تجاوزی که تجاوز نبود ولی درد داشت

الان که دارم مینویسم ۱۳ سالمه و حدود ۲ سال از ماجرا گذشته ۲ سال پیش بود که بابابزرگ مادریم بهم چشم داشت و وقتی بغلم می‌کرد به اندامم خیلی آروم و ریز دست میزد ولی من میفهمیدم ( من مسائل جنسی رو از حدود ۹ سالگیم بلدم) و خیلی اذیت میشدم حتی چندباری هم به بهانه اشتباهی لبام و بوسیده بود خیلی اذیتم میکرد از لحاظ روانی بهم فشار میومد و بازم حرفی نمیزدم تو واتساپم باهام چت می‌کرد ، درواقع باهام لاس میزد یه بار اومده بودن خونمون برام یه هدیه گرفته بود منم از نفرتی که داشتم اسمشو که روش زده بود پاره کردم بعدا که اومده بود تو اتاقم دیدش که اسمشو دراوردم کلی چیز گفت با مامانبزرگم رفتن خونشون منم دیگه طاقت نیاوردم هرچی فوش بلد بودم میدادم بهش مامانم نمی‌دونست چمه شک شده بود(بابام شغلش یه شهر دیگس به خاطر همین اون روز خونه نبود) داداشم هم که ازم ۲ سال بزرگتره رفت تو اتاقش نخواست اینجوری من و ببینه و نمی‌دونست ماجرا چیه تمام اتفاقات رو برا مامانم بازگو کردم و ببخشید اینو یادم رفت بگم وقتی به اجبار بغلم می‌کرد تو اتاق بهم میگفت ساکت کسی نفهمه شک کنه منم میگفتمش‌ چرا میگفت هیچی چیزی نیس خلاصه مامانم همه چی رو فهمید و فهمید که چرا گوشه گیر شدم و افسرده خلاصه ماجرا رو برای بابام به صورت سانسور تعریف کرد جنگی بین خانوادمون و بابابزرگم درست شد حتی مامان بزرگم هر روز با بابابزرگم دعوا داشت ولی این سودی برام نداشت هنوز هم که هنوزه ازش متنفرم با هیچکس هم نمیتونم در موردش حرف بزنم و هنوزم دلم ازش داغ داره ولی متاسفانه باید بخندم
حالا شاید براتون سوال باشه که چرا مامانم به بابام سانسور شده گفت خب بابام فقط از واتساپش خبر داره از بقیه ماجرا خبر نداره حالا میدونید چرا چون اونوقت از مامانم به خاطر من طلاق می‌گرفت که من دیگه هیچ نسبتی با اون خانواده نداشته باشم برای همیشه ولی حیف که بابام نمیدونه من به همین دلیل با مامانم فاصله گرفتم چون نمیزاره به بابام بگم منم تحمل ندارم

ممنون که خوندید ولی امیدوارم توهین نکنید چون من واقعا از شرایط روحی بهم ریختم دوباره طاقت ندارم شما هم بهم چیز بگید ممنون که درک میکنید
🙂💔

نوشته: Night

بازدید 4,471

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “تجاوزی که تجاوز نبود ولی درد داشت”

  1. حالا مامانت کامل به بابات بگه یا نه چه اهمیتی داره الان ، مهم این بود که گفت به بابات و تو هم از شرش راحت شدی و دیگه مزاحم نداری و تا از بغل بیشتر نرفت جلوش گرفته شد و شما هم فراموش کن و مادرت رو هم ببخش اگه فکر می‌کنی مقصر و … . منطقی باشی و سعی کنی فراموش کنی و مشاوره و کمک خانواده .

  2. تنها خواهشی که میتونم بکنم اینه که با یه تراپیست مطمئن ارتباط بگیرو شدیدا تاکید میکنم هر چاقالی اینجا ادعای مشاور بودن کرد رو بیلاخ بده بهشحتی اگر مشاور باشن اینجا بودنشون نشون میده دنبال یه فرصت واسه سو استفاده هستن

  3. عجبچ نیازی بود ک مامانت کاره باباشو ب بابات بگهی دفعه باهاش دعوا میکردو قطع رابطه

  4. زرمفت نزن معلوم نی دختری یاپسرولی هرکوفتی هستی مگه سردرسایت تخمی نزدن زیر ۱۸سال نیاد توخودت همینکه تااینجااومدی واین کسشرات گفتی چهار یک ازبابابزرگت جلوتریلوس مزخرف اه اه حالم ازت بهم خوردخودمن پنج سال تمام بهم تجاوزشد تو طلایی ترین دوران کودکیمباوجوداینکه کتک میخوردم ازش هم مادرم نفهمید ولی هیچوقت اونومقصرندونستم مامانت چیکارکرده که خودتوواسه اون بیچاره چص میکنی

  5. خوب اول اینکه عزیزم تو دختری یا پسر؟ منم بچه بودم ی نفر بزور بردم تو خونش ولی زیاد مقاومت کردم خسته شد گفت به هیچکی نگو منم واقعا به هیچکس نگفتم😑🤦🏻‍♂️ دوم اینکه ممکن بوده از روی عشق و محبت بوده آخه پدربزرگ آدم مگه میشه به نوش چنین نظری داشته باشه💔 راستی اگه احتیاج به کمک و درد و دل و صحبت داری ریپلای کن منو تا آیدیم بهت بدم تو تلگرام باهم دیگه حرف بزنیم❤️❤️

  6. 😢😢😢😢😢سخته خودتوناراحت نکن اتفاقیه که افتاده سعبگی کن ذهنتو از اون گذشته رها کنی

  7. مگه میشه؟ مگه داریم؟ پدربزرگ مادریت مگه میتونه شق کنه که بهت نظرداشته باشه؟ 🤔🤔🤔🤔

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید