داستان ازاونجای شروع شدکه من درطول تحصیلم دردانشگاه بادختری بسیارزیبا اشنا شدم که جریان به هم رسیدن ماکه از نظرخانواده ها به هم نمیخوردیم خودش اندازه یک شاهنامه جا میبره بخوام براتون تعریف کنم فقط تاهمینجا را بدونیدکه بعد از صدبار رفت وامد خاستگاری و به بن بست رسیدن ازدواجمون باهم تصمیم گرفتیم که بزارکاررا از کاربگذرونیم و من بزنم لامپشا روشن کنم که دیگه مجبور بشنددخترشونابهم بدند و همینکار را هم کردیم البته بعد به حکمت اینکار پی بردم که خوب شد خودم پردشا سر اون نقشه زدم مگرنه گیر این وحشی هاکه ما افتادیم حتما بودکه جلوشا میزدندمثل همون دخترخواهرش که باهامون بودالبته بعدهم گفتم خوب کار رابراشون راحت کرده بودم
ببخشید بخاطروراجیهام.
خلاصه پنج ماه بعد از مهربرون و عقدرسمی زد و دخترخواهرش شمال دانشگاه قبول شد و زمان ثبت نام و کارهاش تقریبا با مسافرت فامیلی ما که شیش یا هفت تاماشین میشدیم هماهنگ شدالبته بادوسه روزجلوعقب اخر قرار بر این شدکه من خانمم چند روز زوتر از بقیه او را برای کارهایش به شمال ببریم تابقیه هم بیایند.خلاصه ماراه افتادیم وسرجاده مرزن ابادقرارشدبریم کلاردشت شب رابخوابیم و فرداتو روزبریم اونجا. همینکارراکردیم وفردابعدازنهاروکارهاراه افتادیم که ازجاده عباس ابادبریم میون مسیرپیچ وخم های جاده عباس اباد یک موقع خانمم گفت راستی تا تو این جاده به این قشنگی هستیم بیا چندتاعکس اسپرت بگیریم هم برای البوممون هم بالاخره فیلمبردار عروسیمون گفته این چند وقته تامیتونیند عکسهای اسپرت بگیرید تابراتون تو فیلمتون کارکنم براهمین شانسی که کیرمنم تواون شانسم یه جاده های فرعی راگرفتیمو رفتیم جلو هرجا میخواستم بایستم هی این دوتااصرارکردندچون میخوایندعکس سرباز و عاشقانه بگیریندبروبازم جلوکه اثری ازادم نباشه من خر هم عقلم را دادم دم غروبیه دست دوتا زن دیونه کاری نداریم عکس گرفتناشروع شدنه یکی نه دهتا نه صدتا از هرمدل و هر فیگور و هر ژستی که بگیند مادوسه تاعکس گرفتیم یه لحظه به خوداومدم دیدم اینقدر از ماشین دوریم که اصلاماشین پیدانیست وخانومم که بایه نیم تنه که قربون لخت مادرزادچون همین تاپ من میگم این کس کونهارا خبردار و تحریکشون کرد و سه نفر مرد قل چماق ازاین جنگلی هاکه به خدایه لحظه یادفیلم پیچ اشتباه افتادم که با یه جیپ سبزرنگ پکیده کنار ما زد رو ترمز. من که این صحنه رادیدم به خانومم گفتم سریع مانتوت رابپوش که گفت اینجانیست و تو ماشینه وای لحظه اسمون توسرم خورد تکپوش خودم هم چیزی نبودکه بتونه بپوشه براهمین رفتم جلوش وایسادم که نبینندش یهو اونکه از کنارراننده پیاده شدالبته اون دخترها میگند چوب بودمنکه اصلاچیزی یادم نیست باچوب زد توگردن وسر من من دیگه هیچ چیز نفهمیدم فقط تابه هوش اومدم دیدم یه ده متراونطرف تر از من دیگه هوا هم کاملاتاریک شده بود نور ماشینشون را انداخته بودندروزمین ویه پتو قرمزرنگ انداخته بودندروزمین وخانومم ودخترخواهرش رالخت مادرزادداشتندازجلووعقب میکردندکه بعداازیه جای موثق فهمیدم جلو سمیه راهمین کس کشا زدند.خانوم من ازجلولنگش رابازکرده بودواصلاتواین یک ساعت یک ساعت ونیم من ازدهان خانومم یکبارهم نشنیدم که بسه توراخدانکن وازاین حرفاتنهاچیزی که میشنیدم ازش اه واوه فراوان فقط دوسه بارشنیدم قسمشون میدادکه نریزندتوش اماخدایش دخترخواهرش فقط کارش گریه بودبراهمینم هرکدوم یکی یکبارتادوبارزن مناحسابی ازکس میکردمنم گذاشتم کارشون تموم بشه حالا نگویندعجب بی غیرتی هستی تو اما خودتون چنین موقعیتی خدانکرده باشیند چیکار میکنید
بعدکه رفتندبازم خودما زدم به بیهوشی یعنی من چیزی ندیدم اونا هم گفتندتا تو را زدندیکی دوتا چک هم توگوش ما زدند و در واقع ماموربودند تا فهمیدند زناشوهریم معذرت خواهی کردند و رفتند. منم تودلم میگفتم اره ارواح کس ننتون خلاصه تنها چیزیکه ما فهمیدیم این بودکه بی اختیار با دیدن دادن کس زنم سه بارابم اومده.
نوشته: مسعود
60 پاسخ به “تجاوز به زنم و خواهرزادش جلو چشم من”
من برم ثبت احوال و اسمم رو عوض کنم
😀
پسرك مجلوق عزيز : دفعه ديگه/ بعد از نوشتن و جق زدن /كارت كه تموم شد /قبل از ارسال /يك بار از روي متن بخون لطفا. و گرنه كير شهوانيان ميمونه و كون پاره پوره تو و عمه هاي نازنينت !
كسكش دروغگو
چی مییییییییییگییییییییی ان آقا با اون نوشتنت کیرم تو سوادت گه بگیرنت حالم بهم خورد.
غلط املایی فراوان . غلط نگارشی بی حساب. منم بودم دختر به یه همچین بی سوادی نمی دادم . تو چه جور آدمی هستی که تو اون شرایط از ترس کون خودت که نزن پاره کنن نشستی و کردن ناموستو تماشا کردی!! خروس که یه حیوونه از تو با غیرت تره . می زدنت؟ لهت می کردن؟اقلا سرت پیش خودت بالا بود و وقتی تو آینه نگاه می کردی یه کس کش قرمساق دیوث و نمی دیدی.جالبیش اینه که ارضا هم شدی از دیدن اون صحنه ها. خوب بعد هم طلاقش ندادی و به رو خودت نیاوردی که داشته حال می کرده . یه کاسبی با زنت راه بنداز ازین به بعد که خوب کس کشی ازت در خواهد اومد. جاشم خودت داشته باشی جاکش هم به لقبات اضافه میشه. ژتون فروشی هم خودت بکنی همه درآمدت مال خودت میشه. والله اسم کس کش و جاکش بد درفته .
به قول یه جک قدیمی،هی پاتو گذاشتی اون ور خط، هی گذاشتی این ور خط،،،،،تو خوب میشی…
دختر ایرونی شک ندارم خود خود نسترن تنهاییعزیزدلباور کن اصلا ایرادی نداره اون باشی.باور کن.فقط خواهش میکنم. خواهش میکنم یکم طرز نگارشت رو عوض کنخیلی خیلی سخته خواندن نظراتتادم رو کلافه میکنی با این مدل نظر دادنت عزیزدل
نازلی همین اطرافه…و دیگر هیچ 😐
بشاشن تو دهن ادمای بی غیرت
واقعا با چنين بيان دل نشين و شيوا و كلام نغز بنده رو متنبه كردين و اگر روا بود تا نسوان از كلمات بوق بهره ببرند فى المجلس مقرريه 4 سال آينده رو بعلاوه 25 درصد سود ساليانه خدمتتون تقديم ميكردم بانضمام برج ميلاد و رشته كوه البرز
حالا نسترن یا دختر ایرانی ، واقعا خوندن کامنت های هر دوتون کار شاقیه . و نکته دوم اینکه شما که از غلط های املایی نویسنده ایراد گرفتی، خودت تو کامنت هایی که زیر چند داستان گذاشتی، غلط املایی داری کم هم نداری عزیز جان. اگه هر کس هر جور دوست داره باید بنویسه، شما چرا به نویسنده ایراد میگیری؟ اونم دوست داشته اینجوری بنویسه. یه بوم و دو هوا که نداریم ، داریم؟
نوشته دخترایرانی در 6. آبان 1392 – 14:39
سکوت مطلق 😐
آفرین خیلی خوب بیان کردی و اینم مشخصه که این داستان رو یه پسربچه ی شونزده یا هفده ساله نوشته
یعنی اخر خنده بود 😀
زدن کس زنتو ناکار کردن بعدشم عذر خواهی کردن رفتن …کیرم تو کون خواهر بزرگت!!!
من نمیخوام به کسی گیر بدم تو رو خدا همکاری کنین :)))))
نه من با شما نبودم شما ادامه بده 🙂
اونوقت دانشگاه کسکشی و جنده پروری درس میخوندین، آررررررررررررره ه ه ه ه ه ه ه ه!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!
دختر ایرونی چرا از حضور قشنگ من تشکر نکردی!!!؟؟؟
حیف که به یکی قول دادم دهنم رو ببندم.
دوستان قبلا یه سنت خوب تو سایت بکن تو بود که هر کسی طرف کامنت یا اظهار نظرش شخص نویسنده بود و دیگران کاری به نظرات یکدیگر نداشتن…داستان یا خاطره ای نوشته میشه و بالطبع خود نویسنده در بوته نقد ونظرات خواننده ها قرار میگیره…وگرنه تو این فضای مجازی شاخ و شونه کشیدن برا دیگران و بد وبیراه گفتن مثل کوبیدن آب توی هاون میمونه وفضای شاد وبامزه سایت رو ابری میکنه…قبلا مخلص تمام عزیزان هم هستم…
اووووووووتازه شروع ماجراست… یا ابرفرز بدبخت شدیم 😐
اوه چه خبره؟امدم نظرمو بگم راجع به داستان پشیمون شدم.با گفته های دوست عزیزم پیر فرزانه موافق هستم.چرا خودتون رو واسه موضوع کوچیکی ناراحت میکنید؟اینجا دنیای مجازیه و امدنش فقط برای تسکین مشکلات روحی خودمونه.چه معنی داره با هم دیگه کل کل بگیرید با هم خوب نباشید هم رو به چالش بکشید.بده باید پشت هم باشید عوض اینکه زیر پای هم رو خالی کنید و نفاق و تفرقه بندازیم.با دیدن این کامنتها و پست ها این تازه واردهای عزیز که اکثر دختر نما هستن و تعدادی زیر16هستن پیش خودشون چی فکر میکنن؟حالا امدین دهن به دهن شدین خوب فوحش ردوبدل شد دست کی به کجا بنده؟چطور تو سر هم میزنید؟یه زمانی فقط میامدیم تا نظرات کاربرا رو بخونیم از هر کی میپرسیدیم میگفتن بکن تو تکه خدای از لوتی و جاهای دیگه میامدن بکن تو ولی چه فایده ببینید چه به روز سایت امده.جای تاسف داره که به جون هم افتادیم و مثل گرگ خون هم رو میخوریم.مثلا بشر هستیم.این اولین باری نیست که دارم خواهش میکنم ازتون …بارها گفتم فقط نظر بدین حالا هرجور دوست دارین ولی حق ندارین به اعتقادات هم و شخصیت هم توهین کنیم.اینجا ازدا هس اما به وقتش هم برخورد میشه.دیگه چی بگم
کیرم تو کس زنهجندتپس کسکش جقی چرا اینقدر خالی میبندی
دختر ایرونی.عزیز دل.متاسفم… 😐 برای زحمتی که به خرج دادم و محترمانه ازت درخواست کردم شیوه نگارشت رو عوض کنی.چه نسترن چه تو چه هرکاربر دیگری که دارای نگارش ضعیف است برای من محترم هستند.اما فکر میکنم حداقل در رابطه با تو باید دیدگاهم رو عوض کنم.اخه ایرونی خانم!!! غلط املاییت ازار دهنده نیست.این جمله بندی بی سر و ته توست که ازار دهنده است.نه فعل معلومه نه فاعل نه مفعول نه…در ضمن شما کامنت میزاری که دیگران بیان بخونند دیگه.اصلا نظرات یه داستان گاهی مهمتر از خود داستان میشود.من یه درخواست مودبانه کردم.میتوانستی بپرسی ایراد کار چیه. مطمئن باش مضایقه نمیکردم در توضیح دادن به ایررونی!!! چون شما.در تاپیک “کی میدونه تخم شاهدونه رو از کجا میشه پیدا کنم “هم پست کج و معوجت رو مطالعه کردم.اما باز هم شیوه جمله بندیت من رو مجبور کرد بی خیال پستت بشم.یاد بگیر یکی که مودبانه ازت درخواستی داره مودبانه پاسخش رو بدیبی ادب خانم
الان حس من اینه:ده درصد به خاطر داستان، نود درصد بخاطر کامنتای همون که خودش میدونه!
با نظر محمد عزیز موافقم/ارزش نداره این همه خون و خون کشی و بمب اتم و جنگ جهانی/دوستان از پراید پیاده بشین/راستی سلام محمد جان
مرگ بر منافق
Gùaj
اگه اين همه از كس دادن زنت لذت بردي ميرفتي يه جنده ميگرفتي خونتم ميكردي مكان حسابي پول در مياووردي. بدبخت بي غيرت
اولا داستان دروغه دوما اگه راس بود خیلی دیوسی…
خدايا ماهرو باكيا تويه كشور جمع كردي
خاک تو سرت!
مرگ بر منافقين و صدام، مرگ بر اصل ولايت فقيه، مرگ بر برگ، برگ بر مرگ. مرگ بر مشركين، برگ مر برگ. ميگ ميگ ويييييژژژ.حتما مي پرسين اين شعارها چيه؟ با شايد هم نمي پرسيد؟ يا شايد اصلا براتون مهم نيست؟ يا شايد من فكر مي كنم كه اصلا براتون مهم نيست؟ يا شايد هم فكر من رو مي كنه كه شما رو مي كنه؟ خلاصه در هر حال اگر احساس كرده شدن بعد از اين كامنت بهتون دست داد شما هم بهش دست بدين و پاسخ سؤالات بالا رو احيانا در پايين پيدا كنيد!اين شعارها معمولا در زمان جنگ به عنوان مشت محكمي بر دهان ابرقدرت ها، سر داده مي شه، البته لازم به ذكر هم هست كه اين شعارها علاوه بر سر دادن گاهي ته هم مي دن ( توضيح بنده ي نگارنده)، حالا هم كه در قسمت نظرات سايت گويا جنگي در گرفته بين دوستان، اين شد كه ما هم موقعيت رو جنگي و مناسب شعار ديديم و از رهنمون هاي رهبر معظم اَن به قاب حضرت ايت الله خايه ي مني استفاده كرده و در اين خر تو خري جنگ بين دوستان، مشت محكمي به دهان ياوگويان شرق و غرب زده باشيم! يا مهدي اگر در كردي بيا بيرون
هنگ هنگممممم :)) :))فقط میتونم بگم امیدوارم واسه هیچ بنی بشری پیش نیاد 🙁 :(راستی این دختر ایاونی خیلی باحال کل کل میکرد مودبانه سعی داشت طرف رو قهوه ای کنه =))ای بابا بجای جنگ و دعوا سعی کنین چهار تا کامنت بنویسین که نویسنده داستان از حرفاتون تجربه بگیره که داستان های بهتری بنویسن و اینجوری حد اقل خودمون دیگه شعر نمیخونیم یه داستان خوب میخونیم :)) :))هر چند که فعلا همش شعر بود =))
عجب !!اگه ناموستو گايدن مقصر خودت بودي كه برديشون تو يه جايه نا امن !!و كيرم تو دهن بي ناموست كه تو اون لحظه كه به هوش اومدي ميتونستي خيلي كارا كني شماره ماشينشونو برداري به پليس اطلاع بدي يا حداقل ميرفتي از ناموست دفاع ميكردي ديوس/كونترس/به هرحال داستانت تجربه ميشه واسه بقيه !!
کیر تو ذاتت مادر جنده من خوار اولو اخرتو گاییدم
avaziiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
اگه زن و دخترت،زن و دختر من بودند،آدم های بی غیرتی مثل تو و اون آدمایی که زن و دخترت رو کرده اند میزنم فکشونو میارم پایین تکه تکه شون میکنم.بی غیرت از ناموستمواظبت کن
کوسکش تکراری. بودااااااا
تو که با دیدن کس دادن زنت ارضا شدیزنتو بیار بکنمش تا دوباره ارضا شی
اونوقت تو هنوز داری نفس میکشی
کس کش بهت دلار میدن دروغ میگی
قربون زن جندت بشم
یک سخن کیرم تو حلقت با این داستان ملجوق میخوای جوونای مارو بی غیرت کنی کسکش :|کیرم تو حلقت و کوس کونت هرچی کی هستی هرجا که هستی همراه تو باد کیرم
کیرم تو کس زنت و کون خواهر زنت
تو آدم بی غیرت رو باید از یه جاییت دار زد که دیگه نفس نکشی,اگه میگفتی از ترسم خودمو زدم به بیهوشی میشد فهمید که ترسیدی,اما ارضاء شدنت,یعنی خیلی بدبختی,و وقتی 3 بار ارضاء شدی! یعنی حتما حتما مریضی,اونم یه مریض بدبخت…ننویس دیگه…اما داستان,ول کن بابا داستان چی چی?؟!!!..دکتر یادت نرهhelpdash1
koskeshe jaghi madarjenende zan jende (albate midonam ba shenidan foshaye mn jagh mizani o sebar abet miad)inja kossher o khakibandi nnvis bivojod
افغانی بود…؟!
فقط میتونم بگم متاسفم واست
خب حرومزاده زدن زنتو گاییدن الان افتخار میکنی که واسه بقیه تعریف میکنی بی غیرتجاکشای حرومزاده همچی از دادن کونشون و دادن زنشون تعریف میکنن که آدم فکر میکنه اینا بشر نیستن بیغیرتای حرومزادهمن که میدونم دارین پول میگیرین واسه بیغیرت کردن مردادوستم یه دختری رو خیلی دوست داشت واسه ازدواج میخواستش چن وقت ازش تعریف میکرد که همه جوره امتحانش کردم ولی وقتی فهمید با یکی دیگه بوده نمیدونین چه حالی داشت.نکنین این کارارو یکمی غیرت داشته باشین
Ax jadide ana
هیچ کس خلی به تو جقی زن نمیده.بیغیرت بیشرف.انقد توهم نزن
ریدم تو نگارشت حمال موقع نوشتنم لحجه داری
مبارکت باشه.تو زندگیت هم خودت رو بزن به خواب و بیهوشی تا ارضا شدنت ادامه پیدا کنه.موفق باشی.
خاک برسر تو ،وهمه مردای لاشی مث تو
واقعا ما داریم تو دیونه خونه زندگی مبکنیممردک کوسخول گیج بود زنه گفت مامور بودندو تا زدن تو گوشمون مارو ول کردنمجله زندگی این داستانتونو بزارن بسر دو راهی
عیبی نداره زنت کصه دیگه قبلن هم داده بازم میده. نوش جون جفتتون