سلام من نازی هستم. ۳۳ سالمه و خیلی زیاد حشری هستم. یه دوست هم سن خودم دارم که اونم از من بدتره جفتمون فانتزی های سکسی خیلی زیادی داریم. دوستم متاهله ولی من مجردم. دوستم که اسمش النازه با وجودی که متاهله با چند نفر دیگه هم رابطه داره. من که همیشه بهشم میگم تو کس و کونت نباید خالی بمونه. از اندامش بخوام بهتون بگم سینه های ۸۰ و خیلی سفتی داره از کونش نگم که خیلی گرد و خوش فرمه و خوراک قمبل کردن. من خیلی شبا که شوهرش خونه نباشه میرم پیشش که با هم مشروب بخوریم و مست کنیم. حالا یه وقتایی هم لخت میشدیم کس و کون همدیگه رو میمالیم که خیلی حال میده.
بذارید من اندام خودمم براتون توضیح بدم و برم سر اصل داستان. قدم ۱۶۸ و وزنم ۶۲ اندام تو پری دارم سینه هام ۷۵ و خیلی سفته جوری که نوک سینم همیشه سیخ وایمیسته و چون سکسیه زیاد سوتین نمیپوشم. کصم خیلی توپولی و گوشتیه. کونم هم چون همیشه ورزش میکنم خیلی سکسی و خوش فرمه. من زیاد دوست ندارم کسی منو از کون بکنه اما عاشق کوص دادنم اصلا سیر نمیشم واقعا دلم میخواد کوصم همیشه کیر توش تلمبه بزنه.
من و الناز همیشه دوست داشتیم یه بار تریسام رو امتحان کنیم البته نه با همدیگه میخواستیم با دو تا مرد باشه. من دوست پسر دارم که خیلی بکنه روزی چند بار کیرشو میذاره تو کوسم و هر بار بیشتر لذت میبره. اما چه کنم که همزمان دو تا کیر میخوام. با الناز جوون تصمیم گرفتیم دو تا پسر اوکی کنیم و بریم تو کارش. ما هم بعد از کلی گشتن یه پسر خیلی خوشتیپ و ورزشکار اوکی کردیم و گفتم بهش که تریسام دوست دارم و دوستتم بیار اون که از خداش بود اما گفت ما همزمان هم تو کص میذاریم هم کون منم با کلی کلنجار اخرش قبول کردم کون بدم.
پسره اسمش پدرام بود دوستشم از خودش خفن تر اسمش سامان بود. واااای چه کیری داشتن. اول قرار شد من برم باهاشون بعد الناز بره. الانم که دارم تعریف میکنم براتون دستم تو کسمه چون بینظیر بود.
خلاصه من اون روز که قرار بود برم رفتم دوش گرفتم و یه لباس سکسی مشکی پوشیدم که خودم خیلی باهاش حال میکردم. رفتم خونشون اول چند پیک ویسکی زدیم و من یه کم گرم شدم اومدن سراغم. واااااای داشتم دیوونه میشدم براشون. یکیشون لبامو میخورد یکیشون سینه هامو همزمان دستشون رو میبردم کصمو میمالیدن . پدرام بی نظیر لب میگرفت در حدی که داشتم ارضا میشدم. یهو سامان رفت پایین پام (رو مبل نشسته بودیم) شورتمو با ولع زد پایین و افتاد به جوون کوصم پدرامم داشت لب و سینم رو میک میزد داشتم داد میزدم از خوشی یهو داد زدم پدررااااوم سر سامان و فشار بده زبونش قشنگ بره تو کوصم اونم همینکارو کرد و با او چشمای هیزش نگام میکرد و مدام بهم میگفت کیرم تو کس و کونت جنده. میگفت دوست داری با دو تا کیر بگا بری عزیزم؟ لعنتی لحنش خیلی سکسی بود
سامان داشت کوص و کونمو با ولع میخورد چند بارم ارضا شدم پدرامم مدام بهم میگفت جنده و ازم میخواست به خودم بگم جنده. میگفت امشب تا صبح کوص و کونت میزاریم آب جفتمونو میکنیم تو کوصت فردا هم دوست جندهت رو میکنیم بعد جفتشون میخندیدن و لذت میبردن.
سامان بلند شد که پدرام زبونشو بکنه تو کوصم جفتشون خیلی حرفه ای بودن . سامان خیلی حرفای رکیکی بهم میزد بهم میگفت مادر جنده دوست دارم بزارم تو کوص مامان و خواهر کونیت و … من دروغ چرا خیلی خوشم میومد.
پدرام منو برگردون که داگی وایسم اول زبونشو کرد تو کونم بعد کوصم سامانم کیرشو گذاشته بود تو دهنم ساک بزنم براش که یهو پدرام کیر کلفتشو کرد تو کوصم صدام بلند شد چون واقعا کیر بزرگی داشت همشم میگفت دوست پسرت تا حالا اینطوری تو رو کرده منم میگفتم نه من عاشق کیرت شدم و میخوام همش بهت بدم. سامان هم سرمو فشار میداد که کیرش تا ته بره دهنم.
بعدش مدام جاشونو با هم عوض میکردن و هر سی ثانیه کیر یکیشون تو کوصم بود لامصب ها ارضا هم نمیشدن.
بعدش گفتن نازی جون دیگه باید کون خوشگلتو بهمون بدی . منم قبول کردم اول حسابی با انگشت بازش کردن و مدام زبون میزدم اینقد تحریک شده بودم التماس میکردن زودتر کونمو بکنن.
خلاصه آروم سامان کیرشو گذاشت تو کونم پدرامم با کوصم بازی میکرد خیلی درد داشتم اما سرعتشو بیشتر کرد تا اومدم عادت کنم و خوشم بیاد جاشونو عوض میکردن جاکشا.
بعدش پدرام دراز کشید گفت بهم که برم رو کیرش بشینم اینکارو که و اونم سفت بغلم کرد و یهو دیدم سامان هم کیرشو دارم میکنه تو کونم. وای داشتم جر میخوردم اما خیلی حال داد
خلاصه ارضا شدن و آب یکیشون رفت تو کونم و اونیکی تو کوصم خالیش کرد.
فرداشبم همین کارو با الناز کردن
حالا به سرمون زده چهارتایی سکس کنیم 😉
خلاصه که از تری سام نترسید خیلی خوبه
بذارید من اندام خودمم براتون توضیح بدم و برم سر اصل داستان. قدم ۱۶۸ و وزنم ۶۲ اندام تو پری دارم سینه هام ۷۵ و خیلی سفته جوری که نوک سینم همیشه سیخ وایمیسته و چون سکسیه زیاد سوتین نمیپوشم. کصم خیلی توپولی و گوشتیه. کونم هم چون همیشه ورزش میکنم خیلی سکسی و خوش فرمه. من زیاد دوست ندارم کسی منو از کون بکنه اما عاشق کوص دادنم اصلا سیر نمیشم واقعا دلم میخواد کوصم همیشه کیر توش تلمبه بزنه.
من و الناز همیشه دوست داشتیم یه بار تریسام رو امتحان کنیم البته نه با همدیگه میخواستیم با دو تا مرد باشه. من دوست پسر دارم که خیلی بکنه روزی چند بار کیرشو میذاره تو کوسم و هر بار بیشتر لذت میبره. اما چه کنم که همزمان دو تا کیر میخوام. با الناز جوون تصمیم گرفتیم دو تا پسر اوکی کنیم و بریم تو کارش. ما هم بعد از کلی گشتن یه پسر خیلی خوشتیپ و ورزشکار اوکی کردیم و گفتم بهش که تریسام دوست دارم و دوستتم بیار اون که از خداش بود اما گفت ما همزمان هم تو کص میذاریم هم کون منم با کلی کلنجار اخرش قبول کردم کون بدم.
پسره اسمش پدرام بود دوستشم از خودش خفن تر اسمش سامان بود. واااای چه کیری داشتن. اول قرار شد من برم باهاشون بعد الناز بره. الانم که دارم تعریف میکنم براتون دستم تو کسمه چون بینظیر بود.
خلاصه من اون روز که قرار بود برم رفتم دوش گرفتم و یه لباس سکسی مشکی پوشیدم که خودم خیلی باهاش حال میکردم. رفتم خونشون اول چند پیک ویسکی زدیم و من یه کم گرم شدم اومدن سراغم. واااااای داشتم دیوونه میشدم براشون. یکیشون لبامو میخورد یکیشون سینه هامو همزمان دستشون رو میبردم کصمو میمالیدن . پدرام بی نظیر لب میگرفت در حدی که داشتم ارضا میشدم. یهو سامان رفت پایین پام (رو مبل نشسته بودیم) شورتمو با ولع زد پایین و افتاد به جوون کوصم پدرامم داشت لب و سینم رو میک میزد داشتم داد میزدم از خوشی یهو داد زدم پدررااااوم سر سامان و فشار بده زبونش قشنگ بره تو کوصم اونم همینکارو کرد و با او چشمای هیزش نگام میکرد و مدام بهم میگفت کیرم تو کس و کونت جنده. میگفت دوست داری با دو تا کیر بگا بری عزیزم؟ لعنتی لحنش خیلی سکسی بود
سامان داشت کوص و کونمو با ولع میخورد چند بارم ارضا شدم پدرامم مدام بهم میگفت جنده و ازم میخواست به خودم بگم جنده. میگفت امشب تا صبح کوص و کونت میزاریم آب جفتمونو میکنیم تو کوصت فردا هم دوست جندهت رو میکنیم بعد جفتشون میخندیدن و لذت میبردن.
سامان بلند شد که پدرام زبونشو بکنه تو کوصم جفتشون خیلی حرفه ای بودن . سامان خیلی حرفای رکیکی بهم میزد بهم میگفت مادر جنده دوست دارم بزارم تو کوص مامان و خواهر کونیت و … من دروغ چرا خیلی خوشم میومد.
پدرام منو برگردون که داگی وایسم اول زبونشو کرد تو کونم بعد کوصم سامانم کیرشو گذاشته بود تو دهنم ساک بزنم براش که یهو پدرام کیر کلفتشو کرد تو کوصم صدام بلند شد چون واقعا کیر بزرگی داشت همشم میگفت دوست پسرت تا حالا اینطوری تو رو کرده منم میگفتم نه من عاشق کیرت شدم و میخوام همش بهت بدم. سامان هم سرمو فشار میداد که کیرش تا ته بره دهنم.
بعدش مدام جاشونو با هم عوض میکردن و هر سی ثانیه کیر یکیشون تو کوصم بود لامصب ها ارضا هم نمیشدن.
بعدش گفتن نازی جون دیگه باید کون خوشگلتو بهمون بدی . منم قبول کردم اول حسابی با انگشت بازش کردن و مدام زبون میزدم اینقد تحریک شده بودم التماس میکردن زودتر کونمو بکنن.
خلاصه آروم سامان کیرشو گذاشت تو کونم پدرامم با کوصم بازی میکرد خیلی درد داشتم اما سرعتشو بیشتر کرد تا اومدم عادت کنم و خوشم بیاد جاشونو عوض میکردن جاکشا.
بعدش پدرام دراز کشید گفت بهم که برم رو کیرش بشینم اینکارو که و اونم سفت بغلم کرد و یهو دیدم سامان هم کیرشو دارم میکنه تو کونم. وای داشتم جر میخوردم اما خیلی حال داد
خلاصه ارضا شدن و آب یکیشون رفت تو کونم و اونیکی تو کوصم خالیش کرد.
فرداشبم همین کارو با الناز کردن
حالا به سرمون زده چهارتایی سکس کنیم 😉
خلاصه که از تری سام نترسید خیلی خوبه
نوشته: نازی
11 پاسخ به “تری سام، خیانت”
کمتر جق بزن
چرا ما نمیبینیم از این زنهای حشری.اصلا قابل باور نبود داستانت.اگر هم فقط داستان بود که اصلا خوب ننوشتی و خلاصه وار تمومش کردی.فکر کنم آبت زود اوده و سریع جمعش کردی
بیشتر داستان تعریف از خودت بود.مگه ک یر دوست پسرت خارداشت رفتی به دیگران بدی . به خودش میگفتی تری سم دوستداری
جالبه بعضی از دوستان وقتی میخوان یه داستان سکسی تعریف کنن ، یه فیلم میزارن و فریم به فریم از روی فیلم نت برداری میکنندرست مثل خدابیامرز آینده سردار قاآنی که سخنرانی های آقا رو کلمه به کلمه با سرعت تو دفترچه یادداشت میکرد و برای ناتانیاهو میفرستاد.
نویسنده که تابلو پسره و قصد یه عده از مثلا نویسندههای اینطور داستانا، عادی جلوه دادن این کثافتکاریاس.فساد سیستماتیک اقتصادی، رانتخواری همهی مسئولین، فشارهای گرونی و کمبودهای زندگی معمولی مردم یهطرف، افول اخلاقی شدید و گستردهی این داستانا، داره خیلی خطرناک میشه و عدهای که ناآگاهن، زود به دام این مزخرفات میفتن.تف تو شرف نداشتهتون که قصدتون منحرف کردن یه عده جوونه.خواهشا کسی نگه اینجا یه سایت سکسیه، که میشه توی همین سایت هم فرهنگسازی کرد.
نویسنده داستان مذکره 😅
تا نصفه خوندم. معمولا داستانهای خیلی طولانی و داستانهایی که طرف پسره ولی خودشو زن جا میزنه خوشم نمیاد. تو هم که طرز نوشتنت معلومه پسری جقی هستی کهتت آرزوته با دختر باشی ولی مدام گولت میرنن و میبرنت پشت درختها. بگذریم، شاشیدم به داستانهایی که حاصل تراوشات جقه.
سکینه سه پستون پاشو کوس و کونتو جمع کن،کمتر سیگاری بکش که اینطوری جای کوس با مغزت عوض نشه
با چشم باز بنویس 😉
کس و شعر
از کونش نگم ،از سینه هاش بگم ،این دو جمله معمولن مردهای مجلوق استفاده میکنن ،پس تخیلات یه مرد مجلوق ،دیسلایک