قسمت دوم
بعد از آن روز که تونستم دوستم را بکنم هر روز با خودم کافه و رستوران میبردم و خرجش میکردم و بهش پول میدادم. اونم چون بیکار بودن و پول نداشت به کونی بودن راضی شده بود. تو ماشین برام ساک میزد ، میرفتیم طبیعت گردی اونجا میکردم و هر موقع که خونه اشون خالی بود تو خانه.
بعد از اولین بار که تو خونه اشون کردم (قسمت اول) ، آبم را تو کونش خالی کرده بودم . حس عالی داشت محکم گرفتمش کیرم را تا ته کردم و تا آخرین قطره کونش را پر کردم. بعد از اینکه ازم جدا شد با عصبانیت و ناراحتی نگام میکرد. عذرخواهی کردم و قبل از اینکه چیزی بگه گفتم برو حمام بعدش میریم کافه اسپرسو و بعدش فست فود میخوریم. چیزی نگفت و با ناراحتی رفت.
از کون کردن زیاد لذت نبرده بودم ولی ارگاسم خوبی رو تجربه کرده بود. تا دوستم حموم بود سریع رفتم اتاق مامانش و دنبال شورت و سوتین هاش گشتم. همه شورت هاش یه مدل بود . طبیعی بود زنی که چند سال هست شوهرش فوت کرده و خودش هم دوست پسر نداره ست فانتزی نداشته باشه. به هر حال با شورت هاش حال کردم ، اونایی که نامرتب بودن ازشون عکس گرفتم و بوش کردم. قبلا گفتم که از بچگی فتیش شورت داشتم و شورت زنهای فامیل را بو کردم مال اونا اکثر کثیف بود و بوی بدی میداد ولی شورت های مامان دوستم بوش عالی بود و دوباره تصمیمم قطعی شد که هر جور شده بکنمش.
بعد از چند بار سکس با دوستم و عادت دادن اون به کون دادن رفتم چند روزی میشد که سکس نداشتیم و این بار خودش گفت که کلا بدنمون شیو کردم کونم یه تار مو هم نداره بیا منو بکن. راستش دیگه با کون کردن حال نمی کردم و این را تو خونه اشون بهش گفتم و گفتم که از این به بعد دیگه این کار برام هیجان نداره و نمیخوام. میدونست که اگه نده خبری هم از پول نیست از یه طرف هم به کونی بودن و پول مفت عادت کرده بود. اصرار کرد و گفت که من بخاطرت کل بدنمو شیو کردم و شلوارشو کشید پایین و قمبل کرد . انصافا چیز خوبی شده بود کونش هم که بزرگ بود یه لحظه سست شدم ولی فرصت را مناسب دیدم که نقشه هام را عملی کنم. اول جوری حرف زدم که انگار نمیخوام ولی بعدش یه شرط گذاشتم. با کنجکاوی پرسید چیه؟ بهش گفتم که باید موقع سکس لباس زنانه بپوشه. خیلی سریع جواب داد انتظارش را نداشتم. قبول کرد و گفت حله این بار بکن ، پول میدی دفعه بعد از آنلاین شاپ هر لباسی که خواستی سفارش میدم بیاد میپوشم. گفتم نه من همین الان میخوام . گفت الان از کجا لباس بیارم. گفتم لباس مامانتو بپوش اندامتان هم که مثل همه . خیلی رک قبول نکرد. با عصبانیت گفت میدونی که رو مامانم غیرتی ام چطور همچین چیزی ازم میخوایی؟! خیلی رک بود اصرار کردن من نتیجه نمیداد پس بهش گفتم: مامانتو نمیخوام که بکنم ( موقع شنیدن کلمه بکنم باز چشاشو خون گرفت) فقط لباسشو میپوشی بعد میگذاری سر جاش ولی بهت قول میدم اگه اگه این کار برام بکنی منم برات دوست دختر پیدا میکنم . یه لحظه تو فکر فرو رفت و سریع گفتم حتی خرجشان را هم میدم با هم میریم بیرون و شاید منم با دوستش دوست شدم. قبول کرد و گفتم بریم لباس های مامانتو نشونم بده بگم کدومش را بپوشی. یه شورت سفید با طرح گل های کوچک رنگارنگ دادم بپوشه با سوتین کرمی رنگ و جوراب شلوار سفید و دامن. وقتی که پوشید تا به صورتش نگاه نکرده بودم فکر میکردم واقعا یه زن جلومه. یه زن گوشتی. نشستم رو مبل و اومد نشست رو پاهام با کونش از روی شورت بازی میکردم و بعد مدتی جوراب شلوار رو از تنش درآوردم و خود، رفتم پشتش و شورت را کمی کنار دادم و شروع کرد، به کردنش زیاد طول نکشید که آبم تو کمرش خالی کردم و مقداری هم رو سوتین ولی بهش نگفتم. سوتین را باز کردم و نذاشتم ببینه و لباس ها رو بردم که بذارم سر جاش اونم شورت را گذاشت تو کمد.
یکی از فانتزی هام را عملی کرده بودم و حالا باید به فکر کردن مامانش میشدم. بهش گفتم نظرت چیه تا مامانت بیاد فیلم ببینیم بعد اونم با خودمون ببریم رستوران. گفت چی تو فکرته؟ نکنه به مامانم نقشه کشیدی. گفتم نه بابا اگه منم بخوام میدونم مامانت عمرا راضی بشه منم نمیتونم کاری کنم.
قبول کرد.
زنگ زد به مامانش خبر داد که دوستم اینجاست بیا آماده شو میخوایم ببریم رستوران. صداش تو اسپیکر بود و میشنیدم. گفت من میام غذا آماده میکنم لازم نیست بریم بیرون هزینه بشه. دوستم گفت دیره تا بیایی و شام آماده کنی. هم مهمون حسامیم. گفت نه زشته و من شروع کردم به صحبت کردن و راضی اش کردم و گفت دارم میام خونه.
دراز کشیدیم داشتیم فیلم میدیدیم و منم با کونش بازی میکردم و سوراخش انگشت میکردم وقتش بود که بازی را شروع کنم. جسارت مو جمع کردم و رفتم از کوله ای که با خودم آورده بود یه گوشی اپل آیفون درآوردم و گفتم که اینو برات خریدم از خوشحالی میخواست بیاد ماچم کنه ولی گفتم شرط داره . منتظر نموندم زود گفتم اجازه میدی دوربین تو اتاق مامانت جاسازی کنم تا زمانی که اومد لباسشو عوض کنه لختشو ببینم. گوشی اش قدیمی شده بود و زود باتری خالی میکرد میدونستم نه نمیتونه بگه ولی تهدیدش هم کردم. فیلمی که امروز زمانی که حواسش نبود گرفته بودم را نشونش دادم. گفت اگه قبول نکنی الان میرم و این فیلم را به مامانت میفرستم تا بفهمه پسر کونی زنپوشش لباس مامانشو میپوشو و کون میده. برخلاف انتظارم واکنش نشون نداد و گفت قبوله و گوشی را گرفت و رفت آنبلاکش کنه.
رفتم اتاق مامانش و ۳ تا دوربینی که خریده بودم و جاسازی کردم. واقعیتش میتونستم بدون هزینه اضافی و خرید موبایلی که حتی واسه خودم هم نگرفته بود ، زمانی که دوستم رفته بود حموم، بیام جاسازی کنم ولی لذتش به این بود که پیش خودش فیلم لختی مامانش را ببینم و بعد شام بیاییم خونه اشون و امروز کار را تموم کنم و مامانش را جلو چشاش بکنم.
مامان دوستم در را باز کرد و اومد خونه محترمانه رفتم جلو سلام کردم و گفتم لطفا سریع آماده بشید از رستوران فلان،جا رزرو کردم . رستورانی که رزرو کرده بودم گرون ترین رستوران شهر بود و حتی خودمم تابحال اونجا نرفته بودم. مامانش اول تعارف کرد و گفت اونجا خیلی شیکه حتما باید غذا هاش هم گرون باشه من راضی نمیشم آنقدر هزینه کنید بریم جای ارزون تر که گفتم نه دیگه رزرو کردم زشته نریم. گوشی آیفون را دست پسرش دید که داشت باهاش بازی میکرد. گفت پسرم اینو از کجا آوردی ما که پول نداریم . پول قرض کردی؟ گفت نه مال حسام استفاده نمیکرد دید گوشی من قدیمی شده داد بهم. مامانش شروع کرد ازم تشکر و تعریف کردن که خوب شده که با هم دوست هستین ، تو این شرایطمون هم حواستون بهش هست. منم گفت دوست مال این روزاست . دوست خوب تو روزگار سخت مشخص میشه منم میدونم که اگه هر چی از رضا بخوام اگه بتونه برام انجام میده مگه نه؟ دوستم سرشو انداخته بود پایین و گفت همم.
توجه کردم از زمانی که مامانش اومده بود به روی مامانش نگاه نمیکرد و ازش خجالت میکشید. دوربین های من در حال ضبط بودن و مامانش رفت لباس عوض کنه. سرشو بالا گرفتم و بهش گفتم آخر از همه از خونه بیرون بیاد و بعد مامانش بره اتاق و دوربین رو برداره بیاد شب برگشتنی هم منو به خونه دعوت کنه که فیلم ببینیم. گفت میخوایی شب چکار کنی ؟ گفت، نترس فقط میخوام بیام با هم فیلم لخت مامانتو ببینیم و جق بزنیم. نمیخوام مامانتو بکنم. گفت بازم ازش فیلم مخفی میخوایی؟ گفتم حتما. موقع حموم رفتن و ای کاش میشد از سکسش هم. گفت میدونم برگشتنی نقشه ات چیه ولی لطفا با مامانم کاری نداشته باش اون بعد بابام هم با کسی نبوده . گفتم بهت قول میدم اگه نخواد هیچ کاری نمیکنم.
بالاخره مامانش آماده شد و از اتاقش اومد بیرون. من غرق تماشاش شده بودم شبیه زن ۳۰ ساله بود خیلی اصیل لباس پوشیده بود با آرایش ملایم ولی با انتخاب ترکیب رنگ مناسب. با روسری صورتی اش نیاز هم نبود آرایش کنه خودش هم خیلی خوشگل بود همیشه به دوستم حسودیم میشد که مامانش آنقدر خوشگل و اصیل بود ولی حیف که ژن باباش برتر بوده و ریده بود با اون قیافه اش .
رفتیم رستوران غذا سفارش دادیم. دوستم از لجش گرون ترین غذا ها را سفارش داد و اگه اخطار مامانش نبود داشت به سفارش ادامه میداد اصلا فکر نمیکرد که بتونه بخوره یا نه. فقط میخواست کرم بریزه در عوض مامانش یه غذا سبک سفارش داد و با تعارف من که غذا بهتر سفارش بده گفت که رضا خیلی سفارش کرده از غذا اون میخوره. منم غذا سفارش دادم و همون لحظه فیش را صادر کردن و کارت خوان را دادن تا حساب کنم.
رم دوربین اول را به گوشی ام زدم تا ببینم تونستم چیزی شکار کنم یا نه . دیدم بله کامل لخت شده بود و از بهترین زاویه ازش فیلم گفتم . بی صبرانه منتظر بودم بریم تا بتونم فیلم هارو ببینم.
پایان قسمت دوم
بعد از آن روز که تونستم دوستم را بکنم هر روز با خودم کافه و رستوران میبردم و خرجش میکردم و بهش پول میدادم. اونم چون بیکار بودن و پول نداشت به کونی بودن راضی شده بود. تو ماشین برام ساک میزد ، میرفتیم طبیعت گردی اونجا میکردم و هر موقع که خونه اشون خالی بود تو خانه.
بعد از اولین بار که تو خونه اشون کردم (قسمت اول) ، آبم را تو کونش خالی کرده بودم . حس عالی داشت محکم گرفتمش کیرم را تا ته کردم و تا آخرین قطره کونش را پر کردم. بعد از اینکه ازم جدا شد با عصبانیت و ناراحتی نگام میکرد. عذرخواهی کردم و قبل از اینکه چیزی بگه گفتم برو حمام بعدش میریم کافه اسپرسو و بعدش فست فود میخوریم. چیزی نگفت و با ناراحتی رفت.
از کون کردن زیاد لذت نبرده بودم ولی ارگاسم خوبی رو تجربه کرده بود. تا دوستم حموم بود سریع رفتم اتاق مامانش و دنبال شورت و سوتین هاش گشتم. همه شورت هاش یه مدل بود . طبیعی بود زنی که چند سال هست شوهرش فوت کرده و خودش هم دوست پسر نداره ست فانتزی نداشته باشه. به هر حال با شورت هاش حال کردم ، اونایی که نامرتب بودن ازشون عکس گرفتم و بوش کردم. قبلا گفتم که از بچگی فتیش شورت داشتم و شورت زنهای فامیل را بو کردم مال اونا اکثر کثیف بود و بوی بدی میداد ولی شورت های مامان دوستم بوش عالی بود و دوباره تصمیمم قطعی شد که هر جور شده بکنمش.
بعد از چند بار سکس با دوستم و عادت دادن اون به کون دادن رفتم چند روزی میشد که سکس نداشتیم و این بار خودش گفت که کلا بدنمون شیو کردم کونم یه تار مو هم نداره بیا منو بکن. راستش دیگه با کون کردن حال نمی کردم و این را تو خونه اشون بهش گفتم و گفتم که از این به بعد دیگه این کار برام هیجان نداره و نمیخوام. میدونست که اگه نده خبری هم از پول نیست از یه طرف هم به کونی بودن و پول مفت عادت کرده بود. اصرار کرد و گفت که من بخاطرت کل بدنمو شیو کردم و شلوارشو کشید پایین و قمبل کرد . انصافا چیز خوبی شده بود کونش هم که بزرگ بود یه لحظه سست شدم ولی فرصت را مناسب دیدم که نقشه هام را عملی کنم. اول جوری حرف زدم که انگار نمیخوام ولی بعدش یه شرط گذاشتم. با کنجکاوی پرسید چیه؟ بهش گفتم که باید موقع سکس لباس زنانه بپوشه. خیلی سریع جواب داد انتظارش را نداشتم. قبول کرد و گفت حله این بار بکن ، پول میدی دفعه بعد از آنلاین شاپ هر لباسی که خواستی سفارش میدم بیاد میپوشم. گفتم نه من همین الان میخوام . گفت الان از کجا لباس بیارم. گفتم لباس مامانتو بپوش اندامتان هم که مثل همه . خیلی رک قبول نکرد. با عصبانیت گفت میدونی که رو مامانم غیرتی ام چطور همچین چیزی ازم میخوایی؟! خیلی رک بود اصرار کردن من نتیجه نمیداد پس بهش گفتم: مامانتو نمیخوام که بکنم ( موقع شنیدن کلمه بکنم باز چشاشو خون گرفت) فقط لباسشو میپوشی بعد میگذاری سر جاش ولی بهت قول میدم اگه اگه این کار برام بکنی منم برات دوست دختر پیدا میکنم . یه لحظه تو فکر فرو رفت و سریع گفتم حتی خرجشان را هم میدم با هم میریم بیرون و شاید منم با دوستش دوست شدم. قبول کرد و گفتم بریم لباس های مامانتو نشونم بده بگم کدومش را بپوشی. یه شورت سفید با طرح گل های کوچک رنگارنگ دادم بپوشه با سوتین کرمی رنگ و جوراب شلوار سفید و دامن. وقتی که پوشید تا به صورتش نگاه نکرده بودم فکر میکردم واقعا یه زن جلومه. یه زن گوشتی. نشستم رو مبل و اومد نشست رو پاهام با کونش از روی شورت بازی میکردم و بعد مدتی جوراب شلوار رو از تنش درآوردم و خود، رفتم پشتش و شورت را کمی کنار دادم و شروع کرد، به کردنش زیاد طول نکشید که آبم تو کمرش خالی کردم و مقداری هم رو سوتین ولی بهش نگفتم. سوتین را باز کردم و نذاشتم ببینه و لباس ها رو بردم که بذارم سر جاش اونم شورت را گذاشت تو کمد.
یکی از فانتزی هام را عملی کرده بودم و حالا باید به فکر کردن مامانش میشدم. بهش گفتم نظرت چیه تا مامانت بیاد فیلم ببینیم بعد اونم با خودمون ببریم رستوران. گفت چی تو فکرته؟ نکنه به مامانم نقشه کشیدی. گفتم نه بابا اگه منم بخوام میدونم مامانت عمرا راضی بشه منم نمیتونم کاری کنم.
قبول کرد.
زنگ زد به مامانش خبر داد که دوستم اینجاست بیا آماده شو میخوایم ببریم رستوران. صداش تو اسپیکر بود و میشنیدم. گفت من میام غذا آماده میکنم لازم نیست بریم بیرون هزینه بشه. دوستم گفت دیره تا بیایی و شام آماده کنی. هم مهمون حسامیم. گفت نه زشته و من شروع کردم به صحبت کردن و راضی اش کردم و گفت دارم میام خونه.
دراز کشیدیم داشتیم فیلم میدیدیم و منم با کونش بازی میکردم و سوراخش انگشت میکردم وقتش بود که بازی را شروع کنم. جسارت مو جمع کردم و رفتم از کوله ای که با خودم آورده بود یه گوشی اپل آیفون درآوردم و گفتم که اینو برات خریدم از خوشحالی میخواست بیاد ماچم کنه ولی گفتم شرط داره . منتظر نموندم زود گفتم اجازه میدی دوربین تو اتاق مامانت جاسازی کنم تا زمانی که اومد لباسشو عوض کنه لختشو ببینم. گوشی اش قدیمی شده بود و زود باتری خالی میکرد میدونستم نه نمیتونه بگه ولی تهدیدش هم کردم. فیلمی که امروز زمانی که حواسش نبود گرفته بودم را نشونش دادم. گفت اگه قبول نکنی الان میرم و این فیلم را به مامانت میفرستم تا بفهمه پسر کونی زنپوشش لباس مامانشو میپوشو و کون میده. برخلاف انتظارم واکنش نشون نداد و گفت قبوله و گوشی را گرفت و رفت آنبلاکش کنه.
رفتم اتاق مامانش و ۳ تا دوربینی که خریده بودم و جاسازی کردم. واقعیتش میتونستم بدون هزینه اضافی و خرید موبایلی که حتی واسه خودم هم نگرفته بود ، زمانی که دوستم رفته بود حموم، بیام جاسازی کنم ولی لذتش به این بود که پیش خودش فیلم لختی مامانش را ببینم و بعد شام بیاییم خونه اشون و امروز کار را تموم کنم و مامانش را جلو چشاش بکنم.
مامان دوستم در را باز کرد و اومد خونه محترمانه رفتم جلو سلام کردم و گفتم لطفا سریع آماده بشید از رستوران فلان،جا رزرو کردم . رستورانی که رزرو کرده بودم گرون ترین رستوران شهر بود و حتی خودمم تابحال اونجا نرفته بودم. مامانش اول تعارف کرد و گفت اونجا خیلی شیکه حتما باید غذا هاش هم گرون باشه من راضی نمیشم آنقدر هزینه کنید بریم جای ارزون تر که گفتم نه دیگه رزرو کردم زشته نریم. گوشی آیفون را دست پسرش دید که داشت باهاش بازی میکرد. گفت پسرم اینو از کجا آوردی ما که پول نداریم . پول قرض کردی؟ گفت نه مال حسام استفاده نمیکرد دید گوشی من قدیمی شده داد بهم. مامانش شروع کرد ازم تشکر و تعریف کردن که خوب شده که با هم دوست هستین ، تو این شرایطمون هم حواستون بهش هست. منم گفت دوست مال این روزاست . دوست خوب تو روزگار سخت مشخص میشه منم میدونم که اگه هر چی از رضا بخوام اگه بتونه برام انجام میده مگه نه؟ دوستم سرشو انداخته بود پایین و گفت همم.
توجه کردم از زمانی که مامانش اومده بود به روی مامانش نگاه نمیکرد و ازش خجالت میکشید. دوربین های من در حال ضبط بودن و مامانش رفت لباس عوض کنه. سرشو بالا گرفتم و بهش گفتم آخر از همه از خونه بیرون بیاد و بعد مامانش بره اتاق و دوربین رو برداره بیاد شب برگشتنی هم منو به خونه دعوت کنه که فیلم ببینیم. گفت میخوایی شب چکار کنی ؟ گفت، نترس فقط میخوام بیام با هم فیلم لخت مامانتو ببینیم و جق بزنیم. نمیخوام مامانتو بکنم. گفت بازم ازش فیلم مخفی میخوایی؟ گفتم حتما. موقع حموم رفتن و ای کاش میشد از سکسش هم. گفت میدونم برگشتنی نقشه ات چیه ولی لطفا با مامانم کاری نداشته باش اون بعد بابام هم با کسی نبوده . گفتم بهت قول میدم اگه نخواد هیچ کاری نمیکنم.
بالاخره مامانش آماده شد و از اتاقش اومد بیرون. من غرق تماشاش شده بودم شبیه زن ۳۰ ساله بود خیلی اصیل لباس پوشیده بود با آرایش ملایم ولی با انتخاب ترکیب رنگ مناسب. با روسری صورتی اش نیاز هم نبود آرایش کنه خودش هم خیلی خوشگل بود همیشه به دوستم حسودیم میشد که مامانش آنقدر خوشگل و اصیل بود ولی حیف که ژن باباش برتر بوده و ریده بود با اون قیافه اش .
رفتیم رستوران غذا سفارش دادیم. دوستم از لجش گرون ترین غذا ها را سفارش داد و اگه اخطار مامانش نبود داشت به سفارش ادامه میداد اصلا فکر نمیکرد که بتونه بخوره یا نه. فقط میخواست کرم بریزه در عوض مامانش یه غذا سبک سفارش داد و با تعارف من که غذا بهتر سفارش بده گفت که رضا خیلی سفارش کرده از غذا اون میخوره. منم غذا سفارش دادم و همون لحظه فیش را صادر کردن و کارت خوان را دادن تا حساب کنم.
رم دوربین اول را به گوشی ام زدم تا ببینم تونستم چیزی شکار کنم یا نه . دیدم بله کامل لخت شده بود و از بهترین زاویه ازش فیلم گفتم . بی صبرانه منتظر بودم بریم تا بتونم فیلم هارو ببینم.
پایان قسمت دوم
نوشته: Bottomir
19 پاسخ به “تحقیر کردن دوستم و کردن مادرش (۲)”
کوتاه بود ولی ادامه بده
خوبه فقط زودتر بزارمیری دوسال دیگه مییای
چاخان
بنظر میاد بابای دوستت کونت گذاشته
تو که انقد هفت خطی چجوری تا این سن کص نکرده بودی؟!!ادامه بده ببینم چه گهی خوردین آخرش
خوووب بود بنووویس
خوب بود ادامه بده فقط اگه میشه زودتر آپ کن
این داستان سکسی نیس، داستان سوء استفاده از شرایط یک نفره. دیسلایک
عزیزم تو این داستان اون دوستت کون میده اما کونی تو هستی! . حرام زاده تر از کسی که این کارا رو میکنه نیست!کاری به این ندارم که کردیش چون راضی بوده ، اما اگه رفیقته نباید بیاجازه میرفتی سروقت شورت و سوتین مامانش! شک ندارم یکی همین بلا رو سرت آورده!دوما از نداری و وضعیت بد مالی دوستت نباید سو استفاده میکردی چون عین بیشرفیه! یعنی اگه با رفاقت بهش میگفتی مامانت تنهاس و چرا به فکرش نیستی و کمکم راضیش میکرد خیلی خوب بود.سوما اونکه با تهدید وادارش کردی نشون میده تخمحروم و ولدزنایی !!
من ریدم تو پول نداشته ت که آرزوش و داریمرتیکه ی بی سواد جقیگوشی نو را آنباکس می کنند نه آنبلاک
تو کونی بودنت که شکی نیست.این داستانتم بابت تخلیه عقده هایی هست که از بچگی باهاشون بزرگ شدی
خیلی آدم کیریی هستی .
خیلی هم خار کوسسه ای !
طرف خودتو مامانت باهم زده تو نخ ابجیت بود. که ابجیت رفت خونه شوهر. شاید اونجا م رفته تیتق ابجیتم زده.بچه ٱبنیی .به گوشی کهنه قبلیت بساز. وگرنه…کل فامیلت بگامیدی🤣
با اینکه از نامردی خوشم نمیاد ولی نگارشت دوست داشتم،بنویس
اصلا دوس نداشتماولا که واقعی نبوددوما اگه واقعی هم بوده خیلی نامردیه با تهدید و فیلم و نقطه ضعف بخوای با کسی رابطه بگیری
این فانتزی رو از کجات در میاری ولی باحال بود ادامه بده سعی کن لحظات شهوتی داستانت رو بیشتر شاخ و برگ بدی یکم وصف حالت بیشتر باشه
اول میرین اسپرسو میخورین بعدش میرین فست فود؟ 😀
میخای قسمت بعدو بزار سال بعد بنویس!!داستان یا واقعیت…امیدوارم این مادر و پسر کنار هم گاییده باشی.به همراه تحقیر و بی دی اس ام