دورود .ممنون بابت نظر دادن راجب داستان قبلی ام…چه چه مثبت چه منفی ، احترام میزارم به نظراتتون…بریم در ادامه فانتزی های منو الهه میخوام ی فانتزی دیگه چند روز پیش تجربه کردیم براتون تعریف کنم. آلهه خیلی دوست داشت فانتزی فرسام تجربه کنه ولی من مخالفت میکردم .دلیلش میترسیدم اذیت بشه. بالاخره با خودم کنار امدم رازی شدم،ولی به الهه نگفتم تا سورپرایزش کنم. دو تا نفر سوم با قیافه و اندام و سایز کاملآ متفاوت پیدا کردم حرفام قرار هام باهاشون گذاشتم.تا اینکه روز سالگرد آشناییمون فرا رسید… بهش گفتم سلام عزیزم امشب قرار آشناییمون میخوام برات بترکونم مشروب بساط کامل آماده کردم. الهه از خدا خواسته قبول کرد شب شد بساط تو اتاق دوبلکس خونه چیدم مثل همیشه الهه با لباس سکسی سفید ناز شده بود دلبری برا خودش شده بود قد بلند هیکل بغل پر کن سکسی هات آمد نشست شروع به مشروب خوردن قلیون کشیدن…تا اینکه گوشیم زنگ خورد جواب دادم رمزی بی مفهوم برا آلهه جواب دادم . آلهه گفت کی بود …دوستم سر کوچه هست آمده ی چیزی ازم بگیره من برم زود برمیگردم…تو مشغول باش تا من بیام…کمی غر غر کرد من زدم بیرون با احسان و مهران هماهنگ کرده بودم(یادم رفت نفر سوم ها معرفی کنم احسان پسر قد بلند هیکلی بچه خوزستان با سایز۲۲سانت مهران بچه اطراف شیراز با قد نسبتاً معمولی با شخصیت و تحصیل کرده با سایز کوچک وهات) رسیدم پیششون معذرت خواهی که ببخشید رعایت جوانب میکنم درباره هماهنگی لازم تکرار کردم با چشم بند رو چشماشون سمت خونه راه افتادیم بدون سر صدا آمدن تو سالن نشستن…از پلهها رفتم سمت اتاق پیش الهه عزیزم دیر کردی …تا من آمدم مست مست شده بود گفتم امشب ی سوپرایز برات دارم اوکی هستی با تعجب نگاهم کرد گفت چی گفتم فرسام باورش نمیشد… گفتم ی توله سگ ی سگ هار برات آوردم من میرم پایین خودتو آماده کن بعد بیا…تو سالن پیش توله سگ(مهران)سگ هار(احسان)نشستم .دل تو دلم نبود هیجانی و استرس، درباره کارهای که باید چطور انجام بدن توضیح دام شرایط سکس الهه که چطور…نمیدونم من بیشتر از اونها هیجانی شده بودم… مشغول صحبت بودیم ،ملکه زندگیم از پلهها آرام باوقار آمد پایین با ی نیم نقاب رو صورتش که فقط دور چشمانش و رو پیشانش نشسته بود،خداییش اینجوری جذاب تر شده بود با صدای پاش توله سگ و سگ هار بلند شدن محو هیکل سکسیش شدن ،آرام جلو میآمد سمت ما …توله سگ و سگ آرام دست جلو بردن سلام کردن ی بوسه رو دست الهه زدن مظلوم ایستاده بودن تا اینکه الهه با اشاره دست به مبل تعارف شأن کرد. خودشو معرفی کردن شروع به صحبت کردن ،سعی میکردن خودشو مودب سکسی …نشون بدن …منم گوشه مبل نگاه میکردم گوش میدادم… عزیزم سالگرد آشناییمون مبارک خیلی وقته اصرار به این فانتزی داشتی من مخالف بودم. تا اینکه امشب خواستم سوپرایزت کنم الان هم دو توله سگ و سگ هار برات آوردم در خدمتتون…الهه رو مبل نشسته بود چراغ ها خاموش با نور کم چراغ هالوژن فضای آرام میکرد اشاره بهشون گفتم شروع کنید، مهران آرام با بی اعتمادی بلند شد چند قدم رفت جلو رو زمین نشست چهار دست پا به سمت الهه برداشت تا اینکه رسید نزدیک پا الهه … کفش پاشنه بلند پوشیده بود پاش بلند کرد گذاشت جلوی صورت مهران بهش فهماندن جلوتر نیاد تعظیم کرد نیم نگاهی به الهه کرد گفت در خدمتم بانو اجازه هست امشب برده فرمانبر شما بشیم…آرام با لطافت خاصی کفش در آورد .پاشو بالا آورد شروع به بو کردن کرد نفس عمیقی کشید.هیجان چند برابر پیدا کرده بودم ،بعد چند تا بو کردن ی بوسه ناز رو پاش زد الهه ی نفس عمیقی کشید مهران فهمید کارش درست بود ادامه داد آروم لیس میزد انگشت ها تو دهانش با ی مهارت خاصی می چرخاند، آه ناله الهه بلند شده بود مهران با ناله ها الهه، تشویق میشد بهتر کارش خوب پیش میبرد،حرفی زده میشد،لذت میبرد، با اشاره دستش سگ هار به سمتش فراخواند، احسان با قد بلندش بلند شد سمت الهه قدم برداشت رفت سمت الهه،کنارش نشست دستی رو سر صورتش کشید،الهه آرام دستش گذاشت زیر گلوش چونه هاش تو دستش گرفت صورتش گشت سمت خودش لبش گذشت رو لبش انگار منتظر چنین صحنه ای بود احسان شروع به لب گرفتن کردن مهران کار خودش بلد بود فوت فتیش حرفه ای بود با ی دستش رون الهه ناز میکرد به خوردن ادامه میداد لب تو لب ،شدت لب گرفتن بیشتر شد دست دور کمر هم، لب بالا پایین تغییر میدادن به خوردن…منم دستم به کیرم از قبل هماهنگ کرده بودم من زیاد دخالت تو سکس نکنم فقط راهنمایی کنم لذت ببرم وای داشتم دیوونه میشدم حس کاکولد چه حسی خوبیه… مهران آرام پاها گذاشت زمین از پایین شروع به لیس زدن کرد،به بالا پیشرفت میکرد خیلی زیرکانه خودش به کناره رون آلهه رسوند ی لیس محکم کرد که الهه لب از احسان جدا کرد ی آه بلندی کشید گفت جان توله سگ گوگولی خودم اولین حرفش تو سکس بود با این حرفش مهران آتیش گرفت با هیجانی بیشتر میخورد کاملا حواسم بهش بود چکار میکنه ی مرتبه کوسش بو کشیدی نفس عمیقی رو کس خالی کرد الهه آتیش گرفت خودش جمع کرد روناش به هم فشار داد ،مهران ادامه داد، ی مرتبه با زبونش ی لیس جانانه بی خبر رو کوس کشید چنان ناله ای کرد خودش جمع کرد ما را متوجه لذتش کرد سرش محکم گرفت رو کوسش اون هم با ولع تمام به لیس زدن ادامه داد الهه با دستش بالا کوسش ماساژ میداد هی لب احسان میخورد بعضی وقتا گردنش میخورد گاز میگرفت ،مهران عین قطعی زدها کوس لیس میزد زبونش تا ته میکرد تو کوسش ،امپر چسبیده بود الهه، آرام با اشاره بهمهرانگفتم وقتشه،که از قبل هماهنگ کرده بودم ،گفته بودم نقطه ضعفش کجای که بهتر ارضا بشه. اون هم آرام انگشتش کرد تو کوسش،بالای کوسش میخورد ،سرعت انگشتش تو کوس یواش یواش بیشتر بیشتر میکرد به خوردن ادامه میداد ،بیچاره احسان ،الهه تمام هیجان دقش دلی سر لب بدن او خالی میکرد ، تا اینکه به اوج رسید احسان کنار زد ،پاهایش بیشتر باز کرد کمرش جلو کشید سمت کوسش،با دست سر مهران محکم گرفت رو کوسش که بهتر بخوره قربون صدقه اش میرفت ،مهران انگشتش سرعتش بیشتر شد ،الهه ناله هاش بلندتر شد با تمام وجود داد میزد پاهاش کمی بالا کشید به هم چسباند، بیچاره مهران داشت خفه میشد با کوس ولی ادامه میداد ،الهه ی مرتبه بیحال شد پاهاش باز شد مهران ی نفس راحتی کشید ، با لب آبکی نگاه به الهه میکرد ، الهه ی لبخند بهش زد کشیدش تو بغل خودش لب ازش گرفت نازش میکرد، …جفتشون توله و سگ هار کنار هم رو مبل نشوند .نشست بین پاهای دوتاشون با دو دست هر دو کیرو گرفت تازه کیرشون میدیدم مهران کیر قلمی کوچک و احسان کیری بزرگ با وقار ۲۲سانت…با دستاش بهشون بازی میکرد، تا اینکه کیر مهران برد رو لبش ی بوس کرد ی لیس آروم زد ،مهران خودش جمع کرد هیجانی شده بود ،آرام آرام کردش تو دهنش با دست دیگه کیر احسان ناز میکرد شدت خوردنش بیشتر کرد، بعد ۱دقیقه رفت ی لب از مهران گرفت مزه آب کیرش رو زبونش مزه کرد ،برگشت سمت احسان با ی دست خایه هاش می مالید و دستش کیر بزرگش ناز میکرد پیش آب از سر کیرش سرازیر شده بود کیرش گرفت رو صورتش مالید پیش آب کیرش رو صورتش مالید، شروع به خوردن کرد با تمام وجود میکرد تو دهانش در می آورد. مهران که از ساک زدن الهه متوجه شد حالا حالا نوبت اون نمیشه نیم خیز شد خودش به پشت الهه رسوند که به حالت داگی داشت برا احساس ساک میزد.باسنش گاهی هم کوسش از پشت لیس میزد ،الهه با این کار مهران کیف میکرد هیجانش رو کیر احسان خالی میکرد کیر درازش تا ته کردش ته حلقش ی چند ثانیه نگه داشت ی مرتبه در آوردش نفسش رفت سفیدی چشماش معلوم شد ی عقی زد،جلو خودش گرفت.مهران احسان تعجب کردن نگران ،ولی من حال میکردم لذت، برا من عادی بود قبلاً ازش این کار زیادی دیده بودم. حالش که جا آمد احسان گفتش ی لب جانانه ازش گرفت. الهه درباره شروع به خوردن با ولع کرد…من که قبلاً رختخواب تو سالن کنارشون پهن کرده بودم . احسان دیگه طاقت نداشت کیرش از تو دهنش در آورد،الهه بلند کرد برد رو رختخواب خوابوند ،پاهاش باز کرد کیرش رو چاک کوسش میکشید ،الهه کوسش ضعف کرده بود الهه اسرار میکرد کاندوم بزاره کیرش بکنه تو کوسش … کاندوم گذشت آرام سر کیرش با کمک دستها الهه کرد تو کوسش ، الهه ی ناله کوچکی کرد چشماش بست احسان بیشتر فرو میکرد نالهای الهه بیشتر میشد ،ی مرتبه تا ته کیرش فرو کرد تو کوسش ،دردش گرفته بود التماس میکرد که تکون نخور تا جا باز کنه کوسش طاقت این حجم کیر نداشت ،احسان بلد بود چکار کنه یوش یوش کیرش جابجا می کرد تا جا باز کرد ،الهه دیگه آرام رازی بود ،گفت بکن بیشتر میخوام ، احسان تلمبه هاش تند تر کرد الهه زیرش لذت می برد گوشه لبش گاز گرفته بود با دستش داشت بالا کوسش ماساژ میداد .شدت کردن احسان بیشتر بیشتر شد ی مرتبه تا ته کردش تو کوسش الهه دهنش کامل باز شد باز شد ی عقه زد، از درد زیادی نفسش بند آمده بود ، عاشق سکس خشن همراه با درد بود، درد لذت با هم قاطی شده بود داشت لذت میبرد ،با درخواست الهه،احسان با تمام وجود تلمبه همراه با فشار زیاد میکرد، الهه درد داشت کیف میکرد .تا اینکه احسان زد کنار، احسان خوابید ،نشست رو کیرش چند باری بالا پایین کرد به مهران اشاره کرد ،،گفت دوبل میخوام برم، مهران آمد پشت الهه ،ژل با انگشت زد رو سوراخ کونش ،آرام چرخوندش سوراخش آمده کرد ،بلند شد کیر قلمی اش آرام گذاشت در سوراخ کون الهه ،فشار ضعیف داد الهه درد داشت مهران بدون توجه به درد الهه آرام آرام کیرش کرد تو کونش.الهه فحش میداد که از درد سوختم ،مهران بی حرکت ماند تا دردش فروکش کنه احسان از زیر آرام تو کوسش تلمبه شروع کرد…چند دقیقه گذشت الهه به مهران گفت تو تلمبه بزن آرومم…مهران آرام آرام تلمبه میزد تو کونش ،الهه منو صدا کرد گفت مرتضی بیا پیشم.رفتم جلوشون وایسادم ی دستش ستون کرد رو بدنش ی دستش کیرم گرفت گذشت تو دهنش ،احسان مهران هماهنگ با هم نوبتی تلمبه میزدن ،الهه کیرم تا ته کرده بود تو دهنش بعضی وقتا کی گاز ریز میزد رو کیرم، شدت هیجانش بالا بالا میرفت تا اینکه دیگه طاقت نداشت منو کنار زد لبای احسان کرد تو دهنش مک میزد گاز میگرفت…ی مرتبه شروع به ناله های بلند بلند لرزش تنش و صورتش شروع شد ، لرزید داد میزد ی دفعه ارضا شد آرام بیحال شد افتاد رو زمین ، چند ثانیه بعد احسان مجبورش کرد داگی بشه ،کیرش رو سوراخ کوسش تنظیم کرد نامردی نکرد تا ته کردش تو کوس الهه صدای جیقش تا سر کوچه رفت ،توجه بهش نکرد شروع کرد به تلمبه پشت سر هم تو کوسش ،الهه دیگه طاقت این همه فشار نداشت بعد ارضا سنگین ، هم دلم براش میسوخت هم لذت میبردم دخالت نکردم چون خودش فرسام میخواست ،چنان خشن میکرد نتونست داگی بایسته کمرش برد پایین رو شکم خوابید احسان گوشش بدهکار نبود، نشست روش از پشت تلمبه شدیدتر کرد تو کوسش ، بعد چند دقیقه با صدای عربده احسان معلوم شد ارضا شده کیرش کشید بیرون, کاندوم در آورد خودشو تمیز کرد کنار الهه خوابید ،الهه به مهران گفت تو هم پاشو از پشت خودتو ارضا کن .مهران دوباره ژل رو کیرش مالید کمی هم رو سوراخ کون الهه ،کیرش رو سوراخش تنظیم کرد اینبار ی خبر ی مرتبه کردش تو کونش، الهه بی اختیار دردش گرفت کمی خودش به جلو کشید برگشت ی اخمی بهش کرد ، طفلک مهران خجالت کشید معذرت خواهی کرد آرام آرام تلمبه زدن شروع کرد ، الهه با کون کردن مهران لذت میبرد کیف میکرد ،قربان صدقه مهران میرفت میگفت تو را خدا بیشتر بیشتر… مهران چشماش بست خودشو جمع کرد ،الهه داد زد لعنتی سوختم سوختم…با آرامش چهار نفری کنار هم خوابیدیم…
نوشته: مرتضی
4 پاسخ به “تماشا سکس خانمم (۲)”
داستان بدور از واقعیت و افتضاحی بود
خیلی مزخرف بود…
من نمیدونم شما چجور حیواناتی هستید که با دیدن گاییده شدن محارمتون جلو چشماتون حشری میشیدایها البیناموسون الابلهون الالدنگون المتوهمون المجلجقین
مرتضی ، عاشق طرز فکرت شد ❤️