جق زدن با پسردایی

سلام دوستان اسم من باربد(اسم مستعار) هست و توی شهر دامغان زندگی می کنم و شانزده سالمه،این ماجرایی که برای شما تعریف می کنم کاملا واقعی است بین من و پسرداییم میثم(اسم مستعار) اتفاق افتاده است،میثم در شهر کرج زندگی می کند و در سال یکی دوباری به دامغان می آید و تابستان پارسال یعنی سال ۱۴۰۱ من و مادرم به کرج رفتیم و آنجا یک بار با میثم یک فیلم سوپر دیدیم و جق زدیم و ماجرای اون اتفاق رو برای طولانی نشدن این داستان تعریف نمی کنم و فقط خواستم بگم که داستان ما از اونجا شروع شد،تابستان امسال من داشتم برای امتحانات نهایی می خوندم و حسابی درگیر بودم که برای خوردن نهار به خانه ی مادربزرگمان رفتیم و میثم هم اونجا بود و قرار بود شب اونجا بمونه و من هم با فکر اینکه ماجرای کرج رو تکرار کنیم با کلی اصرار مامانم و راضی کردم که شب بزاره بمونم و اونم در نهایت قبول کرد و اون رفت خونه و من و میثم و مادربزرگم موندیم و شب که شد مادربزرگم به ما گفت که برید شام بخرید و ما رفتیم و گرفتیم و تو راه قضیه رو بهش گفتم و اونم با روی باز قبول کرد(معلومه از خداش بود😏😏)،خلاصه شام و خوردیم و چراغ هارو خاموش کردیم و من و میثم رفتیم داخل اتاق و رو تخت خوابیدیم و مامان بزرگم هم رفت داخل اتاق خودش خوابید(خونه مامان بزرگم دو تا اتاق داره)،میثم لپ تاپش رو باز کرد و رفتیم تو پورن هاب و هنذفری گذاشتیم و داشتیم میدیدیم و شلوارامون و شورت هامون رو کشیدیم پایین و برای اولین بار کیر میثم رو دیدم که پونزده شونزده سانتی بود و دقیقا هم اندازه کیر خودم بود منتهی مال اون یکم کلفت تره،(نکته:من و میثم قبلا طبق گفته های قبلیم یک بار قبلا با هم فیلم دیدیم و جق زدیم ولی زیر پتو بود برای همین کیرش رو ندیده بودم)نزدیک چهل دقیقه ای با کیرمون ور رفتیم و میثم بهم گفت:« می خوای من برات بزنم ؟»من هم بهش گفتم اوکی و اونم شروع کرد و انصافا هم خیلی خوب انجام داد،اول سه چهار دقیقه ای با کیرم ور رفت و بعد یک تف خیلی بزرگ زد کف دستش و شروع کرد و دو سه دقیقه ای ادامه داد تا آبم اومد و این رو هم بگم که مجهز بودیم و دستمال و سطل و همه چیز برای جمع کردن آبمون داشتیم و من چون آبم اومده بود یک ربع ساعتی رفتم و خلاصه فیلم از یک چنل دیدم و میثم هم مشغول دیدن فیلم سوپر بود و یکدفعه دست کرد تو شلوارم و با کیرم ور رفت و یک تف غلیظی زد که خیلی حشریم کرد و با تخمام هی ور می رفت و خیلی حشری شده بودم و شلوارم رو دوباره درآوردم و برای راند دوم آماده شده بودم که میثم دستم و گرفت و رو کیرش که انصافا کلفته گذاشت و من هم آماده زدن بران اون بودم و نزدیک پنجاه دقیقه فقط با هم ور رفتیم و یک دفعه یک فیلم خیلی خفن دیدیم و گفتیم وقتشه و شروع کرد،این بار به کیرامون وازلین زدیم که آبمون دیرتر بیاد و خلاصه شروع کردیم و پنج شیش دقیقه ای طول کشید تا آب دوتامون اومد و خودمون رو جمع و جور کردیم و رفتیم دستشویی که خودمون رو بشوریم و بعدش هم گرفتیم خوابیدیم و امیدوارم بعدا دوباره فرصت این کار برامون بدست بیاد.
(دوستان عزیز این داستان کاملا واقعی است و فقط از اسم های مستعار برای شهرها و خودمون استفاده کردم و اگر غلط املایی داشتم عذرخواهی می کنم)

نوشته: باربد

بازدید 12,213

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “جق زدن با پسردایی”

  1. یادش بخیر هم با پسر عمم ۵۰ ۵۰ میرفتیم هم پسر داییم که ۴ سال از خودم بزرگتر بود اول کونمو خون آورد

  2. آخه …کش، روایت جق زدنت ویکی مثل خودت به نظرت میشه داستان سکسی؟!!!مگه مجبوری بنویسی ؟وقتی هم چندتا فحش حسابی نثارت بشه، بهت برمیخوره و فاز فرهنگ و تربیت و…میگیری

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید