گیر کرده توم.خون ازم ریخته بیرون.یه هو مهشید بلند خندید.گف عزیزم چته؟خانومی گریه نکن فدات شم.تحمل باید کنی.تو شل بگیر خودش موقش که رسید درش میاره.مهشید رحممو پاره کرده فک کنم.نه دیوونه هیچیت نمیشه بار اول دوم که پیازشو میفرسته کمی خون میاد.تا باز کنی برا دفعات بعد.جفت شدن همینه.داره جفتت میکنه.بار اول دوم منم خون اومد.تا باز کردم براش و سایزش شدم.جفت گیری سگ اینه.یا نباید براش بمونی یا پی این چیزا رو هم به تنت بمالی.مهشید خود الان من چی کنم که ول کنه.حس پری دارم تو شکمم و درد و سوزش اول کصم.پریت برا اینه اسپرمشو کامل خالی کرده الان ول میکنه یه کم دیگه بمون.نمیتونم مهشید.خب مگه نه تو حمومی یواش اب سرد بگیر بهش.دست گوشیمو دور کردم .کج شدم شیر اب سرد باز کردم.سر دوش بود خدا رو شکر.تا چن قطره اب سرد ریخت رو کمرش.یه هو خودشو رو به زیر جمع کرد و با یه فشار ا کصم درش اورد.دراوردنش اونقد درد نداشت که فرو کردنش درد داشت.اما جیق رو زدم و صدا خنده مهشید میومد و بلافاصله قطش کردم.اب بستم.کمرم به دیوار پاهام باز.نگا سوراخ کص چاک خوردم کردم که اینقد باز ندیده بودمش.پاهام بیحس بود.حالت زمین در هوا و سبکی.درد داشت اما واقعا حس خوبی داشتم.واقعا منو گاییده بود.مردها میکنن.اما این واقعا منو گایید.اسم دقیقش اینه واقعا.زور زدم اب خون و هرچی ازم دراومد رو لیسید.خودمو شستم.کیر اونم تو غلاف رفت.تو ذهنم اومد که چرا قبل کردن شیر کصمو لیس نزد.یعنی اینقد میفهمه که قراره منو بترکونه باید لیز باشه.کاری بهش نداشتم.رفتم تو اتاق در بستم افتادم رو تخت و خواب خرگوشی.نیازم برطرف شده بود.بعد دو ساعت بیدار شدم.دیدم تو اشپزخونه ول میچرخه.لباس پوشیدم بردمش دادمش مهشید.مهشید لا در طناب شم دستش.گفت پس پول اقا رو نمیدی و خندید .منم با ناراحتی گفتم گمشو بابا و گاز دادم رفتم.الان این همه ساله میگذره و از زندگیم دیگه نمیگم و ادامه نمیدم.اما این کار کاره درستی نیست.نه به عنوان شهوتی کردن شما.یا شهوتی بودن خودم.همینو فقط میگم.هر که با پای خودش.آلت سگ برا سگ مادس.نه انسان.کیر مرد برا کس زن طراحی شده.و همینطور برعکسش.من دیگه انجام ندادم و نمیخوامم.یه شوهر خوب دارم و یه پسر.مهشید اما ادامه داد.چن ماه بعد اونو فروخت و یکی دیگه گرفت و مهشید یه مریضی مقاربتی بد گرفت.زگیل تناسلی که تا آخر عمر همراهشه.مدام جراحی میکنه و دوباره…این آخر داستان که نه…آخر این خاطره زندگی واقعی من بود…بای
نوشته: سارا
9 پاسخ به “جنده سگ شدنم (۲)”
کصخووول
خوب بود . دمت گرم
خاطره خوبی بود و فکر میکنم که لذتبخش بوده برات.به نظر من هرچیزی رو یک بار هم که شده باید امتحان کرد.
دو خط خوندم اما همون کافی بود برام که بفهمم مضخرف مندرآوردی یه پسربچه سینگل تو کف
خایمال نبودی ؟بودی وگرنه سگ نمی گاییدت😂
ممنون خیلی خوب بود. منتظر داستانهای بعدت هستم
خاک تو سر کثیف جفتتون پلشت های نجس
عالی
خوشم نیومد.پس زنها و دخترها برای همین سگ توخونه دارن تا کوصشون رو بلیسه و بزاره.خخخخ